تبلیغات
شعرِ آ - نظری به غزل رسوای عشق از مهران اسدپور در سایت شعر پاک
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نظری به غزل رسوای عشق از مهران اسدپور در سایت شعر پاک

تاریخ:دوشنبه 25 بهمن 1395-12:44 ب.ظ

رسوای عشق

از : مهران اسد پور

دیگر اسیرِ رنگ و ریاها نمیشوم
بازیچه ای به دستِ خطاها نمیشوم
رفتم ولی بدان که من این بار تا ابد ؛
با وعده هایِ پوچِ تو اِغوا نمیشوم
وقتی به یادِ خاطره هایِ گذشته ای ؛
در سایه هایِ ذهنِ تو پیدا نمیشوم
رفت آن زمانِ عِشوه خریدن مگو دریغ ؛
از عِشوه ها و نازِ تو شیدا نمیشوم
رسوائی ام اگر چه مرا مَردِ عشق کرد ...
دیگر به پایِ عشقِ تو رسوا نمیشوم
گفتی که کوچکی بُرو... حالا بیا ببین ؛
از هیبتم به زندگی ات جا نمیشوم 
تنها شدم ولی؛ همه تاوانِ عشقِ توست 
« گفتم که با وجودِ تو تنها نمیشوم !!! »
از درکِ این مسائِلِ مجهول عاجزم
هرگز حریفِ حلِ معما نمیشوم
حالا بیا ببین چه شُدم در فراق تو
چون واژه ای غریب که معنا نمیشوم
دردیست بر دلم که نشاید به کس نمود
زین دردِ لاعلاج ، مداوا نمیشوم
میمیرم از درونم و چون کوه سربلند
یک دم مطیعِ پستیِ دنیا نمیشوم .
                   « مهران اسدپور » 
  
علیرضا آیت اللهی :
سلام 
به شاعرارجمند و گرامی
جناب مهران اسدپور
چشم بسته وارد دفتر شعرتان می شوم چون تقریبا" مطمئن هستم که با شعری خوب مواجه خواهم شد ؛ و جناب عالی در قید و بند کمٌیت و نهایتا" ارائه ی فلٌه ای شعر نیستید .
« رسوای عشق » واقعا" که مصداق یک غزل است : عاشقانه
... و مصداق یکی از بزرگترین و شاید هم بزرگترین مضمون ادبیات کهن فارسی : شکوه از یار
زیبا
شیوا
وزین
متین
و دلنشین .
بخصوص روان ، و روح انگیز
داراس فرایندی منطقی و متداول : نامهربانی و تبختر یار > شکوه > گریز >انتقام و مقاومت از افتادن دوباره به دام .
پس : روایتی است یا یک فرایند نسبتا" صحیح و ساختاری نسبتا" صحیح تر  .
چرا می نویسم « نسبتا" » ... ؟
- چون بنظرم ابیات آخر به نوعی تزلزل شاعر را نشان می دهند که این تزلزل می تواند فرایند و ساختار غزل را اندکی سست کند .
نقطه ی ثقل شهر همانجاست که شاعر باصطلاح انگشت به چشم یار ش می کند :
گفتی که کوچکی بُرو... حالا بیا ببین ؛
از هیبتم به زندگی ات جا نمیشوم 
...و امٌا عجب حُین مقطعی دارد :
میمیرم از درونم و چون کوه سربلند
یک دم مطیعِ پستیِ دنیا نمیشوم
شاهکار است .
فدای آن طبع بلند
احسنت ، احسنت ، احسنت 
لذٌت بردم
زندگیتان آکنده از لذٌت باد ؛ و هر یار غدٌاری در مقابلتان مغلوب و پشیمان !



نوع مطلب : تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ترنم
جمعه 13 اسفند 1395 10:45 ق.ظ
سلام وبلاگ بسیارخوبی دارین .مفتخرم ازنظرات سازنده شمابهره مندشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.