تبلیغات
شعرِ آ - با یک دنیا امتنان
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

با یک دنیا امتنان

تاریخ:جمعه 25 اسفند 1396-01:06 ب.ظ


 

با یک دنیا امتنان

سرودن شعر ، و داستان نویسی را غریزی ، از خلٌاقیٌت و بنابر این از هنر می دانم ؛ و هنر حقیقی ، که از احساس ، غریزه و خلٌاقیٌت هست هیچگاه مشمول تصمیمگیری هنر مند ، شاعر و نویسنده نمی شود . شاعر نمی تواند تصمیم بگیرد که شاعر نباشد ؛ چون چه بخواهد و چه نخواهد شاعر هست و شعر به ذهنش می رسد . منتهی می تواند آن را یادداشت نکند ، تکمیل نکند ، ویرایش نکند و چاپ و منتشر نسازد .

قبل از انقلاب حدود سه هزار شعر ( بیشتر نو ، سپید ، مثنوی ) داشتم که به ندرت آنها را به چاپ می رساندم ؛ و آنهم با نام مستعار و حتی ناشناخته نزد مطبوعاتی که آن را منتشر می ساختند ! ؛ چرا که خانواده ام چندان استقبالی از شاعر بودن فرزندشان نمی کردند ؛ و در واقع مخالف آن بودند . وقتی در اوایل سال 1356 تقریبا" مجبور شدم از ایران فرار کنم ، قبل از مهاجرت به فرانسه کارتن پر از شعرم را از بین بردم که ضمنا" به دست مغرضان هم نیفتد ! .

طی هفت – هشت سال اقامت در فرانسه ، تعداد شعر هایم به زبان فرانسه هم اندک بودند که نزد خود نگهداری نمی کردم و ممکن است تعدادی از آنها نزد یکی از دوستان فرانسویم ( سیمون رنه ) باقی مانده باشند .

پس از انقلاب محیط ادبی را آنچنان که باید و شاید مساعد نیافتم و آنقدر نسرودم که چیزی نمانده بود شاعری را کاملا" فراموش کنم . روزی به مناسبتی به حضرت فاطمه زهراء (ع) می اندیشیدم ( که خانواده ما از متوسلان به ایشان بود و هرساله مراسمی می گرفت ؛ امٌا بعدا" وسع من کارشناسِ در عمل مغضوب ؟ دولت چنین اجازه ای نمی داد ! ) . پس از سالها دوری از محیط شعر و شاعری شعری نه چندان باکیفیت در باره حضرتش به نظرم رسید . گفتم لا اقل این شعر را در وبلاگ عمومیم ، برای حضرت (ع) درج کنم . چون شعر کیفیت لازم را نداشت با جناب عبدالرحیم سعیدی راد ، که افتخار همکاریشان را داشتم ، به مشورت نشستم و ایشان مرا تشویق به عضویت در سایت شاعران پارسی زبان کردند ؛ و آنهم باشعر هائی که پس از مدتی دوری از صحنه ی شعر چندان کیفیتی نداشتند ... .

برخی از شعرهای قدیم را هم که در لابلای آرشیوم باقی مانده بودند در سیستم مجازی آوردم ...

امٌا روز به روز بیش از پیش نسبت به مساعد بودن محیط شعر فارسی نا امید و نا امید تر شدم .

بنظرم شعر فارسی در دستگاه سیاست خرد و خاکشیر شده است مگر جزء بسیار کوچکی از آن بنام شعر آئینی که در واقع شعر سیاسی ( حکومتی ) است ؛ و من در این بخش سررشته ای ندارم و ادٌعایی هم .

از طرف دیگر پژوهشگرم و ، اگر خدا قبول کند و استادان امر ، اهل باصطلاح علم و منطق . سعی کرده ام که هر هفته لااقل دو – سه یادداشت در علوم انسانی و اجتماعی تهیه و در اینترنت منتشر کنم که به لطف خدا طی هفت – هشت سال اخیر توفیقاتی هرجند ناچیز هم یافته شاید حدود سه هزار و پانصد یادداشت در سیستم مجازی از خود به جاگذاشته ام . آن الکنی که در ششم اسفند 1396 سروده ام نتیجه ی همین جدال پرداختن به هنر و شعر یا علوم اجتماعی با خود است .

شاعر ارجمند و گرامی جناب آقای علی میرزائی که همیشه به این کمترین لطف داشته اند عملا" پیشنهاد فرموده اند که بازهم شعر های ( حالا دوباره از کیفیت افتاده ام ) را یادداشت کنم و منتشر !

بچشم ! . مگر می توان باصطلاح حرف چنین پیشکسوتانی با اخلاق و خوشمرام را به زمین گذاشت ؟! .

لطف جناب عالی و لطف امثال آنجناب ( که بیشتر نظر خصوصی یا پیام می گذارند ) شامل این کمترین بوده و هست ؛ لطف خدا نیزباشد که شعرها بیش از این از کیفیت لازم فاصله نگیرند ... گاه به گاه ؛ و البته فقطدر وبلاگهای شخصی خود ، و لاغیر ! .

با یک دنیا امتنان





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر