تبلیغات
شعرِ آ - مطالب شعر شناسی
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، مهرابه ، سیده نسترن طالب زاده ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:سه شنبه 12 خرداد 1394-06:23 ق.ظ

علیرضا آیت اللهی
شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۳۴
علیرضا آیت اللهی
 
سلام  

به شاعره ارجمند و گرامی

سرکار خانم سیده نسترن طالبزاده  

رابطه ی چندان خوبی با شعر موج نو ندارم  . در جهان به نظر می رسد مدٌت ها است که زمان موج نو سپری شده است  . در ابران ، ابتدا ، در شکل ، استحاله شده ... و آنگاه در محتوا به غلو و بی هدفی یا اهدافی رسیده است که شخصا" « زیبا » نمی بینم ....  

... و امٌا این شعر « زیبا » را هم چندان موج نو نمی بینم  و بگمانم چون محلی برای پست مدرن نبوده است ؟... آن را در موج نو آورده اید . البته ابدا" مطمئن نیستم .

آنچه که می بینم زیبائی و شیوائی است .      

منتهی مطمئن نیستم که به عنوان یک « پیر خواننده ی قدیمی » پیام شعر را به درستی دریافت کرده باشم .  

شاعر را با شخصیتی « آزاده و دارای کمال آزادگی » ، جهانبین و جهانگرا ، و ترقیخواه می شناسم .      
امٌا در درک کامل این شعر فقط شناخت نسبی شخصیٌت بزرگوار شاعر برایم کفایت نمی کند ...  

فرهنگ این شعر را نمی شناسم و در جامعه ی آن غریبه ای هستم که تنها به عشق زیبائیش پرسه می زند ...  

زیبائی واژه ها یکار رفته  
گیرائی ترکیبات مصراع ها  
تشبیهات بدیع و روایتگونه ...    

امٌا ( با وجود آنکه قریب به هشت سال در اروپای غربی زندگی کرده ام ... ) با فضای این شعر مانوس نیستم ....  

نتیجه :
شعر را برای جوانتر ها سروده اید ....  

با آرزوی بهترین ها برای سرکار عالی و توفیق این که شعر هائی بیش از پیش از شما بخوانم ....    

                  
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۱۳
صفیه پاپی
  
پاسخ محسن افشار نادری به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۴۳
محسن افشار نادری
        
پاسخ سیده نسترن طالبزاده به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۴ ۰۱:۱۱
سیده نسترن طالبزاده
درود و تقدیم ادب فروتنانه 
استاد گرانقدر 
جناب دکتر آیت اللهی فرزانه ،
مفتخرم به رد قلم ارجمندتان درین پیج ...
بله ...کاملا متین و بسیار صحیح ، موج نو به نظر بنده نیز نیست ...
موجی نو! بود ...
زیبا نگاه زیبا بین و زیبا آفرین حضرت عالیست بزرگوار ...
استدعا میکنم ، سپاسگزارم از لطف نظر سروین جنابتان ...
بیشک اثری شایان توجه و تمجید نبوده، به دیده ی اغماض خوانش فرموده اید، سپاس های مکرر و پایستار 
...
فضای شعر نشات گرفته از نوعی بافت قرون وسطاییست ...
 
...
با آرزوی شادی های پایستار و تبریک این شب بسیار خجسته 
روزگاران اهورایی 
با تقدیم مراتب ادب و مهر     



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، مهرابه ، سیده نسترن طالب زاده ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:سه شنبه 12 خرداد 1394-06:15 ق.ظ

مهــــــــــــــــــــــرابه

 شعری از 

سیده نسترن طالبزاده

 از دفتر "بالهای غازهای وحشی" نوع شعر موج نو

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۳۷ شماره ثبت ۳۷۳۵۳
  بازدید : ۲۴۵   |    نظرات : ۵۸

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       

* بر شیار اخرایی  سرزمین مـــادری،


می ایستم




و  درایه ی  زخمین تکوینی سرد ،


 از تاریخ!

در خراش  خزانبار خاکـــــــ  و  آزادیــــــــ ...

.

.

.

 در خویش  میبارم،

بی شرابه های  آهوانــــــه ی  نور

      -انســـــان-،،،

 بر صلیب ِ وهـــــــن!...

...

اینجا،

 هزارسینه ی  سرخ  دامون

در امتداد  برودت  زنجیرها...،

با فصل آتش


میگریند...

.

.

.

سوگند

 به سماع ماهتاب


در  خــون  ...  




تا عشای ربانی  دریــــا

در دماغه ی


  رازگاه  ِ


محرابی  مرتـــــــــــد ،



 مکاشفه ی درداگیـــن مریم  

چون  فلق شکسته ی ریو دوژانیرو،




 جاری شد...




 و فقدان ظهور مکرر زردشت   ،

در اورشلیم  چشمان من

 بیهوده نیست... !



 راهی روشن از




هنایش تا

.

.

.

 

 هبوط !

در درگاه  شرقی  این  مهرابــه  

مینوازم *

۱۶
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۲۸ شاعر این شعر را خوانده اند

سیده لاله رحیم زاده 

، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

سید مصطفی طباطبایی

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

رضا جوکار

 ، 

ابوالفضل خداوردی پور

 ، 

حجت اله یعقوبی(سکوت)

 ، 

بتول عباسی

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

رضا نظری

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

علی ابرار

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

عبدالغفور


گ

گ

گ



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، نیمائی ، نی لبک ، علیرضا کاشی پور محمدی ، مشهد ، 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:پنجشنبه 7 خرداد 1394-06:41 ق.ظ

نی لبک

 شعری از 

علیرضا کاشی پور محمدی

 از دفتر پرسه های بی چراغ نوع شعر نیمائی

ارسال شده در تاریخ شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۳۱ شماره ثبت ۳۷۲۰۳
  بازدید : ۱۳۹   |    نظرات : ۴۰

دفاتر شعر علیرضا کاشی پور محمدی
آخرین اشعار ناب علیرضا کاشی پور محمدی

دودی غلیظ و تلخ

دارد که می رود در چشم ِآسمان

هندوی خاطرات

گویا به نی لبک ِ ساحرانه اش

رقصانده عشوه کنان ، مار ِ دیگری

شاید علامتی است

که تاریخ بسپرد در ذهن خسته اش

از سوزش ِ هزاره ِ انسان ِ ناتوان

تکرار ِ دیگری

و شاید لب ِ زمین

درمان ِ خشم ِ خویش را

گیرانده ، پشت ِ تماشای ِ کهکشان

سیگار ِ دیگری

۱۰

۲۳ شاعر این شعر را خوانده اند

سیده لاله رحیم زاده 

، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

بهناز رستمی ( شهپر )

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

ابوالفضل خداوردی پور

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

علی دولتیان

 ،

سودابه برزگر

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

عباس وطن دوست

 ، 

امیدمرادی

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

محمدکدخدائی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ،

ناصرحجازی

 ، 

سیاوش پورافشار

نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۵۶
عباسعلی استکی(چشمه)
 
درود بزرگوار
سروده بسیار زیبا و دلنشین
شورانگیز و پر معنی
موثر
دستمریزاد   
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۰۶
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
 
سلام و عرض ادب خدمتتان
بسیار زیبا سرودید و بسیار بر دل نشست.
مؤید باشید
  
سیده لاله رحیم زاده(آلاله سرخ)
یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۴ ۱۸:۱۵
سیده لاله رحیم زاده(آلاله  سرخ)
 
درود  

هندوی خاطرات....ونی لبک ساحرانه.........  

زیبابود   
پاسخ علیرضا کاشی پور محمدی به نظر سیده لاله رحیم زاده(آلاله سرخ)دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۴ ۰۸:۵۳
علیرضا کاشی پور محمدی
سلام و سپاس از حضورگرمتان   
علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۳۱
علیرضا آیت اللهی
 
     

سلام  

به شاعر ارجمند و گرامی

جناب آقای کاشی پور محمدی  

زرگر و زرشناس نداریم که قدر شعر های جناب عالی را بدانند  

هربار که شعری از تان می بینم و میخوانم به یاد کمبود شدید این سایت در تعداد نیمائی سرایان و بنابر این نیمائی شناسانش می افتم که نقیصه ای است بزرگ ...  

... و نیز به یاد شخص نیما

در هر حال شخصا" با خوانده چنین اشعار والائی مستفید و محظوظ می شوم و بدون کوچکترین تعارفی لذٌت می برم .    

شاید حدود ده بار خواندم .    

استوار و پایدار باشید انشاء الله  

                  

پاسخ علیرضا کاشی پور محمدی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۵۵
علیرضا کاشی پور محمدی
سلام حضرت استاد . جز سپاس در پاسخ به لطفی که همواره برای این برادر کوچک تان دارید چه می توانم گفت
گر چه من نیز چون شما از این که در سایت ها ی ادبی یا محافل شعری بسیار کم شعر نیمایی می بینم و می شنوم و دلگیر از این که شعرای ما متاسفانه فقط به هنگام ادعای فضل از نیما یاد می کنند اما در عمل حتی بعضی از مشهورشدگان شان نیز اعتقادی به شعر نو ندارند . 
خدایش بیامرزاد نیمای بزرگ و خون دل هایی که خورد .


نوع مطلب : شعر شناسی  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، تفسیر شعر ، جهاد خنده ، فکری احمدیزاده ( ملحق ) ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:سه شنبه 5 خرداد 1394-05:47 ب.ظ


 
نقد بر جهاد خنده ! و اندر جهات گریه !   
کارمند دون پایه ی کم مایه ای را دیدم که از عهد بوقِ فجر بدون اجر مانده بود و فسیل در زجر ... که در دوست داشتنِ معشوق ، پوست داشتن از یاد برده بود ، و چه غم ها که نخورده بود ! .
صبح علی الطلوع ، و پس از سجود و رکوع ، آمده بود به در مغازه ی کلٌه پزی که اگر پولی ندارد تا کلٌه یی بخرد و شکمی از عزا در آرد و بناگوش و زبانی بچشد ، زبان در کام کشیده فقط بو بکشد ! ؛ که شاعر معروضا" فرموده است :
گر کلٌه خری بیا و یکدم خوش باش
گر خونجگری بیا و یکدم خوش باش
مظلوم ، و ظالم همه مخلوق خدا ست
فاقد ز زری بیا و یک دم خوش باش
از این رباعی « خر را نعلی » ، و کاملا" جعلی ! ، منسوب به شاعر دیر ایٌام ، حکیم عمر خیٌام ، وی را خشم گرفت و پس از آنکه اندام لاغر و کوتاهم را به خوبی به چشم گرفت ؛ ... ابروان طاقی خود را بر افراشته چماقی از کنار حسن کلٌه پز برداشته که روشِ ابلاغ پیشه کند ! ، دست بسته و گردن شکسته ماس ماسش نمودم و التماسش نمودم که بهتر است قبل از هر کاری به فکر نگاری بنشیند و افراغ اندیشه کند !!! .... که من گردن شکسته نیز :
« دلشکسته تر
از آنم
که بخواهم تعبیر کنم »
گفت :
هرکسی کاو دورماند از عقل خویش 
شعر« ملحق » گیرد اندر نقل خویش !
... و باز ماس ماسش نمودم و التماسش نمودم که بهتر است به جای آنکه منطق به من حالی دارد ، شکم از بناگوش و زبان خالی دارد ! که سعدی فرموده است "
اندرون از طعام خالی دار
تا در آن نور معرفت ! بینی ...
و این را از آن رو گفتم که « دوستت دارم ! » و خواهان آنکه ثواب صد حج ببرم :
« بخند تا دنیا به تو قاه قاه بخندد » .
...
و هم اینک یک هفته در بیمارستانِ مقدمة التیمارستان ، از شدٌت درد از هر اندیشه در فراغ و در هر فراغتی در فراق ! . نه پزشکِ ماهرِ غیر شاعری ، نه پرستار خوش جمال ِ با کمالی ، نه داروئی ، به نوک سوزن و موئی ، و نه حتٌی رختخوابی در کنار تختخوابی ... !
زجر می کشم و در بدترین زندان ، میانه ی فوجی از رندان ، ظاهرا" خندان خندان ! خط و نشان برای قجر می کشم ؛ که باز فرموده اند :
« خنده بر هر درد بی درمان دواست » !
و امٌا در باطن ، گریه های مکرر و سوزناک من در این مرزو بوم ِ به دور از لندن و روم ! ... نه فقط از درد است که در اصالت تاریخ و فرهنگِ ما ، نشانه ی هر مرد است ! . چوب خوردن و زجر کشیدن و گریه کردن از آداب و رسوم و عادت است ! و در تفاسیر برخی از متعلمینِ متامنیینِ متوهمین آمده است که عبادت !!! ؛ که اشارت مثلا" از بزرگان است ، و بشارت از دقیقا" معلوم نیست کدام فلان به فلان !....
پس :
بساز !
یا 
بساز ! 
علیرضا آیت اللهی : مطالعه نظرات سایر شاعران در این پست در آن سایت را توصیه می کنم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، قلم افراغ اندیشه ، فاطمه توکلی ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:دوشنبه 4 خرداد 1394-07:14 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۱:۳۶
علیرضا آیت اللهی
 
اگر رهایش سازی ، بهترین خواهد بود   

پندار ، نیک است
پندارِ نیک ، نیک تر است 
و اندیشه که عالمانه است از پندار نیز نیک تر 
اگر رهایش سازی ، بهترین خواهد بود ....
برای تمام جهان ...
...برای تمام مردمان ...
بی هیچ تبعیض و تفاوتی ؛ 
چون کبوتری که نه فقط صلح ، بلکه می آفریند 
همه ی زیبائی ها را 
زندگی الهی را 
فارغ از من و تو
فارغ از ازمان
فارغ از مکان
فارغ از قید و بند 
فارغ از هر قالبی که بخواهد اندیشه را مقیٌد کند
اندیشه ... ، فارغ از هر قید و بند
...افراغ اندیشه است
در یک شعر
چون زیباست
زیباترین !
*
با توجٌه به یادداشت استاد احمدی زاده ، بنده ی کمترین پیش از این برداشت خود را از نوزاد بسیار زیبا و مبارک افراغ اندیشه نوشته ام ؛ منتهی در قالب شعر سپید که در باره آن نیز یادداشتی در این سایت آورده ام :
هنر ، زیبائی است 
زیبائی بدیع است 
آفریده می شود و
و آفریننده ی داناست که تواناست 
و تواناییِ آفرینش را دارد 
آفرینش اندیشه ، اندیشه آفرین است
هنر دانایان 
سراپا هنر است ... و از اینجاست که :
« هنر برتر از گوهر آمد پدید »
*
عمری باشد ، دوباره می آیم ، دوباره می خوانم ، دوباره می نویسم . 

                 
پاسخ مریم حسینی به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۳۰
مریم حسینی
     
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۵:۴۸
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر استاد خوش سخن و اندیشمندم حضرت آیت اللهی گرانقدر.....   

پاسخ فاطمه توکلی به نظر علیرضا آیت اللهیجمعه ۱ خرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۰۱
فاطمه توکلی
سلام و درود جناب آیت اللهی استاد بزرگوارم
بسیار زیبا و فرموده اید استاد گرانقدرم مگر آفرینش چیزی جدای از خلاقیت است و مگر ابتکار و ایده ی نو می تواند بی اینکه از فکر و اندیشه نشأت بگیرد به وجود آید؟... به گفته ی شما : هنر همان اندیشیدن است    
اندیشه باید چون کبوتری سپید و آزاد بر آسمان خیال پرواز کند و بی هیچ ترسی بر سپید کاغذ بنشیند شاعران صلح جو ترین انسان ها یند ... و بیان نرم ترین جنگ جهان است    
سپاسگزارم از حضور پر مهرتان    
با وجود این روزگار بد سرشت
با وجود عصر و عهدی که به قتل نویسنده گی دست می زند
و به قتل نویسنده گان
و بر کبوتران ، گل ها و علف ها
آتش می کند
و چکامه های نغز را در گورستان سگ ها در خاک می کند
من می گویم: تنها اندیشه پیروز است...
و کلمه ی زیبا نخواهد مرد
به هر شمشیری که باشد
به هر زندانی
به هر دورانی نزار قبانی
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، ترانه ، دری رو به فردا ، حسین احسانی فر ( رهای لنگرودی ) ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب (3)

تاریخ:دوشنبه 4 خرداد 1394-03:01 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۴۶
علیرضا آیت اللهی
 
افراغ اندیشه : نقدِ بر نقد (3)    
از خاطرم رفت که در بخش های اوٌل و دوٌم ، از وسعت نظر شما در قلمرویی که نام دفترتان را به حق « رها در خیال » گذاشته اید در متٌه به خشخاش نگذاشتن در انتخاب نام نوع سروده سپاسی به حق داشته باشم ؛ و امٌا :
تا آنجا که مشاهده و درک می کنم از امتیازات این سروده ی جناب عالی در کاربرد صنعت « مراعات نظیر » است . موضوعی که سرکار خانم لیلا رنجبران هم توجٌه فرموده اند .
منتها ، تا آنجا که بنده آموخته ام وقتی کلماتی نظیر و مناسب یکدیگر را در دومصراع یا دو بیت یا بیش از آن می آوریم « مراعات نظیر » کرده ایم ( بحث بر مراعات نظیر در یک مصراع را ندیده و نشنیده ام ) .
حال در چنین سروده ای زیبا و شیوا :
در مصراع دوٌم : 
ازنظر شکلی : پرواز نظیر آغاز در مصراع نخست است ؛ و آیا آسمونم نظیر همزبونم ؟ ...
از نظر وزن بحثی نیست امٌا به نظر می رسد که ، از نظر مضمونی و مفهومی ، اگر برای آواز ، همزبانی لازم است ؛ برای پرواز هم بال و پری ( ظرف ابزار ) لازم است حال آنکه آسمان ظرف مکان است و نه ابزار .
اینجاست که میتوان به خوبی مواجهه ی « مکتب ادبی افراغ اندیشه » با « قواعد بدیع و قافیه و عروض در شعر کهن و تا حدودی نیمائی » را مشاهده کرد و به قضاوت نشست که آیا تقیٌدات و تکلٌفات صنایع شعری مزاحم پندار و گفتار شاعر نمی شوند ؟ و از زیبائی و شیوائی آن نمی کاهند ؟ و شاعری که خود را به تکلٌف و تصنٌع موظٌف و مقیٌد می کند به تضیٌع خود نمی پردازد ؟ .
آنچه که از اندیشه بنده می تراود این است که در باره سروده ای که ده ها نفر از دیگر شاعران به تائید و تحسین آن پرداخته اند « افراغ اندیشه » و به تعبیر دیگر « رهاسازی خیال » از هر معیار دیگری شایسته تر است و بیش از همه به زیبائی و شیوائی و حتٌی موجودیت شعر کمک می کند . منتها ؛ این که در پاسخ به یخش نخست فرموده اید « قوالب کهن دارای وزن و قافیه و ردیف هستند که کوچکترین لغزش در اینها نشانگر ضعف نسبی شاعر است » ؛
- آیا تصوٌر نمی فرمائید که ایراد از شاعر نیست ؛ بلکه از کسانی است که هنر شعر را « صنعت » جا زده اند ؛ و برخی نیز در صنعتی کردن با در واقع تصنٌعی کردن آن اغراق می کنند؟ .
                  
پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۴ ۰۰:۱۷
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
سلام و عرض ادب مجدد استاد عزیزم
یا نباید بیل ساخت یا اگر خواستیم بسازیم مجبوریم دسته بیل خوش دستی هم بسازیم.
یا نباید کلاسیک سرود و یا اگر خواستیم چنین بسراییم باید به ملزومات آن به بهترین شکل(البته در حد توان) پایبند باشیم.بارها شده که ذیل اشعار دوستان برای برقراری وزن پیشنهاداتی ارائه دادم که با آنچه خودِ صاحب اثر سروده بود یکی-دو کلمه تفاوت داشت.یا اصلا در واژگان تفاوت نداشت و ارکان جمله را فقط جابجا کردم.
بنابراین فکر نمیکنم این مسأله به معنی صنعتی کردن شعر باشد.اگر قرار است به وزن بی توجه باشیم دیگر چرا کلاسیک بسراییم؟
واقعیت را بخواهید هرچه فکر می کنم دلیل موجهی(جز همان ضعف نسبی) برای وجود مشکل وزنی در شعر کهن نمی بینم.
همانطور که اشاره فرمودید صنعت مراعات النظیر صنعتی ست که حداکثر دقت را بر آن دارم.سعیم بر این است که هیچ واژه ای بی تناسب نیاید.شاید باز هم موضوع افراغ اندیشه در مقابل این تقیدات مطرح شود.اگر چنین باشد پاسخم ارجاع به بخشی از عرائض قبلم است:
«هرچه شاعر برای بیان مفهوم مورد نظر خود با قیدهای بیشتری مواجه باشد و در نتیجه بتواند بر تکلفات فائق آمده ، معنا را به مخاطب القا کند هنرمندتر است.»

قلم نقدتان سرمه چشمان من است.
  


نوع مطلب : شعر شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، ترانه ، دری رو به فردا ، حسین احسانی فر ( رهای لنگرودی ) ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:دوشنبه 4 خرداد 1394-01:56 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۱۹
علیرضا آیت اللهی
 
افراغ اندیشه : نقدِ بر نقد    
از سال 1392 خواننده شعرهای زیبای جناب عالی هستم . مسیری بسیار بسیار تحسین بر انگیز دارید . ماشاء الله ؛ صدهزار بار ماشاء الله .
شاعری حقیقتا" شاعر هستید ( به نظر من نیمی از شاعرانی که این روزها شعرهایشان را خوانده ام ، به ویژه سپید سرایان یا مدعیان سپید سرائی و از میان آنها باز به خصوص کوتاه نویس ها ... هنوز شاعر نیستند ، بلکه « در راه شاعری » هستند ؛ و اتفاقا" برخی از آنان ، نه به دلیل ضوابط شعری و شعر شناسی من و امثال من ، بلکه به جهاتی دیگر ، و مجموعا" در حوزه روابط ، به شدٌت تشویق می شوند تا شاعر شوند انشاء الله ! ) ...
... امٌا از کهن سرایان هستید ؛ خوشبختانه از این نظر که قواعد و ضوابط شعر کهن برای همه ی ما شناخته تر است ؛ و بنابر این هنوز هم از نظر مردم ایران شاعرانش شاعر تر .
حقیقتا" ادیب هستید . 
... و با شناخت قواعد و ضوابط لازم در شعر کهن
قواعد و ضوابط شعر کهن از این نظر برای ما یک مزیٌت اند و ترجیح دارند که تکلیف ما را در شناخت ، و بنابر این « نقد » شعر ، روشن ، یا نسبت به شعری چون شعر سپید روشن تر می کنند . 
منتها ! سختگیرانه تر می شوند ؛ قید و بند آفرین و گاه شعری بسیار زیبا را چنان به غل و زنجیر می کشند که هم زیبائی خود را در خطر می بیند و هم مفهوم و محتوای خود را .
نتیجه ؟ یک بن بست است :
اگر آن را نقد کنیم که به اصلاح و جایگیری در ضوابط بیانجامد احتمالا" از زیبائی و متانب و شیوائی آن کاسته ایم ...
اگر آن را نقد نکنیم به مسامحه یا حتی کم سوادی در شعر متهم می شویم ...
چه کنیم ؟
مکتب افراغ اندیشه می گوید که ملاحظه ی هیچ چیزی را نکن و حتی اگر نه در چارچوب ذکر محاسن و معایب ، در چارچوب سؤوالات و پسشنهادات ، حرفت را بزن ! . 
و نه اینکه « هرچه میخواهد دل تنگت بگو » ؛ اگرچه شاید شامل این اساس هم بشود ؛ امٌا در اصل :
اندیشه ای را که بسیار فراتر از فقط حرف دل است رها ساز و اظهار نظری بکن ! که چه بهتر در حوزه سؤالات و پیشنهادات باشد . ( از اظهار نظرهای تشریفاتی ، سوداگرانه ، و مکرر در مکرر ذیل این شعر جناب عالی بسیار بسیار متاسفم ! ؛ چراکه گرچه در راه هائی دیگر شاید مؤثر واقع شوند ... امٌا در خدمت ادب و ادبیات نمی نمایند ) .
پس : در نقد شعر نیز ، همانطور که در شعرِ « افراغ اندیشه » اندیشه شاعرانه ان را رها می سازی ، اندیشه ی ارزیابی و کند و کاو و کنجکاوی را رها ساز بدون هیچگونه قید و بندی ...
مثلا" بدون کوچکترین محضوریتی بگوئیم که احتمالا" یک مثنوی بوده است که تبدیل به ترانه شده است و در این صورت « طلائی است خرج مطلٌا » .
                
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۱۸:۱۳
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر شما 
خیلی خوش آمدیـــــد 
   

پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهیشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۴۲
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
سلام و عرض ادب خدمت بزرگمرد ادب کشور حضرت استاد دکتر آیت اللهی (دامت عزه)
حضرت استاد زبان برای قدردانی الکن و عاجز است.
اگر بدانید چقدر خوشحال شدم نظرات حضرت عالی را ذیل این ناقابل خواندم.حقا این موهبت ، چون برگ زرّینی در تاریخ شاعری ام خواهد درخشید.
و اما در مورد فرمایشات حضرت عالی.
بنده به شخصه چندین بار به چند تن از دوستان پیام خصوصی دادم و از اینکه ذیل همه آثار منتشره تشویق و تحسین می کنند ابراز تأسف کردم.بر عکس هم بود.همین چند روز پیش طی یک پیام خصوصی از خانم ضیاالدینی به خاطر نظرات واقع گرایانه شان تشکر کردم.
واقعیت این است که تمجید بی اساس صاحب اثر را به قهقرا برده ، باعث در جا زدنش می شود.
نظر حقیر که تا به حال در مورد اشعار نو و کهن بروز ندادم این است:
آنچه سبب می شود شعری شکل بگیرد کاربرد صور خیال است.نقطه تمایز شعر و نثر را در همین می دانم.به همین جهت است که شعر به طبع زیباپسند انسان(که نشأت گرفته از ذات زیبا و زیباگرای خداست) خوشتر می نشیند.قوالب کهن دارای وزن و قافیه و ردیف هستند که کوچکترین لغزش در اینها نشانگر ضعف نسبی شاعر است.این محدودیتها در قوالب نو(جدا از قالب نیمایی) وجود ندارد و تنها به آهنگ درونی اثر اهمیت می دهند(که خیلیها اصلا نمی دانند آهنگ درونی چیست و فقط قلم دست می گیرند).به نظر حقیر هرچه شاعر برای بیان مفهوم مورد نظر خود با قیدهای بیشتری مواجه باشد و در نتیجه بتواند بر تکلفات فائق آمده ، معنا را به مخاطب القا کند هنرمندتر است.در خصوص ترانه ذیل نظر مبارک بعدی تان عرائضی خواهم داشت.
  
پاسخ نجمه طوسی (تینا) به نظر علیرضا آیت اللهیشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۰۹
نجمه طوسی (تینا)
     



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، ترانه ، دری رو به فردا ، حسین احسانی فر ( رهای لنگرودی ) ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:دوشنبه 4 خرداد 1394-12:51 ب.ظ

دری رو به فردا

 شعری از 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 از دفتر رها در خیال نوع شعر ترانه

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۷:۴۲ شماره ثبت ۳۷۱۰۷
  بازدید : ۵۲۹   |    نظرات : ۳۰۹

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
آخرین اشعار ناب حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)


پر از غوغای آوازم ، بیا و همزبونم شو


پر از احساسِ پروازم ، بیا و آسمونم شو


 


زمان تا بی تو می چرخه ، پُرم از حیرت و گیجی


شده این زندگی بی تو ، شبیهِ مرگِ تدریجی


 


تو این شبهای تاریکی ، چی میشه ماهِ من باشی


توی این کوره راهِ شب ، چراغِ راهِ من باشی


 


تنم محتاجِ تن پوشی ، از اون آغوشِ نرمِ توست


لبم محتاجِ دم نوشی ، از اون لبهای گرمِ توست


 


نسیمی سوی من بازم ، وزید از لای اون موها


که توی عطرِ تو گم شد ، دوباره عطرِ شب بوها


 


طلوع چشمِ تو شبهامو توو دلشوره میندازه


هنوزم رو به فرداها به روی من دری بازه


 


به تو بدجور محتاجم ، بیا امشب اجیرم کن


واسه اینکه رها باشم ، توی قلبت اسیرم کن


 


***


 


پی نوشت:


چه انتظار راستگویی ...


وقتی الفبا را


بر تخته سبز آموخته ،


آن را «تخته سیاه» می نامند؟


۲۹
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۷۴ شاعر این شعر را خوانده اند

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

محمدکدخدائی

 ، 

رضا نظری

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

سودابه برزگر

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

میثم دانایی

 ، 

مهدی ازوج (هومن )

، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

مینا علی زاده 

، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

اصغر زند

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

ملودی ( ترانه )

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ،

سیدمحمدمعالی

 ، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

فاطمه رها

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ،

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

علی اکبر مقدم

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

مهرشاد احمدی ( م ش )

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

محمد صادقی راد

 ،

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

کیوان رادفر

 ، 

مریم حسینی

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

امیری کرمانشاهی

 ، 

محمد حسین پژوهنده 

، 

آگاه ( بختیاری )

 ،

علیرضا حكیم 

، 

عباس وطن دوست

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

مازیار نظری 

، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

مجتبی میرزائی

 ، 

حسین نوریان

 ، 

علی دولتی

 ، 

حجت اله یعقوبی(سکوت)

 ، 

سید مصطفی طباطبایی

 ، 

فریما محبوبی

 ،

خداداد آدینه (آدینه)

 ، 

ناصرحجازی

 ، 

پژمان صالحی

 ، 

مهدی صادقی مود

 ، 

رضا صفائی

 ، 

اعظم بهارلو

 ، 

مسعود مالمیر




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، قلم افراغ اندیشه ، فاطمه توکلی ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:دوشنبه 4 خرداد 1394-06:08 ق.ظ

قلـــــــــــــــــــــــــــمِ افراغ اندیشه

 شعری از 

فاطمه توکلی

 از دفتر مزامیر نوع شعر افراغ اندیشه

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۰۹ شماره ثبت ۳۷۱۳۰
  بازدید : ۷۴۶   |    نظرات : ۳۵۷

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر فاطمه توکلی

« قلمِ افراغ اندیشه »


بر تَهی گاهِ این قلم


چاروادارِ دل آشوبه ای


بندِ نافِ جوهریش را


به تازیانه


برگُرده یِ کاغذ پاره می کند ،


و برگ ... برگ


نوزادِ سبزِ ذهن


 از گهواره یِ دانش


آویخته و درآمیخته به خود


زراندوده می شود


در بوته یِ کلماتِ کانون


و زادگانِ تا گور آموخته 


کُنجِ کجِ جهان را


از معماریِ کژِ ثریّا می رهانند


و خشتِ اوّل


با سَنجه هایِ عقل تراز می شود


قِنطورسِ قوسِ قلم


وقتی قفلِ قلب می گسلد


که به یغمایِ غم می دود


خنجرِ سرودنش را


به جستجویِ دواتِ درد


سوته دلی جگرسوخته می جوید


دفتر جولاهیش رنگین تر باد !


که باز آمده باز


آن خامه به خون وُ


خیمه با جنون زده باز ...


 تا به "قمرسایه هایِ" این رعشه براندامِ شب


طرحی نو در اندازد


مرزی در ناگواری بگشاید


و دری رو به تأمل باز ...


خندانکاندیشه ورزی بزرگترین هنر افراغ اندیشه استخندانک


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چاروادار : کسی که حیوانات بارکش را می راند و یا با آن ها باربری می کند (چاروادار دل آشوبه ای :کنایه از شاعری که شعر را باردار است و باید بار اطلاعات گسترده او سنگینی را همیشه همراه داشته باشد)


دل آشوبه : حالت تهوع ، اضطراب


بوته : ظرفی که طلا و نقره را در آن ذوب کنند


کانون : آتشدان ، منقل


زادگان تا گور آموخته : اشاره به ضرب المثل ز گهواره تا گور دانش بجوی


کژ : کج


سنجه : معیار ، وزنه


تراز : همسطح ، هموار ، بالانس


قنطورس : صورت فلکی با نمای نیمه انسان و نیمه اسب ؛ درخشانترین ستاره و نزدیکترین ستاره به زمین بعد از خورشید است .


قوس : کمان


گسلیدن : پاره کردن ، گسستن ، جدا کردن


یغما : تاراج ، غارت ، چپاول


سوته دل : سوخته دل


جولاهی : بافندگی ، نساجی


خامه : قلم ، کلک


قمرسایه : همان سایه ی ماه و خورشیدگرفتگی


رعشه : لرزه


تأمل : اندیشه کردن

۲۱
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۷۷ شاعر این شعر را خوانده اند

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

ناصرحجازی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

فاطمه توکلی

 ،

روحیا لرستانی

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

شرمینه بهاروند

 ،

محمد حسین پژوهنده 

، 

مونس ارجمندی

 ، 

مریم حسینی

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

ابراهیم حاج محمدی

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

اصغر زند

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

آرش غفاری درویش(درویش کوی تو)

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ، 

مریم شجاعی

 ، 

محمد رضا عمادی

 ، 

احمد پناهنده

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ،

ابوالفضل خداوردی پور

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

حامد اکبری ولاشدی ( حانا )

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

منصور دادمند

 ، 

بهناز رستمی ( شهپر )

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

علی دولتی

 ، 

علی دولتیان

 ، 

مهرداد شیپوری 

، 

مینا علی زاده 

، 

منصور شاهنگیان

 ، 

احسان راد 

، 

سیده لاله رحیم زاده 

، 

مهرشاد احمدی ( م ش )

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

مریم عرفانی فر

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

رضا نظری

 ، 

امیدمرادی

 ، 

امیری کرمانشاهی

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

علی غلامی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

باران

 ، 

امیر محمدی ارکانی (صادق)

 ، 

امینی

 ، 

عباس وطن دوست

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

محمدکدخدائی

 ، 

کریمی پرنیان

 ،

محمد علی شیردل

 ، 

مصیب اشرف زاده

 ، 

علی مرادی

 ، 

داریوش پورافشار




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پاسخ ، سپید ، غزل ، فکری احمدی زاده (ملحق) ، سایت شعر ناب ، اردیبهشت 1394 (2)

تاریخ:چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394-07:43 ب.ظ

فکری احمدی زاده(ملحق)
چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۵:۱۵
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
حضرت استاد ایت اللهی بزرگوار مرد نکونام و ادیب بزرگمهر از اینکه زیر دلنوشته این شاگرد حضور یافتید بی نهایت مسرورم از مداخله ارزشمند و بسیار قیمتان بهر ها بردم                          
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فکری احمدی زاده(ملحق)چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۷:۴۹
علیرضا آیت اللهی
                

شعر یک موهبتی است
ز خداوند بزرگ
که نهاده ست به ذهن من و تو
و بباید آن را
قدردانی ها کرد
چون که آن گفته ای از لطف خداست
همه اش زیبائی
همه اش شیوائی
و اثر بخش ترین گفته ی ما
در ... آنها 

چه تفاوت دارد ؟!
که غزل باشد یا شعر سپید ؟!
اصل بر گفته ی ما است
که چه ها می گوئیم
که چه ها می جوئیم ...
حرفمان چیست خلاصه و چرا ؟

غزل و شعر کهن « عادت » دیرینه ما ست
ژنتیک !
پس همه زیبائی است 
غالبا" شیوائی است  

و چو قالب را آزاد کنیم
که شود شعر سپید
وسعتش بیشتر است
در پندار
در گفتار
و پذیرش به تمامی جهان  
لیک امٌا اگرش باشد یک شعر سپید
و نه هر چیز آمد ... به نوک هر قلمی ...  

               
علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۴:۰۹
علیرضا آیت اللهی
 
تو اگر حق گویی    
تو اگر « حق » گویی ،
چه انا الحق گویی ، چه که بر حق گویی
چه یسار و چه یمین ، چه فراز و چه فرود
همه شعر است و سرود

این که در قالبی از « نو » و « کهن »
جان من ! 
چه jفاوت دارد ؟
قالب شعر چو ظرفی از آش
خوردنی نیست عزیز !
گرچه زیبائی آن 
می تواند بزند نقشی بر 
دل هر آشخوری
که « سلیقه » دارد
یا که « عادت » به فلان کاسه ی سبز
یا به بشقاب و یا چیز دگر
عادتش ، زیبایی است
و نه خوشمزگی ِ ش !

و « اصل مطلب » :
شعر باشد حرفت
حرف ، بهرِ گفتن
که دهد آگاهی 
به زبانِ روشن ، همه اش زیبائی
و مخاطب ؟
- همه را دریابد
خواه بپسندد یا نپسندد
شعر در آگاهی است ؛

تو اگر « حق » گویی ،
چه « انا الحق » گویی ، چه که « بر حق » گویی .

                
پاسخ مونس ارجمندی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۸:۰۳
مونس ارجمندی
       
پاسخ محسن افشار نادری به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۹:۰۷
محسن افشار نادری
                          


نوع مطلب : شعر شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، صدف ، سید حاج فکری احمدیزاده (ملحق) ، لندن ، 1394

تاریخ:شنبه 26 اردیبهشت 1394-06:43 ق.ظ

صدف!

 شعری از 

فکری احمدی زاده(ملحق)

 از دفتر عاشقانه های افراغ اندیشه نوع شعر افراغ اندیشه

ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۰۳ شماره ثبت ۳۶۶۷۶
  بازدید : ۹۴۶   |    نظرات : ۶۵۶

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب فکری احمدی زاده(ملحق)

صدای ارسالی شاعر:  
»»برای دانلود صدا کلیک کنید
ﻓﺮﺻﺘﯽ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺖ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻢ!

ﻭﻗﺘﯽ ﻧﮕﺎﻫﻢ؛

ﺑﻪ ﺻﺪﻑ ﻫﺎﯼ،

ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ...

ﻭ ﻣﻦ؛

ﺩﺭ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ_

ﻣﯿﺎﻥ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ،

ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ؛

ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺴﻮﺯﻡ!

ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍیی ﺧﻠﻖ ﮐﻦ_

ﮐﻪ ﺍﺯ؛

ﺳﮑﻮﻥ ﻭ ﺳﮑﻮﺗﺖ،

ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ...

ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ ﻭﺻﻞ ﮐﻦ؛

ﺗﺎ ﺍﺯ ﻓﺮﺵ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ،

ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ_

ﺍﻗﺎﻗﯽ ﺑﭽﯿﻨﻢ!

ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ _ ﻡ ﻧﮕﺬﺭ

ﭘﻠﻨﮕی _ م ﺯخﻤﯽ،

ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻬﺘﺎﺏ؛

ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ...

۳۱
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۸۷ شاعر این شعر را خوانده اند

صفیه پاپی

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

رضا نظری

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

اصغر زند

 ، 

جلیل سرچاهی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ،

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

آرمین

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

محسن افشار نادری

، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

رحیمه نیکوحرف

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

پگاه بنوان

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

علی امیری کرمانشاهی

 ، 

فاطمه رها

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

علیرضا غلامی

 ، 

علی غلامی

 ،

محمدکدخدائی

 ، 

عمران مطلبی مطلب

 ، 

مینا علی زاده 

، 

مونس ارجمندی

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

مژگان روحانی

 ، 

سمیه سلطانی (سایه ی عشق)

 ، 

فرشته شمس الدینی

 ، 

راد ( احسان )

 ، 

نیلوفر شاطری

 ، 

بهروز عسکرزاده

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

علی دولتیان

 ، 

علی دولتی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

اله یار خادمیان(صادق)

 ، 

امیدمرادی

 ، 

علی اصغر اقتداری (حرمان)

 ، 

علی زمانی

 ، 

حسین نوریان

 ، 

نادر ملایی

 ، 

محمد صادقی راد

 ، 

مازیار نظری 

، 

شبنم نیک

 ، 

مسعود عظیم پور

 ، 

سمیرا شریفی (آسمان)

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ،

محمد فروغی

 ، 

حمید ادیب

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

 ،

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

رضااشرفی فشی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ،

فرهاد مهرابی

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

علیرضا حسن شاهی

 ، 

وحید کاظمی

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

مریم حسینی

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

نرگس ارجمندنژاد(غمگین همیشه شاد)

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

حامد اکبری ولاشدی ( حانا )

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

نیلوفر جهانفر

 ، 

شاهین لقایی(شاهین)

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

سیده لاله رحیم زاده 

، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

گیتی تهامی

 ، 

مریم شجاعی

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۲:۵۲
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
حضرت استاد ایت اللهی گرانقدر بزرگوار نجیب استاد مهر و ادب درود خدا بر شما باد استاد عزیز من شاگرد و خادم را شرمنده الطاف خود قرار دادید با تمام وقت گران بهائی که دارید وقت برای من خادم گذاشتید و دلنوشته این شاگرد را نقد و تفسیر زیبا نمودید با هیچ چیز نمی توانم از شرمندگی شما گرانقدر خارج گردم الا از خداوند منان برایتان سلامتی کامل و عاقبت بخیری درخواست نمایم یا رب خاک پای قلم نورانی تان هستم و همیشه افتخار می کنم که خادم و شاگردی در محضر بزرگانی چون شما و باقی گرانقدران می باشم            
نقد استاد به صورت کامل ویک جا تقدیم شما بزرگوارن  
______________________-
« فرﺻﺘﯽ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺖ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻢ ! »



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، مباحثه ی عشق ، حسین احسانی فر ( رهای لنگرودی ) ، سایت شعر ناب ، بهار 1394

تاریخ:جمعه 25 اردیبهشت 1394-08:45 ق.ظ

جوابیه؛تقدیمی

 شعری از 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 از دفتر رها در خیال نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۲۸ شماره ثبت ۳۶۸۳۵
  بازدید : ۴۹۴   |    نظرات : ۲۲۶


آخرین اشعار ناب حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

سلام و عرض ادب خدمتتان

ذیل شعر «کاش...» از خواهر گرامهرم خانم بحرینی عرض مختصری داشتم و ایشان در جواب چنین نوشتند:

«مگر تابحال عاشق نشده اید؟؟!!»

به عنوان جواب این بداهه را نوشتم و به ایشان تقدیم میکنم.


داستان هاست میانِ من و عشق


عقل باشد نگرانِ من و عشق



تا شرارِ غمی از یار رسید


آتش افتاد به جانِ من و عشق




اشکِ شوقی اگر او کرد روان


شد تر و تازه روانِ من و عشق


 

بوسه بر کندوی لبهاش زدیم


شد پر از شهد دهانِ من و عشق


 

نامِ او هست فقط بر لبمان


مشترک هست زبانِ من و عشق


 

هر کجا هست اثری از رخِ دوست


بی شک آنجاست مکانِ من و عشق


 

کاش این ثانیه ها طی نشود



که رسیده ست زمانِ من و عشق


 

گرچه تقدیمی و بداهه است اما نقد آزاد است.

 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۷۴ شاعر این شعر را خوانده اند

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

علی دولتی

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

علیرضا حسن شاهی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

فاطمه رها

 ،

فرهاد مهرابی

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

موسی عباسی مقدم

، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

وروجک

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

فردوس اعظم

 ، 

مریم شجاعی

، 

مونس ارجمندی

 ، 

روحیا لرستانی

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

علیرضا حكیم 

،

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

ابراهیم حاج محمدی

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

محمدامیر خانی (ماردین)

 ، 

رامین صفاجو

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

وحید کاظمی

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

علی قنبری فیروزآبادی

 ، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

رضا نظری

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

کیوان رادفر

 ، 

اصغر زند

 ، 

محمدکدخدائی

 ، 

بهروز عسکرزاده

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

حسین نوریان

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

الیاس صاحبکاران (چَغوک)

 ، 

نیلوفر جهانفر

 ،

مسیحا الهیاری

 ، 

آوا دوکوهکی

 ، 

شاهین لقایی(شاهین)

 ، 

علی امیری کرمانشاهی

 ، 

راد ( احسان )

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

محمدرضا مزینانی

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

مهدی ماهرو

 ، 

نادر دهقانپور

 ، 

فاطمه فرمان

 ، 

مهرداد شیپوری 

، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

علی اکبر فلاحی

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

(زمهریر کویر)

 ، 

علی غلامی

 ، 

سپیده ی صبح ( اَشو)

نقدها و نظرات
علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۰:۱۱
علیرضا آیت اللهی
 
« یک قصٌه بیش نیست غم عشق ...»  
عشق یعنی احساس پاک ، مثبت و قوی ؛ دوست داشتن بسیار زیاد ....
دوست داشتن جهان و زندگی ؛ پس :
دوست داشتن الله و خلق الله !
مبداء هنر و زیبائی .
شعر ، هنر و زیبائی است .
جائی که شعر ناشی از احساس منفی می شود عشق وجود ندارد ؛ تنفر حاکم است ؛ و ناشی از مسائل و مصائب زندگی . در چنین صورتی دیگر زیبائی حاکم نیست ؛ حتی اگر احساس ، هنر و زندگی وجود داشته باشند .
عرفان اسلامی - ایرانی شامل هفت مرتبه عشق است ؛ که مرتبه اوٌل و به نظر این بنده کمترین ، نخستین و اساسی ترین و اجتناب ناپذیر ترینِ این سلسله مراتبِ عشق ، « عشق انسانی به انسان دیگر » است : احساسات شدید و وابستگی به انسانی دیگر که سبب نزدیکی جسمی ، روحی یا خیالی ما به وی می شود و رفتار ما نسبت به وی را غیر از رفتار ما با دیگران می سازد . مقدس ترین ... عشق به انسان دیگر یعنی تجدید نسل ، و عشق به نسل بعدی ، مثل عشق مادر به فرزند ، و پرستاری و پرورش وی یعنی ادامه زندگی پاک ، و مثبت بشر . بالاتر از این ؟ ! آیا بدون این عشق ، بشری وجود خواهد داشت که به سایر مراحل عشق برسد ؟ .
عشق را در ایران معمولا" از سه دیدگاه رصد کرده اند :
فلسفه
حکمت ( فلسفه اسلامی ) و عرفان اسلامی
عمومی و مردمی و تاریخی
زیباترین و مثبت ترین ادبیات جهان بر اساس زیبائی و مثبت گرائی عشق انسانی به انسان دیگر با این دید عمومی و واقعگرایانه ( که غالبا" عشق ، دل و احساس را در مقابل عقل و منطق قرار می دهد ) شکل گرفته اند .
نه فقط این غزل ، بلکه هر شعری که بیانگر عشق باشد بیانگر زیبائی است ، زندگی ، ادامه ی زندگیِ خواه نا خواه خدا خواسته و در مسیر الی الله ، استفاده از نعمات الهی ، و... پس شکرا" لله . نفس سرودن این شعر بیانگر ِ هم عشق به همنوع و به طورکلٌی مردم و خلق الله است و هم عشق به الله : حق و حقیقت .
جناب رهای لنگرودی که خود استاد قافیه و عروض هم هستند .
مستفید شدم و لذٌت بردم
بیش باد انشاء الله 

                  
پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۰:۲۷
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
سلام و عرض ادب خدمت آیت بر حق اله حضرت آیت اللهی
توضیحاتی بس مفید از چشمه زلال اندیشه تان نوشیدم.
همین طور است که فرمودید.عشق به خلق الله که خود اقسام متعددی دارد مقدمه وصال به عشق الله است.عشق به همنوع،عشق به همسر،عشق به پدر و مادر، عشق به فرزند، عشق به وطن و ... .در واقع عشق به خلق الله تمرینی ست برای عشق به الله و در طول عشق به معبود قرار میگیرد.
می دانیم که آخرین مرحله عشقِ مقدس، ایثار جان در راه معشوق است.در واقع مقام فنا.
به همین جهت بذل جان در راه دفاع از وطن، دفاع از نوامیس و غیره در نزد خداوند مأجور است.
تقابل عشق و عقل در معنای ثانوی پذیرفته تر است.عشق ، عقل را نمی زداید بلکه آن را تحت تأثیر قرار می دهد.به همین جهت است که تمام کارهای عاشق در راه معشوق در نظرش منطقی و عقلانی جلوه می کند و بر استمرار آن اصرار می ورزد.

بسیار استفاده بردم از این بحث.
ان شاء الله خداوند توفیق عشق واقعی-چه عرشی و چه فرشی- را به همه ما مبذول فرماید.
سایه مهرتان مستدام باد.
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل خانم نجمه طوسی و بحث واژه سازی دز پی آن

تاریخ:چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394-06:14 ب.ظ

توسط آقای احسانی فر و دیگران مسئله اختیار واژه سازی توسط شاعر مطرح شده است تا اینکه 



نجمه طوسی (تینا)
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۸:۰۸
نجمه طوسی (تینا)
 


درود بر حضرت آیت الهی جان     
کیفور شدم .جانا سخن از زبان ما می گویی .چقدر خوب گفتین و نسخه منو پیچیدین .رفتم واژه اختراع کنم .
دستتون درد نکنه استادم
       

نوش جاااان ناهارتون
زود بیان منتظرم هرچند خودم دیر اومدم 
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر نجمه طوسی (تینا)جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۵۸
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
  
نجمه طوسی (تینا)
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۸:۲۵
نجمه طوسی (تینا)
 
سلااااام بر استاد بزرگوارم
ممنونم از حضور خردمندانه تان
از شما می پرسم اول زبان اختراع شد بعد دستورش را نوشتند یا اول دستور نوشتند بعد زبان اختراع شد ؟؟؟
درسته کلمه باید با اقبال عمومی روبه رو بشه تا جا بیفته ولی این همه تنوع لهجه و کلمه من آب می گم یکی سو یکی او و...
ولی منظور یک چیز واحده .
در اون شعرم که مثنوی بود گفته بودم :
چشمه ای ناب و سروشنده درون دل توست
که از آن زنده شده جان ، که هم آب و گل توست
و یکی از عزیزان برایم نوشته بود اشتباه تایپی کرده اید و این خروشنده بوده در صورتی که علم و دانش رو به چشمه ای سروش کننده و آواز دهنده تشبیه کرده بودم .
شاعری که آشنا با آرایه های ادبی می باشد چه اشکال دارد خودش خلاق باشد و بیافریند روزی جنین هایش رشد خواهند کرد و بزرگ خواهند شد .
باز هم از مشارکتتان در بحث خوشحال شدم
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر نجمه طوسی (تینا)جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۵۸
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
  
علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۱:۲۰
علیرضا آیت اللهی
 
سرکار عالی حق دارید و حق ندارید !  
مسئله و راه حل « زبان پاک »بارها و بارها در ایران ( و برخی از دیگر کشورهای جهان ) مطرح شده است ؛ و شکست خورده است ؛ حتی در روسیه با آن دیکتاتوری پرولتاریایش ...
با نظر استاد حکیم و استاد نظری موافقم که به ترتیب فرموده اند :
« زبان ها کار خود را می کنند و تابع قانون نیستند »
و 
« واژه ها از زبان و فرهنگی به زبان و فرهنگی دیگر را ه پیدا می کنند و این امری طبیعی است »
نه اینکه فقط این دونفر از باتجربه تر های سایت هستند ، بلکه این موضوع را علوم زبانشناسی ، فرهنگ شناسی ، و مردم شناسی ثابت کرده اند .
بنده هم که جوان بودم « تعصب » میهندوستانه ی شدید داشتم ، معتقد یه زبان پاک بودم و چند نوشته ی به خیال خودم به زبان پاک داشته ام ؛ بعدا" به تدریج از این آرمانگرائی بیرون آمده رو به واقع گرائی نهادم چنان که وقتی در حوالی سی سالگی سرویراستار تلویزبون شدم بارها در مقابل واژه های فارسی و عربی واژه متداول تر و مفهوم تر و مردم پسند تر عربی را انتخاب کردم ! و حتی گاه واژه های وارداتی از غرب ...
وجود فرهنگستان لازم است ؛ و تقریبا" هیچ کشور بزرگ یا حتی متوسطی نیست که فرهنگستان نداشته باشد ؛ امٌا اینجا هم شاید « ما می توانیم » امٌا « به عمل کار برآید ... » ...
فرهنگستان ها زمانی می توانند تقریبا" بیش از پنجاه درصد بازده و توفیق داشته باشند که دیکتاتوری چون رضا خان برسر کار باشد با استالین ؛ آنچه را که مردم به صورتی آزادانه و دموکراتیک نپذیرند شاید راه حلٌ دیگری نداشته باشد مگر توسط تحمیل بر آنها با دیکتاتوری رضا خانی - آتاتورکی و استالینی ....
حتی اگر فرهنگستان واقعا" یک فرهنگستان باشد ....
                  
پاسخ نجمه طوسی (تینا) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۰۱
نجمه طوسی (تینا)
       
درودی مجدد از جان به شما رادمرد 
بالاخره تکلیف ما رو روشن کنین استاد بسازیم یا نسازیم هرچند که قبل از ناهار گفتین شعر با احساس سرو کار داره وعقل ومنطق در اون چندان دخیل نیست.
من که می سازم چه باک شاید اومدو یکی از کلماتم جاودان شد.
دردوران دبیرستان دوستی داشتم که اعجوبه ای بود برای خودش. باهردوتا دست مینوشت به جای معلمان نابلد اون موقع درس می داد و زبانی عجیب غریب هم اختراع کرده بود و در دانشگاه ریاضی قبول شد . خلاقیت در همه ی نوع بشر به ودیعه گذاشته شده است .پس هر انسان عاقلی میتواند بیافریند.
       
باز هم ممنونم از وقتی که پای اشعار من و بقیه می گذارید.
الهی سالم وتندرست بمانید 
      
علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۸:۱۰
علیرضا آیت اللهی
   
سلام  
بنده که به صراحت نوشتم :
شاعر حق دارد واژه ابداع کند 
امٌا اصل بر مردم است که آن را بپذیرند یا نپذیرند 
اگر پذیرفتند قاعدتا" فرهنگستان یک کشور « دموکراتیک » هم نمی تواند جلودار او باشد 

عالی است شعرت دخترم
ای از گل و مُل بهترم

هرچه که از دل خاسته 
فرهنگ مردم خواسته

گرکه شده مقبولشان
بعدا" شده معمولشان

ور غیر از این بوده ست آن
در خود زدوده ست آن

فرهنگ فارسی را ببین
هر واژه ای را راستین ؛

مقبول و وِرد و جاری است
پس حاصل همکاری است

همکاریی از قلب ها
از جذب ها و جلب ها

گر بوده قانونی و حکم
میبوده اش قاضیِ ظلم !

( البته این هم سابقه
دارد و گاهی لایقه 

یک بار عهد ظالمان
آمد به فرهنگ و لسان

چون واژه های عهد شاه
معدودی اندر یک نگاه )

هرکس که هرچه گفت مفت
بی زور و بی اردنگ و مشت

گر تو گرفتی سالم است
الله به این حق عالم است . 

                
نجمه طوسی (تینا)سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۱:۳۸
نجمه طوسی (تینا)
      
متشکرم چه شعر محشری گفتین 
ممنونم  کیف کردم از حضور خوبتان  
      
                                     
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیجمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۱:۱۵
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر استاد بزرگوارم 
می آموزم از درس های پربارتان
   

پاسخ فاطمه ضیاالدینی به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۹:۴۶
فاطمه ضیاالدینی
علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۹:۵۲
علیرضا آیت اللهی
 
فرهنگستان نباید تآتر کمدی درام باشد !  
تجربه نشان داده است که بسیار به ندرت فرهنگستانها توانسته اند نقش راهبردی و ارشادی خود را در بین جامعه مورد نظر خود ایفاء کنند و مثال فرهنگستان نسبتا" موفق به صورت دموکراتیک را فرهنگستان فرانسه ذکر می کنند ( کشورهای لیبرال تری چون انگلستان و امریکا کمتر به فرهنگستان معتقدند ) .
نمونه نسبتا" موفق فرهنگستان در نظام های دیکتاتوری هم فرهنگستان رضاخانی ( که انصافا" لایق ترین ها در آنجا فعالیت می کردند ؛ و نه .... ) ، آتاتورکی ، استالینی ، و نظایر آنها است . تجربه نشان داده است که اگر فرهنگستانی قوی و تحت حمایت همه جانبه حکومت وجود نداشته باشد راهی به جائی نخواهد برد و با آئبن نامه ها و تبلیغات به هیچ هدف قابل توجٌهی نمی رسد . مگر چقدر از رادیو تلویزیون خود شنیدیم : « پارسی را پاس بداریم » و چقدر عمل کردیم و چقدر رادیو و تلویزیون ، خود ، عمل کردند ؟!!! .
البته اگر تبلیغات به صورتی صحیح و مداوم صورت گیرند تا حدود بسیار زیادی موفق واقع می شوند . 
امٌا اصل موفقیت در قدرت علمی و خود باوری فرهنگستان است که مردم نیز مصوباتش را بپذیرند و نه اینکه وقتی جزوات « نظر شما چیست ؟ » را برای متخصصان امر می فرستد حتی نخوانند ! مثلا" در کشوری که :
- گفته می شود 36 هزار دکترش از مجاری ... صاحب دکترا شده اند و چه بسا در مناصب فرهنگستان .
- فرهنگستانی که باید فقط مجمع گروهی نخبه ی واقعی باشد دارای دستگاهی است عریض و طوبل ، با استخدام شدگانی ....
- و این دستگاه عریض و طویل مجمع نورچشمی ها و افرادی از یک گروه سیاسی مشخص است که ...
- گویا فقط در زمان انتخابات سیاسی مثلا" ریاست جمهوری فعال می شوند ...
- و یکی از بالاترین دریافتی ها و بودجه ها را دارند ! ...
و لازم است که یکنفر محاسبه کند که در برابر مثلا" هر یک میلیارد تومان پولی که به عنوان بودجه دریافت داشته اند چند واژه مطلوب و مورد استعمال مردم وضع کرده اند ؟!!!...
... و وقتی تعدادی کارشناس مرغداری یا مکانیک با عنوان کردن مدرک خود به عنوان حجٌت !!! در باره ادبیات ، شعر ، و واژه سازی نظر می دهند و با اعتماد به نفس ، حق به جانب و از خود راضی ... توقع دارند که ادبیاتی ها و زبانشناسی خوانده ها هم مقام والای آنان را درک کنند !!! و نوشته هایشان را بی چون و چرا بپذیرند ...
از این امامزاده معجزه نخواهیم !
فرهنگستان نباید تآتر کمدی درام ، و در اصل در خدمت منافع غیر فرهنگی بعضی از افراد و گروه ها باشد !
باز هم یا امام غریب !
التماس دعا .
                  
پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۲۰
رضا نظری
درود بر شما و قلم تان...
هربارکه در مورد رضا خان صحبت می شود از بدی های او می گویند انگار که هیچ کار مثبتی انجام نداده! کاش می شد مقایسه ای بین اعضای فرهنگستان آن زمان و امروز انجام شود!
فرهنگستانی که صادق هدایت از آن با نام خرچنگستان یاد می کندالبته گمانم به اعضای بعد از رضا خان/ اگر حالا هدایت زنده بود چه می گفت؟!
 
علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۱:۵۷
علیرضا آیت اللهی
     

سلام به استاد نظری عزیز و ارجمند  

حق با جناب عالی است ؛ امٌا بنده هم نوشته ام :

« ( که انصافا" لایق ترین ها در آنجا فعالیت می کردند ؛ و نه .... »

که این انصافا" به خود رضا خان هم بر می گردد ؛ به اضافه اینکه امروز :

- برخی معتقدند که دیکتاتوری بهتر از دموکراسی است

- و برخی دیگر اصولا" دیکتاتوری را حکومت بسیار مناسب تری برای کشورهای شرقی چون ایران می دانند ...

با تشکر بسیار از جناب عالی  
                


نوع مطلب : شعر شناسی  نقد شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی، نقد شعر ، غزل ، چلچله ، نجمه طوسی ( تینا ) ، مشهد ، اردیبهشت 1394 ،

تاریخ:چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394-06:09 ق.ظ

چلچله

 شعری از 

نجمه طوسی (تینا)

 از دفتر موزون های سرراهی نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۸:۵۱ شماره ثبت ۳۶۷۷۳
  بازدید : ۶۵۵   |    نظرات : ۲۷۴

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب نجمه طوسی (تینا)



فریاد زبیداد زمان ،دِل ِدله پیچید


در شهر تعجب زده ای کِل کِله پیچد


آمد به تماشای غرورم بنشیند


برخاست زجایش و شعف ،هِلهِله پیچید


دستش که گرفتم نگهم کرد خریدار


دیدند گرفتار و خبر وِِلوِله پیچید


لرزید دلم خانه فرو ریخت به یکبار


آغاز فروریختنم ،زِلزِله پیچید


چنگیز شد و برد به تاراج دل ما


با کنگره ی دامن او سِلسِله پیچید


با گرمی کاشانه، زمستانه، ورق خورد


با بوی بهاری تنش ،چِلچِله پیچید


سلااام دوستان ویاران همراه:


*در بیت اول دو قافیه دِل دِله و کِل کِله را جایی ندیده ام و اختراع خودم هست .


می خواستم از شما بپرسم آیا شاعر میتونه کلمه ای مانوس یا نامانوس بسازه


بهتر نیست به جای استفاده از واژه های بیگانه و گرته برداری های نادرست


خودمون دست به کار بشیم و کلمه فارسی بسازیم ؟؟؟


*هلهله هم در فرهنگ لغت هَلهَله درج شده ولی ما هِلهِله می خونیم درسته ؟؟؟




 

۱۶
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۴۶ شاعر این شعر را خوانده اند

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

رضا نظری

 ، 

علی دولتی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

بهروز عسکرزاده

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

محمد صادقی راد

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

عظیمه ایرانپور

 ، 

علیرضا حسن شاهی

 ، 

علی دولتیان

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

آوا دوکوهکی

 ، 

مهدی حسین زاده

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

محمد حسین پژوهنده 

، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

اصغر زند

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

مسعود عظیم پور

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ، 

نادر دهقانپور

 ، 

بهنام مرادی ( بهی )

 ، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

سجاد ربانی

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۸:۵۶
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
درود تینای نازنین امروز به قول فاطمه رها ی عزیز کیفور شدم از این همه اشعار زیبای سایت و منجمله اثر زیبایت و مداخله اساتید و گرانقدران و این خبر و نشان از موفقیت سایت شعرناب و کاربران و اساتید گرانقدر ش دارد بی مورد و بی حساب و کتاب نیست یکی از موفق ترین سایت های نمونه کشو و رتبه اول گوگل در سایت های شعری را داریم خدارا شکر در همه امور زیبا جزو اولین ها هستیم در عشق در محبت در دوستی در برادری در نشاط در امکانت زیبا در همدلی و یک دست بودن ها همه و همه شاخصیست که سایت شعرناب را از همه سایت ها متمایز و در مکان ویژه قرار داده با این همه دشمنی اشکار و غیر اشکار !
دست بوس همه شما سرورانم به رسم خادمی و شاگردی هستم درود 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، رباعی ، سرٌ شراب ، محسن افشار نادری ، سایت شعرناب ، اردیبهشت 1394

تاریخ:سه شنبه 15 اردیبهشت 1394-06:31 ق.ظ

سر شراب

 شعری از 

محسن افشار نادری

 از دفتر عارفانه ها نوع شعر رباعی

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۸:۴۴ شماره ثبت ۳۶۵۴۶
  بازدید : ۲۰۶   |    نظرات : ۴۷

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر محسن افشار نادری

می نوش که سریست در این جام شراب


این باده  که رسوا  کند  و مست  و خراب


هر گاه  که  ابلیس  کشید   نقشه  شوم


یک جرعه  بنوش  و  بزن آن  نقش بر آب


محسن افشار نادری

۱۴
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۲۳ شاعر این شعر را خوانده اند

زین العابدین محب علی 

، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

فرهاد مهرابی

 ، 

فاطمه رها

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

محمد ایثاری نیا (جوینی)

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

رضا نظری

 ، 

بنیامین بتا

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

علی غلامی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

علی اصغر اقتداری (حرمان)

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

علیرضا آیت اللهی
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۵:۵۵
علیرضا آیت اللهی
 
لا حول و لا قوة الا بالله  
سلام به شاعر عزیزی که از سرمایگان همیشگی صفحه ی اوٌل « شعر ناب » ، و بنابر این صاحب نسق ! ، هستند ؛  و طبع آزمائی های گوناگون که به نظر می رسد در رباعی هم بیشتر موفق می نمایند .  
رباعی را یک قالب صد در صد ایرانی در سرودن شعر کلاسیک می شمارند و سرودن در این قالب را به حساب میهندوستی ایرانیان نیز می گذارند . ( تبارک الله ) .
و ... امٌا در باره مشهورترین سراینده اش در جهان که حکیم عمر خیٌام نیشابوری باشد روایاتی گوناگون وجود دارد از جمله اینکه وی به عمد و بنا به فلسفه ی « جبر » ی خود ، این وزن را انتخاب کرده است .
لاحول ولا قوٌه الٌا بالله به این معنی است که هیچ چبز وجود ندارد مگر آنکه از سوی خدا ....
... و بنابر این نقش انسان در ایجاد هرچیز و هر امر ، منتفی است : انسان از خود اراده ای ندارد .... ( و عمر خیٌام یک کمی هم وارد کفر می شود ؟! ) .
شراب در اشعار کهن فارسی معنائی متضادتین دارد ؛ و بنابر این سمبلی است متضادتین .
به نظر می رسد که شراب در رباعیات عمر خیام ، شراب واقعی و ملموس است ؛ حال آنکه شراب در غالب غرلیٌات خواجه ی شیراز کنایه ای به ورود به سیر و سلوک و مستی ناشی از عشق به خدا و در مسیر الی الله است .
از اینجا مکتب رباعیات ( « جبر » ی ) خیٌامی با سایر رباعیات و به ویژه رباعیات عارفانه ( « اختیار » ی ) جدا می شود .
بنده رباعی حاضر را گرچه نه کاملا" ( چرا که خودِ شاعر نیستم ! ) ، امٌا به هر حال از رباعیات عام می بینم که چو ن شعر های عطٌار نیشایوری ، مولوی بلخی ، حافظ شیرازی و ... از سمبل شراب به معنی ابزار عشق و مستی در راه حق و حقیقت ، و ورود به مسیر الی الله استفاده کرده است ؛ و بنابر این :
رباعی حاضر ، رباعی ئی است نه تنها با محتوا ، بلکه اصولا" عارفانه .
« می نوش که سٌریست در این جام شراب »
مطلع است ، مبتداست ، و مقدمه :
( می نوش ! ؛ شاید یک امر به معروف ... )
آنگاه متن است و شرح : 
« ...که سریست در این جام شراب
این باده که رسوا کند و مست و خراب
هر گاه که ابلیس کشید نقشه شوم »
و نهایتا" می رسد به پیام شاعر به مخاطبی که شاید مشعور شود :
« یک جرعه بنوش و بزن آن نقش بر آب »
*
« کشید » را تصور کردم اشتباه تایپی است ؛ و در هر حال با نظر جناب رهای لنگرودی موافقم .
مستفید و محظوظ شدم .
موفق و مؤید باشید انشاء الله .

                
پاسخ علی غلامی به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۰۱
علی غلامی
سلام استاد ممنون از تفسیر خوبتان
   
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۷:۵۱
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)


 ☆¸ .•°*”˜    ˜”°•☆  
پاسخ محسن افشار نادری به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۷:۴۸
محسن افشار نادری
درود بر استاد بزرگوارم جناب آیت اللهی عزیز
از اینکه شاگرد نوازی فرمودید بسیار سپاسگزارم و ممنون از نقد زیبا , درست و بجای شما استاد گرامی 
در مورد (کشید) همان کشد درست بود که اشتباه تایپ شده و البته جناب استاد لنگرودی هم تذکر فرمودند . باز هم از حسن توجه شما و جناب لنگرودی عزیز سپاسگزارم و به شاگردیتان افتخار میکنم                                  
محسن افشار نادریدوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۷:۴۹
محسن افشار نادری
          
پاسخ علیرضا حكیم به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۰:۱۱
علیرضا حكیم
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6