شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

غزل ، ای سفله ای که علم نداری و عالمی ، علیرضا آیت اللهی ، تهران ، فروردین 1394 ، سایت شعر ناب (3)

تاریخ:پنجشنبه 27 فروردین 1394-10:36 ق.ظ

توجٌه : رسمی نسبتا" نیکو در سایت شعر ناب وجود دارد که یک یا چند نفر میزبان صفحه ی شاعر می شوند . و آنهم بزرگانی چون مدیر سایت در جاهائی دیگر یا بحر الغزل در اینجا . لوگوی « اسب سوار » ، شاعر ارجمند و گرامی ، خانم فاطمه رها ، از میمانداران ِ شرمنده ساز این صفحه سبب طنز پردازی دیگری شده است که در هرمورد تشکری هم از ایشان بکنم که شاید به تنهائی خود یک غزل شود با مطلع : با اسب می تازی مرا ...  
علیرضا آیت اللهی یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۵۹
(1)
با اسب می تازی مرا ، از عقل می بازی مرا
ای نازنین ماجرا ، با پیرِمُل بازی چرا ؟!
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۵۶
استاد بداهه های زیبا   
پر كردن جاى خالى ش با آدم ها
حكایت پر كردن
گودال با تكه اى یخ است 
هر كدام در من
اندكى بعد آب مى شوند 
نیست مى شوند 
و انگار هیچ وقت نبوده اند 
جاى خالى "استــــــــــ   ـــــــــــــادم"
با هیچ چیزى پر نخواهد شد ، هیچ ..
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۱۱
ممنون و متشکٌر از لطف سرکار عالی . بیش از حدٌ شرمنده می فرمائید 
جمیله عجم(بانوی واژه ها) یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۰۶:۴۵
به به
بسیار زیبا
حکیمانه وروان قلم زدید استادبزرگوارم
لذت بردم             
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر جمیله عجم(بانوی واژه ها) یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۴۸
سلام به بزرگ بانوی واژه های اکسیری
صفحه ی بنده ی کمترین را منور فرمودید
بسیار بسیار از الطاف مدیدتان ممنونم
استوار و پایدار باشید انشاء الله .
علیرضا آیت اللهی یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۰۴
(2)
من چون پدر مفتون تو ، در شاعری مغبون تو
این صحنه ی شعر مرا ، بهر چه کردی ماجرا 
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۵۸
تو انگار از سیاره ی دیگری بوده ای   
یک حس ناشناخته و پیچیده
مثل هفتمین حس
یک رنگ ترکیبی عجیب
نه مجزا،نه درهم
مثل رنگین کمان   
مسافری از آخرین طبقه بهشت
ساکت اما پر از پیام
آمدی، .... رفتی
ولی انگار بودی   ...
خوشحالم برگشتی   
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر جمیله عجم(بانوی واژه ها) شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۱۶
علیرضا آیت اللهی یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۰۶:۵۴
علیرضا آیت اللهی
 : داستان کوتاه 
مگر کشک است ؟!
این که میگویند چنگیز مغول خونخوار بود ، کجایش خونخوار بود ؟! ؛ پس چرا در کشور خودش ، و در فتح کشورهای همجوارش که خود سردار لشگر بود خونخواری نکرد ؟ ، و اینکه در کشورگشائی ها بنام وی خونخواری شده است مگر خودش حضور داشته است ؟ ... و مگر از اسماعیل صفوی و ندر بیک افشار و .... گرفته تا نانوهایشان که ماشاء الله خان کاشی باشند کمتر از او دزد و خونخوار بودند ؟! ؛ اسماعیل که حتی در کشور خودش و ماشاء الله خان فقط در کشور خودش !.
کسی چه میداند ؟ شاید سرداران چنگیز در ایران هم نامشان عیٌاش خان موش ممل فریبکار ، منوشخان اسپاهانی ، سیاهچش خان و همسرش یسوزان خاتون ، کوتوال پشت کوه و مخمٌر خان خندقی ... و...و...و... بوده است ؟ با پیراهن های سفید و شلوارهای مشکی سوار بر موتورهائی اهدائی ... ؛ حالا بگذریم از این که میگویند چنگیز در واقع ضدٌ اسلام ! و انگلیسی یا آمریکائی بوده است ... یا تا آنجا پیش می روند که مغولستانِ آنروز نه در چین و همجوار چین ، بلکه در آمریکا بوده است ! بازار چادر مشکی و جهانگردی حجازی ، اسلحه روسی را کساد کرده است ؛ و...
چنگیز خان حالا کمی تا اندکی و بخشی چینی بود و لشکریانش نه همه شان مغول ، که سرزمینی بسیار - بسیار کم جمعیت بود ؛ بلکه بیشتر از سرزمین هائی که حال در چین بسیار بسیار عزیز ( که هیچگاه کاری به کار حکومت مٌلٌی ممصادق نداشته اند ) ! و روسیه که آنها هم « ظاهرا" » به همچنین ؛ و کوچکترین خیانتی نورزیده اند و نمی ورزند ! ؛ و بَخشَک هائی کم و بیش وسیع ... از ایران عزیز ! بودند و چه بسا تجاوز و تعدی به نسرین ها و ندا ها و دزدیها و غارتهای گسترده که هدف اصلی بود و اگر مقاومتی به عمل می آمد قتل ! .
گوسفندانی که نه سر پیاز بودند و نه ته پیاز ، سال گوسفند را به فال نیک گرفته از شهر خارج شدند به سوی دشت و صحرا و بیابان که دیدند حتی بیابان ها هم گرگ و شغال و سگتور و گربه ی وحشی و عقرب کاشی ( که نیشش البتٌه از روی حُسن نیٌت و انجام و ظیفه ! نه از ره کین است ! ) دارند . در آن برٌ برهوت باغی دیدند و وارد آن باغ شدند . صاحب باغ که از روی آوردن چنین نعمتی خوشحال بود باغبانان خودی و ضدٌ خودیش را بسیج کرد ! و... گفت حتٌی با دسته ای از گل خرزهره و کاکنوس و غیره و غیره « مقدمشان را گلباران » کردند ...
امٌا بعدا" شنید که برخی از گوسفندان یحتمل بیش از پیش حسٌاس اند و متقاضی عدالت ! یع بع هائی می کنند که باغبانان را خوش نمی آید و شب به این نوا اضافه می شود که مرغ سحر ناله سر کن ! .
امٌا صاحب باغ که در منزلی امن به دور از باغ زندگی می کرد و یحتمل « تو باغ نبود » !...شاید هم از لاجونی و توهٌماتی بودن باغبانهایش چندان خبر نداشت که در واقع از پسِ پروار گوسفندان که چه عرض کنم حتی از پس نگهداری گوسفندان برای وی هم بر نمی آمدند ! و بنابر این دلواپسانه چند گرگ و سگتوره و شغال و گربه وحشی الی عقرب کاشی را به خدمت گرفته بودند ؛ و آنها هم با رؤیای حقٌ البوغ و حقٌ الدوغ خود از کفتار و لاشخور جنگل چه رؤیاهائی که در سر نمی پروراندند ...
هرروز صبح جای چند گوسفند خالی بود و چند تا از این به کمک باغبانها آمده ها ی محترم ! خوش به حالشان شده بود ؛ تا اینکه یک شب گربه وحشی به دیگ همسایه که هرروز با نگاه های عاقل اندر سفیه برلب دیوارباغ به تماشای مظلومیٌت گوسفندان می نشست دستبردی جانانه زد که داد وی را در آورد :
« هرچه هم در دیگ باز است ؛ حیای گربه چه کرده » ؟
رای گفت برهمن را که راست است ؛ اگر شاعران تقاضای نقد می فرمایند از منتقدان حقیقی نقد تقاضا می کنند و نه از آن بسیار کم سواد بنگاهی و در واقع شاگرد بنگاهی ( و فرزندش ) که نه تنها تفاوت شاعر مقیٌد با شاعر غیر مقیٌد را نمی داند از تفاوت عظیم نقد ادبی با ویراستاری شعر فارسی که چون اقیانوسی است نسبت به قطره هم سر در نمی آورد ، یا آن 17 سال پشت دیپلم مانده و حتی آن لبسانسیه مرغداری ... که در اینجا فریاد هائی بلند شد :
شغال گفت : « این منم ظاووس علٌیین شده » و
چندتا گرگ گفتند ما از همه گوسفند ها گوسفند تریم ؛ شاعر تر ، ادیب تر ، تحصیکرده تر ، دانشمند تر ...
که روح صائب ظاهر شد و به طنز گفت : « خُم در این مجلس بزرگی ها به افلاطون کند » ! ...
... مگر نقد ادبی نوشتن هم کشک سابیدن است ؟
و در تمام مدٌت عقرب داشت آن زیر برانداز می کرد تا توله سگ ها و بچٌه شغال های اطراف و به اصطلاح نوچه اش ! بیشتر برایش پرو پاگاند کنند و شخصیتی کاملا" جعلی برای چنین موجودی ...و کسی چه می داند ؟ شاید نوعی کودتا یا لااقل تخریب گسترده در عصر مذاکرات تفاهم رجز خوانانه ....
چون قصٌه به اینجا رسید نه رای مانده بود و نه برهمن ! و نقٌال پیر و فرتوت ، خسته و گرسنه گفت : بفرمائید شام ! . 
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر علیرضا آیت اللهی یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۳۴
علیرضا آیت اللهی یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۰۵
(3)
با آن کمان و تیرها ، بیمی زده بر شیرها
زهری ز چشم میرها ، بگرفته ای در سامرا
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۵۹




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غزل ، ای سفله ای که علم نداری و عالمی ، علیرضا آیت اللهی ، تهران ، فروردین 1394 ، سایت شعر ناب (5)

تاریخ:پنجشنبه 27 فروردین 1394-02:51 ب.ظ

اله یار خادمیان(صادق) دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۱۶:۴۶
 سلامو درود و سپاس نوشیدم از چشمه سار زلال اندیشه شما برقرار و بردوام باشی            
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر اله یار خادمیان(صادق) دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۲۳
شرمنده می فرمائید . 
بسیار بسیار ممنون و متشکرم 
استوار و پایدار باشیدانشاء الله 
سهیل اروندی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۳۸
سهیل اروندی
 با سلام و احترام   
جناب اقای ایت الهی شاعر توانا ، عزیزم   
غزل زیبا و نابی خواندم   
درود بیکران بر شما فرهیخته گرانقدر   
ارزوی موفقیت روز افزون و سلامتی از خدای قادر ، کریم دارم     
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۶:۴۲
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)
 استاد ارجمندم
جناب دکتر آیت اللهی درود بر شما با این قدرت کلام .
کلاستان بر قرار و قلمتان سرسبز .
برایتان موفقییت روز افزون همراه با سلامتی و سرسبزی آرزو دارم.
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۲۸
سلام به سرکار علیٌه عالیه
شاعره ارجمند و گرامی
خانم طلعت خیاط پیشه . طلای ناب کرمانی
استاد ، سرکار عالی هستید با آن اشعار ناب و بسیار زیبایتان
همچنان شرمنده می فرمائید .
با آرزوی بهترین ها برای شما بزرگان دنیای شعر و شاعری ایران
فاطمه ضیاالدینی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۷:۴۷
فاطمه ضیاالدینی
 سلام و درود............
عمیق و سنگین اما زیبا        
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۳۰
سلام به شاعره ارجمند و گرامی
درباره سنگین بودن می پذیرم . حق با سرکار عالی است
باکمال تشکر
داودشفاعی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۲:۱۱
 جناب این اللهی زیبا ودلنشین سروده اید تبریک میگویم           
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر داودشفاعی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۲۳
هنوز هم طعم شیرین غزل ناب ایرانی امروز شما را زیر زبانم حسٌ میکنم .
استوار و پایدار باشید انشاء الله
هوشنگ یعقوبی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۵۸
 زیبا و عالی        
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر هوشنگ یعقوبی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۲۴
ممنون و متشکرم  
باقر رمزی ( باصر ) سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۱۸
 سلام و درود بر شما بزرگوار       
بسیار زیبا و عمیق       
احسنت       
موفق باشید      
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۲۶
بایک دنیا تشکر
عرفان فتح الهی(واثق ) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۵۶
عرفان فتح الهی(واثق )
 سلام زیبا خواندمتان مرحوبا
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر عرفان فتح الهی(واثق ) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۵۲
بسیار ممنونم  
علیرضا آیت اللهی پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۰۴
علیرضا آیت اللهی
سلام به استاد محمد رضا نظری ( لادون پرند ) عزیز و ارجمند   
همین که بالاخره تشریف آوردید نعمت است و مشعوف شدم
تشویق های منطقی جناب عالی دیر و زود دارد و سوخت و سوز ندارد .
استوار و پایدار باشید انشاء الله
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۴۸
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)
  ❂ ⋆ ✢ ✣ ✤ ✥ ✦       ❂ ⋆ ✢ ✣ ✤ ✥ ✦   
درودی دوباره بر استاد ادیب و زیبا کلامم و درودی پر مهر خدمت بانوی فرهیخته ی استاد
دست بوس هر دو بزرگــــــــــــــــوار هستم و می دانم اگر همکاری بانوی ادیبشان نبود ما حضور زیبا و دلنشین استاد آیت الهی را نخواهیم داشت
دستمریزاد بانوی مهر..         
استاد غزل زیبایتان مرا به وجد و همراهی صفحه زیبایتان کرد و جز انجام وظیفه کاری نکردم
و همیشه این شاگرد حقیر به شما بدهکاره
همین که هستید برایم یه دنیا انرژی و قوت قلبه   
از همراهی دلنوشته ام که از روی خشم قلم زدم سپاسگزارم
شعر زیبایی مهمانم کردید
قدر دانم
                                                        
تقدیم به استاد آیت اللهــــــــــــــــــی ادیب و بزرگــــــــــــوارم:
اعجاز ؛ به شعر تو برابر
بر خیز و قلم به رقص آور
طبع تو روان و روحت آزاد
در شــط شرافــتی شناور
حتی اگر از جهان بپرسـی
از شعر تو می شود سراسر
ایام بهار و فــصـل رویـش
یا کوکب و مهر و ماه و اختر
از جلوه ی شاعرانه ی توست
گر جلوه گری کنند یکســر
شعرت همه حکمت است واعجاز
آیت اللهی عزیز من, استادمممم
             همین  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۲۳
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
درود بر شما
به صفحه ی پربار و ارزشمند استاد آیت اللهی بزرگوار و شاگردنواز خوش آمدید 
عرفان فتح الهی(واثق ) جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۴۶
عرفان فتح الهی(واثق )
 سپاسسسسسسسسسسسسسس      
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۷:۰۵
درود بر شما استاد بزرگوارم 
خوشحالم که سعادت آموختن از محضرتان را دارم
همیشه ماندگارید در قلب های شاگردانتان
پاینده باشید 
رضااشرفی فشی شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۴۸
رضااشرفی فشی
 درود جناب استاد.شیرینی سخن وتوانایی قلمتان کلاس درسی است برای ناپختگان مکتب عشقی چون حقیر،اگر به شاگردی بپذیرید                     
اله یار خادمیان(صادق) یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰۵:۴۶
اله یار خادمیان(صادق)
 سلام و درود و سپاس سرور و استاد معظم جناب 
آیت الهی نوشیدم ازچشمه ی زلا ل اندیشه و تراوش 
قلم متعهد و مقدس شما و می آموزم از شما چگونه بودن
چگونه اندیشیدن و چگونه نوشتن و چگونه خواندن و
چگونه ابراز نظر کردن را کسی نیستم
که در خور شایستگی و وارستگی و صلابت و معرفت ذاتی شما حرف و سخنی داشته باشم تنها به رسم ادب و ابراز
دوستی و محبت کلماتی هر چند قاصر به قلم جاری کردم بر مدار و بر قرارو بر جوارحق جاودانه باشی به حرمت محمد و آل محمد (ص




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غزل ، ای سفله ای که علم نداری و عالمی ، علیرضا آیت اللهی ، تهران ، فروردین 1394 ، سایت شعر ناب (4)

تاریخ:پنجشنبه 27 فروردین 1394-01:14 ب.ظ

فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)
من 
به هر راهی که می روم
دلم 
به بیراهه می رود
کیستی استـــــــــــــ   ــــــــــــــاد
که دلم چنین
آوارۀ توست ...
پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۴۵
فقط می شود در مقابل این اندیشه وقلم تعظیم کرد...
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۱۳
ممنون و متشکٌر از لطف سرکار عالی . بیش از حدٌ شرمنده می فرمائید 
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۳۵
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۵۵
سلام به شاعره ارجمند و گرامی سرکار خانم رها
حقیقتش این است که نمی دانم چه برای سرکار عالی بنویسم ؟!
فقط تو را خدا با این حالت مستی و کیفوری به خانه برنگردید که نمی دانم پاسخ پدر ارجمندتان را چه بدهم ؟!
حالا ایکاش یکی پیدا می شد این کمان را از دست شما می گرفت !
با آرزوی سلامتی و سرحالی همیشگیتان
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۰۱
استـــــــــــــــــــــــــــــاد ادیبم...پدری عزیز و بامرام وزیبا قلمم   
عشق ودوستی
رنگ ِ چشمان ِ تـــــــــ   ــــــــوست
که زند بر دل ِ مـــــــــ   ـــــــــن
رنگ ِ بهـــــــــ   ـــــار...
         همیشه باش مهربانم       
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۱۴
ممنون و متشکٌر از لطف سرکار عالی . بیش از حدٌ شرمنده می فرمائید 
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۱۷
درود بر شما
به صفحه ی پربار و ارزشمند استاد آیت اللهی بزرگوار و شاگردنواز خوش آمدید 
فرهنگ باریکانی (صالح) یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۱۲
آن رمل و جفر و خرافاتِ عین کفر
علم اند ؟ یا که خدعه و تزویر کاهنان ؟
درود بر استادفرهیخته و گرامی                                           
پاسخ جمیله عجم(بانوی واژه ها) به نظر فرهنگ باریکانی (صالح) یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۵۷
 به صفحه ی پربار استاد آیت اللهی عزیز خوش امدید  

پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر فرهنگ باریکانی (صالح) یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۴۸
علیرضا آیت اللهی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۱۸
(4)
من که عموئی بی دلم ، آتش زدی بر محفلم
هرکس که خوانَد شعرِمن حاشا بگوید : مرحبا
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۴۱
استاااادم
در چشم گل
پنهان چه می شوی
که در عطر آن پیدائی .  
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۱۵
ممنون و متشکٌر از لطف سرکار عالی . بیش از حدٌ شرمنده می فرمائید 

علیرضا آیت اللهی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۱۹
(5)
ترس از سم اسبان تو ، تیر نگه مستان تو
در بین جمع شعر خوان ، کرده ست ایشان زابرا
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۴۲
عطرها در راهند
و من 
بر می فروزم
شمع یاد تو را
کنار یک گل سرخ
که از تـــــــ   ـــــــو می بوید
و در شب خیال نازک من
در امتداد دلم
بهار می کارد ...  
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۱۶
ممنون و متشکٌر از لطف سرکار عالی . بیش از حدٌ شرمنده می فرمائید 
صفیه پاپی یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۱۱
صفیه پاپی
 .............................   ..........................
درود استاد خوبم     
زیباااا قلم زدید       
مشتاقانه پیگیر نقد و نظرات ارزشمندتان پای شعر دوستان هستم   
............................   ..............................
«در شگفتم از كسی كه گمشده اش را می جوید، در حالی كه نفس خود را گم كرده و در جستجوی آن نیست.»   
امیر مؤمنان علی علیه السّلام   
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر صفیه پاپی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۱۰:۰۳
علیرضا آیت اللهی
سلام به ادیب بافرهنگ
شاعره گرامی سرکار خانم پاپی
بزرگوارید که تشویق میفرمائید
بسیار بسیار متشکرم و واقعا" ممنون . چرا که مشابه مصداق « ز گهواره تا گور دانش بجوی » معتقدم که زگهواره تاگور باید تشویق شویم . 
تشویقات همه روزه سرکار عالی در این سایت نقشی به سزا در پیشرفت فرهنگ و ادب فارسی ایفاء می کنند . 
دیگر زمان آن رسیده است که نظرات دوستان را به نقد بنشینیم و در باره نقدهای سایت که « تخصصی » هم خوانده شده اند نظری بدهیم .
فکر می فرمائید چرا غالب شاعران خوب سایت جلوی نقد شعرهایشان را سدٌ می کنند ؟ ؛ باید فکری کرد تا از محله رقیب چند نفر ، حال با سواد یا کم سواد یا بسیار کم سواد ( که خودمان هم یکی - دوتا داشتیم و داریم ! ) نیایند و ( به منظورتخریب جایگاه مترقی سایت ؟ ) با استاد گفتن به یکدیگر و استاد پنداشتن خود ! در تخریب سایت و نهایتا" ، به عنوان یکی از پایگاه های بارز شهر - ادب و فرهنگ ایرانی ، در تخریب فرهنگ و ادب ایرانی موفق گردند .
بنده ی کمترین خود را دانشجو و دانشپژوه میدانم و نه استاد ؛ پس این ناقابل هم هدیه به سرکار عالی : 
آنکه استاد شناسد خود را
یک پشیزی هم نیست
ذرٌه ای بیمقدار
در میان دریا 
تو بگو اقیانوس
ز علوم دریا
نه چنان که فانوس
شعله ای زود گذر از کبریت
و اگر راست بگویم کم از آن
من از او کمتر و کمتر هستم
مکتبی
یک نانو

آنکه استاد بنامد خودرا
یا بخواهد که چنین نامندش
چیزکی کم دارد !
سودابه برزگر دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۳۵
سودابه برزگر
فاطمه رها با تیر و کمان و اسب تیز پا ست که چنان بر آل سعود می تازد و باید گفت دست مریزاد      
علیرضا آیت اللهی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۲۰
(6)
یک جمع آرام و خموش ، ترسنده ار اسب چموش
رفته زبیم از حسٌ و هوش ، برسر گرفته جامه را
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۴۳
چقدر شبیه تو .....
رفتار می کنند گل ها
می شود 
از بوی خوبشان فهمید
گلی آن جاست
پشت آن دیوار .....
.
.  
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۱۶
علیرضا آیت اللهی
ممنون و متشکٌر از لطف سرکار عالی . بیش از حدٌ شرمنده می فرمائید 
سودابه برزگر دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۳۱
سودابه برزگر
 سلام استاد بزرگوارم
درود بر شرافت قلمتان.
بسیار زیبا و متعهدانه قلم زده اید.
پاینده و سراینده باشید        
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر سودابه برزگر دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۱۰:۳۵
سلام
به:
شاعره ارجمند و گرامی
سرکار خانم سودابه برزگر
چون همیشه خجالتم داده اید 
نظر لطف و مرحمت سرکار عالی است
استوار و پایدار باشید انشاء الله
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر سودابه برزگر دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۳۸
 به صفحه استاد متعهدم خوش امدید  
علیرضا آیت اللهی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۱۶
(7)
ای تیز تاز شعر ناب ، بردی زدیده ها چه خواب
نشنیده ام از تو جواب ، پاسخ بده این خامه را
جعفر جمشیدیان تهرانی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۰۸:۲۲
جعفر جمشیدیان تهرانی
 درود بر شما
زنده باشید با این شعر پر محتوا ، زیبا ، که از دل بر خاسته
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر جعفر جمشیدیان تهرانی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۱۰:۳۹
با تشکر و امتنان از لطف جناب عالی
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر جعفر جمشیدیان تهرانی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۳۸
علیرضا آیت اللهی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۱۶
(9)
جمعی تماشایت کنند ، حاشا که حاشایت کنند
بردی دل هر شاعری ، با شعرهایت شاعرا
غلامرضا مهدوی(مهدوی) دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۱۲:۲۲
 درودها بر استاد بزرگوارم جناب آیت اللهی
می آموزم از آموزه های شعرتان و از تراوش قلم نابتان
سربلند وپایدار باشی عزیز    
نابود باد "اصحاب ضرار""آل سعودِ پلید"
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر غلامرضا مهدوی(مهدوی) دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۱۶:۴۹
باکمال تشکز از الطاف جناب عالی
و
نابود باد "اصحاب ضرار""آل سعودِ پلید"
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر غلامرضا مهدوی(مهدوی) دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۳۸
(10)
هم شاعری هم تیز تاز ، با شعر ناب از دیر باز
با اسب شعرت بسته ای ، پای گروه ناقه را
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر غلامرضا مهدوی(مهدوی) شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۱۹
به صفحه ی پربار و ارزشمند استاد آیت اللهی بزرگوار و شاگردنواز خوش آمدید 
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر فرهاد مهرابی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۳۸
 به صفحه استاد متعهدم خوش امدید  
علیرضا آیت اللهی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۱۸
(11)
من کمترین شاعر بِدم ، که صید شعر تو شدم
توفان یه صحرا می کنی ، حاجت شود مشٌاطه زا
مونس ارجمندی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۲۴
 درود استاد شعری پر محتوی وزیبا این قوم لجوج را خوب توصیف کرده اید                         
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر مونس ارجمندی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۱۹
سرکارخانم مو نس ارجمندی
بسیار بسیار ممنون و متشکرم 
ای مونس خوبِ ارجمندی
در شیوه ی فکر ، سربلندی
قومی است فتاده در ره کفر
در اوج حضیض ! از بلندی
استوار و پایدار باشید انشاء الله
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر مونس ارجمندی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۳۸
 به صفحه استاد متعهدم خوش امدید  
علیرضا آیت اللهی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۱۹
(12)
با شعر هایت نازنین ، وآن تیر خود اندر کمبن
گشتی به هر حلقه نگین ، سرکارِ عالیِ « رها »
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر زین العابدین محب علی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۳۸
 به صفحه استاد متعهدم خوش امدید  
علیرضا آیت اللهی دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۲۰
(13)
من آیتم زیران زمین ، از سر به پا ویران ، ببین !
اندر خرابات دلم ، تک های مستانه چرا ؟!! 
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر فرحناز راسخ دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۳۷
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)
 ❂ ⋆ ✢ ✣ ✤ ✥ ✦       ❂ ⋆ ✢ ✣ ✤ ✥ ✦   
 به صفحه استاد متعهدم خوش امدید  



نوع مطلب : تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غزل ، ای سفله ای که علم نداری و عالمی ، علیرضا آیت اللهی ، تهران ، فروردین 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:پنجشنبه 27 فروردین 1394-09:10 ق.ظ

  غزل : ای سفله ای که علم نداری و عالمی (2)
دنباله نظرات :
رضا نظری
 درود ها جناب آیت اللهی...
یاد شاملو افتادم که گفت:
«... در این زمانه
کوته بانگی الکنان نیز
لامحاله خیانتی عظیم به شمار است...»
دستمریزاد...
هنر برای هنر نیست...
هنر باید و باید در خدمت انسان و انسانیت باشد...
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر رضا نظری دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۱۹
جناب آقای رضا نظری
شاملو دیگر آنچنان در صحنه نیست ...
... و الحمد لله والمنٌه که جناب عالی و امثال جناب عالی هستید که از هرگونه قید و بند اهریمنی رسته اید و به تفکری روشن و سازنده نشسته ...
امروز صبح که یادداشت جناب عالی در باره فاجعه عربستان و فجاعت ها و فضاحت های در پی آن را خواندم چنان بغض گلویم را گرفت که نتوانستم حتی کلمه ای ذیل آن بنگارم .
استوار و پایدار باشید انشاء الله
رضا نظری دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۵۲
رضا نظری
 خوب است که ‌هستید...
بی دریغ هم هستید...
در حال آموختن هستم از شما، قواعد نوشتن طنز...
سپاس...
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر رضا نظری سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۰۶
علیرضا آیت اللهی
سلام به مرد مردان دنیای شاعری
تا زمانی که اجازه بدهند هستیم
وقتی هم که دیگر نخواستند شاید در جهان باشیم که اصل بر « بودن » در آن است چون آفتابه !
و اجدادمان که آخوند بوده اند به ما آموخته اند که هیچگاه آفتابه را خرج لحیم نکنیم ! ....
.... و سری که درد نمی کند دستمال نبندیم ...
... که ( اگر در جهان باشیم ) برٌ و بحر فراخ است و آدمی بسیار !
محمد رضا نظری(لادون پرند) چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۲۲
 سلام بزرگوار
به به...به به
چقدر حسرت خوردم که دیر آمدم و خوانش چه شعری را از دست دادم!
واقعا زیبا بود
چقدر حرف داشت این شعر
مرحبا...مرحبا...مرحبا
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۴۲
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)
 به صفحه استاد متعهدم خوش امدید  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۶:۲۲
درود بر شما
به صفحه ی پربار و ارزشمند استاد آیت اللهی بزرگوار و شاگردنواز خوش آمدید 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۱۹
 سلام و عرض ادب خدمت استاد آیت اللهی عزیز و گرانقدر
نقد شیوا و به حقتان ذیل شعر خانم خیاط پیشه مرا بر آن داشت که به عرصه هنرنمایی تان آیم و از اشعارتان بهره برم.
شعر فوق، حاوی مجموعه ای از مضامین ژرف است.
در واقع این شعر مصداق بارز اهمیت تام دادن به معناست.
چنان که از نقد حضرت عالی بر می آید ، معنا را مقدم بر لفظ و ویژگی های ظاهری شعر می دانید.
شاید علت پیدایش قوالب نو همین باشد.قوالبی که در آن وزن و عروض جایگاهی ندارند و شاعر آزاد است مفاهیم والای مد نظر را به منصه شعر در آورد.
گرچه تقدم معنا بر لفظ یا برعکس و یا تساوی جایگاه این دو مسأله ای اختلافی ست.
در آخر باز هم یادآور می شوم که شعرتان سراسر معناست.آرایه های ادبی زیادی در چشم وجود دارد که ذکر آن دفتری قطور و قلمی نستوه است.
عفو بفرمایید.
مؤید باشید.
فاطمه توکلی یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۰۶:۲۴
فاطمه توکلی
 سلام و درود جناب آیت اللهی استاد بزرگوارم
نفرین به سکوتی که این خدعه رذیلانه را خموش بنشیند گلویم بریده باد اگر فریاد نشود بر سر هر کبک سر به زیر برف   
درود به شرافت و انسانیت تان       
آتشفشانِ تو از کوهِ سینه ام
تا جنگهایِ صلیبی سررفت
در گدازه هایِ مذابِ سگالش
سنگی شدم در مشت ...
امروز سنگ هایِ آذرین
از زورِ استرس ، سردند و دگرگون ...
تا باز شناسد فردا
سرزمینِ تنم را
فرسایشِ وطنم
از لایِ رسوبه هایِ مغ سالار ...
ـــ شصت میلیون سال !
تاریخِ زمین شناسی تکراری ست
از انقراضِ دایناسورها ...
لاک پشت هایِ منقضی
سنگ پشتِ سنگ
پشت می کنند ... 
در کمال ادب و احترام یکی از سروده هایم تقدیم تان استاد گرانقدرم      
*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•**´`*•.¸¸.*´`*•.¸¸.
برخی كتب را باید چشید، برخی دیگر را باید بلعید و تعداد محدودی را هم باید جوید و هضم كرد.
شعر، قسمتی از دانش بشری است.فرانسیس بیکن
*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•**´`*•.¸¸.*´`*•.¸
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه توکلی یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۴۵
سلام به بانوی بزرگ ادب
بسیار بسیار ممنونم
امٌا حقیقتش را بخواهید به یاد نمی آورم که این شعر را کِی ؟ کجب ؟ و چرا سروده ام ...
تصور می فرمائید این را « محض خنده » نوشته باشم ؟
خانمم ، که از خوانندگبن شعرهای شما ها هم هست ، زیاد به من میخندد ! هرچه را که فراموش می کنم میگوید در مترو جا نگذاشته ای ؟!
بینهایت از الطاف همیشگی سرکار عالی ممنونم .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات