شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

کوک سه تار ، غزل . از پانته آ عسگری

تاریخ:جمعه 31 فروردین 1397-02:56 ب.ظ

 


کوک سه تار


بعدِ تو حرف به حرفِ غزلم بارانی ست

یک جهان ابر در این حنجره ام زندانی ست

 

منم و کوکِ سه تاری که عوض باید کرد

گوشه ی دشتی آوازِ دلم چوپانی ست

 

کی به دوری تو عادت بکنم.. کی دیگر؟

هر شب و روز همه کارِ دلم حیرانی ست

 

طبق تقویم جلالی که خزان آخر شد

پس چرا فصل نگاهم به مه ات آبانی ست؟

                          

فاصله، دره خشکی ست که پر باید کرد

کوچ پروانه دلیلش سمنی سیمانی ست

 

می شود معجزه ای رخ بدهد برگردی؟

 

بند بندِ بدنم در قدمت قربانی ست

 

بی تو با یادِ تو در هر نفسم نامت هست

صندوقِ سینه و گنجی که در آن پنهانی ست

 

باید اما که خیالت برود یک لحظه

معذرت.. سقفِ دلم در شُرُفِ ویرانی ست


علیرضا آیت اللهی :

 

 به خیال پاسخ غزل در بداهه ای واقعا" بداهه           

 


بعد از آن هر غزلت ابری و یا توفانی است ؟!

چشم خورشید به بند غزلت زندانی است ؟ !

 

و همه آنچه سرودی به ره این دوری ...

حبٌه هائی است پریده ز لب قندانی است ...

 

بهتر از آنچه تو داری به جهان نیست سه تار

نه سه تاری است که آواز خوش چوپانی است

 

نگذارش به فراق تو دل آزرده شود ...

کاین طریقه ز سحور سحر شیطانی است !

 

دوریش شعله ی عشق است غنیمت دانش

که همه عشق ز دوریی است که نه پایانی است

 

از بن عشق ، بهار است و بهار است و بهار

کی خزان در ره دلداده ای و جانانی است ؟!

 

فاصله تا که نباشد نتوان گفت ز عشق :

آنکه عشقش همه وصل است و سر و سامانی است

 

لیک شعرش به ته چاه به کنعان محبوس

چون که هر شعر نه از وصل که از حیرانی است

 

شاعری ، شاعر شیرین سخنی ، گلبانو !

بعد هر شعر تو چشمان ترم بارانی است ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic