تبلیغات
شعرِ آ - بارقه ی راه زندگی ، غزلی از طلعت خیاط پیشه در سایت شعر نو و نقد غزل از علیرضا آیت اللهی
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

بارقه ی راه زندگی ، غزلی از طلعت خیاط پیشه در سایت شعر نو و نقد غزل از علیرضا آیت اللهی

تاریخ:دوشنبه 18 مرداد 1395-04:34 ب.ظ


بارقه ی راه زندگی

از : طلعت خیاط پیشه ( طلای کرمانی )

کسیکه بغض غریبی نشسته بر جانش
شکسته شیشه دل را هوارِ پنهانش

قسم به داغِ شقایق که خسته میمیرد
دلی که پرشده از سایه سایه ایمانش

درون تنگ بلوری اسیر دلتنگی است
کسی که پر شده از بغض بیکسی جانش

سپیده سرزده امٌا هوای دل ابریست
گرفته ظلمت غربت شب زمستانش

پگاه فصل سرودن میان تنهائی
شکسته زورقِ بی بادبان وجدانش

چگونه دست نیایش برآورد از شوق
کسی که آتش آهی گرفته دامانش

بیا که بارقه ی راه زندگی عشق است
گرفته رنگ طلائی دوباره ایوانش


علیرضا آیت اللهی :

سلام به شاعره ارجمند و گرامی ؛ طلای ناب کرمانی
توصیفی تمثیلی و تا آنجا که من می دانم از ژرفای فرهنگ فارسی - ایرانی ، یا به هر حال فرهنگ محیط بر منطقه ی ریشه دار ما ، است :
« کسی که بغض غریبی نشسته بر جانش
شکسته شیشه دل را هوار پنهانش »
گذشته از مضمون غریبی که مضمونی کاملا" کلاسیک در ادبیات فارسی است ...
گفتگوئی است بیش از اینکه عارفانه باشد در مکاشفه و آنهم مکاشفه ای بدون جدل ؛ قاطع و با حکمی است بس واضح و مبرهن :
« قسم به داغ شقایق که خسته می میرد
دلی که پر شده از سایه سایه ایمانش »
در شکل : ایماء و اشاره و تشبیه و استعاره اش همه به حدٌ کافی دلچسب اند ؛ چرا که چنین فصیح و بلیغ ، یا گویاو رسا ، غریبی را روایت می کنند که خواننده متوجٌه نمی شود چگونه به سرعت و سهولت از بیت اوٌل به بیت دوٌم و از آنجا به سایر ابیات رسیده است .
امٌا در محتوا : کمال یاس و نومیدی از تبار سیاهی و آنهم نهایت نومیدی درانتزاع از ایمانِ در سایه قرار گرفته ...
با اینهمه مثل بسیاری از غزلهای سرکار عالی و فلسفه یا در واقع حکمت حاکم بر آنها « در نومیدی بسی امید است » :
« سپیده سرزده ...
جغرافیایِ دل شاعرباجغرافیای فضای مورد قضاوتش تطابقی تقریبا" همه جانبه دارد ... :
« گرفته ظلمت ِ غربت شب زمستانش ...»
  و آنگاه در یک کشمکش و جدال ...؛ امٌا و اگرها و .... 
« چگونه دست نیایش برآورد از شوق
کسی که آتش آهی گرفته دامانش »
و جالب توجٌه اینکه در مقطع تحسین انگیز غزل حافظ وار دعوت می کند ! :
« بیا که بارقه راه زندگی عشق است
.........»
 هم عاشقانه و هم عارفانه ؛ و در دنیائی که همه ی راهها به عشق ختم می شود و تمام دردها را درمانی نیست مگر عشق و لابد عشق ورزیدن به هستی با تمام واقعیات تلخ وشیرینش .
ای کاش که مخاطبانی نیز با همان احساسات سیٌال ، پهناور ، زلال و زیبا که شاعره شیرین سخن و نغزگوی این غزل .
تمنٌا دارم به من پاسخ ندهید . 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://aliserugh.hatenablog.com/
پنجشنبه 15 تیر 1396 08:34 ب.ظ
Appreciation to my father who shared with me on the topic of this
blog, this web site is genuinely amazing.
Booker
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:59 ق.ظ
Magnificent beat ! I wish to apprentice while you amend your web site, how
can i subscribe for a weblog web site? The account helped me a
appropriate deal. I have been a little bit familiar of this your broadcast provided brilliant transparent idea
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر