تبلیغات
شعرِ آ - کلک الشعراء مَعرِ* تاک
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

کلک الشعراء مَعرِ* تاک

تاریخ:پنجشنبه 26 اسفند 1395-11:37 ق.ظ


کلک الشعراء مَعرِ* تاک

کم شعورم گفت ؛ بی عقلم و خود کامه چرا ؟
گفتمش چون فطرتت پست است ؛ این خامه چرا؟
گفت فکرش کرده ام که شاعری آزادگی است
گفتمش آزاده باش و سعی کن ! شعری سُرا
گفت طبع منگ من اندر خور اشعار نیست
گفتمش پس نیست یک جو از ظرافت هم تو را ؟
گفت نان می جویم و راهی دگر نادیده ام ...
گفتمش ای کور اندر ظلمت کذ بت در آ :
شاعری بر پایه طبع است و آگاهی و علم
نه که خدعه و فریبی محض راه کربلا ! ...
تو اگر « گرته سُرا »ئی شعر در حدٌ تو نیست
نوحه خوانی کن و یا در پرسه ها هچو قراء
با تقلب و گدائی ... سالها دریوزگی ....
کرده اغفال هر رئیسی چون عجیب الشعرا
بار می برده ست در کاشان به سال انقلاب
وآنگه چون یک کارگر در شهریار و ماوراء
وارد چاپخانه گشته تا بچیند بس حروف
فکر کرده که نویسنده ست و پشتش ماجرا ...
این کپی کاری و سرقت معجزه کرده ست زود
از نوشتن بهر کودک تا .... « رئیس الشعراء » !
گر سپید و بند تنبانی بوَد اشعار خوب...
آی قورباغه بیا جشن است ! ؛ پس شعری سرا
آن وزغ هم ادعاهای عجیبی کرده است
تا زبان جنبانَد او  محتاجیِ یک مستراح

ببخشید قافیه تنگ آمد و شاعر به یادش تفنگ ! ... که پشت تفنگ یک سرجوخه است و پشت سرجوخه هم سلسله مراتب اراذل و اوباش صحنه ی شعر و ادب ! .

* معر در آبادیهای جنوب کویر ایران به معنی شاخه ی درخت است ؛ همانجا که کرم مثلا" به تاک می چسبد تا بنیاد برگ و میوه تاک را براندازد تا بعدا" برسد به تمام بوته تاک ! . سابقه اش متعدد است ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()