تبلیغات
شعرِ آ - مطالب سرودن شعر
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، ماه من ، زهرا ضیایی ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:سه شنبه 20 مرداد 1394-07:01 ب.ظ

ماه من

 شعری از 

زهرا ضیایی

 از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۳۵ شماره ثبت ۳۹۴۹۶
  بازدید : ۲۳۳   |    نظرات : ۵۹

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر زهرا ضیایی



ﻣﺎﻩ ﻣﻦ ﺍﻣﺸﺐ ﺳﺮﺍﺳﯿﻤﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭﺭﻓﺖ

ﺫﻫﻦ ﭘﺮﻧﻮﺭ ﻣﺮﺍ ﻏﺮﻕ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭﺭﻓﺖ

ﺭﻭﺯ ﻭﺷﺐ ﺑﺎﺧﺎﻃﺮﺵ ﻏﺮﻕ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻣﯿﺸﻮﻡ

ﺍﻭﻣﺮﺍ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺮ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻭﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

ﻣﻮﺟﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺭﻭﯼ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﮐﺸﯿﺪ

ﺗﻮﯼ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺮﺩﻝ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭﺭﻓﺖ

ﺑﻮﺳﻪ ﯼ ﭘﻨﻬﺎﻧﯿﺖ ﺭﺍﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺎﻩ ﻣﻦ

ﺣﺲ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﭼﻪ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ﺗﺒﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭﺭﻓﺖ

ﻣﻦ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻃﻌﻢ ﺟﻔﺎﺣﻘﻢ ﻧﺒﻮﺩ

ﺍﻭﻣﺮﺍﻣﻈﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

ﻫﺮﻋﺰﯾﺰﯼ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﺳﻬﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻍ ﻋﺸﻖ

ﺳﻬﻢ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺑﯽ ﻣﺮﻭﺕ ﮐﻮﻩ ﺁﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭﺭﻓﺖ

۱۴
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۳۹ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

احمد خدادادی دهکردی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

سپیده ی صبح

، 

لیلا ابراهیمی

 ، 

زهرا ضیایی

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

میثم گنجی(آرمان تویسرکانی)

 ، 

آقای احمدرضا

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

سید مصطفی طباطبایی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

علی دولتی

 ، 

سارا

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

مسیحا (یاغی)

 ، 

جهانشاه تاج مرادی

 ، 

مینو غ س

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

عظیمه ایرانپور

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

لیلا شریف

 ، 

سمیرا حاجی کمالی

 ،

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

نیره ناصری

 ، 

طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

 ،

منصور دادمند

 ، 

رحیم نیکنام

 ، 

علی غلامی

 ، 

مرضیه دانایی

 ، 

شریف شریفیان

 ، 

محمد علی نعمتی (حقیر)

 ، 

محمد جواد شاه بنده

 ، 

علی نعیم

 ، 

حامد خنجری عیدنک

 ، 

امیر جلالی( ا م دی )

علیرضا آیت اللهی
یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۵۵
علیرضا آیت اللهی
 
     

سلام  

نخستین غزلی که ازسرکارعالی دراین سایت دیدم بسیار خوشحال شدم از اینکه یک « شاعر حقیقی» دیگربه سایت اضافه شده است با قریحه ای سیٌال ، لطیف ، ظریف و به طور کلٌی رمانتیک ؛ و بنابر این :
- شعرهائی حقیقی ؛ یعنی شعر هائی تقریبا" به طور کامل جوششی
و از این نظراست که می گویم « شاعر حقیقی »
اگر یک شاعر مجازی ، نیمه مجازی یا به اصطلاح کوششی و از خیل شعر سازان کتاب « بدیع و قافیه و عروض» در دست ! به جای سرکارعالی بود سعی می کرد چون در چنین کتابهائی نوشته اند غزل باید بین 7 تا 14بیت داشته باشد حتما" و با « کوشش » ! یک بیت هفتم ، حتی زائد ! به این غزل زیبا ودل انگیز اضا فه کند.
احسنت ، احسنت ، احسنت به شاعر خوش قریحه وحقیقی سایت که در آب بستن به غزل خود و ساختگی کردن آن نکوشیده اند . زنده باد . زنده باد . زنده باد .
میهمان برایم رسید . برمی گردم انشاء الله . 

                   
پاسخ زهرا ضیایی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴ ۰۰:۲۳
زهرا ضیایی
سلام ودرود برشما استاد بزرگوارم .. ممنون که اینگونه صادق وبی ریا برایم نوشتید بزرگوار ... من سالها باید در محضر چون شما استادان شاگردی کنم تا بتوانم لایق این بیانات با ارزش شمابشوم .. به هر حال مهرتان راسپاس میگویم و لطفتان را ارج می نهم ... درودتان باد گرانقدر



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (14)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:43 ب.ظ

کریم لقمانی سروستانی
یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۲۰
کریم لقمانی سروستانی
 
سلام استادآیت اللهی گرانقدر
قربان چه کنم راه دور است وپر ازسنگلاخ تا به شهر برسم
این بودکه تاخیر درکلاستان داشتم البته کمی هم همراه با کاهلی 
بسیار خوشحال شدم سعادت حضوردرمحضرتان بعدازمدتها پیدا کردم برای آموختن
بسیار بسیار زیبا .اندیشمندانه وهنرمندانه به تصویر کشیدید
لذت بردم ومی آموزم استاد
شادزی 
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر کریم لقمانی سروستانیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۳۴
علیرضا آیت اللهی


سلام  

به استاد ارجمند و گرامی  

ناب سرای بزرگ نیمائی  

جناب آقای استاد کریم لقمانی سروستانی بسیار بسیار عزیز  

واقعا" دفتر حقیر بنده را منٌور فرمودید . چند مرتبه بر اشعارتان کامنت گذاشتم که چون پاسخی نیافتم حدس زدم که کسالت دارید و نگران احوال شریفتان . به هرحال بنده هم تقریبا" هم سنٌ جناب عالی هستم وحال آن جناب را به خوبی درک میکنم . یک پاسخ هم که بفرمائید برای بنده هزار پاسخ است .    

یک دنیا امتنان و سپاس و تشکر . الطافتان مستدام  

با آرزوی بهترینها برای جناب عالی و اینکه هر گزندی از وجود مبارک دور باد  

همچنان شمارا می خوانم.  

    
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)
یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۴۵
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)
 
استاد ارجمند
جناب دکتر آیت اللهی بزرگوار
در کلاستان می آموزم و از شیرینی کلامتان بهره می برم.
برایتان طول عمر همراه با سلامتی و سرسبزی آرزو دارم.
یک چمن عطر گل ها ی بهاری تقدیم قلم توانای شما باد.
          
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۴۵
علیرضا آیت اللهی

سلام  


به غزلسرای بزرگ و ارجمند

سرکارخانم طلعت خیاط پیشه ( طلای ناب کرمانی)  

بیهنایت ممنون و متشکرم  

الطاف عالی مستدام  

استوارو پایدار باشید انشاء الله  

     

مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)
دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۰۰:۳۶
  مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)
 
مرحبا استاد 
استفاده ها بردم 
       
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۲۷
علیرضا آیت اللهی

سلام  

ممنونم از لطف جناب عالی

     


ش سپیده ی صبح
سه شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۰
 ش سپیده ی صبح
 
    
نیلوفر جهانفر
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۲۵
نیلوفر جهانفر
 
استاد عزیز درود بر شما بی نهایت زیبا بود و لذت بردم   



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (13)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:41 ب.ظ

الناز مهدوی
یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۰۵
الناز مهدوی
 
سلام استاد عزیزم
بسیار زیبا و جالب سروده اید 
بنده حقیر هم جسارت کرده و سرودم امیدوارم مقبول افتد

اگر روزی ز تو عشق و لطافت خواست
بگو اینها همه حرفست و در نطفه خفایش کن

اگر روزی ز تنهایی شکایت کرد
بگو آها،هوای دیگری داری، رهایش کن

اگر شعری سرود و گفت تقدیمت
بگو با او مگر نان میشود شعرت،تمامش کن

ببین با او چه کردی تو،دگر این حرفها کافیست
همه عمرت فدای آن صفا و آن وفایش کن

بداهه بود کم و کاستی اش را به بزرگی اتان ببخشید
همیشه باشید و بسرایید    
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر الناز مهدویدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۴۴
علیرضا آیت اللهی

سلام  

به شاعر ارجمند و گرامی

سرکار خانم الناز مهدوی  

بسیاربزرگوارید    

خلوص شاعرانی چون سرکار عالی فراتر از هر جواهر است    

خواندم و از مضون شیرین آن بسیار لذٌت یردم    

بهترین ها را برایتان آرزو دارم  

     

زهرا ضیایی
یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۵۵
زهرا ضیایی
 
سلام ودرود برشما استاد بزرگ و گرانقدرم ... زبان شعر شمابسیار زیبا و منحصر بفرد است گرانقدر ... کاش لایق باشم و در جوارتان بتوانم بیاموزم
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر زهرا ضیاییدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۵۴
علیرضا آیت اللهی

سلام  

به شاعر ارجمند و گرامی

سرکار خانم زهرا ضیائی  

ازالطاف سرکار عالی بسیار ممنون و متشکرم . علاوه بر تغزل های زیبایتان همین دو سطر حاکی از مراتب ادب و فرزانگی و شایستگی نزد سرکار عالی است . به دلیل احساساتی بودنم و تلون احساسات ، زبانم در غالب شعر ها متفاوت می شوند و خدای بزرگ را از اینجهت هم سپاسگزام .  

با آرزوی بهترین ها برای آن غزلسرای گرامی  

     

پرستو پورقربان (رها)
یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۸:۰۳
پرستو پورقربان (رها)
 
سلام و عرض ادب خدمت جناب آیت اللهی عزیز و بزرگوار  

چه غوغایی به پا کردید استاد  

الحق نابِ ناب است آثارِ قلم بی نظیرتان........................  

چه بگویم که قلمتان زیبائی وصف ناممکنی را خالق است .....   

پااااینده باشید 
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر پرستو پورقربان (رها)دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۲۱
علیرضا آیت اللهی

سلام  

به دخترمهربان و بسیار خوش قریحه ام
سرکار خانم پرستو پورقربان  

غوغا را بنده به پا کردم یا شما که هنوز از گرد راه نرسیده حرارت سایت ناب را تا نزدیک 45 درجه بالا بردید ؟!!!    

نظر من رابخواهید : ناب ، طبع و قریحه ی شماست    

یک دنیا امتنان و تشکر  

با آرزوی بهترین ها برای شما و خانواده محترم  

     



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (9)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:29 ب.ظ

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۲:۵۷
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
 

سلام استاد بزرگوارم  
خیلی قشنگ بود  
واقعا با طرح همسرایی تان کمک بزرگی به قلم جوان ترها و روحیه ی ما پیرترها می کنید
ممنونم  

بگرد و از میان بهترین زن ها سوایش کن
چنان دلخوش به عشق و مستی و شور و صفایش کن

دروغت را نمی فهمد، خیالت تخت، راحت باش
به اسم زندگی در پیله ی مردن رهایش کن

بزن سیلی به روی آن که روزی نوعروست شد
به هر بیماری و درد و بلایی مبتلایش کن

نداری عرضه تا نان آور یک زندگی باشی
جهازش را حراج و ساک او بردار و دایم جابجایش کن

اگر بیچاره کفش خوشکلی دید و تمنا کرد
بخر دمپایی طبی و با منت به پایش کن

تو مردی، زور داری، حق چندین زندگی داری
اگر پول و طلایی خواست فورا کله پایش کن

هزاران بار باید دق کند از دست اعمالت
ولی گاهی نگاهی هم به ایثار و وفایش کن

خواهشا به دل نگیرید استاد
با شما نبودم  
برقرار باشید 
 

پاسخ جعفر جمشیدیان تهرانی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۵:۵۴
جعفر جمشیدیان تهرانی
   
  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۴:۴۰
علیرضا آیت اللهی


سلام  

من خسته و وامانده ام ، دیر آمدی ای دخترم
مخمور دیر آهنگها ، من بسته ام این دفترم

     


پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۴:۴۲
علیرضا آیت اللهی

سلام  

سلام به بحر الغزل که کم است ؛ به اقیانوس الغزل . باعث و بانی اصلی طرح همسُرائی در غزلیات ( که هم اکنون در دفتر بنده و طی غزل « دعایش کن » مطرح است ) خود شما هستید که لطف فرمودید و نخستین غزل همسرائی را سرودید و پس از آن آقای دکتر مهدی پور و برخی دیگر از شاعرانی که آن روز روی سایت شعر داشتند و باخبر شدند . منتهی هم باید رئیس سایت به این امر چراغ سبز نشان دهند و هم اینکه نه همیشه ، امٌا بیشتر موارد ، در دفتر شاعر بزرگی که دارای محبوبیت کافی و روابط عمومی والائی باشد ، مثل سرکار ، صورت گیرد .
البتٌه غزلیٌات بنده ی کمترین هم اکثرا" دارای قابلیت همسُرائی هستند و سعی می کنم که همه را به همسرائی بگذارم .
معتقدم که همسرائی ذیل غزل هر غزلسرای دیگری هم می تواند صورت گیرد و از آنجمله آقایان دکتر مهدیپور - استاد اقتداری - جمشیدیان تهرانی - حکیم - خادمیان - کاشیپور محمدی -لرستانی -مسیحا - نظری ها و سایر عزیزانی که متاسفانه هم اکنون نام مبارکشان را حاضر الذهن نیستم ...
یا خانم ها ارجمندی - خیاط پیشه - طوسی- عجم - قانع - هروی و.... سایر سروران ارجمند .... 

     

پاسخ علی غلامی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۲۱:۳۸
علی غلامی
سلام استاد بحرینی (بحرالغزل)

نخیر اصلا قبول نیست این که رکب بود و حمله از پشت سر......

فمنیستی کامل بود .....

حرف به در و لگدمال کردن دیوار بود.....     
پاسخ بتول عباسی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۱۸
بتول عباسی
بانووووووووووو                  
علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۱۰
علیرضا آیت اللهی
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ۰۴:۴۹
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

سلام بر استاد آیت اللهی بزرگوار 
شرمنده ام می فرمایید و باور کنید لایق این همه محبت و لطفتان نیستم 
در محضرتان می آموزم و گاهی درس پس می دهم
سپاسگزارم استاد
  

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ۰۵:۱۸
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

سلام برادر بزرگوارم علی غلامی عزیز 
حمله از پشت نبود، دفاع از روبرو بود....  
با مظلوم نمایی آقایان عزیز هم شعرم را پس نمی گیرم....  
ممنونم از توجهتان
  

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ۰۵:۲۰
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر شما جناب جمشیدیان بزرگوار  
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ۰۵:۳۱
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بانو عباسی عزیزم   

پاسخ مونس ارجمندی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۷:۳۳
مونس ارجمندی
      
پاسخ الناز مهدوی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۰۶
الناز مهدوی
    
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۰۹
علیرضا آیت اللهی
خطر !شما نزدیک مرز کردستان قرار دارید .... 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (1)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-02:51 ب.ظ

دعا یش کن ، خانم !

 شعری از 

علیرضا آیت اللهی

 از دفتر آیتِ ایران نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ۲۰:۵۷ شماره ثبت ۳۸۹۵۱
  بازدید : ۵۷۹   |    نظرات : ۱۹۵

دفاتر شعر علیرضا آیت اللهی

دعا یش کن ، خانم !



دعا کن !  گر دعایت  استجابت شد  هوایش کن !

رضا خواهی؟ رضای حق رضای ما ؟ رضایش کن !



رضا کردی  گرعشق خود  ثواب حج  نمودی تو

اگر  مجنون نشد برتو  حوالت  با خدایش کن !




خدا داند چه فرماید   به حکمِ   نا سپا سا نش

اگر تنبیه شد ، بهتر ! والٌا ... کلٌه پایش کن !



چگونه ؟، مستِ مستش کن ! به یک چتول بتابانش

لبا سش  برکن  و درکوچه و برزن  رهایش کن !



گر عاقل شد  چه بهتر ! تا که باشد عبرتی  بهرش

وگر عاقل نشد  به هِر  و شیشه  مبتلایش کن!



دگر مَشت اشت و  خشته  از موادِ شاخت میهن

بگیرش! کفش تنگی ، نوع چینی را  به پایش کن!



بدوشش هرچه دارد  از طلا ، املاک و   دارائی

اگر خسٌت نمود  او   مُشت و سیلی را  فدایش کن



ز خانه هُل بده بیرون   ز کوی و شهر بیرون کن

ببر در مرز کردستان و  از آنجا  رهایش کن !


 
چنین کردند  خانم ها  دعا  بر جان  آقایان ...

اگر خوش بود  این شعرم  ز قبلی ها  سوایش کن !


پ . ن

* « عاشقان عیدتان مبارک باد »

* از انواع و اقسام غزل های تضمین ، پا سخ ، استقبال ، و...در همسُرائی ، به انواع و اقسام ، استقبال می شود !. 

۱۴

۶۸ شاعر این شعر را خوانده اند

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

احمد خدادادی دهکردی

 ،

عظیمه ایرانپور

 ، 

عبدالغفور

 ، 

علی غلامی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

امیر جلالی( ا م دی )

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

قانع دستجردی

 ، 

سمانه هروی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

روح اله عسگری

، 

علی دولتی

 ، 

رضا عزیزی (رهگذر)

 ، 

بهنام مرادی ( بهی )

 ، 

شقایق بنی اسدی 

، 

میترا دل داده 

، 

امیدمرادی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

محمد رضا نظری(لادون پرند)

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

علی رحمانی ( درویش )

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

سعید چرخچی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

سیده لاله رحیم زاده(آلاله ی سرخ) 

، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

اله یار خادمیان(صادق)

 ، 

علی اکبر فلاحی

، 

محمد میر سلیمانی بافقی (باران)

 ، 

مسعود مسجدی اصفهانی(ساعی)

 ، 

بتول عباسی

 ، 

سعید احمدجامی (خواجه)

 ،

منصور یال وردی ( منصور) 

، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

زهرا قمری فتیده

 ، 

زهرا ضیایی

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)

 ، 

امین سعادتی 

، 

عرفان فتح الهی(واثق )

 ،

محراب همتی (پرواز)

 ، 

محمد مهدی (هوشیار) فرازمند

 ، 

فریبا غضنفری (آرام)

 ، 

مریم شجاعی

 ، 

امیری کرمانشاهی

 ،

مژگان روحانی

 ، 

رضا نظری

 ، 

مهدی نعیم (خیال)

 ، 

الناز مهدوی

 ، 

پرستو پورقربان

 ، 

کریم لقمانی سروستانی

 ، 

طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

 ، 

مینا علی زاده

 ، 

محمد علی ساکی 

، 

سپیده 

، 

احمد یزدانی (کوتوال)

 ، 

نیلوفر جهانفر

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۰:۵۲
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
حضرت استاد بزرگوار ارجمند شرمنده روی گلتان شدم چرا اینقدر دیر رسیدم خدمتتان          
بزرگوار من خادم جز خدمت به شما عزیزان چیزی دیگر نمی دانم و بعضا تشویق و از سوئی مراقب حال و احوال عزیزان و تاج سرانم هستم انچه باید بگویم اری این است گرانقدر این خادم به وظیفه خود عمل می کند بگذر هر چه می خواهد بشود بشود انانی که ما را پل می کنند و رد می شوند و به شهرت جائی ونوائی می رسند و بعد ش ما را می شکنند در اصل مارا نشکستند خود شکستند تیشه به ریشه خود زدند نه ما!! استاد عزیز خیر و برکت ما و سایت ناب به گردن خیلی ها هاست خودشان می دانند ما جز خوبی چیزی دگر بلد نبودیم و نخواهیم کرد .. خوبی و خوبی و خوبی... 
انقدر غرق خوبی میشویم تا دست هیچ نامردی به فریادمان نرسد ..دست مان نگیرد.!!  
امام حسین بن علی ع سید الشهدا فرمودند همچو منی که جدم رسول است و پدرم علی قسیم بهشت و جهنم و مادر فاطمه سیده نساءالعالمین و برادرم سید و سالار جوانان بهشت هرگز با یزید که رفتار و کردارش و اب و اجدادش مشخص است دست در دستش نخواهد گذشت و بیعت نخواهد کرد! اری استاد عزیز من هم از همان سلاله هستم روسیاهم اما در همان راستا در تلاشم شدید...
ما جز خوبی چیزی نمی دانیم برای همین است که بدنامیم!!!!!!!

موفق .سربلند باشید        

پاسخ صفیه پاپی به نظر فکری احمدی زاده(ملحق)شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۴۹
صفیه پاپی
  


پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فکری احمدی زاده(ملحق)دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۲۱
علیرضا آیت اللهی
                  

سلام به خورشید

گل سرخ
هرچه که زیبا باشد
تو نگو معجزه است
رنگ ، بو ، عطر ، و حتی طعمش
که همه از آب اند 
که همه از خاک اند ...
و فراتر زهمه خورشید است .

و در این سایت همه چون گل سرخ
شاعران چون یک دشت
من شان بارانم
و اگر گفتی
چه کسی خورشید است ؟

سیٌدی ...
... هست....
........رئیس الرؤسا
بر فراز هر ابر
برفراز هر دشت
که بتاباند نورِ افراغ
بنما اندیشه
چه کسی خورشید است ؟
آنکه می تاباند
......مهر خود هرروز
..........................بردشت و دمن .


                 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، ، نجابت ، فکری احمد زاده ( ملحق ) ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:چهارشنبه 17 تیر 1394-08:44 ق.ظ

نجابت!

 شعری از 

فکری احمدی زاده(ملحق)

 از دفتر عاشقانه های افراغ اندیشه نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴ ۰۰:۵۷ شماره ثبت ۳۸۴۰۸
  بازدید : ۱۲۵۷   |    نظرات : ۴۸۲

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دیوار عشق_م

کوتاست!

میشود از آن پرید_

گوشه باغ،که رسیدی

به عطر اشک!دستمال حریری

برایت پنهان کرده ام

که می شود با آن_

نجابت لاله را

اثبات کرد.بداهه


http://uupload.ir/files/rs2p_untitled.png


نقد با ساطور و قمه نیز مقبول است!

۲۵
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۸۹ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

زینب جعفری(تارا) 

، 

فاطمه توکلی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

امیر جلالی( ا م دی )

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

پرستو پورقربان

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

سیده لاله رحیم زاده(آلاله ی سرخ) 

، 

سمانه هروی

 ، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

رحیم نیکنام

 ، 

احسان راد 

، 

علی دولتی

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

علی ناصری(عین)

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

علی غلامی

 ، 

زهرا قمری فتیده

 ، 

مهرداد رستم آبادی (مه)

 ، 

یاغمور

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

موسی عباسی مقدم

، 

عرفان فتح الهی(واثق )

 ، 

رضا عزیزی (رهگذر)

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

مسیحا (یاغی)

 ، 

خداداد آدینه (آدینه)

 ،

یاسین زمانی

 ، 

آل یاسین

 ، 

علی اکبر فلاحی

 ، 

محمد صادقی راد

 ، 

فرید عباسی

 ، 

محمد مهدی (هوشیار) فرازمند

 ،

مجتبی میرزائی

 ، 

علیرضا محدثی

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ،

مهدی ایران نژاد پاریزی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

منصور دادمند

 ، 

روحیا لرستانی

 ، 

سعید چرخچی

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

طاها محبی (حزین)

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

 ، 

حجت اله یعقوبی(سکوت)

 ، 

رضااشرفی فشی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

حسین راستگو

 ، 

احمد یزدانی (کوتوال)

 ، 

محمد حسین اخباری

 ، 

آگاه ( بختیاری )

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

جهانشاه تاج مرادی

 ،

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

حسین زینلی گوهری(مکنون)

 ، 

محمدمهدی اورسجی

 ، 

اصغراروجی(غریب)

 ، 

محمدرضا کوزه گر کالجی (قنبر ثانی)

 ، 

جوادرحیمی(راحم)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

قانع دستجردی

 ، 

صدف عظیمی

 ، 

مصیب اشرف زاده ( صبور )

 ، 

عیسی نصراللهی( تیرداد)

 ، 

مریم حسینی

 ، 

لیلا خیشاوه

 ، 

محمد جواد پاشایی

 ، 

همایون محمدنژاد

 ، 

زهرا ضیایی

 ، 

سمیه سلطانی (سایه ی عشق)

 ، 

امیر شمشیریان

 ، 

ناصر جعفری(کوه)

 ، 

حسین نوریان

 ، 

روح اله عسگری

 ،

زهراطاطی

 ، 

منصور یال وردی ( منصور) 

، 

عاطفه گرجی

 ، 

محمود محجوب

 ، 

ایوب آگاه

 ، 

امیر(اذر)

 ، 

جواد مهرگان مجد

بنا به رسم دیرینه ای که در سایت شعر ناب وجود دارد توجٌه به مدیر سایت ، به ویژه توسط اشخاصی معین ، چشمگیر است و اکثرا" همین اشخاص ، که ظاهرا" از کارکنان سایت هم مینمایند تقریبا" همیشه دست به « نقد » یا در واقع دست به نگارش در باره شعر هستند از جمله در این شعر به ترتیب آنچه که آمده است نوشته ها و نظراتی از : صفیه پاپی - جمیله عجم ( بانوی واژه ها ) - نجمه طوسی ( تینا ) - علیرضا محدثی - فاطمه سادات بحرینی ( بحر الغزل ) - جواد مهدی پور - محمد حسین اخباری - علی غلامی - و.... یادداشت نهاده اند و بنده هم یادداشتی نهاده ام که در پست بعدی می آید 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر نو ، چلچله ها ، رضا براهنی

تاریخ:دوشنبه 1 تیر 1394-10:35 ق.ظ

چلچله ها

 شعری از 

علیرضا آیت اللهی

 از دفتر شعر نو پارسی نوع شعر نیمائی

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۳۵ شماره ثبت ۳۷۹۳۲
  بازدید : ۴۰۴   |    نظرات : ۱۳۶


، هرکس هرچه می خواهد و ب
این دفتر را برای مروری بر شعر نو در پنجاه سال اخیر باز کردم که گویا « در عمل » مطبوع و مقبول مدیر سایت واقع نشد . در این پست مطالب ارزشمندی می خوانید از ( به ترتیب درج : محمد رضا نظری ( لادون پرند ) - رضا نظری - علی دولتی - فاطمه توکلی - علیرضا کاشی پور محمدی - علی غلامی - سودابه برزگر - امید مرادی - سیده نسترن طالبزاده - مسیحا ( ناجی ) - و.... یادداشتی هم از بنده ی کمترین :
علیرضا آیت اللهی
جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۱۸
علیرضا آیت اللهی
 
لطفا" مارا نقد کنید !    
در تمام شهر یزد سال 1341 ، دقیقا" چهل سال پس از چاپ و انتشار شعر مشهور « افسانه » از نیما یوشیج ، شاید پذیرندگان شعرنو به ده نفر هم نمی رسید . عموما" نه تنها شعر نو را ، که گویا مبدائش از سال 1316 و با چاپ و نشر شعر « ققنوس » از نیما یوشیج باشد ، نمی پسندیدند بلکه آن را به تمسخر و تحقیر می نگریستند ؛ و به نظر من این که ، در باره کلٌ ایران ، نوشته اندشعر های نیمائی : 
« در آغاز کار مورد لعن و طعن قرار گرفت » (1) 
و این مطلب در یکی از مجموعه های « اطلاعات عمومی » آمده است . متاسفانه صحٌت دارد .
ای کاش سایرین در باره شهر خودشان هم بنویسند !....
در کتاب تاریخ ادبیات سال ششم متوسطه که کتابی رسمی و انتشار یافته از سوی رژیم پهلوی بود آمده بود : 
« عده ای نیز در این اواخر به تقلید محض و کورکورانه از ادبیات اروپائی ، اشعاری به اوزان هجائی می سرایند و به قول خود می خواهند تحولی در شعر و ادبیات به وجود آورند ؛ ولی چون پایه و مایه ای ندارند ، کاری از پیش نخواهند برد » .
و ما قاعدتا" هرچه که در کتاب های درسی می آمد برایمان حجٌت بود .
چند نفر دبیر ادبیات ، تازه فارغ التحصیل از دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، و غیر یزدی که خود را نسبت به عموم یزدیها تجدد طلب می دانستند ، و حق هم داشتند ، و چند نفر فارغ التحصیل یزدی جدید دانشگاه تهران ، مثل آقای م . قدوسی ، هم محله ای تابستانهای ما ، و دوستان نزدیکش ، نیز در زمره نوگریان و ازجمله مروج شعر نو نیز بودند که یکی از ایشان ببیست - سی شعرنو را که از مطبوعات بریده بود به کتابخانه شرف الدین علی آورد و ابتدا بنده و پس از آن یک دبیر غیر یزدی ، که آنجا حضور داشتیم چند شعر را که پس ازخوانش وی ( خود نمی توانستیم بخوانیم ) پسندیدیم یادداشت کردیم . در اینجا چند ملاک مشاهده می فرمائید :
1 - توصیه پیشگامان دوستداری شعر نو
2 - شعر های مشاهیر این رشته در آن زمان ( که آن پیشگامان می شناختند و نه بنده 16 ساله ) .
2 - مذاق و سلیقه خود که بیشتر متمرکز بر شکل و وزن شعر بود ؛ و بنابر این :
4 - نیمائی ها را
5 - آنها که کوتاه تر بودند چون حوصله بلند تر ها را نداشتیم . ( یکی از شعرهائی را که هرچه به یادداشتش اصرار کرد بنده یادداشت نکردم شعر « سرود مردی که تنها به راه میرود » مرخ 28 آبان 1334 از احمد شاملو بود که بعدا" آن را در تهران یافتم ... )
حیف شد که ادامه نیافت



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پاسخ به شعر ، مست ، محمد رضا نظری ( لادون پرند ) ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:پنجشنبه 21 خرداد 1394-06:52 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ ۰۸:۱۲
علیرضا آیت اللهی
 
عجب مستی !!!        

عجب مستی ، عجب مستی ، عجب مستی ، عجب مستی
شرابی خورده در شیراز و از همراز بگسستی

ادیبی ، عارفی ، شاعر به « شعر ناب » یک چندی
چه نوشیدی ؟! چه نوشاندی ؟! ز سرٌ عالم هستی

تو میخانه نمودی سایت « شعر ناب » را هردم
تمام شاعرانش را ، به می از عقل خود رستی

همه گویند حق ، الحق ! ، همه نافی به هر ناحق
چو پیر دیر بر بالای خمٌ می چو بنشستی

زمین مست و زمان مست و مخاطب مست شعرت شد
نمیدانم که ئی ؟ شاعر ؟ فسونگر ؟ یا که مَزد ستی

قلم تردست نَبوَد ، شاعری شیرین سخن چون تو
به زیر آورد هر عاقل و وی را کاشت در پستی

مخاطب مستِ یاران است امشب عرش اعلا را
اگر شوریده تر بودی به دنیا دل نمی بستی

که او مست و جهان مست و تمام شاعران مست اند
و پاداشت فزون باشد چو بر دلداده پیوستی

قابل جناب عالی را ندارد . بداهه است سروده شده میان صبحانه ی امروز . فرصت و سعادتی باشد راست و ریستش می کنم انشاء الله . 

                  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ ۰۵:۲۸
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر شما استاد 
چقدر شیوا و دلنشین 
حقا که استادید
   


نوع مطلب : شعر من  سرودن شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، غزل آمدنت ، طلعت خیاط پیشه ( طلای کرمانی ) تهران ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (3)

تاریخ:دوشنبه 18 خرداد 1394-08:48 ق.ظ

علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۵۴
علیرضا آیت اللهی
 
شاعر و ادیب یا لمپن و مردم فریب ؟  
در هنر اصل بر قریحه است که نزد هر بیسواد ، کم سواد ، بی ادب ، کم ادب و... می تواند وجود داشته باشد ؛ و البته که ایشان هنر مند است ! ؛ هرکسی می تواند قریحه ی زیبانویسی و منظومه سرائی داشته باشد و « شاعر و هنر مند » معرفی شود ...
امٌا در ادبیٌات ، اصل بر ادب است و ادیب بودن :
- داشتن شخصیت
- صفای باطن
- خلق خوش
- بینش قوی
- مثبت اندیشی
- تفکرات زیبا
- دانش و آگاهی لازم ( ذات نایافته از هستی ، بخش ، کِی تواند که شود هستیبخش ؟! )
- مردم دوستی و رعایت حال دیگران
و....
حال شما اگر یک هکر نسبتا" زیبانویس یا منظومه سرا را دیدید که با هک کردن شعر شفیعی کدکنی اثر خود را به جای آن نهاده است وی را به عنوان ادیبی چون شفیعی کدکنی می پذیرید ؟ !
به قول خواجه حافظ شیراز :
« نه هر که سر بتراشد قلندی داند »
اصل بر این است که خانم طلعت خیٌاط پیشه ( طلای کرمانی ) اگر چه هنرمند و سراینده هم هستند امٌا مهم تر و بسیار مهم تر از آن « ادیب » اند ؛ ادب و دانش و بینش ایشان در سروده ها و نوشته هایشان متجلی می شود ؛ و بنابر این فقط یک نوشته زیبا یا سروده منظم نیست ؛ بلکه به مفهوم واقعی این اصطلاح ، « شعر » است .
اجازه بفرمائید من این اشعار را بخوانم . دوباره خدمت می رسم :
عروس چمن از آقای محمد رضا عمادی
دیدار در سپیده دم از آقای حجت الله بعقوبی
تصویر یک غروب از خانم فاطمه توکلی
اقاقیا از آقای علیرضا کاشی پور محمدی
بغض از آقای حمید رضا نادری
و....
( ادامه دارد انشاء الله )

                    
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۱۹
صفیه پاپی
  
پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۰۳
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
سلام و عرض ادب استاد بزرگوارم
آموختن از محضرتان سعادت بزرگی ست که بحمد الله در حد توان حقیر میسر شد.
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، غزل آمدنت ، طلعت خیاط پیشه ( طلای کرمانی ) تهران ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:دوشنبه 18 خرداد 1394-07:46 ق.ظ

علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۳۹
علیرضا آیت اللهی
 
لطفا" برگردید و بهتر بخوانید !   

هنر شعر نمی تواند از صنعت نشر و تبلیغات نشر آن جدا باشد . امروز نیز در اینتر نت و اینترانت های شعر و ادب شاعرانی شناختع شده تر هستند که در « داغ کن » ها ممارست و مهارت بیشتری داشته اند : استادان بزرگ بازارگرمی و لایک ، و بازدید و نظر . حال آنکه برخی ، مثلا" در حوزه شعر نو ، اصولا" شاعر نیستند .
امٌا هخامنشی ، آزادگی ، عزٌت نفس ، مناعت طبع ، و مجموعا" شرافت و بزرگواری شاعری چون طلای کرمانی به زیان وی نمی شود ؛ چرا که نهایتا" و در دنیای امروز طلا ماندگار است امٌا هیزم و هیمه سوخت می شود ، و خس و خاشاک علاوه بر آنکه اه هوا می رود ، به چشم مردم می رود ...
طلا میماند و « غزلِ آمدنت » جاودانی می شود خسارت را خواننده ای می بیند که یک کانون متین و منیع شعر و ادب را فقط و فقط محل ٌ رقابت در شهرت و به واقع محل نوعی بازی و یرگرمی می بیند و غزلهای خوب و به طورکلٌی شعرهای خوب را نمی خواند تا :
- روح و روانش تازه شود
- قریحه اش بارورنر گردد 
- ایده های جدید بگیرد 
و
- شعر ، و البته شعر خوب ملکه ی ذهنی او شود . مثل ، در این چند روز ؛ و به ترتیب تاریخی که آمده اند :
شوق وصال از آقای محمد حسین پژوهنده
بی تو هرگز از آقای جواد مهدی پور
درد لب و دل از آقای روحیا لرستانی
طنز اجتماعی از آقای احسانی فر
روزهای نرسیده از خانم لیلا رنجبران
فانوس دل از آقای جواد رحیمی
جاستیتیا از خانم نسترن طالب زاده
چشمهایت از آقای فردوس اعظم
ملامت از آقای جمشیدیان تهرانی
خدای خورشید از خانم فاطمه توکلٌی
نمی دانم از بحر الغزل
جهاد خنده از استاد احمدی زاده
...و البته من خود هنوز شرح آفتاب - منجی عالم و آدم - مرد برتر - دختر خشت زن ( که اینگونه شعر ها چند و چندین بار می آیند ) - و... را نخوانده ام و نظرات در باره « شرم دارم که بگویم » را در نیافته ام .
( ادامه دارد انشاء الله ) 
                   
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۱۸:۰۲
صفیه پاپی
بخوانید استاد عزیزم  به یکبار خواندن می ارزد البته مرد برتر را می گویم وگرنه شعر خشت زن استاد نظری و آثاردیگری که فرمودید به بارها و بارها خواندن هم می ارزند  
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۵۴
صفیه پاپی
  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۳۵
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
    
صفیه پاپی
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۵۹
صفیه پاپی
 
...................  ...............................

درود طلا بانوی عزیزم  

این غزل زیبااااااا را زمانی گذاشتید که در سفر بودم...خودتان می دانید که ارادت خاصی هم به خودتان و هم غزلهای نابتان دارم  
اما موقع انتشار این غزل نبودم و معذورم  

چندساعت قبل نقد استاد آیت الهی عزیز را دیدم و متوجه غزلتان شدم اما متاسفانه قبل از نوشتن کامل نظرم نت قطع شد و ...

حالا می نویسم : که دوستتان دارم هم خودتان و هم غزلهایتان را ...

          

سپاس از استاد آیت اللهی عزیز که با نقد زیبایشان مرا متوجه غزلتان کردند

و


و



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، هی یادش بخیر ، مازیار نظری ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:جمعه 15 خرداد 1394-09:30 ق.ظ

*** هی یادش بخیر ***

 شعری از 

مازیار نظری 

از دفتر غریبه نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۵۶ شماره ثبت ۳۷۴۳۱
  بازدید : ۲۰۵   |    نظرات : ۶۶

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر مازیار نظری

قُرص ِ  نانی توی گندم زار ؛ هی یادش بخیر !


پا برهنه  در دل ِ   نیزار  ؛  هی یادش بخیر !


تا پدر آید  به  منزل ،  بر درخت ِ   گردوكان


شاد  و شنگُل تا  دم ِ دیدار ،  هی یادش بخیر!


وقت ِ  بازی  توی كوچه ،  تا  معلّم می رسید


می پریدم  از  سر ِ  دیوار ؛ هی یادش بخیر !


” بی كلاه بیرون نرو سرد است؛ بچّه با  توام “


مادر ِ  بیچاره  با اصرار ؛  هی یادش بخیر !


همكلاسیها   كنار  و  بازی ِ  “  الّك دو لك  “


زیر ِ رعد و تندر و رگبار ؛ هی یادش بخیر !


زیر ِ باران خیس ، اما شاد و خُرّم در فرار !


جان ِ  تو  انگار نه  انگار ؛ هی یادش بخیر !


كاسه ِ  آشی  نصیبم  بود   ،   گاهی   با  تَشَر


تا ز ِ  سرما می شدم بیمار ؛ هی یادش بخیر !


یك  پتو بر سر به وقت ِ خواب ، از ترس ِ پدر


چشمها  بسته  ولی  بیدار  ؛   هی یادش بخیر !


آرزو  دارم   بگیرد   باز   ،    این    پیراهنم


بوی باران ، عطر ِ شالیزار ؛ هی یادش بخیر !


سینه ها سرشار از لطف و صفا ، بی غلّ و غش


قلبها   بیگانه   با   زنگار ؛  هی  یادش بخیر !


پُرسشی   هم   میزند   گاهی   تلنگُر   بر   سرم


” كودكیها كی شوَد تكرار ؟! “  ؛ هی یادش بخیر!


 


مازیار نظری

۱۳

۲۹ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

رضا نظری

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

روحیا لرستانی

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

فاطمه طبایی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ،

آرش غفاری درویش(درویش کوی تو)

 ، 

طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ،

فاطمه توکلی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ، 

محمد رضا نظری(لادون پرند)

 ، 

فاطمه خواجویی راد

 ، 

حسین راستگو

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

عبدالغفور

 ، 

مازیار نظری 

، 

سیده لاله رحیم زاده

علیرضا آیت اللهی
پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۴۶
علیرضا آیت اللهی
 
حضرت عبٌاسی شعر اند !
از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان غیر از صفحات استاد احمدیزاده - احسانی فرد - ارجمندی - استکی - اقتداری - بحرینی - توکلی - پژوهنده - خیاط پیشه - طالبزاده - علی غلامی - کاشی پور محمدی - مرادی - رضا نظری - محمد رضا نظری و هفت - هشت نفر دیگر که هم اکنون حاضر الذهن نیستم ، و در هرحال اکثرا" به صفحه شان سرک کشیده ام در باره سایر شاعران ارجمند و گرامی سایت کاری به تعداد بازدید و نظرات شعرهایشان ( که البته مطرح اند ) نداشته ام و گهگاه به شعر ها و به خصوص غزل های نابی رسیده ام که با کمال تعجب بیش از چند اظهار نظر نداشته اند !!!! ؛ حال شعر هائی عالی در شکل یا محتوا ، یا از شاعرانی مشهورتر یا کمتر شهره ...
استقبال از سپیدها اگر مسئله دار باشد ابدا" جای تعجب ندارد ؛ که ما به قدر کافی سپید شناس نیستیم و حتما" و حتما" باید تلاش بسیار بیشتری در این راه داشته باشیم ...
... امٌا غزل هائی چون این غزل آقای مازیار نظری یا غزلهای آقایان 
- دانشی
- سلطانی ابقاء
- طنٌاز
- و....
و ... حتی شاعری شناخته شده چون جناب فردوس اعظم !
حیف نمی شوند ؟ ! فقط چند نظرِ واقعی ؟
اگر گفتید چرا ؟ . 
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیجمعه ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ ۰۵:۰۹
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر شما استاد بزرگوارم 
دقیقا به همان دلیلی که شما فرمودید
البته هنوز نفرمودید  
ولی بفرمایید واقعا چرا؟؟! 
  

پاسخ مازیار نظری به نظر علیرضا آیت اللهیشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۲۶
مازیار نظری
سلامی دوباره خدمت حضرت دوست استاد فرهیخته جناب آیت اللهی

خوشحالم از حضور شما استاد فرزانه در صفحه غریبه .

نمی دانم چه بگویم ! شاید بی دلیل نیست که اسم این صفحه را گذاشتم غریبه !!
بعضی مواقع برای خودم هم جای سوال است که شعرشناسان و ادب دوستان کجایند و معیار سنجش چیست !!

آخر چه آمد به سرِ شعر و عاشقی ؟
عاشق زیاد و شاعرِ بی ادّعا کم است !
( بیت بالا مقطع یکی از غزلیاتم است که بعدا در همین صفحه تقدیم می کنم )

این درد مشترک است !

همیشه تندرست باشید و شاد بزرگوار 
     

گ
گ
گ



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، مهرابه ، سیده نسترن طالب زاده ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:سه شنبه 12 خرداد 1394-06:15 ق.ظ

مهــــــــــــــــــــــرابه

 شعری از 

سیده نسترن طالبزاده

 از دفتر "بالهای غازهای وحشی" نوع شعر موج نو

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۳۷ شماره ثبت ۳۷۳۵۳
  بازدید : ۲۴۵   |    نظرات : ۵۸

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       

* بر شیار اخرایی  سرزمین مـــادری،


می ایستم




و  درایه ی  زخمین تکوینی سرد ،


 از تاریخ!

در خراش  خزانبار خاکـــــــ  و  آزادیــــــــ ...

.

.

.

 در خویش  میبارم،

بی شرابه های  آهوانــــــه ی  نور

      -انســـــان-،،،

 بر صلیب ِ وهـــــــن!...

...

اینجا،

 هزارسینه ی  سرخ  دامون

در امتداد  برودت  زنجیرها...،

با فصل آتش


میگریند...

.

.

.

سوگند

 به سماع ماهتاب


در  خــون  ...  




تا عشای ربانی  دریــــا

در دماغه ی


  رازگاه  ِ


محرابی  مرتـــــــــــد ،



 مکاشفه ی درداگیـــن مریم  

چون  فلق شکسته ی ریو دوژانیرو،




 جاری شد...




 و فقدان ظهور مکرر زردشت   ،

در اورشلیم  چشمان من

 بیهوده نیست... !



 راهی روشن از




هنایش تا

.

.

.

 

 هبوط !

در درگاه  شرقی  این  مهرابــه  

مینوازم *

۱۶
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۲۸ شاعر این شعر را خوانده اند

سیده لاله رحیم زاده 

، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

سید مصطفی طباطبایی

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

رضا جوکار

 ، 

ابوالفضل خداوردی پور

 ، 

حجت اله یعقوبی(سکوت)

 ، 

بتول عباسی

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

رضا نظری

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

علی ابرار

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

عبدالغفور


گ

گ

گ



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، صدف ، سید حاج فکری احمدیزاده (ملحق) ، لندن ، 1394

تاریخ:شنبه 26 اردیبهشت 1394-06:43 ق.ظ

صدف!

 شعری از 

فکری احمدی زاده(ملحق)

 از دفتر عاشقانه های افراغ اندیشه نوع شعر افراغ اندیشه

ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۰۳ شماره ثبت ۳۶۶۷۶
  بازدید : ۹۴۶   |    نظرات : ۶۵۶

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب فکری احمدی زاده(ملحق)

صدای ارسالی شاعر:  
»»برای دانلود صدا کلیک کنید
ﻓﺮﺻﺘﯽ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺖ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻢ!

ﻭﻗﺘﯽ ﻧﮕﺎﻫﻢ؛

ﺑﻪ ﺻﺪﻑ ﻫﺎﯼ،

ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ...

ﻭ ﻣﻦ؛

ﺩﺭ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ_

ﻣﯿﺎﻥ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ،

ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ؛

ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺴﻮﺯﻡ!

ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍیی ﺧﻠﻖ ﮐﻦ_

ﮐﻪ ﺍﺯ؛

ﺳﮑﻮﻥ ﻭ ﺳﮑﻮﺗﺖ،

ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ...

ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ ﻭﺻﻞ ﮐﻦ؛

ﺗﺎ ﺍﺯ ﻓﺮﺵ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ،

ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ_

ﺍﻗﺎﻗﯽ ﺑﭽﯿﻨﻢ!

ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ _ ﻡ ﻧﮕﺬﺭ

ﭘﻠﻨﮕی _ م ﺯخﻤﯽ،

ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻬﺘﺎﺏ؛

ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ...

۳۱
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۸۷ شاعر این شعر را خوانده اند

صفیه پاپی

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

رضا نظری

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

اصغر زند

 ، 

جلیل سرچاهی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ،

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

آرمین

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

محسن افشار نادری

، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

رحیمه نیکوحرف

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

پگاه بنوان

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

علی امیری کرمانشاهی

 ، 

فاطمه رها

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

علیرضا غلامی

 ، 

علی غلامی

 ،

محمدکدخدائی

 ، 

عمران مطلبی مطلب

 ، 

مینا علی زاده 

، 

مونس ارجمندی

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

مژگان روحانی

 ، 

سمیه سلطانی (سایه ی عشق)

 ، 

فرشته شمس الدینی

 ، 

راد ( احسان )

 ، 

نیلوفر شاطری

 ، 

بهروز عسکرزاده

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

علی دولتیان

 ، 

علی دولتی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

اله یار خادمیان(صادق)

 ، 

امیدمرادی

 ، 

علی اصغر اقتداری (حرمان)

 ، 

علی زمانی

 ، 

حسین نوریان

 ، 

نادر ملایی

 ، 

محمد صادقی راد

 ، 

مازیار نظری 

، 

شبنم نیک

 ، 

مسعود عظیم پور

 ، 

سمیرا شریفی (آسمان)

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ،

محمد فروغی

 ، 

حمید ادیب

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

 ،

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

رضااشرفی فشی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ،

فرهاد مهرابی

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

علیرضا حسن شاهی

 ، 

وحید کاظمی

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

مریم حسینی

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

نرگس ارجمندنژاد(غمگین همیشه شاد)

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

حامد اکبری ولاشدی ( حانا )

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

نیلوفر جهانفر

 ، 

شاهین لقایی(شاهین)

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

سیده لاله رحیم زاده 

، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

گیتی تهامی

 ، 

مریم شجاعی

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۲:۵۲
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
حضرت استاد ایت اللهی گرانقدر بزرگوار نجیب استاد مهر و ادب درود خدا بر شما باد استاد عزیز من شاگرد و خادم را شرمنده الطاف خود قرار دادید با تمام وقت گران بهائی که دارید وقت برای من خادم گذاشتید و دلنوشته این شاگرد را نقد و تفسیر زیبا نمودید با هیچ چیز نمی توانم از شرمندگی شما گرانقدر خارج گردم الا از خداوند منان برایتان سلامتی کامل و عاقبت بخیری درخواست نمایم یا رب خاک پای قلم نورانی تان هستم و همیشه افتخار می کنم که خادم و شاگردی در محضر بزرگانی چون شما و باقی گرانقدران می باشم            
نقد استاد به صورت کامل ویک جا تقدیم شما بزرگوارن  
______________________-
« فرﺻﺘﯽ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺖ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻢ ! »



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، مباحثه ی عشق ، حسین احسانی فر ( رهای لنگرودی ) ، سایت شعر ناب ، بهار 1394

تاریخ:جمعه 25 اردیبهشت 1394-08:45 ق.ظ

جوابیه؛تقدیمی

 شعری از 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 از دفتر رها در خیال نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۲۸ شماره ثبت ۳۶۸۳۵
  بازدید : ۴۹۴   |    نظرات : ۲۲۶


آخرین اشعار ناب حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

سلام و عرض ادب خدمتتان

ذیل شعر «کاش...» از خواهر گرامهرم خانم بحرینی عرض مختصری داشتم و ایشان در جواب چنین نوشتند:

«مگر تابحال عاشق نشده اید؟؟!!»

به عنوان جواب این بداهه را نوشتم و به ایشان تقدیم میکنم.


داستان هاست میانِ من و عشق


عقل باشد نگرانِ من و عشق



تا شرارِ غمی از یار رسید


آتش افتاد به جانِ من و عشق




اشکِ شوقی اگر او کرد روان


شد تر و تازه روانِ من و عشق


 

بوسه بر کندوی لبهاش زدیم


شد پر از شهد دهانِ من و عشق


 

نامِ او هست فقط بر لبمان


مشترک هست زبانِ من و عشق


 

هر کجا هست اثری از رخِ دوست


بی شک آنجاست مکانِ من و عشق


 

کاش این ثانیه ها طی نشود



که رسیده ست زمانِ من و عشق


 

گرچه تقدیمی و بداهه است اما نقد آزاد است.

 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۷۴ شاعر این شعر را خوانده اند

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

علی دولتی

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

علیرضا حسن شاهی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

فاطمه رها

 ،

فرهاد مهرابی

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

موسی عباسی مقدم

، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

وروجک

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

فردوس اعظم

 ، 

مریم شجاعی

، 

مونس ارجمندی

 ، 

روحیا لرستانی

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

علیرضا حكیم 

،

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

ابراهیم حاج محمدی

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

محمدامیر خانی (ماردین)

 ، 

رامین صفاجو

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

وحید کاظمی

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

علی قنبری فیروزآبادی

 ، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

رضا نظری

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

کیوان رادفر

 ، 

اصغر زند

 ، 

محمدکدخدائی

 ، 

بهروز عسکرزاده

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

حسین نوریان

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

الیاس صاحبکاران (چَغوک)

 ، 

نیلوفر جهانفر

 ،

مسیحا الهیاری

 ، 

آوا دوکوهکی

 ، 

شاهین لقایی(شاهین)

 ، 

علی امیری کرمانشاهی

 ، 

راد ( احسان )

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

محمدرضا مزینانی

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

مهدی ماهرو

 ، 

نادر دهقانپور

 ، 

فاطمه فرمان

 ، 

مهرداد شیپوری 

، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

علی اکبر فلاحی

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

(زمهریر کویر)

 ، 

علی غلامی

 ، 

سپیده ی صبح ( اَشو)

نقدها و نظرات
علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۰:۱۱
علیرضا آیت اللهی
 
« یک قصٌه بیش نیست غم عشق ...»  
عشق یعنی احساس پاک ، مثبت و قوی ؛ دوست داشتن بسیار زیاد ....
دوست داشتن جهان و زندگی ؛ پس :
دوست داشتن الله و خلق الله !
مبداء هنر و زیبائی .
شعر ، هنر و زیبائی است .
جائی که شعر ناشی از احساس منفی می شود عشق وجود ندارد ؛ تنفر حاکم است ؛ و ناشی از مسائل و مصائب زندگی . در چنین صورتی دیگر زیبائی حاکم نیست ؛ حتی اگر احساس ، هنر و زندگی وجود داشته باشند .
عرفان اسلامی - ایرانی شامل هفت مرتبه عشق است ؛ که مرتبه اوٌل و به نظر این بنده کمترین ، نخستین و اساسی ترین و اجتناب ناپذیر ترینِ این سلسله مراتبِ عشق ، « عشق انسانی به انسان دیگر » است : احساسات شدید و وابستگی به انسانی دیگر که سبب نزدیکی جسمی ، روحی یا خیالی ما به وی می شود و رفتار ما نسبت به وی را غیر از رفتار ما با دیگران می سازد . مقدس ترین ... عشق به انسان دیگر یعنی تجدید نسل ، و عشق به نسل بعدی ، مثل عشق مادر به فرزند ، و پرستاری و پرورش وی یعنی ادامه زندگی پاک ، و مثبت بشر . بالاتر از این ؟ ! آیا بدون این عشق ، بشری وجود خواهد داشت که به سایر مراحل عشق برسد ؟ .
عشق را در ایران معمولا" از سه دیدگاه رصد کرده اند :
فلسفه
حکمت ( فلسفه اسلامی ) و عرفان اسلامی
عمومی و مردمی و تاریخی
زیباترین و مثبت ترین ادبیات جهان بر اساس زیبائی و مثبت گرائی عشق انسانی به انسان دیگر با این دید عمومی و واقعگرایانه ( که غالبا" عشق ، دل و احساس را در مقابل عقل و منطق قرار می دهد ) شکل گرفته اند .
نه فقط این غزل ، بلکه هر شعری که بیانگر عشق باشد بیانگر زیبائی است ، زندگی ، ادامه ی زندگیِ خواه نا خواه خدا خواسته و در مسیر الی الله ، استفاده از نعمات الهی ، و... پس شکرا" لله . نفس سرودن این شعر بیانگر ِ هم عشق به همنوع و به طورکلٌی مردم و خلق الله است و هم عشق به الله : حق و حقیقت .
جناب رهای لنگرودی که خود استاد قافیه و عروض هم هستند .
مستفید شدم و لذٌت بردم
بیش باد انشاء الله 

                  
پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۰:۲۷
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
سلام و عرض ادب خدمت آیت بر حق اله حضرت آیت اللهی
توضیحاتی بس مفید از چشمه زلال اندیشه تان نوشیدم.
همین طور است که فرمودید.عشق به خلق الله که خود اقسام متعددی دارد مقدمه وصال به عشق الله است.عشق به همنوع،عشق به همسر،عشق به پدر و مادر، عشق به فرزند، عشق به وطن و ... .در واقع عشق به خلق الله تمرینی ست برای عشق به الله و در طول عشق به معبود قرار میگیرد.
می دانیم که آخرین مرحله عشقِ مقدس، ایثار جان در راه معشوق است.در واقع مقام فنا.
به همین جهت بذل جان در راه دفاع از وطن، دفاع از نوامیس و غیره در نزد خداوند مأجور است.
تقابل عشق و عقل در معنای ثانوی پذیرفته تر است.عشق ، عقل را نمی زداید بلکه آن را تحت تأثیر قرار می دهد.به همین جهت است که تمام کارهای عاشق در راه معشوق در نظرش منطقی و عقلانی جلوه می کند و بر استمرار آن اصرار می ورزد.

بسیار استفاده بردم از این بحث.
ان شاء الله خداوند توفیق عشق واقعی-چه عرشی و چه فرشی- را به همه ما مبذول فرماید.
سایه مهرتان مستدام باد.
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پاسخ شاعر به غزل غرور راز . سایت شعر ناب ، اردیبهشت 1394

تاریخ:چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394-04:29 ب.ظ

غزل غرور راز از خانم بحرینی :


عشقست و غرور راز دارد


فرمانده ِ یکه تاز دارد


صد راهِ همیشه بسته اما

یک راهِ همیشه باز دارد


امشب غزل مرا بخوانید

چون قصه ی دلنواز دارد


در عدل خداست: هر گناهی

یک تبصره ی مُجاز دارد


با خنده ی یار زندگی کن

معشوق همیشه ناز دارد


ما زنده به قبله ایم و حتی

هر مــُرده ی ما نماز دارد


حالا که برای راست گفتن

آئینه به ما نیاز دارد


باید بروم غزل بگویم...

"این قصه سر دراز دارد"

پاسخ ما به این غزل :

علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۸:۰۴
علیرضا آیت اللهی
 
     


باشد انشاء الله !  

فرمانده ی یکٌه تاز ، باشد انشاء الله
صد راه همیشه باز ، باشد انشاء الله

شعر تو برای من شراب است ...
آن تبصره مجاز ! ، باشد انشاء الله

عمرت همه شاد باد و خنده ...
عمر تو دراز ، باشد انشاء الله

صادق به تمام عشق و شعری
واین قول ، دراز ، باشد انشاء الله

                  




نوع مطلب : شعر من  سرودن شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2