تبلیغات
شعرِ آ - مطالب ابر اردیبهشت 1394
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نقد ادبی ، نقد شعر ، ترانه ، دری رو به فردا ، حسین احسانی فر ( رهای لنگرودی ) ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:سه شنبه 5 خرداد 1394-08:00 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۱۵
علیرضا آیت اللهی
 
افراغ اندیشه : نقدِ بر نقد (2)    
در ترانه هائی که در اصل « غزل » یا « مثنوی » بوده اند و « به دلایلی ... » تبدیل به ترانه شده اند معمولا" توافق نظری بین شاعر و صاحبنظر (1) نیست . در اینجا و دوجای دیگر به اظهار نظر در باره اینگونه ترانه های سه - چهارنفر از استادان - مدیران این سایت پرداخته ام که متاسفانه علاوه بر این که پاسخی قانع کننده نیافته ام از نظر ارتباطات عاطفی - اجتماعی هم عاقبت به خیر نشده ام . امٌا در این مورد شاید فرق کند . چون :
- نام دفتر « رها در خیال » است
( و لابد با پنجره ای بر باغ لایتناهی افراغ اندیشه )
- شاعر یک ادیب است 
- با سعه ی صدر و ظرفیتِ بحث ؛ با کسی چون اینجانب که پرسشگر است و نه مفتی و نه حتٌی مدٌعی . 
فصیح و بلیغ بنویسم : فکر می کنم برخی از شاعران بزرگِ سایت های شعری ، در سرودن غزل همین که به اصطلاح به خاکی می زنند و غزلشان با مثنوی ادامه می یابد نام آن را می گذارند : « غزل - مثنوی » ! یا همین که واژه مناسب به ذهن نمی رسد و قافیه تنگ می آید نام آنچه که با غزل یا مثنوی شروع شده است می شود : ترانه .
بنده نمی توانم نه سادگی منکر شعری بنام ترانه شوم چرا که :
- در همین سایت یکی از انواع شعر شناخته شده است .
- بنابه بعضی از منابع اینترنتی ظاهرا" هر شعری را که بتوان با آهنگ خواند ترانه است .
( و آیا غزلیات سعدی و حافظ که با آهنگ خوانده شده اند ترانه اند ؟ ، به ویژه غزلیات جلال الدین مولوی بلخی که غالبا" قابلیت این را دارند که به صورتی سماعی خوانده شوند ، و... ) .
امٌا بنا به همین منابع اینترنتی پر بازدید ، شقٌ دیگری هم مطرح است :
فقط هر آنچه که بنا به قواعد موسیقی ، با آهنگی خاص و منظم سروده شده باشند ، و قابل اجرای موسیقائی توسط خواننده باشند ، را ترانه می خوانند .
پس اصل بر موسیقیائی بودن است و نه شعر بودن ...
در فرهنگ شش جلدی معین آمده است :
... « تصنیفی که سه گوشه داشته هریک به طرزی : یکی بیتی و دیگری مدح ، و سوٌم تلا و تلالا ... » ؛ و البته آن را شعر نمی شمارد ...
اکثر فرهنگ های فارسی ترانه را در رده تصنیف ( که اگر هم شعر شمرده شود از ضعیف ترین انواع منظومه است ... ) و نغمه آورده اند که باز بنا بر خصلت اساسا" موسیقائی آن است .
زمانی که بنده در دبیرستان در رشته ی ادبی تحصیل می کرده ام بزرگترین متخصصان بدیع ، قافیه و عروض آن زمان ، یعنی آقایان دکتر رضا زاده شفق - استاد جلال الدین همائی - عبدالرحمن فرامرزی - دکتر ذبیح الله صفا - دکتر علی اکبر شهابی - اسمعیل والی زاده و احمد کوشا ، ترانه را یکی از انواع شعر محسوب نداشته اند ...
زمانی که در سال 1347 بنده همکاری مختصری با رادیو ایران داشتم فرهنگستان آن زمان که بسیار حقیقی تر از فرهنگستان بسیار بسیار ضعیف ِاین زمان بود از مسؤولین امر خواسته بود که در اعلام برنامه ترانه سرا را شاعر نخوانند .
در سال 1356 که در فرانسه ادبیات تحصیل می کردم ترانه سرائی در مرکز موسیقی مستقر بود و اینکه ابتدا آهنگی ساخته شود آنگاه ترانه ای به روی آن به اصطلاح سوار شود ؛ نه اینکه یکی چیزی بسراید و آنگاه خودش با آن زمزمه کند ؛ و بشود آهنگساز !
از بین اینهمه « نظر » ؟!!! ذیل سروده ی جنای عالی ، که تقریبا" سراسر به جای نظربودن در زمره ی « حشو ملیح »‌ ! می نمایند ، نظر سرکار خانم ؟ ملودی ( ترانه ) بیش از همه توجٌه ینده ی کمترین را جلب کرد 
نظر جناب عالی برای بنده بسیار ارزشمند است که اگر جز این بود باعث زحمت نمی شدم :
نظر جناب عالی چبست ؟ 
(1) البته بنده ی کمترین « صاحبنظر » باشم یا نباشم اصولا" « نظر » نه یک قانون علمی و ریاضی است و نه حتٌی در هیچ شرایطی یک حجٌت . مثلا" بنده در فلان سایتی نوشته های یک « استاد - مدیر » که نام سپید بر آنها گذاشته و بگمانم تعدادشان از هزار هم بگذرد را شعر سپید نمی دانم . امٌا این دلیل نمی شود . شاید صدها نفر دیگر تحت عنوان « اظهار نظر » آنها را سپید شناخته یا نشناخته و قبول داشته یا قبول نداشته به تحسین نشسته و هزاران « به به و چه چه » گفته باشند !!! ؛ فقط نگران این هستم که آیندگان تا چه حد به این رفتار ادبی - الکی ما تاسف خواهند خورد ... و چه بسا آنچه که معتبر بوده است هم به هیزم همان بی اعتبارها بسوزد .... یک بز گر گلٌه را گر می کند ! حال چه رسد به چند بز گر در این سال بز و بز بیاری ...
                 
پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهیشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۵۴
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
عرض ادب مجدد حضرت استاد
در مورد ترانه نظر شخصی ام این است:
ترانه بر خلاف اشعار با زبان معیار عمر محدودی دارند.
شاید ترانه ای امروز به عنوان شعری قوی پذیرفته شده باشد اما ده سال دیگر هیچ ارزش هنری برای آن قائل نباشند.تمام اشعار کهن چون دارای وزن هستند قطعا دارای ضرب آهنگ هستند و می شود برای آن ملودی ساخت.کما اینکه خیلی از اشعار حضرت حافظ و سعدی و مولانا را با آهنگ خواندند.اما وجه تمایز ترانه ی مصطلح ، زبان شعر است.در واقع زبان ترانه محاوره ایست.همان گونه که با همسر و اطرافیان حرف می زنیم.فقط به همان وزن و ریتم می دهیم.
دلیل محدود بودن عمر ترانه نیز همین است.کیست که انکار کند زبان محاوره ای که ما اکنون از آن استفاده کرده، سخن می گوییم با زبان محاوره مثلا سی سال پیش متفاوت است؟این روند دائمی ست.بنابراین آن زبان محاوره ای که با آن ترانه سرودیم از نظر نسل آینده قابل قبول نیست.
بنابراین شعریّت ترانه را محدود به زمان می دانم و در نهایت معتقدم هنر ترانه سرا به مراتب کمتر از کهن سراست.گرچه برای تنوع بد نیست که سنگی در مرداب قوالب دیگر اندازیم.

باز هم از اینکه وقت ارزشمندتان را به این ناقابل اختصاص دادید بی نهایت سپاسگزارم.
ان شاء الله سالهای سال زیر سایه ادب و آموزگاری تان بیاموزیم.
حضورتان مایه افتخار و اعتبار است.
سپاس از حضور ارزشمندتان
  
پاسخ محمد حسین پژوهنده به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۴ ۰۷:۵۷
محمد حسین پژوهنده
درودبر شمااستاد!       



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، قلم افراغ اندیشه ، فاطمه توکلی ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:دوشنبه 4 خرداد 1394-07:14 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۱:۳۶
علیرضا آیت اللهی
 
اگر رهایش سازی ، بهترین خواهد بود   

پندار ، نیک است
پندارِ نیک ، نیک تر است 
و اندیشه که عالمانه است از پندار نیز نیک تر 
اگر رهایش سازی ، بهترین خواهد بود ....
برای تمام جهان ...
...برای تمام مردمان ...
بی هیچ تبعیض و تفاوتی ؛ 
چون کبوتری که نه فقط صلح ، بلکه می آفریند 
همه ی زیبائی ها را 
زندگی الهی را 
فارغ از من و تو
فارغ از ازمان
فارغ از مکان
فارغ از قید و بند 
فارغ از هر قالبی که بخواهد اندیشه را مقیٌد کند
اندیشه ... ، فارغ از هر قید و بند
...افراغ اندیشه است
در یک شعر
چون زیباست
زیباترین !
*
با توجٌه به یادداشت استاد احمدی زاده ، بنده ی کمترین پیش از این برداشت خود را از نوزاد بسیار زیبا و مبارک افراغ اندیشه نوشته ام ؛ منتهی در قالب شعر سپید که در باره آن نیز یادداشتی در این سایت آورده ام :
هنر ، زیبائی است 
زیبائی بدیع است 
آفریده می شود و
و آفریننده ی داناست که تواناست 
و تواناییِ آفرینش را دارد 
آفرینش اندیشه ، اندیشه آفرین است
هنر دانایان 
سراپا هنر است ... و از اینجاست که :
« هنر برتر از گوهر آمد پدید »
*
عمری باشد ، دوباره می آیم ، دوباره می خوانم ، دوباره می نویسم . 

                 
پاسخ مریم حسینی به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۳۰
مریم حسینی
     
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۵:۴۸
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر استاد خوش سخن و اندیشمندم حضرت آیت اللهی گرانقدر.....   

پاسخ فاطمه توکلی به نظر علیرضا آیت اللهیجمعه ۱ خرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۰۱
فاطمه توکلی
سلام و درود جناب آیت اللهی استاد بزرگوارم
بسیار زیبا و فرموده اید استاد گرانقدرم مگر آفرینش چیزی جدای از خلاقیت است و مگر ابتکار و ایده ی نو می تواند بی اینکه از فکر و اندیشه نشأت بگیرد به وجود آید؟... به گفته ی شما : هنر همان اندیشیدن است    
اندیشه باید چون کبوتری سپید و آزاد بر آسمان خیال پرواز کند و بی هیچ ترسی بر سپید کاغذ بنشیند شاعران صلح جو ترین انسان ها یند ... و بیان نرم ترین جنگ جهان است    
سپاسگزارم از حضور پر مهرتان    
با وجود این روزگار بد سرشت
با وجود عصر و عهدی که به قتل نویسنده گی دست می زند
و به قتل نویسنده گان
و بر کبوتران ، گل ها و علف ها
آتش می کند
و چکامه های نغز را در گورستان سگ ها در خاک می کند
من می گویم: تنها اندیشه پیروز است...
و کلمه ی زیبا نخواهد مرد
به هر شمشیری که باشد
به هر زندانی
به هر دورانی نزار قبانی
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، ترانه ، دری رو به فردا ، حسین احسانی فر ( رهای لنگرودی ) ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب (3)

تاریخ:دوشنبه 4 خرداد 1394-03:01 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۴۶
علیرضا آیت اللهی
 
افراغ اندیشه : نقدِ بر نقد (3)    
از خاطرم رفت که در بخش های اوٌل و دوٌم ، از وسعت نظر شما در قلمرویی که نام دفترتان را به حق « رها در خیال » گذاشته اید در متٌه به خشخاش نگذاشتن در انتخاب نام نوع سروده سپاسی به حق داشته باشم ؛ و امٌا :
تا آنجا که مشاهده و درک می کنم از امتیازات این سروده ی جناب عالی در کاربرد صنعت « مراعات نظیر » است . موضوعی که سرکار خانم لیلا رنجبران هم توجٌه فرموده اند .
منتها ، تا آنجا که بنده آموخته ام وقتی کلماتی نظیر و مناسب یکدیگر را در دومصراع یا دو بیت یا بیش از آن می آوریم « مراعات نظیر » کرده ایم ( بحث بر مراعات نظیر در یک مصراع را ندیده و نشنیده ام ) .
حال در چنین سروده ای زیبا و شیوا :
در مصراع دوٌم : 
ازنظر شکلی : پرواز نظیر آغاز در مصراع نخست است ؛ و آیا آسمونم نظیر همزبونم ؟ ...
از نظر وزن بحثی نیست امٌا به نظر می رسد که ، از نظر مضمونی و مفهومی ، اگر برای آواز ، همزبانی لازم است ؛ برای پرواز هم بال و پری ( ظرف ابزار ) لازم است حال آنکه آسمان ظرف مکان است و نه ابزار .
اینجاست که میتوان به خوبی مواجهه ی « مکتب ادبی افراغ اندیشه » با « قواعد بدیع و قافیه و عروض در شعر کهن و تا حدودی نیمائی » را مشاهده کرد و به قضاوت نشست که آیا تقیٌدات و تکلٌفات صنایع شعری مزاحم پندار و گفتار شاعر نمی شوند ؟ و از زیبائی و شیوائی آن نمی کاهند ؟ و شاعری که خود را به تکلٌف و تصنٌع موظٌف و مقیٌد می کند به تضیٌع خود نمی پردازد ؟ .
آنچه که از اندیشه بنده می تراود این است که در باره سروده ای که ده ها نفر از دیگر شاعران به تائید و تحسین آن پرداخته اند « افراغ اندیشه » و به تعبیر دیگر « رهاسازی خیال » از هر معیار دیگری شایسته تر است و بیش از همه به زیبائی و شیوائی و حتٌی موجودیت شعر کمک می کند . منتها ؛ این که در پاسخ به یخش نخست فرموده اید « قوالب کهن دارای وزن و قافیه و ردیف هستند که کوچکترین لغزش در اینها نشانگر ضعف نسبی شاعر است » ؛
- آیا تصوٌر نمی فرمائید که ایراد از شاعر نیست ؛ بلکه از کسانی است که هنر شعر را « صنعت » جا زده اند ؛ و برخی نیز در صنعتی کردن با در واقع تصنٌعی کردن آن اغراق می کنند؟ .
                  
پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۴ ۰۰:۱۷
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
سلام و عرض ادب مجدد استاد عزیزم
یا نباید بیل ساخت یا اگر خواستیم بسازیم مجبوریم دسته بیل خوش دستی هم بسازیم.
یا نباید کلاسیک سرود و یا اگر خواستیم چنین بسراییم باید به ملزومات آن به بهترین شکل(البته در حد توان) پایبند باشیم.بارها شده که ذیل اشعار دوستان برای برقراری وزن پیشنهاداتی ارائه دادم که با آنچه خودِ صاحب اثر سروده بود یکی-دو کلمه تفاوت داشت.یا اصلا در واژگان تفاوت نداشت و ارکان جمله را فقط جابجا کردم.
بنابراین فکر نمیکنم این مسأله به معنی صنعتی کردن شعر باشد.اگر قرار است به وزن بی توجه باشیم دیگر چرا کلاسیک بسراییم؟
واقعیت را بخواهید هرچه فکر می کنم دلیل موجهی(جز همان ضعف نسبی) برای وجود مشکل وزنی در شعر کهن نمی بینم.
همانطور که اشاره فرمودید صنعت مراعات النظیر صنعتی ست که حداکثر دقت را بر آن دارم.سعیم بر این است که هیچ واژه ای بی تناسب نیاید.شاید باز هم موضوع افراغ اندیشه در مقابل این تقیدات مطرح شود.اگر چنین باشد پاسخم ارجاع به بخشی از عرائض قبلم است:
«هرچه شاعر برای بیان مفهوم مورد نظر خود با قیدهای بیشتری مواجه باشد و در نتیجه بتواند بر تکلفات فائق آمده ، معنا را به مخاطب القا کند هنرمندتر است.»

قلم نقدتان سرمه چشمان من است.
  


نوع مطلب : شعر شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، ترانه ، دری رو به فردا ، حسین احسانی فر ( رهای لنگرودی ) ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:دوشنبه 4 خرداد 1394-01:56 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۱۹
علیرضا آیت اللهی
 
افراغ اندیشه : نقدِ بر نقد    
از سال 1392 خواننده شعرهای زیبای جناب عالی هستم . مسیری بسیار بسیار تحسین بر انگیز دارید . ماشاء الله ؛ صدهزار بار ماشاء الله .
شاعری حقیقتا" شاعر هستید ( به نظر من نیمی از شاعرانی که این روزها شعرهایشان را خوانده ام ، به ویژه سپید سرایان یا مدعیان سپید سرائی و از میان آنها باز به خصوص کوتاه نویس ها ... هنوز شاعر نیستند ، بلکه « در راه شاعری » هستند ؛ و اتفاقا" برخی از آنان ، نه به دلیل ضوابط شعری و شعر شناسی من و امثال من ، بلکه به جهاتی دیگر ، و مجموعا" در حوزه روابط ، به شدٌت تشویق می شوند تا شاعر شوند انشاء الله ! ) ...
... امٌا از کهن سرایان هستید ؛ خوشبختانه از این نظر که قواعد و ضوابط شعر کهن برای همه ی ما شناخته تر است ؛ و بنابر این هنوز هم از نظر مردم ایران شاعرانش شاعر تر .
حقیقتا" ادیب هستید . 
... و با شناخت قواعد و ضوابط لازم در شعر کهن
قواعد و ضوابط شعر کهن از این نظر برای ما یک مزیٌت اند و ترجیح دارند که تکلیف ما را در شناخت ، و بنابر این « نقد » شعر ، روشن ، یا نسبت به شعری چون شعر سپید روشن تر می کنند . 
منتها ! سختگیرانه تر می شوند ؛ قید و بند آفرین و گاه شعری بسیار زیبا را چنان به غل و زنجیر می کشند که هم زیبائی خود را در خطر می بیند و هم مفهوم و محتوای خود را .
نتیجه ؟ یک بن بست است :
اگر آن را نقد کنیم که به اصلاح و جایگیری در ضوابط بیانجامد احتمالا" از زیبائی و متانب و شیوائی آن کاسته ایم ...
اگر آن را نقد نکنیم به مسامحه یا حتی کم سوادی در شعر متهم می شویم ...
چه کنیم ؟
مکتب افراغ اندیشه می گوید که ملاحظه ی هیچ چیزی را نکن و حتی اگر نه در چارچوب ذکر محاسن و معایب ، در چارچوب سؤوالات و پسشنهادات ، حرفت را بزن ! . 
و نه اینکه « هرچه میخواهد دل تنگت بگو » ؛ اگرچه شاید شامل این اساس هم بشود ؛ امٌا در اصل :
اندیشه ای را که بسیار فراتر از فقط حرف دل است رها ساز و اظهار نظری بکن ! که چه بهتر در حوزه سؤالات و پیشنهادات باشد . ( از اظهار نظرهای تشریفاتی ، سوداگرانه ، و مکرر در مکرر ذیل این شعر جناب عالی بسیار بسیار متاسفم ! ؛ چراکه گرچه در راه هائی دیگر شاید مؤثر واقع شوند ... امٌا در خدمت ادب و ادبیات نمی نمایند ) .
پس : در نقد شعر نیز ، همانطور که در شعرِ « افراغ اندیشه » اندیشه شاعرانه ان را رها می سازی ، اندیشه ی ارزیابی و کند و کاو و کنجکاوی را رها ساز بدون هیچگونه قید و بندی ...
مثلا" بدون کوچکترین محضوریتی بگوئیم که احتمالا" یک مثنوی بوده است که تبدیل به ترانه شده است و در این صورت « طلائی است خرج مطلٌا » .
                
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۱۸:۱۳
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر شما 
خیلی خوش آمدیـــــد 
   

پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهیشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۴۲
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
سلام و عرض ادب خدمت بزرگمرد ادب کشور حضرت استاد دکتر آیت اللهی (دامت عزه)
حضرت استاد زبان برای قدردانی الکن و عاجز است.
اگر بدانید چقدر خوشحال شدم نظرات حضرت عالی را ذیل این ناقابل خواندم.حقا این موهبت ، چون برگ زرّینی در تاریخ شاعری ام خواهد درخشید.
و اما در مورد فرمایشات حضرت عالی.
بنده به شخصه چندین بار به چند تن از دوستان پیام خصوصی دادم و از اینکه ذیل همه آثار منتشره تشویق و تحسین می کنند ابراز تأسف کردم.بر عکس هم بود.همین چند روز پیش طی یک پیام خصوصی از خانم ضیاالدینی به خاطر نظرات واقع گرایانه شان تشکر کردم.
واقعیت این است که تمجید بی اساس صاحب اثر را به قهقرا برده ، باعث در جا زدنش می شود.
نظر حقیر که تا به حال در مورد اشعار نو و کهن بروز ندادم این است:
آنچه سبب می شود شعری شکل بگیرد کاربرد صور خیال است.نقطه تمایز شعر و نثر را در همین می دانم.به همین جهت است که شعر به طبع زیباپسند انسان(که نشأت گرفته از ذات زیبا و زیباگرای خداست) خوشتر می نشیند.قوالب کهن دارای وزن و قافیه و ردیف هستند که کوچکترین لغزش در اینها نشانگر ضعف نسبی شاعر است.این محدودیتها در قوالب نو(جدا از قالب نیمایی) وجود ندارد و تنها به آهنگ درونی اثر اهمیت می دهند(که خیلیها اصلا نمی دانند آهنگ درونی چیست و فقط قلم دست می گیرند).به نظر حقیر هرچه شاعر برای بیان مفهوم مورد نظر خود با قیدهای بیشتری مواجه باشد و در نتیجه بتواند بر تکلفات فائق آمده ، معنا را به مخاطب القا کند هنرمندتر است.در خصوص ترانه ذیل نظر مبارک بعدی تان عرائضی خواهم داشت.
  
پاسخ نجمه طوسی (تینا) به نظر علیرضا آیت اللهیشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۰۹
نجمه طوسی (تینا)
     



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، ترانه ، دری رو به فردا ، حسین احسانی فر ( رهای لنگرودی ) ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:دوشنبه 4 خرداد 1394-12:51 ب.ظ

دری رو به فردا

 شعری از 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 از دفتر رها در خیال نوع شعر ترانه

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۷:۴۲ شماره ثبت ۳۷۱۰۷
  بازدید : ۵۲۹   |    نظرات : ۳۰۹

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
آخرین اشعار ناب حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)


پر از غوغای آوازم ، بیا و همزبونم شو


پر از احساسِ پروازم ، بیا و آسمونم شو


 


زمان تا بی تو می چرخه ، پُرم از حیرت و گیجی


شده این زندگی بی تو ، شبیهِ مرگِ تدریجی


 


تو این شبهای تاریکی ، چی میشه ماهِ من باشی


توی این کوره راهِ شب ، چراغِ راهِ من باشی


 


تنم محتاجِ تن پوشی ، از اون آغوشِ نرمِ توست


لبم محتاجِ دم نوشی ، از اون لبهای گرمِ توست


 


نسیمی سوی من بازم ، وزید از لای اون موها


که توی عطرِ تو گم شد ، دوباره عطرِ شب بوها


 


طلوع چشمِ تو شبهامو توو دلشوره میندازه


هنوزم رو به فرداها به روی من دری بازه


 


به تو بدجور محتاجم ، بیا امشب اجیرم کن


واسه اینکه رها باشم ، توی قلبت اسیرم کن


 


***


 


پی نوشت:


چه انتظار راستگویی ...


وقتی الفبا را


بر تخته سبز آموخته ،


آن را «تخته سیاه» می نامند؟


۲۹
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۷۴ شاعر این شعر را خوانده اند

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

محمدکدخدائی

 ، 

رضا نظری

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

سودابه برزگر

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

میثم دانایی

 ، 

مهدی ازوج (هومن )

، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

مینا علی زاده 

، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

اصغر زند

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

ملودی ( ترانه )

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ،

سیدمحمدمعالی

 ، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

فاطمه رها

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ،

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

علی اکبر مقدم

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

مهرشاد احمدی ( م ش )

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

محمد صادقی راد

 ،

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

کیوان رادفر

 ، 

مریم حسینی

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

امیری کرمانشاهی

 ، 

محمد حسین پژوهنده 

، 

آگاه ( بختیاری )

 ،

علیرضا حكیم 

، 

عباس وطن دوست

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

مازیار نظری 

، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

مجتبی میرزائی

 ، 

حسین نوریان

 ، 

علی دولتی

 ، 

حجت اله یعقوبی(سکوت)

 ، 

سید مصطفی طباطبایی

 ، 

فریما محبوبی

 ،

خداداد آدینه (آدینه)

 ، 

ناصرحجازی

 ، 

پژمان صالحی

 ، 

مهدی صادقی مود

 ، 

رضا صفائی

 ، 

اعظم بهارلو

 ، 

مسعود مالمیر




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، قلم افراغ اندیشه ، فاطمه توکلی ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:دوشنبه 4 خرداد 1394-06:08 ق.ظ

قلـــــــــــــــــــــــــــمِ افراغ اندیشه

 شعری از 

فاطمه توکلی

 از دفتر مزامیر نوع شعر افراغ اندیشه

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۰۹ شماره ثبت ۳۷۱۳۰
  بازدید : ۷۴۶   |    نظرات : ۳۵۷

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر فاطمه توکلی

« قلمِ افراغ اندیشه »


بر تَهی گاهِ این قلم


چاروادارِ دل آشوبه ای


بندِ نافِ جوهریش را


به تازیانه


برگُرده یِ کاغذ پاره می کند ،


و برگ ... برگ


نوزادِ سبزِ ذهن


 از گهواره یِ دانش


آویخته و درآمیخته به خود


زراندوده می شود


در بوته یِ کلماتِ کانون


و زادگانِ تا گور آموخته 


کُنجِ کجِ جهان را


از معماریِ کژِ ثریّا می رهانند


و خشتِ اوّل


با سَنجه هایِ عقل تراز می شود


قِنطورسِ قوسِ قلم


وقتی قفلِ قلب می گسلد


که به یغمایِ غم می دود


خنجرِ سرودنش را


به جستجویِ دواتِ درد


سوته دلی جگرسوخته می جوید


دفتر جولاهیش رنگین تر باد !


که باز آمده باز


آن خامه به خون وُ


خیمه با جنون زده باز ...


 تا به "قمرسایه هایِ" این رعشه براندامِ شب


طرحی نو در اندازد


مرزی در ناگواری بگشاید


و دری رو به تأمل باز ...


خندانکاندیشه ورزی بزرگترین هنر افراغ اندیشه استخندانک


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چاروادار : کسی که حیوانات بارکش را می راند و یا با آن ها باربری می کند (چاروادار دل آشوبه ای :کنایه از شاعری که شعر را باردار است و باید بار اطلاعات گسترده او سنگینی را همیشه همراه داشته باشد)


دل آشوبه : حالت تهوع ، اضطراب


بوته : ظرفی که طلا و نقره را در آن ذوب کنند


کانون : آتشدان ، منقل


زادگان تا گور آموخته : اشاره به ضرب المثل ز گهواره تا گور دانش بجوی


کژ : کج


سنجه : معیار ، وزنه


تراز : همسطح ، هموار ، بالانس


قنطورس : صورت فلکی با نمای نیمه انسان و نیمه اسب ؛ درخشانترین ستاره و نزدیکترین ستاره به زمین بعد از خورشید است .


قوس : کمان


گسلیدن : پاره کردن ، گسستن ، جدا کردن


یغما : تاراج ، غارت ، چپاول


سوته دل : سوخته دل


جولاهی : بافندگی ، نساجی


خامه : قلم ، کلک


قمرسایه : همان سایه ی ماه و خورشیدگرفتگی


رعشه : لرزه


تأمل : اندیشه کردن

۲۱
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۷۷ شاعر این شعر را خوانده اند

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

ناصرحجازی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

فاطمه توکلی

 ،

روحیا لرستانی

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

شرمینه بهاروند

 ،

محمد حسین پژوهنده 

، 

مونس ارجمندی

 ، 

مریم حسینی

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

ابراهیم حاج محمدی

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

اصغر زند

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

آرش غفاری درویش(درویش کوی تو)

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ، 

مریم شجاعی

 ، 

محمد رضا عمادی

 ، 

احمد پناهنده

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ،

ابوالفضل خداوردی پور

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

حامد اکبری ولاشدی ( حانا )

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

منصور دادمند

 ، 

بهناز رستمی ( شهپر )

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

علی دولتی

 ، 

علی دولتیان

 ، 

مهرداد شیپوری 

، 

مینا علی زاده 

، 

منصور شاهنگیان

 ، 

احسان راد 

، 

سیده لاله رحیم زاده 

، 

مهرشاد احمدی ( م ش )

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

مریم عرفانی فر

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

رضا نظری

 ، 

امیدمرادی

 ، 

امیری کرمانشاهی

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

علی غلامی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

باران

 ، 

امیر محمدی ارکانی (صادق)

 ، 

امینی

 ، 

عباس وطن دوست

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

محمدکدخدائی

 ، 

کریمی پرنیان

 ،

محمد علی شیردل

 ، 

مصیب اشرف زاده

 ، 

علی مرادی

 ، 

داریوش پورافشار




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غزل ، شمری عمل کنند ، علیرضا آیت اللهی ، تهران ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394-06:03 ق.ظ

شمری عمل کنند !

 شعری از 

علیرضا آیت اللهی

 از دفتر آیتِ ایران نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۳:۵۶ شماره ثبت ۳۷۱۱۵
  بازدید : ۳۳۸   |    نظرات : ۱۱۵

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر علیرضا آیت اللهی

یابن العلی ستاره ی بخت امامیان

آزاده ی بزرگ جهان و جهانیان


با نام تو چه ها که نکردند مفسدین

با نام تو چه ها که نشد تا به بامیان


قرنی فزون ز سیزده است این فسانه ها

شمری عمل کنند به نامت عوامیان


چون در کلاس درسِ عوامی مارکَش

گفتند قصه ی شهادت وی هست در میان


امٌا چرا حسین ، حسین است و سرور است ؟

بهر کدام شیوه ی فکری ؟ به چه بیان ؟


گفتارش و نه فقط ، هر « عمل » زوی

سرزد که شد نمونه و « سرمشق » راهیان


حتی نگفتن همه « حُسنان » تو حسین

عیب است و سوء استفاده ی جمع حرامیان


حاشا که گفته اند « مواصی » تو به ما

کلٌا نوشته اند « صفات » ات به حامیان


تبریک سالروز تو بر هردر و بنر

با اینهمه جلال چه نفعی به حامیان ؟


پ . ن . خودنمائی و اظهار فضل را اصلا" و ابدا" نمی پسندم ؛ اظهار نظر آزاد است که در غیر اینصورت ادب و مشارکت وجود ندارد . امٌا شخصا" در شعر کهن به « تقیٌدات صددر صدی به تصنٌعات شعریِ قافیه و عروض » معتقد نیستم . شعر با زیبائی طبیعی خود نباید فدای « تقیٌد و تصنٌع » و مطامع کاسبکارانه ی پشت آن قرار بگیرد .

۲۳

۵۳ شاعر این شعر را خوانده اند

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

میثم دانایی

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

اله یار خادمیان(صادق)

، 

مریم شجاعی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

جواد مهرگان مجد

 ،

فاطمه توکلی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

محمدکدخدائی

 ، 

رضا نظری

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

 ، 

مریم حسینی

 ،

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

سودابه برزگر

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

محمد حسین پژوهنده 

، 

اصغر زند

 ، 

علی غلامی

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ،

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

سهیل اروندی

 ، 

مسیحا الهیاری

 ،

فرهاد مهرابی

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

روحیا لرستانی

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

علی دولتیان

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

سعید احمدجامی (خواجه)

 ، 

حامد اکبری ولاشدی ( حانا )

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

بهناز رستمی ( شهپر )

 ، 

طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

باقر اللهیاری

 ، 

فرامرز ریحان صفت (طنازفومنی)

 ، 

موسی عباسی مقدم

، 

یاغمور

 ، 

روح اله عسگری

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۲۴
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
سرورم حضرت دوست استاد نازنین و بسیار بزرگوار ادیب خستگی ناپذیر جناب ایت اللهی نازنین درود خدا بر شما وقلم زیبایتان               
استادم چیزی ندارم الا بگویم عالی بود و دوباره اعلان خاکساری و خادمی و شاگردیتان را نمایم                             
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فکری احمدی زاده(ملحق)پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۴۴
علیرضا آیت اللهی
       

سلام به استاد احمدی زاده ( ملحق ) :  

ادیب شعر شناس و شاعر ارجمند و گرامی  

صفحه ی بنده ی کمترین را مزین فرمودید  

و امٌا اگر اشتباه نکنم در جایی فرموده بودید که به هیچوجه کاربرانتان را از دست نمی دهید ....  

... امٌا اگر اینگونه بنده را شرمنده فرمائید از خجالت آب شده به زمین فرو میروم و کوچکتر از همه را از دست می دهید ! ...   


با تبریک اعیاد ایٌام شعبانیه      

و آرزوی بهترین ها برای جناب عالی و تمامی یارانتان که فزون باد   

                 
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر فکری احمدی زاده(ملحق)جمعه ۱ خرداد ۱۳۹۴ ۰۳:۳۰
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر شما 
به صفحه ی پربار استاد آیت اللهی بزرگوار  وشاگردنواز خوش آمدیـــــد 
                      



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پاسخ ، سپید ، غزل ، فکری احمدی زاده (ملحق) ، سایت شعر ناب ، اردیبهشت 1394 (2)

تاریخ:چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394-07:43 ب.ظ

فکری احمدی زاده(ملحق)
چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۵:۱۵
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
حضرت استاد ایت اللهی بزرگوار مرد نکونام و ادیب بزرگمهر از اینکه زیر دلنوشته این شاگرد حضور یافتید بی نهایت مسرورم از مداخله ارزشمند و بسیار قیمتان بهر ها بردم                          
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فکری احمدی زاده(ملحق)چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۷:۴۹
علیرضا آیت اللهی
                

شعر یک موهبتی است
ز خداوند بزرگ
که نهاده ست به ذهن من و تو
و بباید آن را
قدردانی ها کرد
چون که آن گفته ای از لطف خداست
همه اش زیبائی
همه اش شیوائی
و اثر بخش ترین گفته ی ما
در ... آنها 

چه تفاوت دارد ؟!
که غزل باشد یا شعر سپید ؟!
اصل بر گفته ی ما است
که چه ها می گوئیم
که چه ها می جوئیم ...
حرفمان چیست خلاصه و چرا ؟

غزل و شعر کهن « عادت » دیرینه ما ست
ژنتیک !
پس همه زیبائی است 
غالبا" شیوائی است  

و چو قالب را آزاد کنیم
که شود شعر سپید
وسعتش بیشتر است
در پندار
در گفتار
و پذیرش به تمامی جهان  
لیک امٌا اگرش باشد یک شعر سپید
و نه هر چیز آمد ... به نوک هر قلمی ...  

               
علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۴:۰۹
علیرضا آیت اللهی
 
تو اگر حق گویی    
تو اگر « حق » گویی ،
چه انا الحق گویی ، چه که بر حق گویی
چه یسار و چه یمین ، چه فراز و چه فرود
همه شعر است و سرود

این که در قالبی از « نو » و « کهن »
جان من ! 
چه jفاوت دارد ؟
قالب شعر چو ظرفی از آش
خوردنی نیست عزیز !
گرچه زیبائی آن 
می تواند بزند نقشی بر 
دل هر آشخوری
که « سلیقه » دارد
یا که « عادت » به فلان کاسه ی سبز
یا به بشقاب و یا چیز دگر
عادتش ، زیبایی است
و نه خوشمزگی ِ ش !

و « اصل مطلب » :
شعر باشد حرفت
حرف ، بهرِ گفتن
که دهد آگاهی 
به زبانِ روشن ، همه اش زیبائی
و مخاطب ؟
- همه را دریابد
خواه بپسندد یا نپسندد
شعر در آگاهی است ؛

تو اگر « حق » گویی ،
چه « انا الحق » گویی ، چه که « بر حق » گویی .

                
پاسخ مونس ارجمندی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۸:۰۳
مونس ارجمندی
       
پاسخ محسن افشار نادری به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۹:۰۷
محسن افشار نادری
                          


نوع مطلب : شعر شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شاعر ، غزلسرا ، فاطمه سادات بحرینی ، سایت شعر ناب ، اردیبهشت 1394

تاریخ:شنبه 26 اردیبهشت 1394-07:07 ب.ظ

شهر زیبا

 شعری از 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 از دفتر از زمین تا آسمان نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۹:۵۴ شماره ثبت ۳۶۸۳۰
  بازدید : ۵۱۶   |    نظرات : ۱۵۷

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
آخرین اشعار ناب فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

کجایی‌‌؟ انتظارت جاده را دیوانه می سازد

عقاب عشق بر کوه تنم کاشانه می سازد



درخت عقلم و در خاک عشقت خوب می رویم

جنونی سخت دارد بر فرازم لانه می سازد



درین شهر خراب آبادِ دورافتاده ی تنها

کجایی تا ببینی عشق دارد خانه می سازد؟



خودم را در جوار ردپاهای تو گم کردم

حضورت شهر زیبایی درین ویرانه می سازد



پس از سقط جنین دردهای بی سرانجامش

زنی دارد به عشقت با دلش مردانه می سازد



به خاکستر شدن می بالم و هر روز می سوزم

که اوج صحنه ی ایثار را پروانه می سازد



تو گفتی بی خیال حرفهای مردمی، اما

تصورهایشان از عشق ما افسانه می سازد

۲۶
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۵۹ شاعر این شعر را خوانده اند

علی امیری کرمانشاهی

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

اله یار خادمیان(صادق)

 ، 

فردوس اعظم

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

رضا نظری

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

مریم حسینی

 ، 

روحیا لرستانی

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

محمد دهقانی هلان

، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

حسین نوریان

 ، 

محمد جواد براتی

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ،

مریم شجاعی

 ، 

وحید کاظمی

 ، 

علیرضا حسن شاهی

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

اصغر زند

 ، 

سیاوش پورافشار

 ،

محمد حسین پژوهنده 

، 

آزیتا احمدی

 ، 

حسین راستگو

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

فرشته شمس الدینی

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

 ، 

علی اصغر اقتداری (حرمان)

 ، 

علی دولتیان

 ،

علیرضا حكیم 

، 

ابوالفضل خداوردی پور

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

مسعود عظیم پور

 ، 

امیدمرادی

 ، 

حامد اکبری ولاشدی ( حانا )

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

محمدجامی

 ، 

آوا دوکوهکی

 ، 

احمد پناهنده

 ، 

امینی

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۱:۱۸
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
تو گفتی بی خیال حرفهای مردمی، اما
تصورهایشان از عشق ما افسانه می سازد           
استاد بحرینی سیده گرانقدر بی نظیر و زیبا و ماندگار میسرائید این یعنی بانوی شعر و ادب و اقتدار ایران این یعنی استوره ائی جاوید خواهید ماند به حق ایزاد منان تلاشتان باید دوسه برابر شود بانو خوب می دانم که گرفتارید و دنیا بر شما عرصه را تنگ کرده  
اما خوب می دانم ومیدانید و می دانند که همیشه انسان ها ئی چون شما که در تنگنا از همه لحاظ میباشند که نیاز به باز کردن ان اینجا نیست وخدا بهتر می داند انشالله بر سکوی قهرمانی و موفقیت دیر یا زود خواهند ایستاد و دنیا و وطن به نامتان افتخار می کند        
درود بر ((بحر الغزل ایران ))استاد سرکار خانم سیده فاطمه سادات بحرینی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی، نقد شعر ، غزل ، چلچله ، نجمه طوسی ( تینا ) ، مشهد ، اردیبهشت 1394 ،

تاریخ:چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394-06:09 ق.ظ

چلچله

 شعری از 

نجمه طوسی (تینا)

 از دفتر موزون های سرراهی نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۸:۵۱ شماره ثبت ۳۶۷۷۳
  بازدید : ۶۵۵   |    نظرات : ۲۷۴

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب نجمه طوسی (تینا)



فریاد زبیداد زمان ،دِل ِدله پیچید


در شهر تعجب زده ای کِل کِله پیچد


آمد به تماشای غرورم بنشیند


برخاست زجایش و شعف ،هِلهِله پیچید


دستش که گرفتم نگهم کرد خریدار


دیدند گرفتار و خبر وِِلوِله پیچید


لرزید دلم خانه فرو ریخت به یکبار


آغاز فروریختنم ،زِلزِله پیچید


چنگیز شد و برد به تاراج دل ما


با کنگره ی دامن او سِلسِله پیچید


با گرمی کاشانه، زمستانه، ورق خورد


با بوی بهاری تنش ،چِلچِله پیچید


سلااام دوستان ویاران همراه:


*در بیت اول دو قافیه دِل دِله و کِل کِله را جایی ندیده ام و اختراع خودم هست .


می خواستم از شما بپرسم آیا شاعر میتونه کلمه ای مانوس یا نامانوس بسازه


بهتر نیست به جای استفاده از واژه های بیگانه و گرته برداری های نادرست


خودمون دست به کار بشیم و کلمه فارسی بسازیم ؟؟؟


*هلهله هم در فرهنگ لغت هَلهَله درج شده ولی ما هِلهِله می خونیم درسته ؟؟؟




 

۱۶
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۴۶ شاعر این شعر را خوانده اند

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

رضا نظری

 ، 

علی دولتی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

بهروز عسکرزاده

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

محمد صادقی راد

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

عظیمه ایرانپور

 ، 

علیرضا حسن شاهی

 ، 

علی دولتیان

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

آوا دوکوهکی

 ، 

مهدی حسین زاده

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

محمد حسین پژوهنده 

، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

اصغر زند

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

مسعود عظیم پور

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ، 

نادر دهقانپور

 ، 

بهنام مرادی ( بهی )

 ، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

سجاد ربانی

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۸:۵۶
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
درود تینای نازنین امروز به قول فاطمه رها ی عزیز کیفور شدم از این همه اشعار زیبای سایت و منجمله اثر زیبایت و مداخله اساتید و گرانقدران و این خبر و نشان از موفقیت سایت شعرناب و کاربران و اساتید گرانقدر ش دارد بی مورد و بی حساب و کتاب نیست یکی از موفق ترین سایت های نمونه کشو و رتبه اول گوگل در سایت های شعری را داریم خدارا شکر در همه امور زیبا جزو اولین ها هستیم در عشق در محبت در دوستی در برادری در نشاط در امکانت زیبا در همدلی و یک دست بودن ها همه و همه شاخصیست که سایت شعرناب را از همه سایت ها متمایز و در مکان ویژه قرار داده با این همه دشمنی اشکار و غیر اشکار !
دست بوس همه شما سرورانم به رسم خادمی و شاگردی هستم درود 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پاسخ شاعر به غزل غرور راز . سایت شعر ناب ، اردیبهشت 1394

تاریخ:چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394-04:29 ب.ظ

غزل غرور راز از خانم بحرینی :


عشقست و غرور راز دارد


فرمانده ِ یکه تاز دارد


صد راهِ همیشه بسته اما

یک راهِ همیشه باز دارد


امشب غزل مرا بخوانید

چون قصه ی دلنواز دارد


در عدل خداست: هر گناهی

یک تبصره ی مُجاز دارد


با خنده ی یار زندگی کن

معشوق همیشه ناز دارد


ما زنده به قبله ایم و حتی

هر مــُرده ی ما نماز دارد


حالا که برای راست گفتن

آئینه به ما نیاز دارد


باید بروم غزل بگویم...

"این قصه سر دراز دارد"

پاسخ ما به این غزل :

علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۸:۰۴
علیرضا آیت اللهی
 
     


باشد انشاء الله !  

فرمانده ی یکٌه تاز ، باشد انشاء الله
صد راه همیشه باز ، باشد انشاء الله

شعر تو برای من شراب است ...
آن تبصره مجاز ! ، باشد انشاء الله

عمرت همه شاد باد و خنده ...
عمر تو دراز ، باشد انشاء الله

صادق به تمام عشق و شعری
واین قول ، دراز ، باشد انشاء الله

                  




نوع مطلب : شعر من  سرودن شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، رباعی ، سرٌ شراب ، محسن افشار نادری ، سایت شعرناب ، اردیبهشت 1394

تاریخ:سه شنبه 15 اردیبهشت 1394-06:31 ق.ظ

سر شراب

 شعری از 

محسن افشار نادری

 از دفتر عارفانه ها نوع شعر رباعی

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۸:۴۴ شماره ثبت ۳۶۵۴۶
  بازدید : ۲۰۶   |    نظرات : ۴۷

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر محسن افشار نادری

می نوش که سریست در این جام شراب


این باده  که رسوا  کند  و مست  و خراب


هر گاه  که  ابلیس  کشید   نقشه  شوم


یک جرعه  بنوش  و  بزن آن  نقش بر آب


محسن افشار نادری

۱۴
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۲۳ شاعر این شعر را خوانده اند

زین العابدین محب علی 

، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

فرهاد مهرابی

 ، 

فاطمه رها

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

محمد ایثاری نیا (جوینی)

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

رضا نظری

 ، 

بنیامین بتا

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

علی غلامی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

علی اصغر اقتداری (حرمان)

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

علیرضا آیت اللهی
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۵:۵۵
علیرضا آیت اللهی
 
لا حول و لا قوة الا بالله  
سلام به شاعر عزیزی که از سرمایگان همیشگی صفحه ی اوٌل « شعر ناب » ، و بنابر این صاحب نسق ! ، هستند ؛  و طبع آزمائی های گوناگون که به نظر می رسد در رباعی هم بیشتر موفق می نمایند .  
رباعی را یک قالب صد در صد ایرانی در سرودن شعر کلاسیک می شمارند و سرودن در این قالب را به حساب میهندوستی ایرانیان نیز می گذارند . ( تبارک الله ) .
و ... امٌا در باره مشهورترین سراینده اش در جهان که حکیم عمر خیٌام نیشابوری باشد روایاتی گوناگون وجود دارد از جمله اینکه وی به عمد و بنا به فلسفه ی « جبر » ی خود ، این وزن را انتخاب کرده است .
لاحول ولا قوٌه الٌا بالله به این معنی است که هیچ چبز وجود ندارد مگر آنکه از سوی خدا ....
... و بنابر این نقش انسان در ایجاد هرچیز و هر امر ، منتفی است : انسان از خود اراده ای ندارد .... ( و عمر خیٌام یک کمی هم وارد کفر می شود ؟! ) .
شراب در اشعار کهن فارسی معنائی متضادتین دارد ؛ و بنابر این سمبلی است متضادتین .
به نظر می رسد که شراب در رباعیات عمر خیام ، شراب واقعی و ملموس است ؛ حال آنکه شراب در غالب غرلیٌات خواجه ی شیراز کنایه ای به ورود به سیر و سلوک و مستی ناشی از عشق به خدا و در مسیر الی الله است .
از اینجا مکتب رباعیات ( « جبر » ی ) خیٌامی با سایر رباعیات و به ویژه رباعیات عارفانه ( « اختیار » ی ) جدا می شود .
بنده رباعی حاضر را گرچه نه کاملا" ( چرا که خودِ شاعر نیستم ! ) ، امٌا به هر حال از رباعیات عام می بینم که چو ن شعر های عطٌار نیشایوری ، مولوی بلخی ، حافظ شیرازی و ... از سمبل شراب به معنی ابزار عشق و مستی در راه حق و حقیقت ، و ورود به مسیر الی الله استفاده کرده است ؛ و بنابر این :
رباعی حاضر ، رباعی ئی است نه تنها با محتوا ، بلکه اصولا" عارفانه .
« می نوش که سٌریست در این جام شراب »
مطلع است ، مبتداست ، و مقدمه :
( می نوش ! ؛ شاید یک امر به معروف ... )
آنگاه متن است و شرح : 
« ...که سریست در این جام شراب
این باده که رسوا کند و مست و خراب
هر گاه که ابلیس کشید نقشه شوم »
و نهایتا" می رسد به پیام شاعر به مخاطبی که شاید مشعور شود :
« یک جرعه بنوش و بزن آن نقش بر آب »
*
« کشید » را تصور کردم اشتباه تایپی است ؛ و در هر حال با نظر جناب رهای لنگرودی موافقم .
مستفید و محظوظ شدم .
موفق و مؤید باشید انشاء الله .

                
پاسخ علی غلامی به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۰۱
علی غلامی
سلام استاد ممنون از تفسیر خوبتان
   
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۷:۵۱
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)


 ☆¸ .•°*”˜    ˜”°•☆  
پاسخ محسن افشار نادری به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۷:۴۸
محسن افشار نادری
درود بر استاد بزرگوارم جناب آیت اللهی عزیز
از اینکه شاگرد نوازی فرمودید بسیار سپاسگزارم و ممنون از نقد زیبا , درست و بجای شما استاد گرامی 
در مورد (کشید) همان کشد درست بود که اشتباه تایپ شده و البته جناب استاد لنگرودی هم تذکر فرمودند . باز هم از حسن توجه شما و جناب لنگرودی عزیز سپاسگزارم و به شاگردیتان افتخار میکنم                                  
محسن افشار نادریدوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۷:۴۹
محسن افشار نادری
          
پاسخ علیرضا حكیم به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۰:۱۱
علیرضا حكیم
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، « سناریو » ، جمیله عجم ( بانوی واژه ها ) ، سایت شعر ناب ، اردیبهشت 1394

تاریخ:یکشنبه 13 اردیبهشت 1394-09:58 ق.ظ

سناریو

 شعری از 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 از دفتر آواز درد نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۷:۱۰ شماره ثبت ۳۶۵۰۳
  بازدید : ۱۲۳۱   |    نظرات : ۲۸۴

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       

چنگ انداخته ای


به جان دنیا


چون کرکسی گرسنه


 بر سر کبوتر بچه ای


هوراااااااااا


جشن بگیر این پیروزی را


وماهی بگیر


هرچقدر که دلت می خواهد


ازاین آبی که


هر روز بیشتر ازدیروز


گل آلودش می کنی


با چنگال های کثیف وحشی ات!


هورا جشن بگیر این پیروزی را.!!


چه قدرمنصفانه وباسیاست


آخر هرماه حقوق این بشررا


به حسابهایشان واریز می کنی!


افغانستان، سوریه ،اردن لیبی


وعراق و............کم بود؟؟؟


که اینک یمن


به یُمن شروع این سناریوی تکراری


دریایی ازخون شده..........!


راستی


نوکرهایت


حریف بزرگتری برای


نشان دادن زوربازو


وپاچه خواری


 هرچه بیشتر اربابشان


پیدانکردند؟!


 


 7 اردیبهشت  94


 

۲۵
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۵۹ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

رضا نظری

 ، 

فرمیسک(هاوار هه لوی)

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ،

بهنام مرادی ( بهی )

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

محمد حسین پژوهنده 

، 

میثم دانایی

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

شرمینه بهاروند

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

فاطمه رها

 ، 

محمد امیری

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

علی غلامی

 ، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

اصغر زند

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

امینی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

منصور دادمند

 ، 

مریم حسینی

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

عرفان فتح الهی(واثق )

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

محمد ایثاری نیا (جوینی)

 ،

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

محسن پاده بان

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

مهرشاد احمدی ( م ش )

، 

ابوطالب زارع

 ، 

محمد مسعودی

 ، 

علی اکبر فلاحی

 ، 

نادر ابراهیمیان

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

علی دولتی

 ،

جمیله زینعلی

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

مسعود عظیم پور

 ، 

حسین راستگو

 ، 

مهرداد شیپوری 

، 

علی امیری کرمانشاهی

 ، 

آوا دوکوهکی

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

حسن بذرگری(آیین)

 ، 

سودابه برزگر

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۰:۰۳
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
بانو عجم واقعا دست مریزاد دیشب هنگام تائید شعرت مرا شوکه کردی !! 
نشان دادی که در عالم سیاست هم حرف برای گفتن داری و این عالیه عالی


نوع مطلب : نقد شعر  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، « سناریو » ، جمیله عجم ( بانوی واژه ها ) ، سایت شعر ناب ، اردیبهشت 1394 (2)

تاریخ:یکشنبه 13 اردیبهشت 1394-09:03 ق.ظ

علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۵۹
علیرضا آیت اللهی
 
« آفتاب آمد دلیل آفتاب »  

« چنگ انداخته ای به جان دنیا » 
به همین سادگی ، فصیح و بلیغ اگرچه نه هر چیز دیگر تحت عنوان « سپید » .
وقتی یکی از همان ابتدا ، در سنینی کمتر ، شروع به سرودن یا نگاشتن سپید می کند غریزی تر است ، شکیل تر و شاید خیال انگیز تر می نویسد ....
... و وقتی یکی با تجربه ای کافی به سپید می پردازد نمی تواند تجربه شعریش در آن منعکس نشود ؛ و شعری ، به خصوص از نظر رسالت اجتماعی ، با بصیرت بیشتر ، غنی تر ، و رسالتمند تر حاصل نشود .
به حالِ من پژوهشگر اجتماعی - ادبی تفاوتی نمی کند که همزبان شعریم غزل ، و اصولا" شعر کهن ، بسراید یاسپید بنویسد ؛ چون هردو فقط قالب هائی از بیان هستند و تقریبا" هیچکدام خود به خود مزیتی بر دیگری ندارند ؛ اصل بر تجربه است . منتهی یکی دوبار غزل سرودن ، اگر واقعا" قریحه اش را داریم ، و یکی دوبار سپید نوشتن ، اگر واقعا" برایمان صادر می شود و توان انعکاس صحیح آن را داریم ، « تجربه است » .
نباز به تجربه هم « قولی است که جملگی بر آنند » .
خوشحالم که تجربه ی سپید نویسی این روزها در سایت شعر ناب افزایشی در خور توجٌه نشان می دهد ؛ و از جمله همین سپید .
« چون کرکسی گرسنه »
عبارتی متداول است ؛ امٌا همین که 
« بر سر کبوتر بچٌه ای »
را می خوانید آهنگ را در آن حسٌ می کنید ؛ و موسیقی درونی ِ موعود را . ... که با یک
« هورا !!!!!! »
تکمیل می شود . بانوی واژه ها :
حرفش را زده است ؛
فصیح
بلیغ
( که اگر این دو نباشد چه فایده ای ؟! )
و زیبا 
( که اگر زیبائی نباشد از خصوصیت شعری مبرٌاست ؛ و اینکه آیا زیبا هست یا خیر به قضاوت خواننده است و نه بنا به هیچ فرمولی میقٌن در جهان ) .
شما ظرفی را که برای حمل آب - روغن - شکر - هندوانه - کلٌه قند و.... بکار می برید مختلف است ؛ قالب بیان ، با به اصطلاح شکل شعر ، نیز بنا به هر محتوائی ممکن است متفاوت شود و این را نیز در اکثر قریب به اتفاق مورد ذهن نا خود آگاه ما در می یابد و نه عقل و منطق و به اراده و تصمیم ... !
( ممکن است ادامه یابد )

               
پاسخ جمیله عجم(بانوی واژه ها) به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۷:۳۴
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
   
    
درود استادبرگوارم   
قدم رنجه کردید وبازهم مراشرمنده
ممنونم که سیاه قلممامو قابل نگاه ونظر می دونین
در حضورتون می آموزم استاد
امیدوارم بتونم شاگرد خوبی باشم   
         
        
پاسخ فکری احمدی زاده(ملحق) به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۵۸
فکری احمدی زاده(ملحق)
       
پاسخ فاطمه توکلی به نظر علیرضا آیت اللهیجمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۲۸
فاطمه توکلی

*´¨)
¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
.;"(¸.•´ (¸.•` (`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´)
«`'•.¸.¤ به صفحه ی زیبا و ارزشمند بانوی واژه های ناب خوش آمدید¤.¸.•'´»
.:"(¸.•´ (¸.•` (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸)
`'•.¸`'•.¸) ¸.•´
( `•.¸
علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۱:۱۰
علیرضا آیت اللهی
 
ما در بهترین شعرهای سپید   ی که از جهان خوانده ایم به ندرت مصداق ( سیاسی ) یافته ایم ؛ و آنهم پیامی مستقیم به یک مخاطب ! ، و نهایتا" مشروح ماجرا و استدلال ....با شواهد و بیٌنات . امٌا مگر در بیان احساس خود باید مقلٌد دیگران بود ؟ و مگر ما در بین دیگران و بنا به زبان و فرهنگ دیگران می سرائیم ؟ .
پیام شعر نیز ، اگر در شعر سپید به صورت مستقیم بیاید که معمولا" به صراحت نمی آید ، ناشی از احساس فردی ( و نه جمعی ) است .
نمی توانیم به شاعر بگوئیم باید حرف من را بزنی! ، فرخی سیستانی بشوی ، پیام من را به مردم بدهی ! ... امٌا می توانیم نظر و سلیقه شخصی مان را به صراحت و به نحوی که به ساختار و زیبائی شعر لطمه نزند ( و مهم این است ) بیان کنیم ....
... و ناقد ادبی نیز می تواند سلیقه ی خود را به سپید نویس بگوید یا حتی شرح دهد امٌا نمی تواند آن را به وی دیکته و تحمیل کند . می توان به شاعر گفت : اگر من جای تو بودم در چنین قالبی با چنین مقدمه ای ( که غالبا" غریزی ترین بخش شعر هم هست ) ، یا چنین مقدمه و چنین متنی چنین پیامی را می فرستادم ....
مهم این است که شعر از نظر قالب خود یک شعر حقیقی باشد و ما فارسی زبانان ملٌتی هستیم که شاید ، چون اعراب ، بیش از هر مردم دیگری شعر را در وزن آن می بینیم و این امر طی سیزده - چهارده قرن میراثی و ژنتیک شده است ، در خون ما است ، ... و اگر وزن نبود باید حتما" آهنگ شعر را داشته باشیم ؛ و موسیقی درونی شعر سپید نیز اگرچه چند تکنیک اساسی دارد امٌا آنچنان با آموزش و آموختن کارساز نیست ؛ اصل این است که غریزی باشد ؛ از طبع ، از قریحه خداداد ...
... و از اینجاست که اکثر قریب به اتفاق سپید گرایان ایران پس از سپید نویسی خود مطمئن نیستند که آیا شعری سپید خلق کرده اند ؟ .
اینجاست که در یک آنالیز فاکتوریل سه فاکتور یا سه عامل ، اهمٌیتی اساسی می یابند :
- زیبا به نظر می رسد ؟
- نظرات دیگران که آیا بنا به نظر آنان ( بدون رودر بایستی ، معامله ی تعداد بازدید و تعداد نظر و نان قرض دادن ، و... حتی تملق عادی و از روی عادت فرهنگی ما که این هم یکی از اعتیادات ما شده است ... ) این یک سپید است ؟ یا لا اقل بارقه ای از یک سپید را دارد و شاعر با تشویق آنان روزی یک سپید سرا خواهد شد ؟.
- آیا اگر در چارچوب خصوصیات شعر سپید نمی کنجد محتوا و پیامی قابل خواندن دارد ...
و...
هنوز به درستی از آنفلو آنزا بیرون نیامده ام میگرن و دیسک کمر یه شدٌت حمله کرده اند و چشمانم هم نیازی جدٌی به معاینه یافته اند ؛ اگر تقریبا" نیمه کاره رها می کنم مرا ببخشید ... 
               
پاسخ جمیله عجم(بانوی واژه ها) به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۲:۲۸
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    
درود استاد آیت اللهی عزیز     
واقعن ممنونم    
من از ده سالگی شعر می نویسم اما هنوز هم باید شاگردی کنم وبیاموزم درمحضراساتیدم
گاهگداری سپید البته اگر سپید باشه هم می نویسم وبیشتر استادانم معتقدند که درسپیدهم موفقم وگاهی حتی باغزل هام برابری می کند اما نمیدونم هنوز خودم درست نمی فهمم شعر سپید واقعی چیست؟
امیدوارم با تلاش بیشتر وآموختن در مکتب اساتید دلسوزی چون شما روزبه روز بهتر شم    
وان شاالله که هر
چه زودتر کسالتتون برطرف شه وبتونیم بیشتراز محضرتون استفاده ببریم
بازم ممنونممممممممممممممم  
        
          
      
پاسخ فکری احمدی زاده(ملحق) به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۵۹
فکری احمدی زاده(ملحق)
      
پاسخ فاطمه توکلی به نظر علیرضا آیت اللهیجمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۳:۲۸
فاطمه توکلی

*´¨)
¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
.;"(¸.•´ (¸.•` (`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´)
«`'•.¸.¤ به صفحه ی زیبا و ارزشمند بانوی واژه های ناب خوش آمدید¤.¸.•'´»
.:"(¸.•´ (¸.•` (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸)
`'•.¸`'•.¸) ¸.•´
( `•.¸
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۲:۲۹
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
 
    
درود استاد آیت اللهی عزیز     
واقعن ممنونم که این قدر وقت می گذارید برای اشعار من وبقیه ی دوستان    
من از ده سالگی شعر می نویسم امانه به طور حرفه ای اما هنوزها هم باید شاگردی کنم وبیاموزم درمحضراساتیدم
گاهگداری سپید البته اگر سپید باشه هم می نویسم وبیشتر استادانم معتقدند که درسپیدهم موفقم وگاهی حتی باغزل هام برابری می کند اما نمیدونم هنوز خودم درست نمی فهمم شعر سپید واقعی چیست؟
امیدوارم با تلاش بیشتر وآموختن در مکتب اساتید دلسوزی چون شما روزبه روز بهتر شم    
وان شاالله که هر
چه زودتر کسالتتون برطرف شه وبتونیم بیشتراز محضرتون استفاده ببریم
بازم ممنونممممممممممممممم 


نوع مطلب : تفسیر شعر  نقد شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، آخرین دیوانه ، سیده فاطمه بحرینی ، سایت شعر ناب ، اردیبهشت 1394

تاریخ:جمعه 11 اردیبهشت 1394-06:34 ق.ظ

آخرین دیوانه

 شعری از 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 از دفتر از زمین تا آسمان نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۷:۳۰ شماره ثبت ۳۶۴۲۴
  بازدید : ۱۳۳۳   |    نظرات : ۱۰۷

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
آخرین اشعار ناب فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

گاهی اسیر سربه زیری های خویشم

غرق تلاطم خانه ی دریای خویشم



آیینه در آیینه ام ، بی انتهایم

تا خیره در آیینه ی فردای خویشم



روراست می گویم، مرا از من بگیرید

سی سال شد افتاده ای در پای خویشم



صد سال دیگر هم نیاید می نشینم

چون تشنه ی همتای بی همتای خویشم



گفتند بانوی غزل های قشنگی!

اما گریزان از شکوه جای خویشم



با عاقلان کوچه و بازار قهرم

من آخرین دیوانه ی دنیای خویشم

۱۹
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۴۶ شاعر این شعر را خوانده اند

مسعود عظیم پور

 ، 

جواد کشته گر (مسافر)

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

رضا نظری

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

محمد صادقی راد

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

فرمیسک(هاوار هه لوی)

 ، 

محمدجامی

 ،

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

مینا علی زاده 

، 

سودابه برزگر

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

محمد ایثاری نیا (جوینی)

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

محمد حسین پژوهنده 

، 

مهدی رفوگر

 ،

علیرضا حكیم 

، 

فرهاد مهرابی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

بانو ابراهیمی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

احمد پناهنده

 ، 

راد ( احسان )

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

اصغر زند

 ،

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

کیوان رادفر

 ، 

علی زمانی

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

مجتبی شه ستا 

، 

محمدرضا پهلوان (عرشیا)

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

میثم دانایی

 ، 

عرفان فتح الهی(واثق )

 ، 

علی امیری کرمانشاهی

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ، 

امینی



نوع مطلب : نقد شعر  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()