تبلیغات
شعرِ آ - مطالب شعر شناسی
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نیمائی ، محتوای شعر کشک کابل است ، از علیرضا آیت اللهی ، در سایت شعر ناب ، اردیبهشت 1394

تاریخ:پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394-06:28 ق.ظ

محتوایِ شعر کشک کابل است !

 شعری از 

علیرضا آیت اللهی

 از دفتر آیتِ ایران نوع شعر نیمائی

ارسال شده در تاریخ شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۴:۴۹ شماره ثبت ۳۶۴۰۱
  بازدید : ۱۰۶۲   |    نظرات : ۱۶۶

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر علیرضا آیت اللهی

محتوای شعر ؟

- کشک کابل است !

و پیامش ؟

هرچه آمد ! ؛

    هرچه پیش آید خوش آید سوی شهرت می رویم !

بر چه اصلی ؟

- بایدش :

 موزون بود ،

در بحر خوب !

قافیه چون پلٌه های یک جهنٌم

جفتِ جفت و نردِ چوب

و ردیفش هم : حرف تا حرفش ،

چنین بادا ...

..... وگرچه حرف مفت ! .


یکهزار و سیصد و هفتاد شعر

طی یکساله سرودم بهر مهر .

من چه گویم ؟ و چه میخواهم ؟ چرا ؟

- خودنمائی ! ، ثبتِ جزو شعرا !


شاعرم من

در پی هر جایزه ،

نامجو ، و کامجو و جاه جو

و... شوهری !

... یا خوشگلان ماهرو ...


راستی ! ثروت فدای علم شد :

من کتاب شعر خود را ،

چاپ کردم پارسال ،

با کمی از بذل مال

در هزاران نسخه ای و

پخش کردم بین مردم ،

مفتِ مفت ! ، 

سهل است امٌا با تمنٌا ، التماس ! .


گرچه فرزندان من ناراضی اند ؛

لیک هر بقٌال و عطاری روی

آنچه خواهی در لفافش می بری...


گفت : هر رفتگری ناراضی است ...

گفتمش : باشد ولی ،

آن شانه های تخم مرغ ،

خانه خانه ، خانه ی شعر من اند .

۱۶
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۴۳ شاعر این شعر را خوانده اند

اله یار خادمیان(صادق)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ،

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

رضا نظری

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

مسعود عظیم پور

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

آرش غفاری درویش(درویش کوی تو)

 ، 

عظیمه ایرانپور

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

امینی

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

زین العابدین محب علی 

،

موسی عباسی مقدم

 ، 

محمد صادقی راد

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

علی غلامی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

جوادرحیمی(راحم)

 ، 

طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

 ، 

عرفان فتح الهی(واثق )

 ، 

محمدرضا پهلوان (عرشیا)

 ، 

اصغر زند

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

، 

حسین راستگو

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

علی دولتیان

 ، 

بهنام مرادی ( بهی )

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

رامین صفاجو

 ، 

فاطمه رها

 ،

نیلوفر جهانفر

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۸:۰۰
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
نازنین استاد حضرت استاد ایت اللهی بزرگوار خوشحالیم که خدمتگزار شما گرانقدر و باقی سروران هستیم خداوند شما را برای ادبیات ایران حفظ نماید                  
پاسخ جمیله عجم(بانوی واژه ها) به نظر فکری احمدی زاده(ملحق)یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۹:۵۱
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
 به صفحه ی استاد بزرگوارم آیت اللهی خوش آمدید 
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر فکری احمدی زاده(ملحق)یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۳۵
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر شما
خوش آمدید به صفحه ی پربار استاد ارجمندم
   

پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فکری احمدی زاده(ملحق)دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۶:۰۷
علیرضا آیت اللهی
             

سلام ، استاد
لطف عالی مزید 
خدمت کمتریبی چون اینجانب به ادبیات به مثابه ی قطره ای است از اقیانوس موٌاج برکت الهی ، با حرکت جناب عالی در مدیریت این سایت که برخی دشواری های آن را وضوحا" می بینم و بقیه را حدس می زنم که تا به چه حد تدبیر و تدبٌر می خواهد ؛ و فقط می توانم بگویم به سهم خود ممنون . خدا قوٌت .

               
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۲:۵۰
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
 
سلام و عرض ادب خدمتتان
زیبا سرودید.با موضوعی بدیع.
از نقدهایتان زیبایتان نیز هماره بهره می برم.
مؤید باشید
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، تصنیف ، از نجمه طوسی ( تینا ) ، در سایت شعر ناب ، اردیبهشت 1394 ، مشهد (2)

تاریخ:دوشنبه 7 اردیبهشت 1394-07:52 ق.ظ

سلام 
به شاعره ارجمند و گرامی
مستفید شدم و به یاد خاطره ای افتادم : من از طرف مادر کمی مشهدی هستم ؛ ( بچٌه چهار راه کلانتر ، جلوی دبیرستان فردوسی ، حدود بازارچه قماش ! ) . سال 1344 در یکی از شعبات انجمن ادبی خراسان که در منزل یکی از خویشانم ( بین منزل حاج آقا خامنه ای و باغ رضوان آن زمان ) برگزارشده بود شرکت کرده بودم . یکی از یزرگان ( که بگمانم مرحوم قهرمان بود ) میگفت هرچه شعر متین تر باشد وزین تر نیست و هر چه متداولتر باشد متعادل تر است . شعر هائی فلسفی که از مسائل پیچیده تری گفتگو می کنند طبیعتا" نمی توانند به روانی شعر های عاشقانه معمولی باشند ؛ این یک امر طبیعی است .
شعری که ز دل آمده تقریب ندارد
عشقی که ز بُن بر شده تخریب ندارد
این قصٌه یاری است که امروز سروده
از حبٌ حبیب است و تحبیب ندارد
استوار و پایدار باشید انشاء الله
*
درود استادم آقای آیت الهی ( ازنجمه طوسی ( تینا ) 
خوبه پس شما هم رگه هایی از بچه محله ی امام رضا رو در خون تون دارین.
جالبه خودتون استاد ادبیات بودین چه کتابای سختی رو به
دانشجوهاتون می دادین که به فارسی برگردونن .
حسنک وزیر . تاریخ بیهقی . کلیله ودمنه و.....
اون همه واژه های سخت رو برای چی حفظ می کردیم ؟؟
حالا که می خواهیم از همون واژه ها استفاده ی کاربردی کنیم همه میگن قوافی سخت و مشکله .دور از ذهنه و...
پس اینجا یک طرف اشتباه می کنه ؟؟؟یا کلا اون واژه ها رو باید بریزیم دور و اینقدر به خودمون فشار نیاریم یا استفاده کنیم!!!!نمی دونم ؟؟؟!!!



نوع مطلب : شعر شناسی  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، تصنیف ، از نجمه طوسی ( تینا ) ، در سایت شعر ناب

تاریخ:یکشنبه 6 اردیبهشت 1394-06:14 ق.ظ

تصنیف

 شعری از 

نجمه طوسی (تینا)

 از دفتر موزون های سرراهی نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۱:۰۶ شماره ثبت ۳۶۳۰۰
  بازدید : ۲۰۴۵   |    نظرات : ۲۴۹

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب نجمه طوسی (تینا)

.


بلبل ز چمن پر زده ،تصنیف ندارد


باران دلم ریخته،تلطیف ندارد


از ارگ فرو ریخته ام هیچ مگویید


افتادن بر خاک که تعریف ندارد


عشقی که شرر زد به دلم، خانه من سوخت


این کودک نو پاست که تکلیف ندارد


تاراج دل من ،به کتابی ننوشته


تاریخ سیاهی ست که تحریف ندارد


این جرم نبوده ست به دیوان عدالت


جرمی که نبوده ست که تحلیف (سوگند دادن )ندارد


از مست و نظر باز و رفیقان که بپرسید


هر کس زدلی رفت که تخلیف(جانشین ) ندارد


بر دست حبیبان خدا جمله ی خوبیست :


«مظلوم کشی دیدن و تضعیف ندارد»


برگرد ببین حاصل عمرم به فنا رفت


عشقی که نمرده ست که تصحیف (خطا خواندن )ندارد

۱۵
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۴۷ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ،

امیدمرادی

 ، 

رضا نظری

 ، 

فرمیسک(هاوار هه لوی)

 ، 

میثم دانایی

 ، 

مینا علی زاده 

، 

فاطمه رها

 ، 

مهدی رفوگر

 ، 

شفق

 ،

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

منصور دادمند

 ، 

عباس وطن دوست

 ، 

احمد پناهنده

 ، 

مریم شجاعی

 ، 

داودشفاعی

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

ت م ن

 ، 

سودابه برزگر

 ،

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

اصغر زند

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

علی دولتی

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

رضا رحیق

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

حسین راستگو

 ، 

عرفان فتح الهی(واثق )

 ، 

علیرضا حسن شاهی

 ،

فاطمه توکلی

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

رامین صفاجو

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۱:۵۴
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
عزیز نازنین بانو طوسی عزیز تینای مهربان و گرانقدر در زیبائی احساست شک ندارم عالی و با عشق سرودی اساتید هم راهنمائی های لازم را خواهند نمود بهتر وبهتر خواهد شد          
بانو تینای گرانقدر ما هم شما و هم قلم خوبتان را دوست داریم التماس دعا داریم نزد پسر جدمان سلطان طوس اقا غریب غربا علی بن موسی الرضا ع


نوع مطلب : شعر شناسی  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، ( سفر عشق ) ، از طلعت خیاط پیشه ( طلای کرمانی ) ، در سایت شعر ناب ، تهران ، فروردین 1394 (4)

تاریخ:شنبه 29 فروردین 1394-03:51 ب.ظ

( دنباله )
علیرضا آیت اللهی پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۱۸
 ( 5 ) پیام شعر را تقریبا" فقط همین زیبائی شعر تلقی فرموده اند ؛ و از محتوای آن نیز بیش از سه چهار اشاره وجود ندارد . 
حال آیا در « سفر عشق » بیشتر به زیبائی توجه شده است یا به محتوا ؟ ؛ تا بتواند رهنمود شاعر و شاعران در جذب مخاطب باشد ؟
به ظاهرِ امر طرفداران زیبائی حائز اکثریب مطلق اند ؛ امٌا آیا داوری عجولانه نسبت به یک شعر به « زیبا » بودنش از عادات ما مردم و از روی سهل انگاری در قضاوت نیست ؟
- هست ! امٌا در خصوص این شعر اکثرا" صدق هم می کند به اضافه ی اینکه نشان می دهد باری به هر جهت در جامعه ی مخاطبان شعر ایران ، زیبادوستان در اکثریت اند و مهمترین عنصر توفیق یک شعر را زیبائی آن تشکیل می دهد ؛ امٌا این بحث بیشتر در کمیٌت است و در کیفیت موضوع به محتوا اهمیتی کافی قائل می شود ؛ نظر شعر شناسی چون جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند ) را ببینیم ! ...
با اینهمه میتوان چنین نظر داشت که در یک اثر هنری مثل « سفر عشق » ، محتوا نیر در زیبائی ، هنر و خلٌاقیت می آید ؛ و هر آنچه که به دل و نهایتا" نظر و منطق خوانندگان خوش بیاید و خود را همآوا با آن ببینند را زیبا تلقی می کنند و این زیبائی محتوا در دلنشینی شعر و همآوائی شاعر به عنوان خاطب ، با خواننده شعر به عنوان مخاطب است .
شاید اینکه استاد احمدی زاده از زیبائی شاعر اشاره کرده اند در همین باشد : پندار ، و گفتار نیک شاعر بنا به ارزش ها و هنجار های مورد قبول جامعه و ترجیحا" مطلوب مخاطبان .
شاعر از مبست و از مام میهن ما ایران است :
» « من عاشق ِدل دل زدن ِخاک ِکویرم
در کیش و آئین و اصولا" خدا پرستی ما مخاطبان است :
» « تا معبد ِ خورشید ِ خدا رفته نفیرم
که این عشق خداپرستانه میتواند در مرحله ی نخست عرفان تعبیر شود .
که چنین عشقی اساس تمام عشق ها و حتی موجودیت بشر است 
و پیام شعر ، البته به نظر این کمترین ، شکایت شاعر از مشارکت کمتری است که هم اکنون در چنین مرحله ء خزانی از مسیر زندگی و به تعبیری شاعرانه تر « سفر عشق » دارد .
گنجینه ی اقبال ِمنی در سفر ِعشق
یاهوی طلایی شده چاوش ِ مسیرم
با تشکر و تعذر از خوانندگان ، به ویژه از سرکار علیٌه عالیه خانم طلعت خیاط پیشه ( طلای کرمانی ) ، ادیب و شاعر ارجمند و گرامی ، از نواقص و معایب و خطاهای موجود در این نوشته که فرموده اند : « الانسان جایز الخطا » .
                           
عباس زارع میرک آبادی چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۸:۲۳
 درود و صد درود بر بانوی عزیز طلعت خیاط پیشه
این شعر شما پر از حرفهای تازه داشت كه از خواندنش لذت بردم
آفرین بر شما لذت بخش می سرایید
محسن افشار نادری چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۱۳
محسن افشار نادری
 درود بر شما         
به به و دستمریزاد 
چه غزل زیبا و پخته ای آفرین لذت بردم                                         
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر محسن افشار نادری چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۵۹
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)
 ♚ ♛ ♜ ♝ ♞ ♟خوش آمدید به این غزل زیبا ♛ ♜ ♝ ♞ ♟  


فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۰۰
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)
 
 ♚ ♛ ♜ ♝ ♞ ♟             ♛ ♜ ♝ ♞ ♟   

احسنت بانوووووووووووو عالی بود  
پاسخ طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) به نظر فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۱:۳۳
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)
فدای این هلهله های مهربانیت مهر بانوی شعر ناب
فراموش نمیکنم .     
فاطمه توکلی چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۵۶
فاطمه توکلی
 سلام و درود بانو کرمانی استادعزیزم   
غزل زیبایتان چنان آهنگ دلنشینی داشت که نا خودآگاه چند بار خواندمش و لذت بردم از زیباییش       
بسیار زیبا به دلم نشست       
همیشه باشید و بسرایید
پاسخ طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) به نظر فاطمه توکلی چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۱:۳۴
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)
ممنون از حضور پر مهرتان    
علیرضا آیت اللهی چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۴۶
به شاعره ارجمند و گرامی
سرکار خانم طلعت خیاط پیشه
احسنت ، احسنت ، احسنت !
همین بس که شده است مشق امروز بنده ی کمترین
استوار و پایدار باشید انشاء الله
پاسخ طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) به نظر علیرضا آیت اللهی جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۱۰
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)
استاد ارجمندم سپاسگزار بزرگواریتان هستم
قسم به بغض غزلهای شور و شیدایی
کنار ِ سجده ی آئینه ها تو پیدایی
همیشه نذر ِ قلم می کنی بهاری سبز
همیشه عشق و امیدی میان ِ تنهایی
خدا یار و یاورتان باشد.
احمد رشیدی مقدم (گمنام) جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴ ۰۸:۱۹
احمد رشیدی مقدم (گمنام)
 درود فراوان به سرکار خانم خیاط پیشه 
اگر چه خودتان(طلای کرمانی ) انتخاب کردید لیکن به عقیده 
حقیر ارزش جنابعالی بیشتر از طلا ست سرودهای شما که 
سعادت نصیبم میشود واقعا لذت میبرم به ویژه این غزل 
بسیار جالب واظهار نظر جناب آقای دکتر آیتاللهی بیشتر 
به ارزش آن افزوده است دست حق نگهدار         




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، ( سفر عشق ) ، طلعت خیاط پیشه ( طلای کرمانی ) ، سایت شعر ناب ، تهران ، فروردین 1394 (3)

تاریخ:شنبه 29 فروردین 1394-01:23 ب.ظ

( دنباله )
علیرضا آیت اللهی چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۳۹
 ( 3 ) سرکار عالی ، خود استاد ادب ، شعر و به خصوص غزل هستید ؛ و عمر شاعرانگی شما ( ببخشید ! بسیار ببخشید ! ) شاید بسیار بیش از عمر جوانانی باشد که طبیعتا" برادرانه ، صادقانه و خالصانه بر غزل های سرکار عالی کامنت می گذارند ؛ و گاه ...
امٌا خوشبختانه در نخستین ساعات انتشار شعر در سایت ، دو نظر صائب توجه مرا به خود جلب کرده است؛ و این دومین برداشت بنده ی کمترین از از نوشته های شاعران ارجمند و گرامی ، سرکار خانم جمیله عجم و جناب آقای شفاعی است : انتخاب زیباترین بیت ها .
درس پس می دهم :
شعر به معنی آگاه ساختن است ؛ پس باید مخاطبی در کار باشد و آن را چون زیباست بخواند ، و بنابر این در عمل :
پیام شعر را دریافت دارد .
حال ، و در چهار رچوب جامعه شناسی شعر فارسی ، موضوع مخاطب شناسی شعرمطرح می شود که آیا مخاطبان شعر فارسی ، اشعار سرکار عالی ، و به ویژه غزل « سفر عشق » ، بیشتر در پی چه بوده اند ؟ و چه صفاتی به این شعر داده اند ؟
سرکاران بانوان فرمیسک(هاوار هه لوی ) ، صفیه پاپی ، فاطمه توکلی و آقایان فرهاد مهرابی و حسین احیائی فر شعر را « زیبا » و « دلنشین » توصیف فرموده اند .
سرکاران بانوان عجم ، فاطمه رها ، مونس ارجمندی و جنابان آقایان استاد احمدیزاده ، استکی ، حکیم ، شفاعی ، افشار نادری ، و ایرانمنش آن را « زیبا » خوانده اند .
جناب آقای نظری : « زیبا » و « لطیف »
جناب آقای جمشیدیان تهرانی : « زیبا » و « روان »
به این ترتیب هم به مشخصه هائی از غزل سرکار عالی رسیده ایم و هم تا حد و حدودی به مذاق و سلیقه ی مخاطبان شعر فارسی ؛ که چه می جویند و چه می خواهند ؟
- زیبائی را ...
که مشخصه ی برتر این غزل نیز معرفی شده است . 
بزرگترین منتقدان هر شعری را مخاطبان آن تشکیل می دهند و نه .... 
پاسخ طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) به نظر علیرضا آیت اللهی چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۱:۱۳
قسم به بغض غزلهای شورو شیدایی
کنار ِ سجده ی آئینه ها تو پیدایی
همیشه نذر ِ قلم می کنی بهاری سبز
همیشه عشق و امیدی میان ِ تنهایی
پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهی پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۴۸
علیرضا آیت اللهی پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۳۶
 ( 4 ) مخاطب شناسی شعر بخشی از جامعه شناسی شعر است و از جمله این که آیا مخاطبِ شعر بیشتر در پی چه عنصری در شعر برمی آید ؟
- شکیل بودن شعر و مطابقت دقیق آن با صنایع شعری ؟
- زیبا بودن شعر ( چون بنا به تجربه ی پنجاه ساله ی این کمترین در شعر دوستی ، شعر خوانی و سرودن شعر ، غالبا" این دو با یکدیگر منافات می یابند و تقیٌد کامل به صنایع شعری کار را به ساختگی کردن یا نیمه یاختگی کردن و کوششی کردن آن می کشاند ، طبیعت شعر را به هم می ریزد و به اصطلاح عوام آن را از سکٌه می اندازد ) .
- با محتوا و چه بسا پر محتوا بودن شعر
- پیامدار بودن شعر
پیام ، خود حاصل و نتیجه محتواست یعنی محتوائی که چون متن یک کتاب به شرح مسئله می پردازد تا در نتیجه ی شعر پیامی به مخاطب خود بدهد .
در سفر عشق نوستالوژی جوانی در شاعر بیدار می شود و ( پس از این که در بیت نخست به خوبی و زیبائی به طرح موضوع یا میئله پرداخته است ) به توصیف گلایه وضع موجود ، طبیعتا" از معشوق ، می پردازد :
در مطلع ِچشمان ِتو جاری شده دریا
من قایق ِبَر گشته در این بحر ِ کبیرم
پُر گشته جهان از نفس ِ باد ِ بهاری
جز عطر ِ نفسهای تو عطری نپذیرم
آتشکده ای در دل ِ من گشته مهیّا
خواهی که شبی از تب ِاین خانه بمیرم؟
در حال و هوای دل ِ من هلهله داری
گلُخنده بزن تا نفس ِ تازه بگیرم
هنگامه ی پائیز و هیاهوی جوانی
آئینه بشو رنگ ِ جوانی بپذیرم 
و شکل گرچه وسیله معاش گروهی حرفه ای ( معلمان و... ویراستاران و.... سایر کسانی که از راه شعر درآمد دارند یا می خواهند درآمد داشته باشند ) است و به شدٌ ت و حدٌت به تبلیغ و ترویج آن میپردازند ؛ و سیاست کهن گرائی اداریان سازمان ها و حوزه های هنری و... ، و پرداخت ها و اهداء جوائز و....نیز به این امر کمک می کند ؛ امٌا در واقعیت امر بیش از درصدی از انگیزه مخاطبان را تشکیل نمی دهد . اینجاست که می بینیم کوچکترین نظر صائبی نسبت به صنعت این غزل وجود ندارد .
پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهی پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۵۱
سپاس بیکران...
دیروز و امروز هر چهارنقد را چند بارخواندم و آموختم...
در راستای فرمایش پایانی شما، حقیر معنا را مقدم بر لفظ دانسته و می دانم...
بتابید به مهر...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ( سفر عشق ) ، از طلعت خیاط پیشه ( طلای کرمانی ) ، در سایت شعر ناب ، تهران ، فروردین 1394 (1)

تاریخ:شنبه 29 فروردین 1394-11:55 ق.ظ

(سفر ِ عشق)

 شعری از 

طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

 از دفتر یك جرعه غزل نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۱۹ شماره ثبت ۳۶۰۸۶
  بازدید : ۳۳۴   |    نظرات : ۱۲۱

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

         من عاشق  ِدل دل  زدن  ِخاک  ِکویرم


         تا معبد  ِ خورشید   ِ خدا  رفته  نفیرم


         در مطلع  ِچشمان  ِتو جاری شده دریا


         من قایق  ِبَر گشته در این بحر  ِ کبیرم


         پُر گشته  جهان  از نفس  ِ باد  ِ بهاری


         جز عطر  ِ نفسهای  تو  عطری نپذیرم


         آتشکده ای  در دل  ِ من گشته  مهیّا


        خواهی که شبی از تب  ِاین خانه بمیرم؟


         در حال و هوای  دل  ِ من  هلهله داری


         گلُخنده  بزن   تا  نفس   ِ  تازه  بگیرم


         هنگامه ی  پائیز   و   هیاهوی  جوانی


        آئینه   بشو   رنگ   ِ   جوانی  بپذیرم 


         گنجینه ی اقبال  ِمنی در سفر  ِعشق


         یاهوی  طلایی شده  چاوش  ِ مسیرم

۱۹
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۴۱ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ،

داودشفاعی

 ، 

منصور دادمند

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

فرهاد مهرابی

 ،

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

رضا نظری

 ، 

سمانه هروی

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ،

محسن افشار نادری

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

مرتضی درویشی ( اشکان)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

فرمیسک(هاوار هه لوی)

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

فاطمه رها

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

مهرداد حاجی پور 

، 

زین العابدین محب علی 

، 

محمد رضا نظری(لادون پرند)

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

امیدمرادی

 ، 

وروجک

 ، 

حمید ادیب

 ، 

حسین راستگو

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

، 

سیده زهرا حسنی(سایه) 

، 

میثم دانایی

 ، 

فرهان سامانی

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۳۲
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
استاد طلعت گرانقدر خداوند بر زیبائی داده به شما روز به روز بیفزاید
 
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر فکری احمدی زاده(ملحق) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۵۷
 ♚ ♛ ♜ ♝ ♞ ♟خوش آمدید به این غزل زیبا ♛ ♜ ♝ ♞ ♟  
پاسخ طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) به نظر فکری احمدی زاده(ملحق) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۳۷
استاد ارجمند سپاسگزار مهرتان هستم    

عباسعلی استکی(چشمه) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۲۱
 درود استاد بانوی عزیز و گرامی
از خوانش غزل زیبا و عرفانی شما مسرور شدم
شاد باشید      
پاسخ طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) به نظر عباسعلی استکی(چشمه) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۴۰
استاد ارجمند همیشه حضور پرمهرتان برایم بسیار ارزشمند است    
علیرضا حكیم چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۰:۰۹
علیرضا حكیم 
 درود بر شما بانوی گرامی             
شعر زیبایی از شما خوندم و محظوظ شدم
پاسخ طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) به نظر علیرضا حكیم چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۴۱
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)
لطف کردیدبا حضور خود جناب حکیم ارجمند    
رضا نظری چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۲۳
رضا نظری
 درود بر شما...
بسیار زیبا و‌ لطیف...
پایان فوق العاده زیبایی داشت...
دست ‌مریزاد...
پاسخ طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) به نظر رضا نظری چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۴۲
خوشحالم از حضور پر مهرتان    
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۱۵
 سلام و عرض ادب خدمتتان
بسیار زیبا سرودید و بر دل نشست.
اینقدر زیبا که به راحتی می توان از تکرار قافیه چشم پوشی کرد.
مؤید باشید
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۵۹
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)

 ♚ ♛ ♜ ♝ ♞ ♟خوش آمدید به این غزل زیبا ♛ ♜ ♝ ♞ ♟  

پاسخ طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) به نظر حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۱:۲۴
لطف دارید جناب احسانی فر ممنونم.    
محمد رضا نظری(لادون پرند) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۴۴
محمد رضا نظری(لادون پرند)
 درود خواهرم
حقیقتا زیبا بود
هم خوش ریتم و هم پر محتوا و دلنشین
مرحبا                
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۲۷
گرچه همه ایٌام به سیر و سفری تو
چون گل به گلستان هنر می گذری تو
این شعر تو از معبد خورشید تراوید
گنجینه اقبال به شعر و هنری تو
پاسخ طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۳۰
جناب محمد رضا نظری ممنون از لطف شما




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فقط برای تبسم ، غزل ، منتشر شده در سایت شعر ناب

تاریخ:پنجشنبه 20 فروردین 1394-07:59 ق.ظ

برای تبسٌم ! شعری از علیرضا آیت اللهی از دفتر آیتِ ایران نوع شعر غزل
ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۵۸ شماره ثبت ۳۵۸۹۹   بازدید : ۲۳۴   |    نظرات : ۱۱

آماده ! « گوش بزنگ » ام

من خِنگِ خِنگِ هَنگم
در فهم و عقل ؟ مَنگم

از عهدِ  دقٌیا نوس
من مردِ نردِ جنگم

سر میبُرم ، میمیرم
مخمورِ جَرس و بنگم

آشتی نمی پذیرم !!!
مخلوق کِذب و اَنگم

مغزم به خشکشوئیست
معتاد هر جفنگم

بازیچه ای به بازار
حتٌی به خود دو رنگم

فعلا" دو لقمه نا نی
باید رسد به چنگم

گرفهم هم مرا بود
باید به این ، دَرنگم

بازیچه ام چو آلت ...
چون در معاش تنگم

حاضر به هر خیانت
عارَم ؟ نه ، و نه ننگم !

بی عقل و بی شعورم
فکر میکنم زرنگم !

حاجی خلاف گوید 
من اهل خند ، خندم

گر علم ، حرفِ حق ٌ است
من چون گچم ، چو سنگم

در جستجوی دانش ؟!!!
اصلا" ، به کلٌ دَ وَنگم

چون گفته علم از آنهاست !
من دشمن فرنگم ...

در جهل و بیسوادی ؟
تک ؟ نَه ، که همچو هنگم

در درک و فهم احوال
یک قوچ هفت رنگم

فاقد ز اطلاعات
مثلِ النگ - دو لنگم

موسیقی ار چه زیباست
معتادِ « دَنگ - دَنگ » ام

شعر ارچه دانش افزاست
در شعر هم پلنگم !

اینترنت ار خراب است
من عاشق تفنگم !!! 

شهرّ فرنگ ؟ کفر است
من در هوای گنگم

نزدِ بزرگِ دزدان
من یارِ شوخ و شنگم

آقا سیاهکار است ؟
من اهلِ نافِ زنگم !

در ضرب و جرح و کشتن
آماده ! « گوش بزنگ » ام

امٌا ز فرط فاقه ...
در فهم عشق ، لَنگم

مغزم پُر از تنفر ...
آماده ام بجنگم

بازیچه ام چو آلت
آبِ سر سُرنگم

غافل ز زور اغیار 
محشر ز « بنگ - بنگ » ، ام

عادت به ظلم دارم 
آبِ تهِ هونگم

*

اگر نقد و نظری بسیار ضروری داشتند لطفا" پیام بگذارند ؛ بعید نیست که ، اگر بسیار خوشگل بودند ، پاسخی هم ارائه دهیم ! .
۴۲ شاعر این شعر را خوانده اند
جعفر جمشیدیان تهرانی ، زین العابدین محب علی ، علیرضا آیت اللهی ، جمیله عجم(بانوی واژه ها) ، رضا نظری ، صفیه پاپی ، فاطمه رها ، سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق) ، عباسعلی استکی(چشمه) ، عباس خوش عمل کاشانی ، لـــــــــــــــیلا رنجبران ، احمد رشیدی مقدم (گمنام) ، محمد یزدانی جندقی ، طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) ، مهدی ازوج (هومن ) ، فاطمه توکلی ، فاطمه سادات بحرینی ، جواد مهرگان مجد ، مونس ارجمندی ، خداداد آدینه (آدینه) ، مژگان عبدالهی ، مریم حسینی ، سودابه برزگر ، مهرداد حاجی پور ، شاهین لقایی(شاهین) ، فرمیسک(هاوار هه لوی) ، حمیدرضا کشیتی ، غلامرضا مهدوی(مهدوی) ، پژمان ناصری ، محمد ایثاری نیا (جوینی) ، میثم دانایی ، محسن پاده بان ، سید حسام حسینی ارسنجانی ، فاطمه ضیاالدینی ، فرهنگ باریکانی (صالح) ، اصغر زند ، فرهان سامانی ، نیلوفر جهانفر ، حسین راستگو ، رضااشرفی فشی ، اله یار خادمیان(صادق) ، مینا علی زاده 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ترک شعری از رضا نظری از دفتر شعرهای کوتاه نوع شعر نیمائی در سایت شعر ناب

تاریخ:چهارشنبه 19 فروردین 1394-12:40 ب.ظ

ترک شعری از رضا نظری از دفتر شعرهای کوتاه نوع شعر نیمائی در سایت شعر ناب

ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۰۵ شماره ثبت ۳۵۸۳۴   بازدید : ۴۹۶   |    نظرات : ۱۱۶

تَرَک برداشته قلبی که می کارد محبت را به دل های پر از نفرین و نفرت های بی حاصل  ز  ِ زخم  ِ  کینه های پر ز  ِ حُمق  ِ جهل  ِ انسانی...
۱۳۹۴/۱/۱۵
ساعت۱۸
کرمانشاه!
پ.ن.
چه دقتی؟! بداهه ! همین الان یهویی! دلم برای تتابع اضافات تنگ شده بود! البته برای شما دوستان هم دلم تنگ شده بود! نقد هم که کماکان آزاد است و آزادی بعد از نقد در بند اما و اگرها! 
۲۲
  شاعر درخواست نقد دارد
۵۶ شاعر این شعر را خوانده اند
اکرم ابراهیمی ، رضا نظری ، فاطمه سادات بحرینی ، جعفر جمشیدیان تهرانی ، جواد کشته گر (مسافر) ، فاطمه رها ، وروجک ، منوچهر مجاهدنیا ، فرمیسک(هاوار هه لوی) ، مهرداد رستم آبادی (شاهد) ، صفیه پاپی ، جمیله عجم(بانوی واژه ها) ، سیاوش پورافشار ، مونس ارجمندی ، سودابه برزگر ، سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق) ، محمد صادقی راد ، عباس زارع میرک آبادی ، فاطمه ضیاالدینی ، محسن افشار نادری ، سیدعلمدارابوطالبی نژاد ، سمیرا اكبرزاده( سمیرامیس) ، راد ( احسان ) ، محسن پاده بان ، عظیمه ایرانپور ، محمد رحیم کاظمی ، فرهاد مهرابی ، مریم شجاعی ، علی اسماعیلی ، اصغر زند ، علیرضا آیت اللهی ، فاطمه توکلی ، جواد مهرگان مجد ، زین العابدین محب علی ، نجمه طوسی (تینا) ، محمد رضا نظری(لادون پرند) ، غلامرضا مهدوی(مهدوی) ، حمیدرضا کشیتی ، کیوان رادفر ، ســودابه صادقـــی ، فروزان شهبازی ، لـــــــــــــــیلا رنجبران ، محمد یزدانی جندقی ، طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) ، فرزان رادفر ، موسی عباسی مقدم ، شاهین لقایی(شاهین) ، مهدی شهبازی ، محمد ایثاری نیا (جوینی) ، میثم دانایی ، فرشته شمس الدینی ، آزیتا احمدی ، مینا علی زاده ، باقر رمزی ( باصر ) ، مازیار نظری ، محسن حامد (باران)
نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق) سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۰۵:۲۲
 استاد عزیز و همتبار گرانقدر حضرت دوست جناب نظری بزرگوار بارک الله                         
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۴۳
 سلام   
به استاد نظری بسیار بسیار عزیز .     
زیباست و دلنشین ؛ محتوائی انسانی و بس انساندوستانه دارد ؛ رمانتیک است و حکیمانه . امٌااذعان می کنم که ، به مثابه یکی از مخاطبان ، پیام شعر را ، اگر پیامی خاص در آن منظور بوده است ... ، در نیافتم .
... و امٌا بی اختیارواژه هائی به ذهنم رسیدند که چون میهمانی نطلبیده ، خود به خود ردیف شدند :
تفاوت ها:

و انسانی که باید خوب را بیند به خوبی ها 
خدا و هر نبی و اورمزد و پاک و نیکان را ....

و امٌا بذر اهریمن 
مبادا باد بی پاداش
که بی پاداشیش تخمی شود هفتاد
محصولی که می سازد جهان را چون جهنٌم :
خاستگاهِ آتشی در انتظارِ
سرو
بید ، و
گُل .

مباد آن روز !

مگر چرخی زند اهریمن از راهی به ترکستان ؛ و
بیند راه دلها را
به سوی کعبه ی آمال .

شود آیا ؟ .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن .... (7)

تاریخ:سه شنبه 18 فروردین 1394-11:01 ب.ظ

(دنباله )
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴ ۲۱:۱۳
 استاد ارجمندم جناب آیت اللهی
غزل زیبای شما را خواندم و بهره ی وافر بردم.
دیریست که از حال ِ دل ِ ما نشنیدی
طعمی ز شراب ِ غزل ِ ما نچشیدی
استاد مدتها چشم انتظارتان بودیم .خوش آمدید .بهاران بر شما و خانواده ی محترمتان مبارک باد.طول عمر و سلامتی و سرسبزی شما آرزوی من است.
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۲۵
علیرضا آیت اللهی
سلام به سرور و سالار شعر فارسی
طلای کرمانی
سرکار علیٌه عالیه خانم طلعت خیاط پیشه
زبان تشکرم قاصر است
کوچک نوازی فرموده اید   
این طلای شهر مس بین که چه ها برپا کند
واژه هائی از طلا دارد ، به آن غوغا کند
طلعت شعرش به هرجائی چراغی روشن است
با زبان شعر خود ، درهای جنٌت وا کند
با آرزوی بهترین ها برای سرکار عالی و خانواده ارجمند در سال جدید
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۵:۴۱
درود بر استاد آیت اللهی بزرگوار 
سروده ی زیبایتان را چند مرتبه مرور کردم... 
گویی انگیزه ی خاصی برای سرودنش داشته اید! 
به هر حال بر دل نشست و خیلی قابل تأمل است
التماس دعا دارم 
پاینده باشید 
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۰۹
علیرضا آیت اللهی
سلام به
استاد بحرینی ارجمند و گرامی
از لطف سرکار عالی ممنون و متشکرم
همانطور که فرموده اید تقریبا" هیچ شعری بدون انگیزه نمی شود ؛ داشتم دیوان حافظ را مروری می کردم که ....
اشعار ناب از توست ، بوی کباب از من !
یارب کجاست عدلت ؟! دریاب علیرضا را
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۵۷
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
درود بر شما
در بداهه گویی هم بی نظیرید استاد
سپاسگزارم
پاسخ به پاسخ فاطمه رها به بحر الغزل
(4)
یا پدر برگو که یک پیری اگر یادت بیاید
کرده بر چلٌ کمان تیری که می باید بیاید
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۰۴
ای دوست قبولم کن وجانم بستان
مستــم کـــن وز هر دو جهانم بستان
بـا هـــر چـــه دلم قرار گیـــرد بــی تـــو
آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان  
تو یک ادیب نابی ، آبی ! نه چون سرابی
« نقد» ی تفقدی کن ، در ویش بینوا را
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۰۸
تو خود استاد بزرگی ، شعر من ناقابل تو
هر سخندان این شناسد ، جاهلانی غافل تو
شعر خود چون سحر پاشی ، محفلی مسحور گشته
خلق را مجنون شعرت دیده ام ؛ کو عاقل تو ؟!
علیرضا آیت اللهی یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۴۰
(5)
« عرض تبریک » است با جوهر ز گلهای معطر
روی یک کاغذ تمیز امٌا ز قطع ربع کمتر
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۰۵
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۴۴
تو یک ادیب نابی ، آبی ! نه چون سرابی
« نقد» ی تفقدی کن ، در ویش بینوا را
« خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند »
امٌا من از کویرم ، وجهی نمای مارا !
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۴۴
(6)
یاغبانی یا پدر ؟! با این گل ناز سخنگو
پاسخی آماده فرما ، راز سریسته به من گو
صفیه پاپی شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۱۲
صفیه پاپی
درود جناب آیت اللهی عزیز     
زیباااا و ملیح بود بزرگوار     
مرحبااااا     
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر صفیه پاپی شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۰:۴۶
سلام به 
این « صاحب محبٌت »
سرکار خانم پاپی
الطافتان مزید . شرمنده فرمودید
« دل می رود ز دستم ، صاحبدلان خدارا »
از شکلکان بسیار ... معذور دار ما را
امید وارم توانسته باشم حتی به اندازه سر سوزنی هم که شده است لبخندی به لبان سرکار عالی بنشانم .
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر صفیه پاپی شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۱۷
(7)
فاطمه یک نو گل هدیه ز گل های بهشتی
ای پدر بس فخر داری که چنین گل را تو کِشتی
( دنباله دارد )




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (3)

تاریخ:سه شنبه 18 فروردین 1394-05:13 ب.ظ

پاسخ علیرضا آیت اللهی یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۱:۱۴
به این میگویند نقد و نظر (3) 
سلام به استاد ارجمند و گرامی 
جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند )
می توانیم بگوئیم که :
« معمولا شاعران فرم گرا اشعارشان در کوتاه مدت مخصوصا بر عوام تاثیر بیشتری دارد »
من در سایتی که بیشتر عوام در آن جمع بوده اند تحقیق کرده ام و به این نتیجه رسیده ام که عوام هم به محتوا و پیام شعر توجٌه بسیار بیشتری دارند ؛ منتهی آرزو دارند که کاملا" منطبق با قواعد یک بحر باشد در عین اینکه برخلاف شعر نیمائی و شعر سپید و امثالهم ، در شعر کهن با خواندن مختصری از قواعد قافیه و عروض محلٌ و فرصتی برای عرض اندام ، اظهار فضل و خودنمائی و « عن رجل » می یابند ... امٌا هنوز مطمئن نیستم .
در ضمن از بعد کوتاه مدٌت و بلند مدٌت و به طور کلٌی بعد زمان که بگذریم بُعد مکان هم مطرح می شود : فرم کامل شعر عروضی را چند در صد از کل هفت و ... میلیارد نفر جمعیٌت جهانی می فهمند ؛ و محتوای زیبا و پیام آن را چند در صد ؟ . دنیا روز به روز کوچکتر می شود و لازم است که شاعر از محدودیت سرودن برای مردم روستا ، شهر و حتی کشور خود بیرون آمده جهانی بیندیشد و جهانی بسراید .
در مورد ماندگاری شعر نیز صد در صد حق با جناب عالی است ؛ چون شعری که بتواند نقش واقعی خود را ایفاء کند ، و در زندگی مردم تاثیری مثبت داشته باشد ؛ می تواند در طول تاریخ نیز سرنوشت ساز باشد ...
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۱۰
به این میگویند نقد و نظر (4) 
سلام به استاد ارجمند و گرامی 
جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند )
این که مرقوم فرموده اید تجربه در شعر دخیل است را قبول دارم با این حساب که کدام تجربه و کدام شعر ؟ . من غالب شعر های عروضی خود را ناقص و برخی را بسیار ناقص میدانم . هیچگاه هم در صدد تصحیح آنها بر نیامده ام . تاریخ برخی از آنان به تقریبا" 55 سال پیش بر می گردد . ...و با این وجود هیچگاه آنان را ویرایش نکرده ام چون :
- شعر هایم را به صورت طبیعی و همانطور که آمده اند دوست دارم 
- قصد چاپ و انتشار آنان را نداشته و ندارم که ویرایششان ضروری شود .
- معتقد به این نیستم که شعر را خود شاعر ویرایش کند .
- هیچ ویرایشگر خوبی هم در این دنیای وانفسای کنونی و نیازمندیهای شدید مالی حاضر به این نشده است که آنها را داوطلبانه ویرایش کند که البته بنده هم چنین توقعی از کسی ندارم .
گرچه بنده طی دوره سی و سه ساله 1357 - 1389 بسیار به ندرت شعر فارسی سروده ام ؛ امٌا آیا این سابقه ی 55 ساله یا لااقل 22 ساله یک حُسن است یا یک عیب : عادت به مسامحه در شعر !
خوب ! قصد من در اینجا « نقد » است و آنهم نقدهائی که به شخص شاعر بر میگردند و نمیتوان گفت : شعر را نقد کنید نه شاعر را .
خودم را مثال آوردم ؛ و در طرف مقابل شاعرانی در همین سایت که وقتب می خواهید شعرشان را نقد کنید نمی دانید طرف پیرمردی چون من است یا مثلا" دختر جوانی چون تارا . فاقد اطلاعات .....
پاسخ فاطمه توکلی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۲۶
«در عین تنگدستی ، در عیش کوش و مستی »
تا کور گردد آن شیخ جشن و سرور ما را
نوروز روز مستی است ، نور طلوع هستی است
خوش باش و خوش بیاسا روز عبور ما را
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴ ۰۵:۳۹
درود استاد بزرگوارم 
واقعا استفاده کردم
سپاسگزار از بودنتان
علی اصغر اقتداری (حرمان) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۷:۴۹

 درود بر جناب استاد آیت اللهی عزیز
شعری شیرین با خمیر مایه ی طنز مهمانتان بودیم
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر علی اصغر اقتداری (حرمان) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۰۴
علیرضا آیت اللهی
سلام به
استاد اقتداری عزیز و ارجمند
از لطف جناب عالی بسیار متشکرم 
گیرم که مِی پرستید ! ، استاد بنده هستید
میخانه نیست این سو ، آدرس دهید مارا
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علی اصغر اقتداری (حرمان) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۵۶
به صفحه ی پربار استاد گرانقدرم خوش آمدید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (2)

تاریخ:سه شنبه 18 فروردین 1394-05:00 ب.ظ

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۵۹
استاد ادیب و بزرگوار تحسین و تبریک و ارزوی سلامتی و عاقبت بخیری از ایزد منان برایتان خواهانم
نقد این شعر از :                                     
محمد رضا نظری(لادون پرند) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۳۷
 درود استاد
اشعار شما همیشه متفاوت است
تفاوت خودش یک امتیاز است.
طنز تقریبا زیر بنای اکثر اشعارتان است
شاید بتوان گفت شما با طنز ادغام شده اید
خیلی حرفها را با طنز بهتر میتوان زد.بهتر میتوان پیامش را منتقل کرد
طنز نه خنداندن است.بلکه طنز حقیقی خنده ای تلخ بر لب مخاطب مینشاند و به اندیشیدن مجبورش میکند.به تفکر و دیدن لایه های پنهان ولی عمیق شعر
شما بیشتر از آنکه فرم گرا باشید معنا گرایید
معمولا شاعران فرم گرا اشعارشان در کوتاه مدت مخصوصا بر عوام تاثیر بیشتری دارد
اما شاعران معنا گرا بیشتر به ماندگاری شعرشان می اندیشند
تجربه...سواد ...شخصیت...باورها و محیط همه در شعر دخیلند
و شکر خدا شما همه را دارید
جهان بینی شما کاملا در اشعارتان پیداست.شعرتان حرفی برای گفتن دارد
و این ارزشمند است
البته نمیتوان انکار کرد که فرم هم بخشی از جادوی شعر است
فرم و معنا اگر با هم ادغام شوند شاهکاری خلق میشود
هر کدام بی وجود دیگری ناقص است
البته اینها عقیده ی شاگردی بی تجربه چون من است و بعید نیست که درست هم نباشد
این قسمت از شعر را بیشتر دوست داشتم:
«در عین تنگدستی ، در عیش کوش و مستی »
تا کور گردد آن شیخ جشن و سرور ما را     
هر چند درک همه ی شعر نیاز به خواندن چندین باره دارد
اما بی انصافی است اگر راحت از کنار اشاره های پیدا و پنهانش بگذریم
خوشحالم که هستید .
استادان بزرگواری چون شما که باشند بقیه هم یواش یواش جمع میشوند
شما اعتبارید.و حضورتان دلگرمی
در پناه حق استاد بزرگوارم...  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۵۱
علیرضا آیت اللهی
به این میگویند نقد و نظر 
سلام به استاد ارجمند و گرامی 
جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند )
بسیار متشکرم که بنده ی کمترین را شاعر می دانید ،
شعر های بنده را شعر می دانید
و به خصوص این که آنها را « متفاوت » می شمارید که به این داوری جناب عالی افتخار میکنم و بسیار دلگرم می شوم .
فکر می کنم که در هیچ نوعی از شعر تخصص نداشته باشم ؛ امٌا خود بیش از هر چیز خود را نیمائی سرا می دانم ؛ و شعر های نیمائی بنده خوشبختانه کمتر به چاله طنز ، و به خصوص هجو ( که هردو نان بُر هستند ! ) می افتند .
امٌا در غزلیات و گاه مثنوی و قطعه صد در صد حق با جناب عالی است ؛ بی اراده به دریای طنز غوطه ور می شوم ... میهمانی است ناخوانده شاید به مصداق « از کوزه همان برون تراود که در اوست » ..... 
... و البته خوشبختانه حق با جناب عالی است که :
« خیلی حرفها را با طنز بهتر میتوان زد.بهتر میتوان پیامش را منتقل کرد »
و این بیان متین آن استاد عزیز را نیز اضافه می کنم که :
« طنز نه خنداندن است.بلکه طنز حقیقی خنده ای تلخ بر لب مخاطب مینشاند و به اندیشیدن مجبورش میکند.به تفکر و دیدن لایه های پنهان ولی عمیق شعر »
به این می گویند نقد و نظر ...
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۲۷
به این میگویند نقد و نظر (2) 
سلام به استاد ارجمند و گرامی 
جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند )
در معنا گرا بودن بنده دقیقا" و صد در صد حق با جناب عالی است ؛ شاید هم ، به تعمٌد ، یک کمی بیش از حدٌ . چون :
شاعر باید حق مطلب (معنا ) را ادا کند . سخنی با محتوا داشته باشد و در ارائه ی این محتوا برحسب جوشش و بنابر این آزادانه حرکت کند ؛ کوشش به مقیٌد بودن به تصنعات و تکلٌفات شعری تمرکز شاعر و طبیعت شعر وی را به هم می زند و « آلوده » می کند . 
به علاوه ، تصنٌعات و تکلٌفات شعری از بلاغت و فصاحت پیام شعر نیز می کاهند ؛ من در این سه بخش شکل ، محتوا و پیام شعر برای شکل ، چیزی بیش از تخمینا" پنج الی ده درصد محل قائل نیستم ...
البته اگر قریحه امثال استاد بحرینی - استاد اقتداری - جناب عالی و امثالهم در میان باشد اصولا" مسئله شکل در برابر معنا یا محتوا مطرح نمی شود ؛ امٌا بنده که دارای چنین قریحه ی سرشاری نیستم موقع آمدن شعر منتظر رعایت شکل نمیمانم و آنچه را که آمد ه است می نویسم .
یکبار آنرا به صورت طبیعی مصرف می کنم 
یکبار هم پس از ویرایش و به صورت ساخته و پرداخته ای نسبتا" مصنوعی 
و اگر ، بر فرض محال ، روزی خواستم کتابی چاپ کنم آن را به دست یک « ویراستار حقیقی » و آنهم نه به دست فلان شخصی که فلان زمانی ویراستار شعرهای کودکان در فلان روزنامه ای بوده است ... می سپارم . 
ابدا" به ویرایش شعر توسط شخص شاعر معتقد نیستم .
( ادامه دارد )




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شاعر از جامعه بر آمده است ؛ و بر جامعه می افزاید

تاریخ:دوشنبه 4 شهریور 1392-07:05 ب.ظ


در هر شعری که شاعر می سراید سه عامل « تعلیم » ، « تحریک » و « تشویق » موثر واقع می شوند . اکثر قریب به اتفاق شاعران « آئینه ی جامعه ی خود » اند ؛ و معمولا" هر شعر و نوشته ای از آنان می بینیم انعکاسی از آن چیزی است که به آنان آموخته ایم . این آموخته ها یا فرهنگ اکتسابی شاعر در زمانی که احساسات وی تحریک می شوند ممکن است به زبان شعر در آیند یا متن یک نوشته قرار گیرند ؛ تولید فرهنگ و هنر بخش مهمی از ریشه خود را در آب و گِلِ آموزش های کودک و نوجوان دارد . امٌا همین که نوجوان تحریک شد و اثری پدید آورد آن اثر خود به خود پذیرفته نیست .؛ اجتماعی محسوب نمی شود ، و همین که اجتماعی محسوب نشود جزو ادبیٌات جامعه هم به شمار نمی آید .
پذیرش جامعه مهم ترین عامل تصویب یک اثر ادبی است ؛ و به این منظور شعر باید به حدٌ کافی فصیح و بلیغ باشد . شعری ممکن است فصیح ، یعنی روشن ، روان ، قاعده مند ، مورد پسند عموم مردم ، و نهایتا" گوشنواز و روحپرور و دلنشین و دلنواز باشد امٌا بلیغ نباشد ؛ که این بلاغت به نظرما از فصاحت کلام مهمتر است . شعر بلیغ یعنی این که مخاطبش را شاد یا غمگین کند ، و وی را به کاری وادارد یا از کاری باز دارد . شاعر ممکن است طی منظومه ای بلند از قصیده یا مثنوی با وجود مشغول داشتن مخاطب خود و تا حدودی فصاحت کلام ، نتواند مقصود خود را به خواننده و شنونده شعرش برساند و به اصطلاح « شعرِ دارای بلاغت »  سروده باشد ؛ و ممکن است تنها در یک بیت از یک شعر یا حتی یک بیت مستقل ، به بهترین وجه ممکن پیام خود را به مخاطبش برساند ؛ و وی را تحت تاثیر قرار دهد .
در نظر اوٌل پذیرش شعر بر دونوع است :
پذیرش مجازی که مثلا" شاعری درباری شعری در مدح شاه ، یا آنچه که خوشایند و به نفع شاه می بود ، می سرود و وقتی که آن را در همایشی قرائت می کرد جماعت به شدت برایش کف می زدند ؛ شعرش در مطبوعات متعدد منتشر می شد ، و دیوانش را می خریدند ... و امٌا نمی خواندند و مورد استفاده قرار نمی دادند .
پذیرش حقیقی شعر موقعی است که اعضاء جامعه یا مردم آن را بکار گیرند . اینجاست که شاعر تشویق می شود که باز هم اشعاری به همین منوال بسراید و این منوال خواه ناخواه مکتب شعری وی را تشکیل می دهد .
آنچه که سبب نقش و جایگاه یک شعر در یک جامعه می شود ، تنها « شهرت » ( غالبا" زود گذر ) شاعر ، یا اصل شعر نیست ؛ بلکه خواست یا سلیقه ی مخاطب است که از شعر در جامعه بخشی از ادبیات جامعه ، و از آنجا فرهنگ و روابط اقتصادی - اجتماعی جامعه و چه بسا انگیزه های اختراعات و اکتشافات ، و پیشرفت های تکنولوگیکی را پدید می آورد :
توانا بود هرکه دانا بود 
ز دانش دل پیر برنا بود





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چگونه وحشی بافقی را به هجویه سرائی هائی نا زیبا کشانیدند ؟

تاریخ:دوشنبه 4 شهریور 1392-06:59 ب.ظ


هرچند هم که شاعر ، روحیٌه ای صلح طلب و زیبائی پسند و نهایتا" مثبت داشته باشد؛ و به اصطلاح « آقا » یا « خانم » ، دارای زادگی و اصالت باشد ؛ نمی تواند تحت تاثیر « محیط شعری » قرار نگیرد و این محیط نیز گویا از همان روز نخست ، شعرا را به سه گروه اساسی تقسیم کرده است :
- شعرای مردمی ، و روشنگر و درواقع صاحب اِشعار .
- شعرای احساساتی ، عاشق پیشه ،  شهرت طلب متفنٌن و در واقع بیکار و بیعار در دنیای شعر .
- شعرای مجیز گو ، جیره خوار حکومتی ، و یه اصطلاح عوامِ امروزی ذاتا" مدٌاح و پاچه خار ...
... که گروه اخیر اصولا" بی شخصیٌت و فرصت طلب و « شعر به مزد » هستند و بر ایشان فرقی نمی کند : اگر حیدری برسرکار بیاید مدح او را می سرایند و اگر نعمتی بر سریر قدرت باشد ثنای وی را می گویند ... مثل وحشی بافقی که مدح نعمتی ها را می گفت ، و « شاعر پیشگی » را بسیار پر درآمد تر از معلمی میدید ؛ و در این ورطه گاه مجبور به دفاع از خود تا حدٌ حمله هائی دور از ادب و ناشایست در ادبیٌاتِ فرهنگ بزرگی چون فرهنگ پارسی می گردید .
وحشی بافقی که تقریبا" همه نوع شعری از غزل ، قصیده ، مثنوی ، رباعی ، دوبیتی ، و... به خصوص ترجیع بند و ترکیب بند و قطعه سروده است بیگمان با اشعاری چون « دوستان شرح پریشانی من گوش کنید » ، « ای گل تازه که بوئی ز وفا نیست ترا » ، « ما گوشه نشینان خرابات الستیم » ، « زیباتر آنچه مانده به بابا از آن تو » ، و...و...و... همران با سعدی و حافظ یکی از سه شاعر بزرگ ایران ، یا حدٌ اکثر با مولوی و سعدی یکی از پنج شاعر بزرگ ایران است ...  چرا می بایست در جامعه ای « بدفرهنگ » و « کج فرهنگ » کارش به جائی برسد که با طبعی چنین سرشار، زیبا ، روان و روح انگیز ؛ به خصوص در مقابله با شعرای رقیب ، امٌا ضعیف و جیره خوار زیاده خواه ، کارش به جائی برسد که هجویه هائی دور از شان و منزلت خود بسراید ؟ .
نه تنها « محیط اجتماعی » و « فرهنگ عمومی » بلکه اکثرا" حتی محیط به اصطلاح ادبی به حدٌی بر شاعر فشار می آورند که وی را با همه ی سعه ی صدر، و مقاومت ، نهایتا" به سرودن هجویه و ذمٌ و تقبیح می کنند . 
تک بیت « لعنتی..» شاعر این سایت در خرداد 1341 ، و البته در دوران نوجوانی ، که دردوپست قبل از این آمد ناشی از چنین محیطی بوده است و لاغیر .





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر اصولگرا ، شعر کاربردی ، شعر سازنده

تاریخ:دوشنبه 4 شهریور 1392-03:58 ب.ظ

 شعر اصولگرا
خشت اوٌل ِ راست
شعرکاربردی و سازنده

حوالی سال 1340 همان روز اوٌل مهر ، آقای محمٌد کیانی که دبیر ادبیٌاتمان بود  به کلاس آمد و شروع کرد به خواندن این شعر ِ سعدی :
اوٌل دفتر بنام ایزد دانا - صانع و پروردگار حیٌ توانا
اکبر و اعظم خدای عالم و آدم - صورت خوب آفرید و سیرت زیبا
از در بخشندگی و بنده نوازی - مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
....قیافه و حرکاتش در حال شعر خواندن را که مجسٌم می کنم می بینم بسیار زیبا و رسا می خواند ؛ امٌا ما گوش نمی دادیم ؛ گویا به اجبار در آنجا نشسته باشیم ؛ و این شعر برای ما « تحمیلی » باشد...
شب ، در میهمانی ئی خودمانی ، عمویم ، حاچج میرزا کاظم آیت اللهی ، که معلٌم و شاعر بود ، و دیوانش را هم در دست چاپ داشت ، از من پرسید :
- از باءِ بسم الله ، امروز چه یاد گرفتی ؟
گفتم : فرمالیته بود ، از همین شعرهای عادیِ « اوٌل دفتر بنام ایزد دانا » .....
گفت : یکی از بهترین شعرهای عالم است *...
عموی اولٌم ، حاج میرزا محمد آیت اللهی ، که او هم ، البته به تعدادی بسیار کم تر ، شعر سروده بود گفت : مناسب ترین « باءِ بسم الله » برای یک کلاس ادبیات بوده است؛ و در عین حال زیباترین باء ؛  ..
... شعر را باید :
- خوب گوش داد ، یا با تآنی خواند
- معنی آن را دریافت
- از آن برداشت کرد 
- و به ویژه بکار گرفت
شعری هم که کاربردی نباشد یک کمی « مِعر » است . برای شروع تحصیل یا در سرآغاز یک دوره ادامه تحصیل ، چه سخنی بهتر از این ؟ . شعری است که مضمون دارد ، متن دارد ، متین است ؛ و چون معنیش جهانشناختی ، اصولی و جهانشمول است ، وزین است ؛ و نهایتا" با فایده یا مفید ...مختصر و مفید : از ابتدا می گوید : آنکه می سازد و نو آوری می کند می آفریند ؛ زنده ای است قادر به هرکار در زندگی ؛ و آنگاه به « شکل » و « محتوا» ی زندگی می پردازد و تحسین صورت خوب و البته و صد البته که سیرت زیبا ...
و اگر دقٌت کنی تمام این غزل به مثابه تعبیر دیگری است از : بسم الله الرحمن الرحیم . تخم سنبل سعدی است که اگر زمینِ مغزِ تو شوره زار نباشد سنبل بر می آورد .
سال 1355 که به مدٌت چندماه دستیار افتخاری پروفسور هشترودی در مطالعات فولکلوریک و به ویژه ادبیٌات شفاهی ایران بودم روزی برحسب اتفاق به این شعر و به این بحث رسیدم . گفت : و آیا همان مضمون « توانا بود هرکه دانا بود » هم نیست ؟ ؛ « کلمات هدف » را از هریک از این ارشادیٌات جدا کن ! مثل همین « دانائی » ، « صنع » ، « آفرینندگی و نوآوری »  : « توانائی » و... با سایر ارشادیٌات اساسی ایرانی تطبیق بده ! ، خواهی دید که اصول نظریٌه ، جهانبینی ، هدفگذاری ، خط مشی ، برنامه ریزی و استراتژی پیشرفت و ترقی و تعالی بشری را ترسیم کرده اند  ؛ « ادبیٌات سازنده » اند .
آنچه پروفسور هشترودی (1) می گفت را در مطالعات ادبی ، و از آنجمله شعر « نقد دانشگاهی » می نامند که به نظرم ، به ویژه در ایران ، بر « نقد تفسیری » اولویتی تام و تمام دارد ... و من امروز نه تنها به « شعر سازنده » بلکه به « ادبیٌات سازنده » ، به « علوم انسانی و اسلامی سازنده » و ...می اندیشم ؛ که از هر هزار شعر ما چند شعر سازند اند ؟
* طبعتا" گفته ها نقل به مضمون اند .

(1)  از جمله او و دکتر غلامحسین صدیقی سبب تحصیلات من در ادبیٌات فرانسه شدند ...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تک بیت ها ، یعنی بهترین بیت ها : شاه بیت ها ...

تاریخ:دوشنبه 4 شهریور 1392-02:04 ب.ظ


در زبان فارسی سنٌتی « شاه » به معنی « هرچیز بزرگ و مهم و برتر از نظایر خود » یا به طور کلٌی بزرگترین ، و اگر دقت بیشتری داشته باشیم به معنی کار آ ترین و موثرترین ، یا اثربخش ترین بوده است ؛ مثل شاهراه ، شاهکار ، شاهپر ، و شاه بیت .
پنجاه سال قبل از این ، ابیات مردم پسند ، مشهور و متداولی وجود داشت که همه آنها را شاه بیت می خواندند ؛ مثل :
توانا بود هرکه دانا بود
زدانش دل پیر برنا بود
 یا 
هرکه نان از عمل حویش خورد 
منٌت حاتم طائی نبرد
یا میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است 
و گاه این شاه بیت به چنان درجه ای از اهمیت می رسید که نه تنها سایر ابیات شعر مربوطه را تحت الشعاع خود قرار می داد ، بلکه گاه حتی با جمع خصائص مثبت آنان در خود ، آنان را عملا" از حیٌز انتفاع و کاربرد نزد مردم می انداخت به نحوی که دیگر کمتر کسی می دانست که این شاه بیت ، یا در هر حال بیت ، که اینک به صورت یک تک بیت رواج یافته یود از کجا آمده است ؟ جزو کدام شعر بوده است ؟شاعرش کیست ؟ و...
چنین تک بیت هائی را ما در زبان فارسی بسیار داریم ؛ به خصوص که هم کاربردی بوده اند ، هم آسانتر از تمام یک شعر از حفظ می شده اند ؛ هم بیشتر به یاد میمانده اند ؛ و هم مختصر و مفید در محاورات و نوشته های ادبی و غیر ادبی مردم بکار می رفته اند و این تکرار عمومی و کاربردِ ، بازهم بیش از پبش بر نقش و اثرگذاری آنان می افزوده است .
تک بیت ها نه تنها از نظر اقتصادی از صرف هزینه و زمان در بخش شعر و ادبیٌات می کاهند؛ بلکه تاریخ نشان داده است که چون به ایجاز آمده اند ، مختصر و مفید و کاربردی تر اند ؛ مطلوب تر واقع شده با تکرار در گفتار و نوشتار عمومی و روزمرٌه ، نقش و جایگاه والاتری می یابند .
سرانجام این که چون تک بیت ها مخاطب و کاربرد بیشتری می یابند اثر بخش تر شده نه تنها شاه بیت بلکه می توانند « شاه شعر » نیز لقب بگیرند .





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :6
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6