تبلیغات
شعرِ آ - سلامی به شاعری از نصر آباد
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

سلامی به شاعری از نصر آباد

تاریخ:یکشنبه 23 آبان 1395-10:57 ب.ظ

 

 

سلامی به شاعری از نصر آباد


من نه از نصر آباد

بلکه از آنطرفش ، یزدستم

که هبوطم آنجاست

و سقوطم به محلٌی که مصلٌی نامند

کوچه ای گودترین بخش از آن

که هم امروز بنام خودم است

 

خانه ای روحانی ، که جوادش گفته ند : شیخ یا میرجواد

زاده یزدم من ،

پسر شیخ جواد

( که دوتا محضر داشت )

و به تحصیل دبستان و دبیرستانش :

به دبستان صدیق ، حکمت و چهار منار

و دبیرستان ؟

پهلوی ، میر کبیر

پس از آن ایرانشهر

وانگهی در البرز

و به رکنیه به ختم

هرکجا رفتم ، اخراج شدم

و در آن عهد شباب

من نوشتم چه بسا نشریٌه

و سرودی هم چند :

هم که شعری از نو

هم که شعری به کهن

و به ورزش هم ؛ اندک فالی

خط و نقاشی هم

تا به هجرت برسم بهر دیار تهران

و به دانشگاهی ، به همین نام ز آن

به علومی که بوَد انسانی

اجتماعات بود مکتب من ، همچون تو ...

 

وه که هفتاد برفت از زادن

وه که پنجاه برفت از آن هجر

 

زاده ی یزد که گفتم ؛

و علی هستم من

و رضا هستم من

آیت اللهی ها ...

کی شنیدی تو ز این قوم یکی شاعر را ؟

گر شنیدی ، تو شنیدی همه را ...

 

یادگارت خوش باد

روزگارت بهتر




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر