تبلیغات
شعرِ آ - مطالب دی 1395
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نظری به غزل « غوٌاصان دلاور » از استاد علی اصغر اقتداری در سایت شعر پاک

تاریخ:جمعه 10 دی 1395-06:16 ب.ظ


نظری به غزل « غوٌاصان دلاور » از استاد علی اصغر اقتداری در سایت شعر پاک

از استاد علی اصغر اقتداری

برای غواصان دلاور

باعروری نجیب وروحانی وسعت دردرا شنا کردند
دل به توفان موج ها دادند ، میل دیدار آشنا کردند
دستشان بسته بود ومی ، تنشان خسته بود ومی رفتند
تا بیابند گوهر خودرا دردل موج ها، شنا کردند
آسمان از شکوهشان حیران  ، کوه از شورعزمشان مبهوت
آسمانی ترین زمینی ها،  دین ِخودرا چنین اداکردند
زخمی از خنجر خیانت دوست ، سرِتسلیمشان فرود آمد
بی مدال ونشان ترین هایی که به پیمان خود وفاکردند
عاشقان سپیده آمده اند ، کال های رسیده آمده اند
که به آن ها تمام مردم شهر، سرفرازانه اقتدا کردند
صدوهفتادوپنج رود دمان سر برآورده ازدل اروند
غصه ی تلخ غربت خودرا بعد سی سال بر ملا کردند
***********
خم به ابرویتان نمی آید   فکرتان جز شرر نمی زاید
نردبان صعودتان نشود آن چه اعجاز کار ها کردند!

نظر علیرضا آیت اللهی :

شعری هست به این شکل که :
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن
به دمی ، یا درمی ، یا قدمی ، یا قلمی
و من با همین « دَم » و البته که « دَم شاعران » کار دارم .
این تک بیت ، مسیح مرام است و مشتمل بر احسان ؛ که اگر بود چه بهتر و اگر نبود « بدهی » نیست ؛ دِین نیست .
فرهنگ ما فرهنگ اسلامی است ؛ و باصطلاح « علیک در برابر سلام » و چشم دربرابر چشم ؛ و اگر بدینگونه مؤمن و عبد عبید باشیم ؛ « من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق » ؛ و از همین حکم و ضرورت اسلامی است که گفته اند « سلام مستحبٌ است و جوابِ سلام ، واجب » .
منِ شاعر و استاداقتداری شاعر اگر کسی کلوچه سبزواری بهمان تعارف کند متقابلا" با سوهان آردی یزدی جبران می کنیم ؛ و اگر کسی شعری برایمان بسراید متقابلا" شعری برایش می سرائیم . امٌا در جواب ، « آسمانی ترین زمینی ها » ، کسی که برای ما جان می دهد ، چه کنیم ؟! « کز عهده ی شکرش بدر آید » ... شاید باورتان نشود که اشکم سرازیر شده است ...
بحث من اینجاست : سرودن چنین غزلی نه تنها قریحه می خواهد ، که نزد استاد اقتداری بهترینش وجود دارد ؛ بلکه احساس می خواهد و آنهم احساس مثبت ؛ آگاهی ؛ شعور به جامعه حاضر و همان که این روزها می گویند « بصیرت » . با چنین شعوری است که یک صاحب قریحه « شاعر » می شود ؛ آموزگار و استاد . والٌا « ذات نا یافته ازهستی ، بخش - کی تواند که شود هستیبخش » ؟ .
استاد اقتداری فقط به خاطر اینکه قریحه دارد شاعر نیست ؛ که بسیاری دیگر هم دارند . وی بخصوص از اینجا بزرگ است و از بزرگان است که وجدان نیز دارد ؛ وجدانی اجتماعی ؛ و به محیط اطراف خود نیز عالم است :
سلامت باد ای شاعر که شعر سالمی داری
قریحه را خداداده ست ، ذهن عالمی داری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نظری به غزل هراسانم از دکتر جواد مهدی پور در سایت شعر پاک

تاریخ:سه شنبه 7 دی 1395-11:38 ب.ظ


از : جواد مهدی پور

هراسانم ..
شنبه ۰۴ دی ۹۵ - ۱۰:۵۹

اگر ازعشق شادابی ندارد حرف هایت ، در دهان بهتر
عقیقی که  نداند ارزش خود را    رود در خاکدان  بهتر
 
خیانت بر حقوق زیر دستانت  نشان از ناجوانمردی ست
برای نفس سرکش  در بروز جرم و گمراهی   عنان  بهتر
 
سفر رسوا کند بیش از وطن  افراد بی روحیّه و جان را
که تیر کج ندارد خانه ی امنی   بجز قوس کمان  بهتر
 
تبر در باغ ، نا امنی ببار آرد برای لاله و سنبل
برای هر گلستانی که می بینی  حضور باغبان بهتر
 
من از صیاد بی رحمی که جان را جان نمی داند هراسانم
نمی خواهم هوای تازه ی دشت و دمن را ، آشیان بهتر
 
جوان ، خام ست از سرما و گرمای زمان چیزی نمی داند
درخت پیر در این باغ  از هر نوع  نهال نوجوان  بهتر
 
دلی دارم پر از اسرار خونرنگی که پنهان کرده ام از تو
نداری طاقت افشاء   بماند در دل خونین    نهان  بهتر



از علیرضا آیت اللهی :

فکر می کنم حدود سه سال است که همه ی شعرها و در واقع غزلهایتان را می خوانم و مستفید می شوم ؛ و گاه چنان به وجد آمده ام که غزلی در پاسخ به این یا آن غزلتان سروده ام .
درست است که اکثر شاعران کهن سرای ابرانی ، و بخصوص قدرتمند ترین هایشان معمولا از مراحل عاشقانه - عاشقانه و عارفانه - و... حکیمانه و پند آموز عبورمی کنند ، امٌا این مناسک هنری - ادبی یک حکم عمومی نیست ؛ نزد برخی این یا آن مرحله وجود ندارد ؛ نزد برخی درهم ریخته است ؛ و نزد جناب عالی دارای نظمی چشمگیر که حال چند ماهی است بیشتر حکیمانه ها و انتقادی تر ها را می خوانم و لذٌت می برم .
لذٌت نخست و بنظر من اولای غزلهای شما در مشاهده تواضع و صداقتی بود که در نخستین گروه از غزلهایتان ، مستقیم یا غیر مستقم ، مشاهده می شد : شاعر زیبائی در عین فرهنگ و ادب که متاسفانه تحت شرایط عمومی زندگی کنونیِ جامعه ما آنطور که باید و شاید فراهم نیست .
شاخصه ی دیگر عدم پایبندی به قواعد شکلی و باصطلاح عروضی است که برخی تقیٌد طابق النعل بالنعل اینگونه صنایع شعری را « هنر » تلقی کرده اند ! ... غافل از اینکه در اینجا هم سلیقه مطرح است و مثلا" مصراع دوٌم این غزل بسیار زیبا و حکیمانه تان می توانست یه اینگونه باشد :
عقیقی که  نداند ارزش خود را بود خاکدان  بهتر
این غزل نیز پر محتواست و من محتوا را در شناسائی و کاربرد می دانم که جناب عالی شعرهائی واقعا" جامعه شناسانه دارید ؛ تحلیلی و ارشادی ؛ و چقدر زیباست که انسان بخواند :
برای نفس سرکش  در بروز جرم و گمراهی   عنان  بهتر
بازهم تفاوت سلیقه :
سفر رسوا کمد بیش از حضر افراد بی وجدان
تبردر باغ نا امنی شود قال برای گل



نوع مطلب : تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()