تبلیغات
شعرِ آ - مطالب اردیبهشت 1396
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نیمائی « میلاد نور مبارک » از محمد رضا جعفری در سایت شاعران پارسی زبان

تاریخ:شنبه 23 اردیبهشت 1396-12:46 ب.ظ


   
1396/2/21 در ساعت : 23:34:12
 
میلاد نور مبارک

بهترینِ هدیه یِ عرش / گُلِ نرگس آمد
مُژده خواهم که گُلِ نرگسِ زیبا آمد !
 تا در این صُبحِ قشنگ
 بهترین هدیه یِ عرش
 چو نگینی بر فرش
 پیشِ چشمانِ همه باز و شکوفا بشود  !
که خدا می داند
 با نگاهِ نابّ اش
 عندلیبانِ همه در پروازند
 نغمه ها همچو دل انگیزترین آینه ها پیدایند
 دل و جان همدمِ و هم آوازند
 چهره ها رخشان اند
 موج ها آرام اند
 آب ها آزاد اند
چشمه ها شیرین اند !
آسمان از قفسِ تنگ ، رها گردیده ست
 دلِ هر چلچله‌ دریایِ صفا گردیده ست ؛
 منبعِ فیض و جوانمردى و احسان پیداست
 مهرِ مولایِ عزیزان رعناست ،
 جام هایِ دلِ ما مثلِ بُلور
 شعرمان شعرِ ظهور
 گنج ها بی پایان
 آفتابش تابان
 دست ها سویِ اُفق چون باران
 و کنون
 فصل ها جُمله بهاران شده اند ؛
 و همه می دانند
 وارثِ تاجِ نبی
 که چنین رحمانی ست
 همه از نسلِ علی ست !
 و به سودایِ گُلِ سُرخ قسم
 با سفیری شاداب
 و نگاهِ مهتاب
 در همین لحظه یِ شاد
  صحبتِ گل ها را
 می توان با نظری معنا کرد ،
 تا که خورشیدِ رُخِ زیبایش
  پُشتِ آدابِ دعا سر بزند  !

علیرضا آیت اللهی :

شاید حدود سه سال پیش بود که در سایت شاعران پارسی زبان با نخستین غزل های شاعر هنرمند جناب محمد رضا جعفری آشنا شدم و از خصائص غالب بر آنها لذٌت بردم :
- زیبائی تا حدٌ
- توصیفی چون نقاشی
- روح شعر
- عرفان تلویحی
- فرزانگی نسبی
- ......
... و آنگاه شعر هایشان و محل های نشرشان متعدد شدند که طبیعتا" گاه مجال خواندن همه ی اشعار خوب از شاعران گزیده حتی برای ناقدان حرفه ای وجود ندارد چه رسد به این کوشای آماتور و کاملا" غیر حرفه ای ...
آنچه که مزید مطالعه و استفاده ای بیش از پیش از سروده های این شاعر گرامی شد ، قریحه سیٌال و منعطف ایشان و ورود به حوزه شعر نو به ویژه اشعار نیمائی بود که این روزها چنین « چند سرائی » هائی از هرکس بر نمی آید ...
و شعر های نوی ایشان را بیشتر در سایر سایت ها و یحتمل آخرینش را در سایت متین شعر پاک دیده بودم و مستفید می شدم و بازهم یحتمل کمتر در سایت وزین شاعران پارسی زبان ...
... تا اینکه انتظار فرج ولی عصر ، امام دوازدهم ( ع ) در اینجا نیز مفتاح الفرجی شد و ، پس از یکی دوماه دوری از تمام نشریات شعری ، سعادت خواندن شعر « میلاد نور مبارک » را یافتم و در واقع ذی السعادتان .
این نیمائی ، یا بنا به قید و بندهای جدیدی که برخی از تنگنظران بنام رعایت عروض و حتی بحور عروضی ! بپای چنین ابتکاری غانم از نیما یوشیج گذاشته اند ، نیمائیگونه ، نه تنها یک شعر بلکه نمونه ای از « روح شعر » است ؛ عشق است ، بندگی است و شیدائی هائی عرفانی . بقول ابولقاسم لاهوتی :
با همه زنجیر و بند و حیله و مکر و رقیب
خواهم آمد من به کویت گر نمیدانی بدان
شاعر بندها را گسسته است و به حیطه ای از شعر ناب وارد شده است :
- بسیار زیبا
- به حدٌ کافی وزین
- عملا" ساده و بی پیرایه
- با توصیفی دل انگیز و بخصوص : روحپرور
- رها از برخی از قید و بندهای هنر کُش
- سراسر صفا ، با صراحت بسیار
- و البته مذهبی و از سرِ ایمان
  
« صحبتِ گل ها را
 می توان با نظری معنا کرد ،
 تا که خورشیدِ رُخِ زیبایش
  پُشتِ آدابِ دعا سر بزند » » !




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

« فرج » اگر تو بخواهی اشاره ی ابروست

تاریخ:سه شنبه 19 اردیبهشت 1396-09:52 ق.ظ




« فرج » اگر تو بخواهی اشاره ی ابروست

« نجات خلق » ز ذلٌت مرامنامه ی اوست
همان که دشمن اهریمن است ؛ و طالعِ دوست

چه قرن هاست که این گل نهان ؛ و ظاهر بوست
عقب برو ای ابر ! ؛ چون که « نور » ز اوست

و گر « امید » نباشد ، ز هستیش چه نصیب ؟ 
تمام هستی موءمن به باطن است و به خوست

عَلَق به لحم و تمام استخوان و پی منقوش
« امید کلٌ بشر » تا که اوست ، با رگ و پوست

تمام فکر به کار است و چشم در راهش ...
و گفته ها همه در آرزوی وی زین روست

که راستی و درستی کند حکومت و بس !
رَوَد دروغ و ریائی که بر سر هر کوست ...

چو خلق گشته به زنجیر ظلم و جور در سده ها
طبیعت است که این فکر و ذکر وی الگوست

« امید » از دل مظلوم دهر دور مباد ! ...
خلایقی که مصائب همیشه در پهلوست ...

خلایقی که خدا جوست ، یاربش دریاب !
« فرج » اگر تو بخواهی اشاره ی ابروست

چه چشم ها که به راهش فرو نشست و بخفت
علاج کن همه این انتظارها ؛ ای دوست ....

علیرضا آیت اللهی 19 اردیبهشت 1396



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()