تبلیغات
شعرِ آ - صورتم سرخ به سیلی است ....
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

صورتم سرخ به سیلی است ....

تاریخ:چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395-09:09 ق.ظ


صورتم سرخ به سیلی است ....

آخرین شعر که من گفتم و خواننده ندیدم
آخرِ شعر برون رفتم و خواهنده ندیدم

چه کنم شعر فروشم همه شعرم شده عاطل
بی درآمد شده علٌاف ، بگو عاطل و باطل

چون که علٌاف علف دارد و من هرعلفی را 
ندهم ، وجه ندارد که دهم ناخلفی را

بایدم پول و پله تا که برآیم ز هزینه
خانه و همسر و فرزند ، ولی فقد خزینه

بار الها چه شود ذوق چنین شعر ستانی
بدهی ، در عوضش ، لقمه ای و تکٌه نانی

تا شوم سیر در این وادی بی پیر زمانه
نه که در جستن یک وام روم خانه به خانه

چه بود فایده شعر اگر پاچه نَخاری ؟!
ارزشش نیست به اندازه آجر به فَخاری

لیک من زاده ی آزادگیم ؛ پاچه نَخارم
در پی خدمت مردم همه عشقم ، چو بُخارم

مدٌعی شال به سر ، عینک و ریشش همه پشم است 
سنگ خاراش عزیز است و گمان برده که یشم است

من نه خارا که طلا هستم و مستم به مروٌت 
مدح اغیار نگویم ، به علی (ع) ! شاه فتوٌت

نخورم لقمه به هر قیمت و مطرود سلاطین
صورتم سرخ به سیلی است ؛ لعین اند شیاطین

شاعری با همه حُسنش نه فواید نه عواید
مدح اوباش بگوئی همه مُلکت شده عاید !!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot issues
پنجشنبه 23 شهریور 1396 08:20 ب.ظ
whoah this weblog is excellent i love studying your posts.

Keep up the good work! You recognize, a lot of people
are looking round for this information, you could help them greatly.
How much can you grow from stretching?
سه شنبه 31 مرداد 1396 08:24 ق.ظ
It's really a cool and helpful piece of info.
I am happy that you shared this useful information with us.
Please stay us informed like this. Thanks for sharing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر