شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

ترک شعری از رضا نظری از دفتر شعرهای کوتاه نوع شعر نیمائی در سایت شعر ناب

تاریخ:چهارشنبه 19 فروردین 1394-12:40 ب.ظ

ترک شعری از رضا نظری از دفتر شعرهای کوتاه نوع شعر نیمائی در سایت شعر ناب

ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۰۵ شماره ثبت ۳۵۸۳۴   بازدید : ۴۹۶   |    نظرات : ۱۱۶

تَرَک برداشته قلبی که می کارد محبت را به دل های پر از نفرین و نفرت های بی حاصل  ز  ِ زخم  ِ  کینه های پر ز  ِ حُمق  ِ جهل  ِ انسانی...
۱۳۹۴/۱/۱۵
ساعت۱۸
کرمانشاه!
پ.ن.
چه دقتی؟! بداهه ! همین الان یهویی! دلم برای تتابع اضافات تنگ شده بود! البته برای شما دوستان هم دلم تنگ شده بود! نقد هم که کماکان آزاد است و آزادی بعد از نقد در بند اما و اگرها! 
۲۲
  شاعر درخواست نقد دارد
۵۶ شاعر این شعر را خوانده اند
اکرم ابراهیمی ، رضا نظری ، فاطمه سادات بحرینی ، جعفر جمشیدیان تهرانی ، جواد کشته گر (مسافر) ، فاطمه رها ، وروجک ، منوچهر مجاهدنیا ، فرمیسک(هاوار هه لوی) ، مهرداد رستم آبادی (شاهد) ، صفیه پاپی ، جمیله عجم(بانوی واژه ها) ، سیاوش پورافشار ، مونس ارجمندی ، سودابه برزگر ، سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق) ، محمد صادقی راد ، عباس زارع میرک آبادی ، فاطمه ضیاالدینی ، محسن افشار نادری ، سیدعلمدارابوطالبی نژاد ، سمیرا اكبرزاده( سمیرامیس) ، راد ( احسان ) ، محسن پاده بان ، عظیمه ایرانپور ، محمد رحیم کاظمی ، فرهاد مهرابی ، مریم شجاعی ، علی اسماعیلی ، اصغر زند ، علیرضا آیت اللهی ، فاطمه توکلی ، جواد مهرگان مجد ، زین العابدین محب علی ، نجمه طوسی (تینا) ، محمد رضا نظری(لادون پرند) ، غلامرضا مهدوی(مهدوی) ، حمیدرضا کشیتی ، کیوان رادفر ، ســودابه صادقـــی ، فروزان شهبازی ، لـــــــــــــــیلا رنجبران ، محمد یزدانی جندقی ، طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) ، فرزان رادفر ، موسی عباسی مقدم ، شاهین لقایی(شاهین) ، مهدی شهبازی ، محمد ایثاری نیا (جوینی) ، میثم دانایی ، فرشته شمس الدینی ، آزیتا احمدی ، مینا علی زاده ، باقر رمزی ( باصر ) ، مازیار نظری ، محسن حامد (باران)
نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق) سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۰۵:۲۲
 استاد عزیز و همتبار گرانقدر حضرت دوست جناب نظری بزرگوار بارک الله                         
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۴۳
 سلام   
به استاد نظری بسیار بسیار عزیز .     
زیباست و دلنشین ؛ محتوائی انسانی و بس انساندوستانه دارد ؛ رمانتیک است و حکیمانه . امٌااذعان می کنم که ، به مثابه یکی از مخاطبان ، پیام شعر را ، اگر پیامی خاص در آن منظور بوده است ... ، در نیافتم .
... و امٌا بی اختیارواژه هائی به ذهنم رسیدند که چون میهمانی نطلبیده ، خود به خود ردیف شدند :
تفاوت ها:

و انسانی که باید خوب را بیند به خوبی ها 
خدا و هر نبی و اورمزد و پاک و نیکان را ....

و امٌا بذر اهریمن 
مبادا باد بی پاداش
که بی پاداشیش تخمی شود هفتاد
محصولی که می سازد جهان را چون جهنٌم :
خاستگاهِ آتشی در انتظارِ
سرو
بید ، و
گُل .

مباد آن روز !

مگر چرخی زند اهریمن از راهی به ترکستان ؛ و
بیند راه دلها را
به سوی کعبه ی آمال .

شود آیا ؟ .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن .... (7)

تاریخ:سه شنبه 18 فروردین 1394-11:01 ب.ظ

(دنباله )
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴ ۲۱:۱۳
 استاد ارجمندم جناب آیت اللهی
غزل زیبای شما را خواندم و بهره ی وافر بردم.
دیریست که از حال ِ دل ِ ما نشنیدی
طعمی ز شراب ِ غزل ِ ما نچشیدی
استاد مدتها چشم انتظارتان بودیم .خوش آمدید .بهاران بر شما و خانواده ی محترمتان مبارک باد.طول عمر و سلامتی و سرسبزی شما آرزوی من است.
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۲۵
علیرضا آیت اللهی
سلام به سرور و سالار شعر فارسی
طلای کرمانی
سرکار علیٌه عالیه خانم طلعت خیاط پیشه
زبان تشکرم قاصر است
کوچک نوازی فرموده اید   
این طلای شهر مس بین که چه ها برپا کند
واژه هائی از طلا دارد ، به آن غوغا کند
طلعت شعرش به هرجائی چراغی روشن است
با زبان شعر خود ، درهای جنٌت وا کند
با آرزوی بهترین ها برای سرکار عالی و خانواده ارجمند در سال جدید
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۵:۴۱
درود بر استاد آیت اللهی بزرگوار 
سروده ی زیبایتان را چند مرتبه مرور کردم... 
گویی انگیزه ی خاصی برای سرودنش داشته اید! 
به هر حال بر دل نشست و خیلی قابل تأمل است
التماس دعا دارم 
پاینده باشید 
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۰۹
علیرضا آیت اللهی
سلام به
استاد بحرینی ارجمند و گرامی
از لطف سرکار عالی ممنون و متشکرم
همانطور که فرموده اید تقریبا" هیچ شعری بدون انگیزه نمی شود ؛ داشتم دیوان حافظ را مروری می کردم که ....
اشعار ناب از توست ، بوی کباب از من !
یارب کجاست عدلت ؟! دریاب علیرضا را
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۵۷
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
درود بر شما
در بداهه گویی هم بی نظیرید استاد
سپاسگزارم
پاسخ به پاسخ فاطمه رها به بحر الغزل
(4)
یا پدر برگو که یک پیری اگر یادت بیاید
کرده بر چلٌ کمان تیری که می باید بیاید
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۰۴
ای دوست قبولم کن وجانم بستان
مستــم کـــن وز هر دو جهانم بستان
بـا هـــر چـــه دلم قرار گیـــرد بــی تـــو
آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان  
تو یک ادیب نابی ، آبی ! نه چون سرابی
« نقد» ی تفقدی کن ، در ویش بینوا را
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۰۸
تو خود استاد بزرگی ، شعر من ناقابل تو
هر سخندان این شناسد ، جاهلانی غافل تو
شعر خود چون سحر پاشی ، محفلی مسحور گشته
خلق را مجنون شعرت دیده ام ؛ کو عاقل تو ؟!
علیرضا آیت اللهی یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۴۰
(5)
« عرض تبریک » است با جوهر ز گلهای معطر
روی یک کاغذ تمیز امٌا ز قطع ربع کمتر
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۰۵
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۴۴
تو یک ادیب نابی ، آبی ! نه چون سرابی
« نقد» ی تفقدی کن ، در ویش بینوا را
« خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند »
امٌا من از کویرم ، وجهی نمای مارا !
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۴۴
(6)
یاغبانی یا پدر ؟! با این گل ناز سخنگو
پاسخی آماده فرما ، راز سریسته به من گو
صفیه پاپی شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۱۲
صفیه پاپی
درود جناب آیت اللهی عزیز     
زیباااا و ملیح بود بزرگوار     
مرحبااااا     
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر صفیه پاپی شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۰:۴۶
سلام به 
این « صاحب محبٌت »
سرکار خانم پاپی
الطافتان مزید . شرمنده فرمودید
« دل می رود ز دستم ، صاحبدلان خدارا »
از شکلکان بسیار ... معذور دار ما را
امید وارم توانسته باشم حتی به اندازه سر سوزنی هم که شده است لبخندی به لبان سرکار عالی بنشانم .
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر صفیه پاپی شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۱۷
(7)
فاطمه یک نو گل هدیه ز گل های بهشتی
ای پدر بس فخر داری که چنین گل را تو کِشتی
( دنباله دارد )




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (3)

تاریخ:سه شنبه 18 فروردین 1394-05:13 ب.ظ

پاسخ علیرضا آیت اللهی یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۱:۱۴
به این میگویند نقد و نظر (3) 
سلام به استاد ارجمند و گرامی 
جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند )
می توانیم بگوئیم که :
« معمولا شاعران فرم گرا اشعارشان در کوتاه مدت مخصوصا بر عوام تاثیر بیشتری دارد »
من در سایتی که بیشتر عوام در آن جمع بوده اند تحقیق کرده ام و به این نتیجه رسیده ام که عوام هم به محتوا و پیام شعر توجٌه بسیار بیشتری دارند ؛ منتهی آرزو دارند که کاملا" منطبق با قواعد یک بحر باشد در عین اینکه برخلاف شعر نیمائی و شعر سپید و امثالهم ، در شعر کهن با خواندن مختصری از قواعد قافیه و عروض محلٌ و فرصتی برای عرض اندام ، اظهار فضل و خودنمائی و « عن رجل » می یابند ... امٌا هنوز مطمئن نیستم .
در ضمن از بعد کوتاه مدٌت و بلند مدٌت و به طور کلٌی بعد زمان که بگذریم بُعد مکان هم مطرح می شود : فرم کامل شعر عروضی را چند در صد از کل هفت و ... میلیارد نفر جمعیٌت جهانی می فهمند ؛ و محتوای زیبا و پیام آن را چند در صد ؟ . دنیا روز به روز کوچکتر می شود و لازم است که شاعر از محدودیت سرودن برای مردم روستا ، شهر و حتی کشور خود بیرون آمده جهانی بیندیشد و جهانی بسراید .
در مورد ماندگاری شعر نیز صد در صد حق با جناب عالی است ؛ چون شعری که بتواند نقش واقعی خود را ایفاء کند ، و در زندگی مردم تاثیری مثبت داشته باشد ؛ می تواند در طول تاریخ نیز سرنوشت ساز باشد ...
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۱۰
به این میگویند نقد و نظر (4) 
سلام به استاد ارجمند و گرامی 
جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند )
این که مرقوم فرموده اید تجربه در شعر دخیل است را قبول دارم با این حساب که کدام تجربه و کدام شعر ؟ . من غالب شعر های عروضی خود را ناقص و برخی را بسیار ناقص میدانم . هیچگاه هم در صدد تصحیح آنها بر نیامده ام . تاریخ برخی از آنان به تقریبا" 55 سال پیش بر می گردد . ...و با این وجود هیچگاه آنان را ویرایش نکرده ام چون :
- شعر هایم را به صورت طبیعی و همانطور که آمده اند دوست دارم 
- قصد چاپ و انتشار آنان را نداشته و ندارم که ویرایششان ضروری شود .
- معتقد به این نیستم که شعر را خود شاعر ویرایش کند .
- هیچ ویرایشگر خوبی هم در این دنیای وانفسای کنونی و نیازمندیهای شدید مالی حاضر به این نشده است که آنها را داوطلبانه ویرایش کند که البته بنده هم چنین توقعی از کسی ندارم .
گرچه بنده طی دوره سی و سه ساله 1357 - 1389 بسیار به ندرت شعر فارسی سروده ام ؛ امٌا آیا این سابقه ی 55 ساله یا لااقل 22 ساله یک حُسن است یا یک عیب : عادت به مسامحه در شعر !
خوب ! قصد من در اینجا « نقد » است و آنهم نقدهائی که به شخص شاعر بر میگردند و نمیتوان گفت : شعر را نقد کنید نه شاعر را .
خودم را مثال آوردم ؛ و در طرف مقابل شاعرانی در همین سایت که وقتب می خواهید شعرشان را نقد کنید نمی دانید طرف پیرمردی چون من است یا مثلا" دختر جوانی چون تارا . فاقد اطلاعات .....
پاسخ فاطمه توکلی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۲۶
«در عین تنگدستی ، در عیش کوش و مستی »
تا کور گردد آن شیخ جشن و سرور ما را
نوروز روز مستی است ، نور طلوع هستی است
خوش باش و خوش بیاسا روز عبور ما را
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴ ۰۵:۳۹
درود استاد بزرگوارم 
واقعا استفاده کردم
سپاسگزار از بودنتان
علی اصغر اقتداری (حرمان) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۷:۴۹

 درود بر جناب استاد آیت اللهی عزیز
شعری شیرین با خمیر مایه ی طنز مهمانتان بودیم
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر علی اصغر اقتداری (حرمان) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۰۴
علیرضا آیت اللهی
سلام به
استاد اقتداری عزیز و ارجمند
از لطف جناب عالی بسیار متشکرم 
گیرم که مِی پرستید ! ، استاد بنده هستید
میخانه نیست این سو ، آدرس دهید مارا
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علی اصغر اقتداری (حرمان) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۵۶
به صفحه ی پربار استاد گرانقدرم خوش آمدید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (2)

تاریخ:سه شنبه 18 فروردین 1394-05:00 ب.ظ

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۵۹
استاد ادیب و بزرگوار تحسین و تبریک و ارزوی سلامتی و عاقبت بخیری از ایزد منان برایتان خواهانم
نقد این شعر از :                                     
محمد رضا نظری(لادون پرند) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۳۷
 درود استاد
اشعار شما همیشه متفاوت است
تفاوت خودش یک امتیاز است.
طنز تقریبا زیر بنای اکثر اشعارتان است
شاید بتوان گفت شما با طنز ادغام شده اید
خیلی حرفها را با طنز بهتر میتوان زد.بهتر میتوان پیامش را منتقل کرد
طنز نه خنداندن است.بلکه طنز حقیقی خنده ای تلخ بر لب مخاطب مینشاند و به اندیشیدن مجبورش میکند.به تفکر و دیدن لایه های پنهان ولی عمیق شعر
شما بیشتر از آنکه فرم گرا باشید معنا گرایید
معمولا شاعران فرم گرا اشعارشان در کوتاه مدت مخصوصا بر عوام تاثیر بیشتری دارد
اما شاعران معنا گرا بیشتر به ماندگاری شعرشان می اندیشند
تجربه...سواد ...شخصیت...باورها و محیط همه در شعر دخیلند
و شکر خدا شما همه را دارید
جهان بینی شما کاملا در اشعارتان پیداست.شعرتان حرفی برای گفتن دارد
و این ارزشمند است
البته نمیتوان انکار کرد که فرم هم بخشی از جادوی شعر است
فرم و معنا اگر با هم ادغام شوند شاهکاری خلق میشود
هر کدام بی وجود دیگری ناقص است
البته اینها عقیده ی شاگردی بی تجربه چون من است و بعید نیست که درست هم نباشد
این قسمت از شعر را بیشتر دوست داشتم:
«در عین تنگدستی ، در عیش کوش و مستی »
تا کور گردد آن شیخ جشن و سرور ما را     
هر چند درک همه ی شعر نیاز به خواندن چندین باره دارد
اما بی انصافی است اگر راحت از کنار اشاره های پیدا و پنهانش بگذریم
خوشحالم که هستید .
استادان بزرگواری چون شما که باشند بقیه هم یواش یواش جمع میشوند
شما اعتبارید.و حضورتان دلگرمی
در پناه حق استاد بزرگوارم...  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۵۱
علیرضا آیت اللهی
به این میگویند نقد و نظر 
سلام به استاد ارجمند و گرامی 
جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند )
بسیار متشکرم که بنده ی کمترین را شاعر می دانید ،
شعر های بنده را شعر می دانید
و به خصوص این که آنها را « متفاوت » می شمارید که به این داوری جناب عالی افتخار میکنم و بسیار دلگرم می شوم .
فکر می کنم که در هیچ نوعی از شعر تخصص نداشته باشم ؛ امٌا خود بیش از هر چیز خود را نیمائی سرا می دانم ؛ و شعر های نیمائی بنده خوشبختانه کمتر به چاله طنز ، و به خصوص هجو ( که هردو نان بُر هستند ! ) می افتند .
امٌا در غزلیات و گاه مثنوی و قطعه صد در صد حق با جناب عالی است ؛ بی اراده به دریای طنز غوطه ور می شوم ... میهمانی است ناخوانده شاید به مصداق « از کوزه همان برون تراود که در اوست » ..... 
... و البته خوشبختانه حق با جناب عالی است که :
« خیلی حرفها را با طنز بهتر میتوان زد.بهتر میتوان پیامش را منتقل کرد »
و این بیان متین آن استاد عزیز را نیز اضافه می کنم که :
« طنز نه خنداندن است.بلکه طنز حقیقی خنده ای تلخ بر لب مخاطب مینشاند و به اندیشیدن مجبورش میکند.به تفکر و دیدن لایه های پنهان ولی عمیق شعر »
به این می گویند نقد و نظر ...
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۲۷
به این میگویند نقد و نظر (2) 
سلام به استاد ارجمند و گرامی 
جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند )
در معنا گرا بودن بنده دقیقا" و صد در صد حق با جناب عالی است ؛ شاید هم ، به تعمٌد ، یک کمی بیش از حدٌ . چون :
شاعر باید حق مطلب (معنا ) را ادا کند . سخنی با محتوا داشته باشد و در ارائه ی این محتوا برحسب جوشش و بنابر این آزادانه حرکت کند ؛ کوشش به مقیٌد بودن به تصنعات و تکلٌفات شعری تمرکز شاعر و طبیعت شعر وی را به هم می زند و « آلوده » می کند . 
به علاوه ، تصنٌعات و تکلٌفات شعری از بلاغت و فصاحت پیام شعر نیز می کاهند ؛ من در این سه بخش شکل ، محتوا و پیام شعر برای شکل ، چیزی بیش از تخمینا" پنج الی ده درصد محل قائل نیستم ...
البته اگر قریحه امثال استاد بحرینی - استاد اقتداری - جناب عالی و امثالهم در میان باشد اصولا" مسئله شکل در برابر معنا یا محتوا مطرح نمی شود ؛ امٌا بنده که دارای چنین قریحه ی سرشاری نیستم موقع آمدن شعر منتظر رعایت شکل نمیمانم و آنچه را که آمد ه است می نویسم .
یکبار آنرا به صورت طبیعی مصرف می کنم 
یکبار هم پس از ویرایش و به صورت ساخته و پرداخته ای نسبتا" مصنوعی 
و اگر ، بر فرض محال ، روزی خواستم کتابی چاپ کنم آن را به دست یک « ویراستار حقیقی » و آنهم نه به دست فلان شخصی که فلان زمانی ویراستار شعرهای کودکان در فلان روزنامه ای بوده است ... می سپارم . 
ابدا" به ویرایش شعر توسط شخص شاعر معتقد نیستم .
( ادامه دارد )




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات