تبلیغات
شعرِ آ - مطالب ابر تفسیر شعر
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (9)

تاریخ:شنبه 18 مهر 1394-11:51 ب.ظ

(دنباله )
فاطمه توکلی یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۱۶
 سلام و درود جناب آیت اللهی استاد بزرگوارم
سکوت بره های جاناتان دمی غمگین است ... اینجا گرگی ست که از پوست تن بره ها برای خود لباس می دوزد و من می ترسم از روزی که گرگ با لباس میشی مغز شنگول ها را بخورد و من بی قصه بمانم تمام تاریخ نوروزم را...  
استاد گرانقدرم چنان طنازانه و اندیشمندانه سروده اید که غرق واژه به واژه ی سروده تان شدم در هر بار خواندن دریچه ای نو پیش چشمم گشوده شد... هر بار کلام تازه ای به دلم نشست و با روحم درآمیخت ...و پریشان به دیوار قفس کوبیدم جانم را ... می ستایم کلک توانمند و هنرآفرین تان را و می آموزم در مکتب اندیشه تان آزادی و آزادگی را       
ما می توانیم مدعی شویم كه جسم وجود ندارد و همچنین ادعا كنیم كه جهانی نیز وجود ندارد... اما هرگز نمی توانیم ادعا كنیم كه من وجود ندارم؛ زیرا من می توانم در حقیقت سایر اشیاء شك كنم .دکارت       
همیشه باشید و بسرایید
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه توکلی یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۳۹
سلام به ادیب بزرگوار 
و شاعره ارجمند و گرامی
سرکار خانم فاطمه توکلی
استاد ، سرکار عالی هستید و بنده ی کمترین فقط استفاده میکنم ؛
امٌا قدر شناسم !
منتهی زبانم در مقابل اینهمه لطفی که فرموده اید قاصر است ....
چه بگویم ؟
آرزوی بهترین ها را برایتان دارم                                  
محمد رحیم کاظمی دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴ ۱۰:۲۵
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴ ۲۱:۲۲
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)
 استاد ارجمند جناب آیت اللهی
سروده ی زیبای شما را خواندم و بهره ی وافر بردم
استاد مدتها چشم انتظار حضور پرمهرتان بودیم .خوش آمدید.
دیریست که از حال ِ دل ِ ما نشنیدی
طعمی ز شراب ِ غزل ِ ما نچشیدی
بهاران بر شما مبارک.
طول عمر همراه با سلامتی و سر سبزی شما آرزوی من است
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۲۸
هرچند هم بکوشم ، از جام می ننوشم
« ساقی بشارتی ده ، رندان پارسا را »
اکرم حاج ابراهیمی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۰۴
اکرم حاج ابراهیمی
 سلام ودرود بر استاد ایت اللهی
بی نهایت عمیق و با مفهوم بود بزرگوار  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر اکرم حاج ابراهیمی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۳۱
علیرضا آیت اللهی
سلامی بیش و درودی افزون
از بنده که اینچنین شرمنده لطف خود فرموده اند
حضور شاعره گرامی سرکار خانم ابراهیمی
سلامت و سعادت سرکار عالی در سال جدید را آرزومندم
و با تشکرات فائقه
پایان این شعر ؛ و نقد ها و نظرات مربوط به آن




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در باره مهدی اخوان ثالث و شعر هایش

تاریخ:جمعه 9 مرداد 1394-09:44 ب.ظ

منزلی در دوردست

 شعری از 

علیرضا آیت اللهی

 از دفتر آیتِ ایران نوع شعر نیمائی

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۳۸ شماره ثبت ۳۹۱۵۲
  بازدید : ۲۸۰   |    نظرات : ۶۴

منزلی در دوردست
علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۲۳
علیرضا آیت اللهی
 

مهدی اخوان ثالث ( م . امید ) - 1 .    

بین کوته بینان ، کوته فکران ، و حرٌافان حریفی که بدون دانش و بینش کافی در سیستم مجازی فارسی به گمان خود نقد شعر و به طور کلٌی نقد ادبی می نویسند مشهور شده است که :
« شعر رانقد می کنند نه شاعر را » ؛
امٌا مگر چنین چیزی دردنیای نقد ادبی امکانپذیراست و به فرض امکان نیز تا چه حدٌ می تواند صحٌت و اعتبارداشته باشد ؟!.
در نقد شعر شاعران متوفٌی ، و معاصر ، و به خصوص شاعران حیٌ و حاضردو مسیرمتفاوت ممکن است طی شود :
- شناخت شاعر و آنگاه نقد شعر وی
- نقد شعر ، و از آنجا پی بردن به شخصیٌت ومحیط زندگی شاعر
به نظر من درباره شاعران معاصر و به اصطلاح نوسُرا ، نخستین راه بسیار ارجح برراه دوم است ؛ زیرا غالبا" :
- شاعر به مثابه ی یک ریا ضیدان ابتداء به ساکن و ساده انگارانه خود را بروز نداده است ؛ تا منطق و به اصطلاح پیام خود را برساند ؛ بلکه با طرح مسئله و به نوعی تشکیل فرضیه ، و چه بسا قضیه ، خواسته است با پژوهش و بنا به رهیافتی معیٌن ، به یک راه حل و نتیجه نهائی برسد . پس :
شاعر نیز ، گاه نا خود آگاه ، طرح مسئله می کند ، فرضبه می سازد ، و آنگاه بنا بر آن حرکت می نماید .
پدر و پیشروی این طرح شعر در ایران ، و به زبان فارسی ، حکیم عمر خیام نیشابوری است که ما در همین سایت شعر ناب ؛ ازوی گفتگوکرده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که عمر خیٌام :
- مسلمان بوده است 
امٌابرخی معتقدند که وی جبرگرابوده است؛ امٌا بنا به پژوهش ما-فقطنمی خواسته است که هر موضوعی را چشم و گوش بسته و بدون چون و چرا بپذیرد
- به خصوص در متافیزیک
و 
- اصولا" عشق مطالعه در متافیزیک داشته است .
برخی از معاصران چون صادق هدایت و احمد شاملو و تا حدودی مهدی اخوان ثالث تحت تاثیر عمر خیام و نظایر وی قرار گرفته اند و در اینجا به دو طیف اصلی تقیبم می شوند :
- طیقی بیشتر معتقد به جبر مطلق که گاه به مرز خروج از دین کشیده شده اند ؛ مثلهمان هداست و شاملو ..
- برخی که به نظر می رسد نه تنها از دین مبین اسلام ، مذهب شبعه دوازده امامی ، خارج نشده اند (1) در درون این مکتب و با توجٌه به « روش مباحثه در حوزه های دینی ما » به غور و تفحٌص در متافیزیک - دین - و جبر و اختیار پرداخته اند و با همان پیشفرض های پیشگفته .
یکبار دیگر شعر « منزلی در دور دست » از مهدی اخوان ثالث را بخوانیم :
(1) در نیمه دوٌم دهه 1350 که بیشتر مرا یک دانشجوی منتقد اجتماعی و مطبوعاتی می شناختند با برخی از شاعران و هنرمندان در دانشگاه تهران همدانشگاهی و آشنا بودم مثل حمید مصدق که می خواست کتابهائی برایش چاپ کنم و با اصرار زیاد بالاخره شماره تلفنی از اخوان ثالث به من داد که البته به ندرت می توانستم با وی تماس حاصل کنم و حدس می زدم که خشک و ظنین با من برخورد می کند تا سومین بار از سه مرتبه به طور کل که متوجه شد خویشانی گسترده در مشهد دارم و به ویژه خود یزدی هستم ؛ و اوهم خودش را اصالتا" یزدی معرفی کرد که گمان میکردم پدرش ازدهج ( در شرق یزد ) بوده است و حال می خوانم که ازاردکان ) در غرب یزد ) بوده است . یکبار که تلفن زدم خانمی ، که فکر می کردم همکارش باشد ، چون کمی رسمی در باره وی حرف می زد ، گفت : دارند نماز می خوانند ، نیم ساعت دیگر تلفن بزنید . البته این موضوع را وقتی در محل کار سیاوش کسرائی برای وی و محمود مشرف تهرانی ، که آنجامیهمانش بود ، تعریف کردم هردو خند ید ند و من ندانستم و نمیدانم چرا ) .
( ادامه دارد ) 

                    

علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۱۶
علیرضا آیت اللهی
 
مهدی اخوان ثالث ( م . امید ) - 2 .   

در شعر مهدی اخوان ثالث ، « منزلی در دور دست » شاید بتوان نه تنها بنیان ایمانی - مذهبی وی را بازشناخت ؛ بلکه بتوان به حریم گسترده اعتقادات بنیانی وی راه یافت ؛ به ویژه که این سروده سرآغاز دفتر شعر « از این اوستا » ست که به رساله ای تحت عنوان « مؤخره » پایان می یابد که شاید مانیفست اصلی مهدی اخوان ثالث و شعر های وی باشد :
دین را می پذیرد که اگر جز این بود به « معاد » ( منزلی در دور دست = بهشت ؟ ) اعتقاد نداشت :
« منزلی در دوردستی هست بی‌شك هر مسافر را،
اینچنین دانسته بودم ، وین چنین دانم »
قبول وجود خدا در چهارچوب« حق » شناسی ؛ و پذیرش برتری نیکو کاری ، یا به طور کلٌی نیکی که آن را حتی به دورانی باستانی و باستانی ترین دوران دینی ایران یعنی دین زرتشت ، که به تعبیری همان حضرت ابراهیم (ع) است ، می برد .
امٌا بنا به فرضیه پردازی در مطالعه یا غیر از آن ، خود را به تجاهل می زند یا به تجاهل خود اذعان می کند :.
« لیك،
ای ندانم چون و چند! ای دور »
خیٌام و خیٌامیان نیز همین را عنوان می کنند ....
اخوان ثالث نه تنها دین را پذیرفته است ؛ بلکه به صورتی ضمنی به برتری اسلام نیز اشارتی دارد :
تو بسا كاراسته باشی به آیینی كه دلخواه‌ست« 
دانم این كه بایدم سوی تو آمد، لیك
كاش این را نیز می‌دانستم، ای نشناخته منزل!
كه از این بیغوله تا آنجا، كدامین راه
یا كدام است آن كه بیراه‌ست »
کنکاش اخوان ثالث در مذهب است ؛ و راه رسیدن به حق یا راه رستگاری که نمی خواهد چشم بسته و « حسب الامر » چیزی را و آنهم بین اینهمه مذهب !!! بپذیرد که خواجه حافظ شیرازی در باره ی آنها گفته است : « جنگ هفتاد و دو ملٌت همه را عذر بنه - چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند » و البته حال که از هفتاد و دو ملٌت نیز گذشته است و به هزاران ملٌت و مذهب رسیده است ...
تجاهل م . امید در تواضع وی است و تواضع وی در تجاهل یا یهتر بگوئیم اذعان به جهل وی که این جهل سبب کنکاش وی به سوی یافتن راه درست شده است و در این خصوص نه تنها به « اوامر » دیگران وقعی نمی نهد بلکه به صورتی تلویحی به تقبیح کسانی که خود را در درجه ای والاتر از سایر ابناء بشر قرار می دهند می پردازد و انگشت به روی منم های آنان و گزافه گوئی هایشان می گذارد . برای اخوان ثالث « من » و « من ها » ( و از آنجمله خود بزرگ بینی ها و خود برتر بینی ها ) تا زمانی که تبدیل به « ما » ( خرد جمعی ) نشوند در هیچ مذهب و مسیر و مسلکی جائی ندارند و اتفاقا" از همینجاست که تصادمات وی با من ها ، خود بینان ، خود بزرگ بینان و مستکبران شروع می شود .

                  
این مبحث به دلیل رفتار عجیب و غریب مدیران سایت ناب رها گردیده است .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر خوانی ، تفسیر شعر ، سپید ، فریاد فریاد ، فاطمه توکلی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:پنجشنبه 21 خرداد 1394-05:26 ق.ظ

فریاد فریاد

 شعری از 

فاطمه توکلی

 از دفتر مزامیر نوع شعر افراغ اندیشه

ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۴۲ شماره ثبت ۳۷۶۰۸
  بازدید : ۲۹۵   |    نظرات : ۱۳۷

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر فاطمه توکلی

« فریاد فریاد »


آسمانه ترین بانگ شبانه ام


از گلوی تو پایین می رود


نیم چاشتِ روزی که


کوهی از مشکل


برایِ طلوع روزانه ات نداشته باشم


آبِ خوش سیری چند ؟!


تو به مُهنّایی فریادم دل بسپار


اگر نه این فولادزره مادر را


نه تو خواهی وُ نه من


ما همه


از فتنه یِ فردایِ فریبش


فغانِ مرغانِ هواییم


همان آسمانه ترین فریاد !

۲۱

۴۴ شاعر این شعر را خوانده اند

سیده لاله رحیم زاده 

، 

صفیه پاپی

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

علی غلامی

 ، 

علی اکبر فلاحی

 ، 

لیلا ابراهیمی

 ، 

رضا نظری

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

جامی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

، 

شرمینه بهاروند

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

رضا جوکار

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

امیر جلالی 

، 

سعید احمدجامی (خواجه)

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

آرزو نوری

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

میثم دانایی

 ، 

کیوان رادفر

 ، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

زینب جعفری(تارا) 

، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

مصیب اشرف زاده ( صبور )

 ،

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

احمد پناهنده

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ،

هما تیمورنژاد

 ، 

فاطمه فتحی ساران

 ، 

احمد کاظمیان (شهاب ) 

، 

داریوش پورافشار

 ، 

احمدخدادادی دهکردی تخلص احمد

علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۳۲
علیرضا آیت اللهی
 
سلام  
« کفٌاره شرابخوری های بسیار
مخمور در میانه رندان فتادن است »
آنقدر که ، با وجود ممنوعیت از کار توسط پزشکان ، ذیل شعرهای شما چند نفر نوشتم ( دستم نشکند ! ) سبب شد که حال حدود یک هفته است حال و احوال پاسخ دادن به کامنت های ذیل آخرین شعرم را نداشته باشم :
- دستم کاملا" فاقد پتاسیم شده است .
- درجه حرارت دلم به صفر نزدیک شده است 
- چون چیزی نشنیده ام الحمدلله برخلاف سابق که گوشم با شنیدن دروغهای شاخدار به شدٌت درد می گرفت ، کمتر مسئله دارد ؛ امٌا چشمانم در عین آنکه دارند از شدٌت تعجب از حدقه در می آیند ... به شدٌت کم سو شده اند .
- زبانم بسته شده است و دیگر نمی دانم چه بگویم .
- دکتر می گوید شامٌه ات ضعیف است ! ؛ و به بهانه عدالت نه تنها دوغ و دوشاب را از یکدیگر تمیز ندادی ! بلکه نا آگاهانه طرف دوغ را گرفتی ! ( خدای من ! دوغ چیه ؟ بوغ کیه ؟! ) ؛ و حالا که چشمانت هم ضعیف شده سوراخ دعا را گم کرده ای ! .
- در مورد سردرد هم می گوید ناشی از دردِدل است ؛ و از آنجاست که برای خود درد سر فراهم کرده ام .
- بنزین دستم برای برخی از شعرها تمام شده است ؛ و دستم پیش نمی رود . اصل مسئله باز در کمبود پتاسیم آن است .
دکتر می گوید شعر را رها کن ! که سرت را نجات بدهی ! از اوٌل هم نمی خواستم دچار درد سر بشوم ؛ امٌا :
« من دل سپرده بودم - او سر سپرده می خواست » ! 
بدبختی این است که هرچه چشمانم کم سو تر می شوند ؛ چشم دلم روشن تر می شود!
« ز دست دیده و دل هردو فریاد ! ... »
برای ساخنن خنجر به آهن فروشی رفتم و کناب جامعه شتاسی ام را بردم که گرو بگذارم ؛ آن را به زباله دانی انداخت و گفت بیا خلاصه اش را من برایت بگویم :
« خلایق ، هرچه لایق » !
و حالا من از خود می پرسم این شعر از کیست ؟ :
« از آن روزی که عالم را نهادند
به هرکس هرچه لایق بود دادند » ....
فقط یک کلمه باقی مانده است که آن را هم ، انشاء الله ، بعدا" خدمتتان عرض می کنم .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، تفسیر شعر ، جهاد خنده ، فکری احمدیزاده ( ملحق ) ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:سه شنبه 5 خرداد 1394-05:47 ب.ظ


 
نقد بر جهاد خنده ! و اندر جهات گریه !   
کارمند دون پایه ی کم مایه ای را دیدم که از عهد بوقِ فجر بدون اجر مانده بود و فسیل در زجر ... که در دوست داشتنِ معشوق ، پوست داشتن از یاد برده بود ، و چه غم ها که نخورده بود ! .
صبح علی الطلوع ، و پس از سجود و رکوع ، آمده بود به در مغازه ی کلٌه پزی که اگر پولی ندارد تا کلٌه یی بخرد و شکمی از عزا در آرد و بناگوش و زبانی بچشد ، زبان در کام کشیده فقط بو بکشد ! ؛ که شاعر معروضا" فرموده است :
گر کلٌه خری بیا و یکدم خوش باش
گر خونجگری بیا و یکدم خوش باش
مظلوم ، و ظالم همه مخلوق خدا ست
فاقد ز زری بیا و یک دم خوش باش
از این رباعی « خر را نعلی » ، و کاملا" جعلی ! ، منسوب به شاعر دیر ایٌام ، حکیم عمر خیٌام ، وی را خشم گرفت و پس از آنکه اندام لاغر و کوتاهم را به خوبی به چشم گرفت ؛ ... ابروان طاقی خود را بر افراشته چماقی از کنار حسن کلٌه پز برداشته که روشِ ابلاغ پیشه کند ! ، دست بسته و گردن شکسته ماس ماسش نمودم و التماسش نمودم که بهتر است قبل از هر کاری به فکر نگاری بنشیند و افراغ اندیشه کند !!! .... که من گردن شکسته نیز :
« دلشکسته تر
از آنم
که بخواهم تعبیر کنم »
گفت :
هرکسی کاو دورماند از عقل خویش 
شعر« ملحق » گیرد اندر نقل خویش !
... و باز ماس ماسش نمودم و التماسش نمودم که بهتر است به جای آنکه منطق به من حالی دارد ، شکم از بناگوش و زبان خالی دارد ! که سعدی فرموده است "
اندرون از طعام خالی دار
تا در آن نور معرفت ! بینی ...
و این را از آن رو گفتم که « دوستت دارم ! » و خواهان آنکه ثواب صد حج ببرم :
« بخند تا دنیا به تو قاه قاه بخندد » .
...
و هم اینک یک هفته در بیمارستانِ مقدمة التیمارستان ، از شدٌت درد از هر اندیشه در فراغ و در هر فراغتی در فراق ! . نه پزشکِ ماهرِ غیر شاعری ، نه پرستار خوش جمال ِ با کمالی ، نه داروئی ، به نوک سوزن و موئی ، و نه حتٌی رختخوابی در کنار تختخوابی ... !
زجر می کشم و در بدترین زندان ، میانه ی فوجی از رندان ، ظاهرا" خندان خندان ! خط و نشان برای قجر می کشم ؛ که باز فرموده اند :
« خنده بر هر درد بی درمان دواست » !
و امٌا در باطن ، گریه های مکرر و سوزناک من در این مرزو بوم ِ به دور از لندن و روم ! ... نه فقط از درد است که در اصالت تاریخ و فرهنگِ ما ، نشانه ی هر مرد است ! . چوب خوردن و زجر کشیدن و گریه کردن از آداب و رسوم و عادت است ! و در تفاسیر برخی از متعلمینِ متامنیینِ متوهمین آمده است که عبادت !!! ؛ که اشارت مثلا" از بزرگان است ، و بشارت از دقیقا" معلوم نیست کدام فلان به فلان !....
پس :
بساز !
یا 
بساز ! 
علیرضا آیت اللهی : مطالعه نظرات سایر شاعران در این پست در آن سایت را توصیه می کنم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، تفسیر شعر ، جهاد خنده ، فکری احمدیزاده ( ملحق ) ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:سه شنبه 5 خرداد 1394-03:34 ب.ظ

جهاد خنده!

 شعری از 

فکری احمدی زاده(ملحق)

 از دفتر افراغ اندیشه نوع شعر افراغ اندیشه

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۵۴ شماره ثبت ۳۷۱۴۹
  بازدید : ۱۳۱۳   |    نظرات : ۵۵۸

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دلشکسته تر

از آنم

که بخواهم تعبیر کنم!

زندانیم اما،

 در پی آزادی

خنده،

 حاضرم جهاد کنم. بداهه


پ.ن


و این..

گونه فتوا داد:چشمان عاشقم،

حتی به دروغ!

ثواب صد ها حج دارد

گفتن دوستت دارم.
بداهه


 

۲۱

۹۷ شاعر این شعر را خوانده اند

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

آگاه ( بختیاری )

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

مینا علی زاده 

، 

سیده نفس احمدی

 ، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

نسیم خسرونژادصبا

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

سیده لاله رحیم زاده 

، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

رضا نظری

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

اصغر زند

 ، 

بهناز رستمی ( شهپر )

 ، 

فاطمه رها

 ، 

سودابه برزگر

، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

علی اسماعیلی

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

مریم حسینی

 ، 

باقر اللهیاری

 ، 

حمیدرضا کشیتی

 ، 

امیری کرمانشاهی

 ، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

امیدمرادی

 ، 

احسان راد 

، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

محمد رضا لطفی

 ، 

فرامرز ریحان صفت (طنازفومنی)

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

مژگان روحانی

 ، 

بتول عباسی

 ، 

رحیمه نیکوحرف

 ، 

علی غلامی

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

مازیار نظری 

، 

محمد دهقانی هلان

 ، 

سجاد ربانی

 ، 

محمدکدخدائی

 ، 

فاطمه فرمان

 ،

میثم دانایی

 ، 

علی دولتی

 ، 

مجتبی میرزائی

 ، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

فریما محبوبی

 ، 

حوریه هاتف

 ، 

عبدالغفور

 ، 

سمانه هروی

 ، 

مجتبی شه ستا 

، 

سید مصطفی طباطبایی

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

احمد یزدانی (کوتوال)

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

پروین هاشم پور

 ، 

حجت اله یعقوبی(سکوت)

 ، 

سمیه سلطانی (سایه ی عشق)

 ، 

حسین راستگو

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

نینا معقولی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

جوادرحیمی(راحم)

 ، 

ناصرحجازی

 ، 

محمد حسین اخباری

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

رضاناظمی

 ، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

سمیه شاکری

 ، 

ابراهیم حاج محمدی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

کیوان رادفر

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

خدیجه نصیری (باران)

 ، 

فاطمه طبایی

، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

شقایق

 ، 

لیلا ابراهیمی

 ، 

رضا جوکار

 ، 

گیتی تهامی

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

پژمان صالحی

 ، 

امیر(اذر)

 ، 

محمدعلی امیدوار

علیرضا آیت اللهی
جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۲۸
علیرضا آیت اللهی
 
نقد بر جهاد خنده ! و اندر جهات گریه !   
کارمند دون پایه ی کم مایه ای را دیدم که از عهد بوقِ فجر بدون اجر مانده بود و فسیل در زجر ... که در دوست داشتنِ معشوق ، پوست داشتن از یاد برده بود ، و چه غم ها که نخورده بود ! .
صبح علی الطلوع ، و پس از سجود و رکوع ، آمده بود به در مغازه ی کلٌه پزی که اگر پولی ندارد تا کلٌه یی بخرد و شکمی از عزا در آرد و بناگوش و زبانی بچشد ، زبان در کام کشیده فقط بو بکشد ! ؛ که شاعر معروضا" فرموده است :
گر کلٌه خری بیا و یکدم خوش باش
گر خونجگری بیا و یکدم خوش باش
مظلوم ، و ظالم همه مخلوق خدا ست
فاقد ز زری بیا و یک دم خوش باش
از این رباعی « خر را نعلی » ، و کاملا" جعلی ! ، منسوب به شاعر دیر ایٌام ، حکیم عمر خیٌام ، وی را خشم گرفت و پس از آنکه اندام لاغر و کوتاهم را به خوبی به چشم گرفت ؛ ... ابروان طاقی خود را بر افراشته چماقی از کنار حسن کلٌه پز برداشته که روشِ ابلاغ پیشه کند ! ، دست بسته و گردن شکسته ماس ماسش نمودم و التماسش نمودم که بهتر است قبل از هر کاری به فکر نگاری بنشیند و افراغ اندیشه کند !!! .... که من گردن شکسته نیز :
« دلشکسته تر
از آنم
که بخواهم تعبیر کنم »
گفت :
هرکسی کاو دورماند از عقل خویش 
شعر« ملحق » گیرد اندر نقل خویش !
... و باز ماس ماسش نمودم و التماسش نمودم که بهتر است به جای آنکه منطق به من حالی دارد ، شکم از بناگوش و زبان خالی دارد ! که سعدی فرموده است "
اندرون از طعام خالی دار
تا در آن نور معرفت ! بینی ...
و این را از آن رو گفتم که « دوستت دارم ! » و خواهان آنکه ثواب صد حج ببرم :
« بخند تا دنیا به تو قاه قاه بخندد » .
...
و هم اینک یک هفته در بیمارستانِ مقدمة التیمارستان ، از شدٌت درد از هر اندیشه در فراغ و در هر فراغتی در فراق ! . نه پزشکِ ماهرِ غیر شاعری ، نه پرستار خوش جمال ِ با کمالی ، نه داروئی ، به نوک سوزن و موئی ، و نه حتٌی رختخوابی در کنار تختخوابی ... !
زجر می کشم و در بدترین زندان ، میانه ی فوجی از رندان ، ظاهرا" خندان خندان ! خط و نشان برای قجر می کشم ؛ که باز فرموده اند :
« خنده بر هر درد بی درمان دواست » !
و امٌا در باطن ، گریه های مکرر و سوزناک من در این مرزو بوم ِ به دور از لندن و روم ! ... نه فقط از درد است که در اصالت تاریخ و فرهنگِ ما ، نشانه ی هر مرد است ! . چوب خوردن و زجر کشیدن و گریه کردن از آداب و رسوم و عادت است ! و در تفاسیر برخی از متعلمینِ متامنیینِ متوهمین آمده است که عبادت !!! ؛ که اشارت مثلا" از بزرگان است ، و بشارت از دقیقا" معلوم نیست کدام فلان به فلان !....
پس :
بساز !
یا 
بساز ! 
علیرضا آیت اللهی : مطالعه نظرات سایر شاعران در این پست در آن سایت را توصیه می کنم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، تفسیر شعر ، جهاد خنده ، فکری احمدیزاده ( ملحق ) ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:سه شنبه 5 خرداد 1394-03:28 ب.ظ

جهاد خنده!

 شعری از 

فکری احمدی زاده(ملحق)

 از دفتر افراغ اندیشه نوع شعر افراغ اندیشه

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۵۴ شماره ثبت ۳۷۱۴۹
  بازدید : ۱۳۱۳   |    نظرات : ۵۵۸

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دلشکسته تر

از آنم

که بخواهم تعبیر کنم!

زندانیم اما،

 در پی آزادی

خنده،

 حاضرم جهاد کنم. بداهه


پ.ن


و این..

گونه فتوا داد:چشمان عاشقم،

حتی به دروغ!

ثواب صد ها حج دارد

گفتن دوستت دارم.
بداهه


 

۲۱
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۹۷ شاعر این شعر را خوانده اند

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

آگاه ( بختیاری )

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

مینا علی زاده 

، 

سیده نفس احمدی

 ، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

نسیم خسرونژادصبا

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

سیده لاله رحیم زاده 

، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

رضا نظری

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

اصغر زند

 ، 

بهناز رستمی ( شهپر )

 ، 

فاطمه رها

 ، 

سودابه برزگر

، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

علی اسماعیلی

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

مریم حسینی

 ، 

باقر اللهیاری

 ، 

حمیدرضا کشیتی

 ، 

امیری کرمانشاهی

 ، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

امیدمرادی

 ، 

احسان راد 

، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

محمد رضا لطفی

 ، 

فرامرز ریحان صفت (طنازفومنی)

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

مژگان روحانی

 ، 

بتول عباسی

 ، 

رحیمه نیکوحرف

 ، 

علی غلامی

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

مازیار نظری 

، 

محمد دهقانی هلان

 ، 

سجاد ربانی

 ، 

محمدکدخدائی

 ، 

فاطمه فرمان

 ،

میثم دانایی

 ، 

علی دولتی

 ، 

مجتبی میرزائی

 ، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

فریما محبوبی

 ، 

حوریه هاتف

 ، 

عبدالغفور

 ، 

سمانه هروی

 ، 

مجتبی شه ستا 

، 

سید مصطفی طباطبایی

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

احمد یزدانی (کوتوال)

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

پروین هاشم پور

 ، 

حجت اله یعقوبی(سکوت)

 ، 

سمیه سلطانی (سایه ی عشق)

 ، 

حسین راستگو

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

نینا معقولی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

جوادرحیمی(راحم)

 ، 

ناصرحجازی

 ، 

محمد حسین اخباری

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

رضاناظمی

 ، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

سمیه شاکری

 ، 

ابراهیم حاج محمدی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

کیوان رادفر

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

خدیجه نصیری (باران)

 ، 

فاطمه طبایی

، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

شقایق

 ، 

لیلا ابراهیمی

 ، 

رضا جوکار

 ، 

گیتی تهامی

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

پژمان صالحی

 ، 

امیر(اذر)

 ، 

محمدعلی امیدوار

علیرضا آیت اللهی ( نگاه کنید به بخش دوٌم 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی . نقد شعر . غزل . لب ها از روحیا لرستانی در سایت شعر ناب

تاریخ:شنبه 22 فروردین 1394-11:46 ب.ظ




لب ها شعری از روحیا لرستانی از دفتر شیدایی نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴ ۱۶:۴۰ شماره ثبت ۳۵۹۸۱   بازدید : ۱۷۳   |    نظرات : ۲۷

گرچه اطراف لبت خط لبی از مین است
مرگ از راه شهادت..... بخدا شیرین است

غیرت سرخی لب های تو آ موخت به من
طایفه داری و فرجام لبت خونین است

هروئین بیشتر از چند گرم ... اعدام است
تا در آغوش منی جرم دلم سنگین است

من ز رسوایی و لبخند تو می دانستم
عشق خندیدن بر بازی مستر بین است

نئشگی های جدایی به من اثبات نمود
تلخی فاصله ها تلخ تر از مرفین است

نوع سیگار تو از " سبزی " چشمت پیداست
نخی آتش زده از پاکت " فروردین " است

اشک بر گونه ی چون برف تو لغزیده و گفت
هنرم اسکی ی بر دامنه ی " دیزین " است

هر چه گفتم که بمان ...... ترمز او کار نکرد
این پدر سوخته هم ساخته ای از چین است

انتهای غزلم گریه در آغوش تو شد
آخرین برگ سفر نامه ی باران این است......

۷
۱۸ شاعر این شعر را خوانده اند
فرمیسک(هاوار هه لوی) ، فاطمه ضیاالدینی ، مونس ارجمندی ، زین العابدین محب علی ، علیرضا حكیم ، فاطمه رها ، منوچهر مجاهدنیا ، موسی عباسی مقدم ، صفیه پاپی ، علیرضا آیت اللهی ، جمیله عجم(بانوی واژه ها) ، عباسعلی استکی(چشمه) ، سیاوش پورافشار ، نجمه طوسی (تینا) ، فاطمه توکلی ، نیره ناصری ، سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق) ، روحیا لرستانی
نقدها و نظرات
علیرضا آیت اللهی شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۴ ۱۲:۲۷
علیرضا آیت اللهی
          
سلام به شاعر شیرین سخن
جناب آقای روحیا لرستانی
احسنت . محظوظ شدم ؛ شعفی نیز بگوئی نگوئی به بنده ی کمترین دست داد .
ماشاء الله قریحه ای بسیار روان دارید .
نمینویسم تخیٍل ، خیال انگیزی نزد جناب عالی بیداد می کند .
طنٌازیتان نیز زییاست و قاعدتا" باید به طور کامل به دل بنشیند ؛ امٌا بنظر می رسد غزلی جدٌی را شروع فرموده اید و همین که به هروئین رسیده اید راه خود را کج کرده اید ؟! .
دو بیت نخست را ترجیح می دهم .
بنظرم کاربرد کلماتی چون هروئین - مستر بین - مرفین - سبزی ( باتاکید بر ) سیگار فروردین و.... ارزش این غزل بسیار زیبا را بالا نمی برند ؛ مگر اینکه سروده را در رده ی غزلهای طنز جای می دهند .
به شخصه ، که خود سعی به غزلسرائی و طنزسرائی می کنم هرگز ، هرگز و هرگز غزل طنز را نه تنها ارجح بر غزل کاملا" عاشقانه و عارفانه ، بلکه حتی در ردیف آن نیز نمی پندارم .
به نظرم هر شاعری با طنز سرائی بر مقام و منزلت ادبی خود نمی افزاید چه رسد به شوخی سرائی .
حال آنکه قاعدتا" شعر ابزار ارتقاء مقام و منزلت اجتماعی شاعر است و نه برعکس .
آخر سخن ؛ به نظر بنده ی کمترین قریحه ی جناب عالی فراتر از چنین غزلی است که جدٌا" از آن خوشم آمد و محظوظ شدم : اصل مطلب ! . 
استوار و پایدار باشید انشاء الله .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، نگاهی به غزل غم شیرین جمیله عجم ( بانوی واژه ها ) در سایت شعر ناب

تاریخ:پنجشنبه 20 فروردین 1394-12:17 ب.ظ


غم شیرین شعری از جمیله عجم(بانوی واژه ها) از دفتر آواز درد نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴ ۰۶:۳۶ شماره ثبت ۳۵۹۳۲   بازدید : ۲۶۴۹   |    نظرات : ۳۶۲

ای که از پا قدمت خوان دلم رنگین است
روشنی بخش منی ثانیه ها آزین است

بی سبب نیست اگر یکسره درگیرتوام
عشق درمنطق فرهاد فقط شیرین است
!
خواب را ساده  حرام من و چشمم کردی
دوست می دارمت اما همه کارم این است!

گرچه هی غرق نیازم قبله ام تکراری است
خسته ام خسته ولی طعم غمم شیرین است!

پای اگر لنگ وپرازپیچ وخم است این جاده
دل عاشق به همین فاصله ها خوش بین است!

شوری افتاده به جانم که ندارد پایان
 آتشم می زند وبغض قلم سنگین است

بس که هی سنگ تورا می زند اوبرسینه
کوچه شیدا شد واز یادتو عطرآگین است

کاش رد می شدی از این من دیوانه صفت
روزها می گذرد حال غزل غمگین است

کاش رد می شدم ازاین همه دیواربلند
ای که از پاقدمت خوان دلم رنگین است

۲۷
  شاعر درخواست نقد دارد
۶۳ شاعر این شعر را خوانده اند
جمیله عجم(بانوی واژه ها) ، نجمه طوسی (تینا) ، علیرضا آیت اللهی ، غلامرضا مهدوی(مهدوی) ، مهدی رفوگر ، فرشته شمس الدینی ، حسن بذرگری(آیین) ، نازنین حسنی ، محمد یزدانی جندقی ، مونس ارجمندی ، نیره ناصری ، محسن پاده بان ، فاطمه رها ، محسن افشار نادری ، علیرضا حكیم ، فرهاد مهرابی ، صفیه پاپی ، عباس زارع میرک آبادی ، شاهین لقایی(شاهین) ، سهیل اروندی ، زین العابدین محب علی ، جواد مهرگان مجد ، علی ناصری(عین) ، سیاوش پورافشار ، مهدی ازوج (هومن ) ، فاطمه سادات بحرینی ، محمد ایثاری نیا (جوینی) ، فرمیسک(هاوار هه لوی) ، سودابه برزگر ، احمد پناهنده ، اکرم ابراهیمی ، عنایت الله ایرانمنش ، میثم دانایی ، فاطمه توکلی ، امیدمرادی ، جعفر جمشیدیان تهرانی ، فرهنگ باریکانی (صالح) ، اله یار خادمیان(صادق) ، ابراهیم سبحانی ، حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) ، هادی (پیر شده ی بازیگوش) ، اصغر زند ، عباسعلی استکی(چشمه) ، محمد حسین پژوهنده ، فاطمه ضیاالدینی ، سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق) ، عباس خوش عمل کاشانی ، سید حسام حسینی ارسنجانی ، رضا نظری ، آزیتا احمدی ، امیر شمشیریان ، مریم حسینی ، منوچهر مجاهدنیا ، مهرداد شیپوری ، محمد صادق زمانی ، فرهان سامانی ، مرتضی کشاورز (تفاوت) ، علی اسماعیلی ، آساره جودکی ، امیر رضا اربابی ، هوشنگ یعقوبی ، پویان ، عرفان فتح الهی(واثق )
نقدها و نظرات
علیرضا آیت اللهی پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۳۱
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴ ۱۳:۳۵
 سلام و عرض ادب خدمتتان
زیبا سرودید و بر دل نشست
اگر دستی به سر و روی مصراع:
گرچه هی غرق نیازم قبله ام تکراری است
بکشید بهتر می شود.
عیدتان مبارک باد
مؤید باشید
عباسعلی استکی(چشمه) جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۳۴
عباسعلی استکی(چشمه)
 درود بانو عجم گرامی
بسیار جالب و زیبا بود
مزین به نقد نافذ استاد آیت الهی عزیز
میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) مبارک        
رضا نظری جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۰۳
رضا نظری
 سلام آبجی عزیزم...
شعرت که بسیار زیبا و دلنشین بود و مزین به نقد و نظر جناب آیت اللهی...
روزت مبارک...
علیرضا آیت اللهی پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۰۸
 از بانویِ واژه ها در روز بزرگِ بزرگ بانوی دوعالم .
در ادبیٌات حقیقی و به خصوص غیر سیاسی - میلیتاریستی جهان ؛ و نیز در ائبیٌات راست و پاک طول تاریخ ایران ، اصولی یافت می شوند که البتٌه به لحاظ مفهوم و مضمون خودِ ادب ، بر شاعر نسبت به شعر وی تقدٌم می بخشند ؛ و در این راه بیش از هرچیز به « مطلب » اد بیٌات توجٌه دارند و نه به شکل و ظاهر آن :
« اصل مطلب »
همین که دین مبین اسلام با فرهنگ ایرانی می آمیزد اصطلاحی عربی توجیه گر انسانی گرچه خطاکار و غیر معصوم می شود که « الانسان جایز الخطا » و « الاعمال بالنیٌات » .
« نیٌت باید خیر باشد »
پس همه ی زیبائی در نیٌت است ؛ در اندیشه ای انسانی و مردم دوست : پندار نیک .
... و زیبائی ، هنر ، ادبیٌات ... از اینجا سرچشمه می گیرد نه در تنگ نظری ها و خرده گیری های مدٌعیانی نابخرد ، خودنما ، فضلفروش و نهایتا" کاسب پیشه .
به پست های دفتر بانوی واژه ها نگاهی بیاندازیم که سراسر پندار نیک است و سراسر ادب ؛ و حضور ایشان غنیمتی است بس بزرگ در این وادیِ « شعرناب » که گرچه بوستان و گلستان هائی دارد ؛ امٌا همچنان بادیه ها و صحرا ها ئی با معدودی خار مغیلان ...
به سبک ما مردان قدیمی :
روز مادر و روز زن را حضور ذیجود بانوی واژه ها تبریک و تهنیت عرض نموده استواری و پایداری بیش از پیش ایشان را از درگاه ایزد متعال خواهانیم .
شعرِ بانو همه اش نسترن و نسرین است
چشم بد دور که بانو سخنش شیرین است
واژه ها بارَد از این کارگهِ قنٌادی ...
و عجم را چه عجبها اگرش شعر این است
پس سروده است به مادر همه از روی نگاه
نگهی عشق طلب ، کار ادیبان این است : 
« پای اگر لنگ وپرازپیچ وخم است این جاده
دل عاشق به همین فاصله ها خوش بین است »!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نگاهی به شعر تکثیر از سید جواد جزایری در سایت شعر ناب

تاریخ:چهارشنبه 19 فروردین 1394-08:28 ق.ظ

تکثیر

 شعری از 

سید جواد جزایری

 از دفتر جهنم با رضایت قلبی نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۳۶ شماره ثبت ۳۵۸۳۱
  بازدید : ۱۳۵   |    نظرات : ۳۲

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر سید جواد جزایری

بهار


مال من تنها بود


آن روزها


شکوفه که می داد


دکمه های پیراهنم تکثیر می شدند

۷
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
نقدها و نظرات
علیرضا آیت اللهی
یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۱۶
علیرضا آیت اللهی
 
      

جناب آقای سیٌد جواد جزایری عزیز و ارجمند ؛
من یک عوامی یا یکنفر از عموم مردم هستم ، از این بیش از یکصد میلیون نفر جمعیت ایران و افغانستان و تاجیکستان و... که به زبان فارسی سخن میگویند و به زبان و به خصوص به فرهنگ فارسی شعر میخوانند . 
مدٌتی است که شعرهای « سپید » جناب عالی را میخوانم و دم نمی زنم
زیبا هستند
ظریف هستند
لطیف هستند 
و گاه بسیار خیال انگیز
امٌا غالبا" محتوا و حتی پیام آنها را در نمی یابم
مگر برای من و امثال من نمی سرائید ؟
جائی دیگر یکی برای بنده پیام گذاشته بود که شما یک قرن جلوتر از زمان خود هستید ...
در فاصله ی این یک قرن چکونه میتوان با مخاطب ارتباط برقرار کرد که اگر طالب آن نبودیم به سایت شعر ناب که بیگمان بافرهنگ ترین شاعران را در خود جمع آورده است ؛ نمی آمدیم .... 

     
پاسخ سید جواد جزایری به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۶:۰۸
سید جواد جزایری

سلام و درود استاد عزیز و گرامی
خوش آمدید
   

برای من
که فرصت عبور لحظه ها
مثل برق چشمهای تو
عمری نوری ست
دعا کنید

دعا کنید
در کبیسه ی تنهائی بیدار باشم
پاسخ فاطمه توکلی به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۱:۱۸
فاطمه توکلی
  
پاسخ سید جواد جزایری به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۴۵
سید جواد جزایری
سلام مجدد
عزیز گرامی
پیام قبلی چیزی کم دارد

"گویند رفیقانم در عشق چه سر داری
گویم که سری دارم درباخته در پائی"


نوع مطلب : تفسیر شعر  کاربرد شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (5)

تاریخ:سه شنبه 18 فروردین 1394-09:43 ب.ظ

 نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (5)

علیرضا حكیم یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۵۵
 
 درودتان باد استاد گرانبها       
شعری زیبا با زبانی طنزگونه از شما خواندم و محظوظ شدم 
مؤید و منصور باشید
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر علیرضا حكیم یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۲۵
علیرضا آیت اللهی
سلام   
به شاعر گرامی
جناب آقای استاد علیرضا حکیم
این لطف و مرحمت جناب عالی است که نصیب بنده ی کمترین شده است .
بسیار ممنون و متشکرم .
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۱۶
سیاوش پورافشار یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۱:۲۲
سیاوش پورافشار
 درود شاعر
خوشحالم از شما می خوانم
غزل شیوا و قابل ترحیبی از حضرتعالی خواندم
موفق و موید باشید  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر سیاوش پورافشار یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۰۴
سلام   
به شاعر ارجمند و گرامی
دوست قدیمی
جناب آقای مهندس پور افشار
بسیار بسیار خوشحالم که باز دستخطی و آنهم بزرگوارانه ، از جناب عالی زیارت می کنم

درود بسیار بر اینهمه لطف و مرحمت
محمد میر سلیمانی بافقی (باران) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۳۵
 به به چشمانمان روشن به استاد فرهیخته و دانشمند عزیزالوجود جناب آقای دكتر آیت الهی         
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی....       
همانند همیشه نوشیدم از صهبای قطعه غزل زیبا و طنازانه تان و بیشتر از زیارت دوباره تان خوشنود و مفتخر شدم.دلمان حسابی برایتان تنگ شده بود... 
یارب عنایتی کن ! رویی به آیتی کن !
این روز تلخ ما را ، با نغمه ی بخارا
نوروز روز شادی است ، حق را به حق منادی است
جشن و سرور مخلوق ، دافع شود بلا را
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد میر سلیمانی بافقی (باران) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۰:۴۵
سلام به
استاد ارجمند و گرامی جناب آقای دکتر سلیمانی بافقی
بسیار شرمنده فرمودید . از قدیم گفته اند « تعارف آمد نیامد دارد » فکرش را نفرمودید که بنده ممکن است تعارفات ادیبانه و بزرگوارانه ی شما را باوردارم و به خود بگیرم و خود را فرهیخته و دانشمند محسوب دارم که « بدانترتیب » ! تعداد دانشمندان جهان از هفت و نیم میلیارد نفر هم خواهد گذشت ! ...
انشاء الله که بتوانم بیش از این در خدمت آن بزرگواران باشم و از مصاحبت مجازیشان و الطاف صمیمانه شان لذٌت ببرم .
... و امٌا چه کنم که در اکثر قریب به اتفاق شعرهای کلاسیکم یا گرفتار هجو می شوم یا طنز یا هردو ؟!
در کُنهِ خُلق و خویم طنزی به خود نهفته است 
یارب مدار تقدیر ... ؛ تغییر ده قضا را .... 
علیرضا آیت اللهی در پاسخ به فاطمه رها یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۳۱
(1)
دخترم من آمدم تا بازهم شعر تو خوانم
مهر داری با عمو ، ای نیکسیرت ، عمر و جانم !

( دنباله دارد )



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()