تبلیغات
شعرِ آ - مطالب ابر خرداد 1394
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نقد ادبی ، نقد شعر ، افراغ اندیشه ، خنجر! ، فکری احمدیزاده ( ملحق ) ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:سه شنبه 2 تیر 1394-06:51 ق.ظ

معمولا" افراغ اندیشه های فکری احمدزاده (ملحق ) را خود ایشان یا نزدیکترین دوستان ، همتباران - خویشان و شیفتگان ایشان مثل سیاوش پور افشار ، منوچهر مجاهد نیا ،  صفیه پاپی ، فروزان شهبازی ، جمیله عجم و.... تفسیر و به اصطلاح نقد می کنند ( که چون اکثر قریب به اتفاقشان کرد - لُر هستند طبیعتا" از تفاهم و سنخیٌت بیشتری هم بر خوردارند ) . افراغ اندیشه های ایشان آنچنان هم به نظر بنده ( هنوز ) در چارچوب نقد شعر ، حتی به صورت تفسیری نمی آیند . پس آنچه را که نوشته ام گرچه بنا به قاعده سایت به صورت نقد آمده است ؛ اظهار نظری نهایتا" در حدٌ یک تفسیر مؤدبانه بشمارند :
علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۲۵
علیرضا آیت اللهی
 
نور در شب نخست ماه مبارک   
1 - من این شعر را نقد نمی کنم ! ... امٌا درباره ی نقد کردنش می نویسم.
2 ساده و بی پیرایه آورده اید ... که اگر سپید سرایان دهه 1340 بودند با تغییر ترکیب واژه ها و مقدم داشتن صفات برفعل ها ، و.... آهنگ بیشتری به شعر می دادند . من در آن فضا بزرگ شده ام ... امٌا اینجا شاه نشین افراغ اندیشه است .
توصیفِ مبتدا عالی است ، و خیال انگیز ؛ هم با تشبیهاتش و هم با استعاره اش .
3 - متن یا محتوا به شدٌت و حدٌت ایرانی است :
« در بیابان خدا ... 
« اسمش را نبر و خودش را ...
و شاید بیش از صد و دویست ضرب المثل فارسی در این ردیف
امٌا جان کلام در پیام شعر است :
« زیبائی نور »
سمبل نوربه معنی حق و حقیقت و رسیدن به نور به معنی رستگاری
شاید مکتب سمبولیسم از همینجا به فونکسیونالسم پیوند می خورد : رستگاری و کسب مقصود به هر قیمت : مکتب اصالت فایده ، هدفگرایی ... اگرچه از نظر ادبی ، حدٌ و حدودی هم به موج نو و سور رئالیسم می تواند داشته باشد .
4 - در این باره نظر بنده ( در چهارچوب نقد تفسیری ) از دو حال خارج نیست :
الف - صحیح است و همان منظور اصلی جناب استاد است ؟ ؛ که فبها .
ب - غلط اسست و در چهارچوب هو هویت یا اینهمانی نمی گنجد که باز هم صحبح است . چون شعر عاطل نمانده و از آن برداشتی به عمل آمده است ؛ یا لا اقل تا حدودی صحیح است . هر شعری که ایهامی تر و غنی تر باشد تعدد و تنوع برداشت های بیشتری را در پی دارد . اصل بر این است که برداشت در جهت مخالف مقصود سراینده نباشد که آن نیز همیشه محتمل نیست :
5 - جلال الدین بلخی فرموده است :
هر کسی از ظنٌ خود شد یار من
وز درون خود نجست اسرار من 
و در تائید این فرمایش نگاهی به کامنت ها بیاندازیم !
6 - اگر من به جای خانم دکتر پاپی بودم از این کامنت ها یک جمعبندی می کردم ...
7 - حضرت عبٌاسی این چندکلمه را به نیٌت نقد بر این شعر ( که نقدش می تواند چند و چندین صفحه بشود ) ننوشته ام . منتهی بنده کمترین هم گرفتار اپیدمی رایج در این سایت شده ام که هرکسی برای هرچیزی و هرکلمه و حتی صفحه خالی هم میتواند تیک نقد را بزند ! « در دیگ باز است ... » امٌا ... امٌا خواهی نشوی رسوا ؟ ، همرنگ جماعت شو !
شب اوٌل ماه مبارک رمضان است ، و شعری ازرئیس السادات سایت و شیخ الشعرای ما ... در « نور » . رستگار باشید انشاء الله تبارک و تعالی . التماس دعا .
                  
/




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، افراغ اندیشه ، خنجر! ، فکری احمدیزاده ( ملحق ) ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:سه شنبه 2 تیر 1394-05:42 ق.ظ

خنجر!

 شعری از 

فکری احمدی زاده(ملحق)

 از دفتر افراغ اندیشه نوع شعر افراغ اندیشه

ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۰۴ شماره ثبت ۳۷۸۹۶
  بازدید : ۱۰۸۲   |    نظرات : ۵۷۸

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب فکری احمدی زاده(ملحق)

شب که بر پیکر

 انسان

قامت بست،

برق خنجری را

 نیز

باید غنیمت

شمرد

من .. هنوز

به زیبائی نور

ایمان دارم.


http://uupload.ir/files/5jra_untitled.png


پ.ن

باغچه همسایه  گل نداشت!

 محبت  در آن  بذری کاشت.

۳۰
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۸۱ شاعر این شعر را خوانده اند

امیر جلالی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

سیده لاله رحیم زاده 

، 

علی غلامی

 ، 

مسیحا

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

بهناز رستمی ( شهپر )

 ، 

احمد پناهنده

 ، 

علی دولتی

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

میثم دانایی

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

محمد رضا لطفی

 ، 

حدیثه نق

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

شرمینه بهاروند

 ،

علیرضا آیت اللهی

 ، 

احمدخدادادی دهکردی تخلص احمد

 ، 

رضا نظری

 ، 

احمد یزدانی (کوتوال)

 ، 

سجاد ربانی

 ،

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

امیدمرادی

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

زینب جعفری(تارا) 

، 

محمد یزدانی جندقی

 ، 

الناز مهدوی

 ، 

حجت اله یعقوبی(سکوت)

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ،

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

سپیده

 ، 

مهرناز لامعی(سراب)

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

فاطمه سپهری

 ، 

محمد رضا نظری(لادون پرند)

 ، 

حسین راستگو

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

زهرا قمری فتیده

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

مریم حسینی

 ، 

نادر ابراهیمیان

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

سیدمحمدمعالی

 ، 

فاطمه فتحی ساران

 ، 

حسین عباسی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

بتول عباسی

 ، 

سعید چرخچی

 ، 

محمدمهدی اورسجی

 ، 

طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

 ، 

ناصر یادگارفرد

 ، 

رضااشرفی فشی

 ، 

حسین زینلی گوهری(مکنون)

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

جعفر محمدی (ضمیرچنارانی)

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ،

عباس وطن دوست

 ، 

قانع دستجردی

 ، 

جوادرحیمی(راحم)

 ، 

امیری کرمانشاهی

 ، 

سیده نفس احمدی

 ، 

محمدرضاخانی

، 

(زمهریر کویر)

 ، 

معصومه عرفانی (عرفان )

 ، 

همایون محمدنژاد

 ، 

مهتاب سلطانی(رهای رهاتر از قاصدک)

 ، 

رحیم نیکنام

معمولا" افراغ اندیشه های فکری احمدزاده (ملحق ) را خود ایشان یا نزدیکترین دوستان ، همتباران - خویشان و شیفتگان ایشان مثل سیاوش پور افشار ، فروزان شهبازی ، جمیله عجم و.... تفسیر و به اصطلاح نقد می کنند ( که چون اکثر قریب به اتفاقشان کرد - لُر هستند طبیعتا" از تفاهم و سنخیٌت بیشتری هم بر خوردارند ) . افراغ اندیشه های ایشان آنچنان هم به نظر بنده ( هنوز ) در چارچوب نقد شعر ، حتی به صورت تفسیری نمی آیند . پس آنچه را که نوشته ام گرچه بنا به قاعده سایت به صورت نقد آمده است ؛ اظهار نظری نهایتا" در حدٌ یک تفسیر مؤدبانه بشمارند :

( دنباله دارد )




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، تبر خسته ، علی دولتی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (5)

تاریخ:یکشنبه 31 خرداد 1394-10:53 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۴۳
علیرضا آیت اللهی
 
« تبر خسته » و حسادت بر انگیز   
توصیف و روایت خستگی تبر با کم ترین ، ساده ترین و گویا ترین واژه ها صورت گرفته است : خیر الکلام قلٌ و دلٌ .
بهترین معماری شعر در این است که با کم ترین واژه ها بیشترین محتوا و معنا را بیاورد ؛ و البته به صورت کامل که در اینجا چنین مرادی حاصل شده است : گویا و شیوا . نماد آفرینی ، تمثیل و تشبیه شعر نیز خیال انگیزی آن را کامل می کند : زیبا
حال با این نمادیگری ؛ تشبیه و تمثیلِ خیال انگیز خواننده روایت خستگیِ تبر می تواند هر گونه خیال و تفسیری در باره این خستگی داشته باشد . چرا که پیام شعر در اشتباه ناشی از خستگی است ؛ و امٌا این خستگی ناشی از چه ؟ ( می تواند نقش تبر را به نقش یک نفر در جامعه تعمیم دهد ... ) و آیا این خستگی ناشی و معلول است یا علٌت ؟ و چرا ؟
خسارت اشتباه ناشی از خستگی ، یا خستگی ناشی از تبر را چه کسی یا چه کسانی می پردازند ؟ این اشتباهات تا کجا ادامه خواهد داشت ؟ و این تفسیر و تعبیر تنها از یک خواننده شعر است و تنها در یک بُعد از آن که بُعد عمومی اجتماعی باشد حال آنکه ممکن است به تعداد هر خواننده ای تعبیر و تفسیر وجود داشته باشد ...
مسئله قیاس را مطرح نمی کنم . 
شاعر موفق شده است که خواننده ( ی البته داری شعور دریافت شعر ) را به تفکر وادارد ...
و اگر خواننده به مقتضای زندگی و برداشت خود از این شعر به نتیجه ای هم برسد شاعر در رسالت خود موفق گردیده است .
امٌا ناقد هنوز موفق نگردیده است ؛ چرا که این بحث ادامه دارد ...
امٌا توان فیزیکی ناقد ؟ خیر ... والسلام .

پایان 

                   
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۴۸
صفیه پاپی
  
گ
گ



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، تبر خسته ، علی دولتی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (4)

تاریخ:یکشنبه 31 خرداد 1394-09:50 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۰۵
علیرضا آیت اللهی
 
شاعرادیب با « تبر خسته » !   
تبر شاید تبری باشد که بسیاری از شعرهای سپید ما را چون فیلم هائی نا کار آ تبری ساخته است !(1)
اصولا" در ادبیات بحث بر « اسم » و « فاعل » نیست ؛ ادب و زیبائی در « عمل » است و شاعر و نویسنده به « وصف یک عمل » می پردازد .
امٌا می بینیم که در شعر سپیدِ به بیراهه رفته و شکست خورده یِ دو - سه دهه ی اخیر ما اکثر قریب به اتفاق مدعیان شاعری در این رشته بر « اسم » و « فاعل » تاکید دارند و این به دو دلیل اساسی است :
- اصولا" توجٌه به شخص و « کیش شخصیت » در ایران ِ خانخانی و ایلخانی و ... رضاخانی ژنتیک شده است و درمان آن شاید چند دهه طول بکشد ...
در هرکجا که خان بیشتری وجود داشته است ، ایلات و عشایر و روستاها و ... این مرض ، به ویژه خود بینی و خود محوری ، مزمن تر است که احساس تملک و تعلق به اشیاء را بالا می برد ، حال آنکه در مناطقی باستانی تر و شهری شده تر چون جنوب ایران ، از خوزستان و فارس شهری گرفته تا یزد و کرمان این تعلق بسیار کمتر است و شاید به همین دلیل باشد که « کاکو »ی شیرازی به دنیا آنده است ، یزدی ها در تحقیر افراد و اشیاء ، بلکه در کم اهمیٌت شمردن آنان در مسیر زندگی خود ،به آخر نام آنان یک « ک » تصغییر اضافه می کنند و کرمانی ها مثل جناب دولتی یک « و » تصغییر ... و شاید از اینجاست که شاعران جنوب خراسان ( چون استاد شفیعی کدکنی بسیار عزیز ) ، کرمان ، یزد ، فارس ، و خوزستان و بالای خوزستان بیشتر به عمل اشخاص و اشیاء کار دارند تا خود آنان و در این عمل نیز آنچنان که اقتضاء می کند به توصیف عمل ... به زیبائی و شیوائی ...
- ناشاعران ؟ یا کم شاعرانی که به خصوص یه دلیل عدم توانائی در حوزه شعر کهن به شعر سپید روی آورده اند ، به تصوٌر خود برای شعر ساختن کلامشان به اسامی عجیب و غریب و کلمات غلمبه و سلمبه متوسل می شوند ... (2)
و امٌا علی دولتی هم طبع و قریحه شعر سپید را دارد و هم از مردم شریف و خونگرم کرمان است که نژادا" پیرو مکتب اصالت عمل اند و از خطه ی سعدی و حافظ و خواجو و وحشی بافقی . (3)
« تبر » به سادگی و نه هیچ چیز اضافی بر آن . چون اصل بر تبر نیست بلکه بر عمل تبر و « خستگی » ناشی از آن است . ساده ، زیباست و شیوا . یا به قول قدیمی ها و تقریبا" : فصیح و بلیغ .
(1) وقتی یک فیلم از حیٌز انتفاع خارج شد ، یا اصولا" مناسب تشخیص داده نشد ، طی مراسمی آن را با تبر خرد می کنند .
(2) این بحث جدای از کاربرد کلماتی خاص و گاه عجیب و مهجور در برخی از شعبات شعر سپید که سیاسی تر مینمایند ، شاید چنین اقتضا آتی داشته باشند و نزد دوشاعره گرامی و شهیر سایت وجود دارند می باشد . 
(3) و اینجاست که ناقد ادبی ناچار به شناخت فضای اجتماعی - فرهنگی شاعر و تولد شعر اوست .

                  
علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۱۵
علیرضا آیت اللهی
    
پاسخ جمیله عجم(بانوی واژه ها) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۰۵
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۵
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، تبر خسته ، علی دولتی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (3)

تاریخ:یکشنبه 31 خرداد 1394-09:48 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ ۰۶:۳۹
علیرضا آیت اللهی
 
شاعرِ آگاه و تبر خسته     
شعر ، احساس است ، سیٌال است ، خود روست و خود رو تقریبا" همچنان یک خودرو ( اتو موبیل ) ؛ خود می آید و خود حرکت می کند ... و امٌا شاعر چون راننده ای است که هر چه بافرهنگ تر ، منطقی تر و ماهر تر باشد هم محتوای شعر را غنی تر می کند ، هم سیر آن را تسهیل می کند و شعری روان ،زیبا، شیوا ، متین و دلنشین .... پدبد می آورد و هم به مقصدی مطلوب تر که پیامی پربار تر باشد می رساند .
ذهن شاعر وقتی شاعر ( با شعور ) باشد سیری را که پدید می آورد و مسیری که می سازد « منطقی » است ؛ شامل :
مبتدا و خبر یا :
مقدمه ( موضوع ) 
متن
نتبجه یا پیام 
مطلع شعر معمولا" علاوه بر این که مبتدا و مقدمه شعر است طرح موضوع آن هم هست . بحث شعر تبر خسته بر نقش و جایگاه تبر است . 
درشعر اگر منطق به زبانی زیبا بیاید و تاثیرگذار تر شود فبها . امٌا معمولا" شعر ، هنر است و بسیاربیش از آتکه یک آموزش ( آِشعار ) کلاسیک باشد یک زیبائی برخاسته از احساس است ؛ و برای زیبا سازی است که مکاتب متعدد ادبی به وجود آمده اند و از آن جمله سمبولیسم یا نماد گرائی .
تبر می تواند یک انسان یاشد ؛ یک قاضی ... و یایک انسانِ قاضی و تصمیم گیرنده در هر پست و مقام (1)
و چون در ادبیات ، بر خلاف علم و منطق که در آنها اصل بر تحلیل برای اثیات یاشناخت است ، در ادبیات اصل بر توصیف است شاعر تمام توصیف خود را در کمترین کلام و تنها در یک واژه آورده است : 
خسته !
خسته از چه ؟
(1) به یاد داشته باشیم که ناقد ادبی سر انجام یک مفسر است و نه یک مرور گر و خواننده دقیق ذهن شاعر ... ناقد ادبی برداشت و به اصطلاحِ منطقیون « استنباط » خود را از شعر می نویسد و نه اینکه حقیقت وجودی شعر را تعریف کند . 
( ادامه دارد انشاء الله )

                  
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۴۸
صفیه پاپی
  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۵
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، تبر خسته ، علی دولتی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:یکشنبه 31 خرداد 1394-08:45 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۰۲
علیرضا آیت اللهی
 
شاعر « تبر خسته »    
علی دولتی شاعری است ؛ که بیگمان :
- قریحه دارد
- اندیشه دارد
- زبان سرایش دارد
- دچار لفٌاظی نمی شود
- می داند که چه می خواهد بگوید و به خصوص برخلاف برخی « به اصطلاح سپید سرایان !!! حاضر در سیستم مجازی فارسی » می فهمد که چه می گوید و به خوبی به مخاطب میفهماند که این « اِشعار » وظیفه اصلی هر شاعر است :
پس پیام دارد و پیامش را عرضه می کند و نه خودش را ... (1) ؛ که ضرب المثل انقلابیون فرانسوی این بوده است که ما فقط کارمان را می فروشیم و نه خودمان را ...
( گرچه با وجود تمام حرمتی که برای حجب و تواضع ایشان قائلم امیدوارم روابط عمومی قوی تری برای خود دست و پاکنند .... ) 
و با چنین شرایطی است که شعر « تبر خسته » پدیدار شده است ....
(1) می بینیم که برخی با یک دوبیتی یا یک سه گانی و امثال آن که شاید بیش از ده واژه اصلی نداشته باشد چگونه بارها و بارها به منبر می روند و به خود نمائی ( کاین منم طاووس علیین شد ه ؟! ) . به یاد گفته م.ا. تهرانی شاعر شوخ طبع شعر نو ، در حوالی 1350 در انستیتو گوته افتادم که وقتی در همایشی از شاعران ، پشت میکروفون قرار گرفت در برابر شوخی نسبتا" زننده شاعره ای جوان ( حسادت در این کشور حتی نسبت به بزرگان ! و نشناختن حدٌ و اندازه ی خود ! بیداد می کند .... ) گفت ( نقل به مضمون ) : خانم ... فلان ! من نان زیبائی چهره روتوش کرده ام را نمی خورم ، نان اندام در گن پیچیده ام را هم نمیخورم ! و چون گویا بغض کرد یکی از شاعران بزرگ ردیف جلو گفت : نان شعرش را می خورد ! ؛ که در اینجا گفت : به خدا قسم نانخور شعرم هم نیستم ... و من که در ردیف انتهائی بودم ( آن روزها رعایت بزرگتری - کوچکتری ، پیشکسوتی و امثال اینها به اندازه کافی وجود داشت ) و متوجٌه نشدم ؛ امٌا پس از خاتمه جلسه گفته می شد که با این حرف بسیاری از شاعر های ردیف های اوٌل و دوٌم ؛ نظیر شاملو و سیاوش کسرائی ، بغض کرده بودند ... آنهم در آن زمان که به شعرای حقیقی توجٌهاتی می شد ؛ و....
(2) و از اینجاست که یک نا قد ادبی نمی تواند به اصطلاح « چشم بسته غیب بگوید » و بنده در حتی اظهار نظر برروی شعر شاعرانی با پروفایلی سراسر « فاقد اطلاعات » خود را تا حدودی دست بسته می بینم ... 
( ادامه دارد انشاء الله ) 

                   

پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۳۴
رضا نظری
 
پاسخ فاطمه توکلی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۱۵
فاطمه توکلی
  
علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۱۴
علیرضا آیت اللهی
     

شرمنده می فرمائید . ببخشید که ادا کردن حق مطلب دشوار می نماید      
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۴۸
صفیه پاپی
  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۴
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، تبر خسته ، علی دولتی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:یکشنبه 31 خرداد 1394-07:40 ب.ظ

تبر خسته 

شعری از 

علی دولتی

 از دفتر کوتاه نوشته ها نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ ۰۲:۴۹ شماره ثبت ۳۷۸۱۸
  بازدید : ۳۶۱   |    نظرات : ۱۶۱

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر علی دولتی

تبر خسته

باز ایستاد

چند بار شمرد

دایره ها را

باز هم اشتباه کرده بود

این روزها

درختان هم جوان تر از آن اند

که چهره اشان می گوید.




علی دولتی

۱۹
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۴۳ شاعر این شعر را خوانده اند

محمد ایثاری نیا (جوینی)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

علی غلامی

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

مونس ارجمندی

 ،

سیده لاله رحیم زاده 

، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

رضا نظری

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

امیر جلالی(میر دی ) 

، 

میثم دانایی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

شاهین لقایی(شاهین)

 ،

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

ابوالفضل خداوردی پور

 ، 

وحید کاظمی

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

حدیثه نق

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

علی دولتی

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

رشید حیدری(نادرگلی)

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

جعفر محمدی (ضمیرچنارانی)

 ، 

مسیحا

 ، 

پژمان صالحی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

کیوان رادفر

 ، 

حسین راستگو

 ،

سیده نفس احمدی

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

سپیده ی صبح

علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۰۷:۳۰
علیرضا آیت اللهی
 
ابعاد « تبر خسته »   
قصد این که شعر « تبر خسته » از علی دولتی ، این شاعر عزیز ، و به گمان من آزاده ، محجوب ، متواضع ، صادق ، و چون همه ی کرمانی ها خونگرم ، .. را نقد کنم ندارم . چون هنوز غرق شعرهایش نشده ام . شعرهایش را مختصر و مفید (1) می آورد ؛ و تقریبا" هر شعر بهتر از شعر قبلی . امٌا می دانم که نهایتا" این نوشته را نقد تلقی می فرمائید و چه باک .
البته در یک نقد شعر نه تنها شعر مورد نظر ، بلکه باید :
شعرهای متعددی از شاعر را شناخت
شخصیٌت شاعر را در نظر داشت (2)
رویٌه شاعری وی رالحاظ کرد
... و به ویژه انگیزه ویا انگیزه هایش را ! ... (3)
... تا محتوا و پیام شعر را دریافت .
و الٌا این شعر سپید که من با توجٌه به موسیقی لازم برای « سپید » آن را بیشتر شعر آزاد ( از مکتب فرانسویِ شعر سپید ) تلقی می کنم ، از نظر شکلی بحثی ندارد .
(1) نوشته هائی قطره چکانی به عنوان شعر سپید و در واقع عوامفریبانه به نام « سپید » را شعر نمی دانم و نمی خوانم ، بلکه « سیاه » ! .
(2) ای بسا شاعرانی خوش سخن امٌابسیار بی شخصیٌت که نهایتا" این بی شخصیتی و چه بسا بی ادبیشان در شعرشان متجلٌی می شود .
(3) مثل همین علی دولتی که نه مامور شعر دادن است ! نه برای کسب شهرت و تبلیغ چهره اش شعر می دهد ، نه محض پشتوانه و برای تبلیغ شغل و کسب و کارش ، و.... 
( ادامه دارد انشاء الله )

                   
پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۲۲
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
  
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۴۵
صفیه پاپی
   
پاسخ محمد ایثاری نیا (جوینی) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۳۳
محمد ایثاری نیا   (جوینی)
  
پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۳۵
رضا نظری
 
پاسخ فاطمه توکلی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۱۴
فاطمه توکلی
  
پاسخ عباسعلی استکی(چشمه) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۵۹
عباسعلی استکی(چشمه)
درود استاد عزیز
بهره بردم بزرگوار
خسته نباشید
امید که همیشه خوش و خرم باشید   
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۴
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، نیمائی ، دروغ سخت ، مریم شجاعی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:دوشنبه 25 خرداد 1394-09:33 ق.ظ

دروغِ سخت

 شعری از 

مریم شجاعی

 از دفتر شعرناب نوع شعر دلنوشته

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۱۷ شماره ثبت ۳۷۷۳۶
  بازدید : ۱۸۶   |    نظرات : ۵۸

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر مریم شجاعی

تظاهر میکنم خوبم


و راضی از کنارت بودن اما وای


وای بر حالم


که این بیهوده ماندن ها


و از کف دادن امروزهایم باز


 فردایی پر از افسوس میسازد


و شبهایی پر از ای کاش.


تظاهر میکنم خوبی


و میخندم


و خوشحالم


ولی ای وای


ولی ای وای بر صبرم


که این نامردی محض است


در حق جوانی و دل پر بغض و رنجورم.


چه تلخ است این دروغ ِ سخت


و این باری که سنگین است


برای خستگی هایم..

۱۵
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۳۶ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

امیر جلالی 

، 

صفیه پاپی

 ، 

منصور دادمند

 ، 

سیده لاله رحیم زاده 

، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

رضاناظمی

 ، 

علی اسماعیلی

 ،

احمد پناهنده

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

امینی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

وحید کاظمی

 ، 

علی غلامی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

روحیا لرستانی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

رضا نظری

 ، 

علی دولتی

 ، 

میثم الهی خواه(قاصدک باران)

 ، 

سعید چرخچی

 ، 

مریم شجاعی

 ، 

الناز مهدوی

 ، 

جعفر محمدی (ضمیرچنارانی)

علیرضا آیت اللهی
یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۴۳
علیرضا آیت اللهی
 
سلام دخترم    
من ، در این پهنه ای که هر پشٌه و مورچه ای خود را شیر و فیل تصور می کند ، از فرهنگ و تواضع شما بسیار خوشم آمده است . اگر بنده به جای سرکار عالی بودم این شعر بسیار زیبا و صمیمی و روان و رئال را ) ( با اندکی تغییر ) نیمائی معرفی می کردم ؛ ولی شما دلنوشته مرقوم داشته اید :

دخترم ، شعر نو را خواندم و حظٌٌ ها بردم
دل خود را ز حسادت سرِ آن آزردم

به فدای آن خدائی که چنین طبعی داد
به تو ، و خواندم و زآن عطرِ گلی افشردم

البتٌه اگر از شیوه فکری احتمالی آقا ( که نمی دانند یک هفتاد ساله زمینگیر هستم ) بیم نمی کردم به جای دخترم می آوردم : گلِ من !

                   

پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۵۱
رضا نظری
درود ها...
نیمایی خواندمش...
علی دولتی
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۰۱:۲۷
علی دولتی
 
درود نیمایی زیبایی بود
   
ما برای زندگی، 
نه به هوا نیازمندیم
...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، قطعه ، وقتی که شعر به جائی نمی رسد ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:یکشنبه 24 خرداد 1394-07:12 ق.ظ




/

/

/
/


وقتی که عشق به جایی نمی رسد

 شعری از 

نوشین هاشمی

 از دفتر شعرناب نوع شعر قطعه

ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۰۰:۲۹ شماره ثبت ۳۷۶۸۳
  بازدید : ۱۹۲   |    نظرات : ۶۲

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر نوشین هاشمی

وقتی که رویای شبم چشم های توست

بیداری شبانه به جایی نمی رسد


تا نیستی که گوش دلت را به من دهی

نجوای عاشقانه به جایی نمی رسد


با این دل اسیر چه ها می کنی به جور ؟

تهدید ظالمانه به جایی نمی رسد


حالا که زیرکانه دل و دین برده ای

تسبیح عارفانه به جایی نمی رسد


وقتی که عشق، ساده کر و کور می کند

تدبیر عالمانه به جایی نمی رسد


این عقل را سنگ ترازوی خود مکن

افکار عاقلانه به جایی نمی رسد


اینسان که ناز از تو و من غرق در نیاز

این حال عاجزانه به جایی نمی رسد


با حرف عشق کام تو شیرین نمی شود

این طبع شاعرانه به جایی نمی رسد


وقتی به راه عشق تو نوری دوباره نیست

این سوگ عاشقانه به جایی نمی رسد

۱۴

۳۱ شاعر این شعر را خوانده اند

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

امیر جلالی 

، 

مسیحا الهیاری

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

روحیا لرستانی

 ، 

مریم شجاعی

 ، 

مصیب اشرف زاده ( صبور )

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

نوشین هاشمی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

علی اکبر فلاحی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ،

سهراب تمنا

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

علی دولتی

 ، 

رضااشرفی فشی

 ، 

رضاناظمی

 ، 

علی محمدمیرزا

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

محمد علی نعمتی (حقیر)

 ، 

سمیرا حاجی کمالی

علیرضا آیت اللهی
یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۲۵
علیرضا آیت اللهی
 
سلام دحترم   

شاید اینطور بهتر باشد :
وقتی که خواب شبم چشم های توست
بیداری شبانه به جایی نمی رسد
درست است که واژه رویا زیباتر است امٌا به نظرم وزن غزل را به هم می زند .

و باز به نظرم بهتر باشد بیاورید :
حالا که زیرکانه دل و دین ستانده ای
تسبیح عارفانه به جایی نمی رسد
تسبیح در رابطه میان معشوق و خداست . در رابطه بین خود و وی شاید اینهم بد نباشد که بیاورید :
تعریف عارفانه
یا
تلمیح عارفانه

وقتی که عشق، ساده ، کر و کور می کند
تدبیر عالمانه به جایی نمی رسد
به نظرم بهتر باشد پس از ساده هم یک کاما بیاورید .

این عقل را سنگ ترازوی خود مکن
افکار عاقلانه به جایی نمی رسد
به نظرم : در عشق ، عقل مبادا کنی محک

فکر میکنم شاید بتوان با جایگزین کردن مصراع زیر به جای مصراع نخست ، آن را عبدیل به غزل کرد :
وقتی ز عشقت ، هیچ ندائی نمی رسد

ببخشید که دخالت کردم .شعر زیبای شما مرا بر آن داشت .
طبیعنا" توقع اعمال نظرات خود را ندارم ؛ شعر صد در صد متعلق به شاعر است .
امٌا توقع سلامتی و سعادت و موفقیت بیش از پیش سرکار عالی و خانواده ارجمندتان را دارم .

                  
پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۰۸
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
  
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ ۱۲:۲۰
صفیه پاپی
  


نوع مطلب : نقد شعر  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پاسخ به شعر ، مست ، محمد رضا نظری ( لادون پرند ) ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:پنجشنبه 21 خرداد 1394-06:52 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ ۰۸:۱۲
علیرضا آیت اللهی
 
عجب مستی !!!        

عجب مستی ، عجب مستی ، عجب مستی ، عجب مستی
شرابی خورده در شیراز و از همراز بگسستی

ادیبی ، عارفی ، شاعر به « شعر ناب » یک چندی
چه نوشیدی ؟! چه نوشاندی ؟! ز سرٌ عالم هستی

تو میخانه نمودی سایت « شعر ناب » را هردم
تمام شاعرانش را ، به می از عقل خود رستی

همه گویند حق ، الحق ! ، همه نافی به هر ناحق
چو پیر دیر بر بالای خمٌ می چو بنشستی

زمین مست و زمان مست و مخاطب مست شعرت شد
نمیدانم که ئی ؟ شاعر ؟ فسونگر ؟ یا که مَزد ستی

قلم تردست نَبوَد ، شاعری شیرین سخن چون تو
به زیر آورد هر عاقل و وی را کاشت در پستی

مخاطب مستِ یاران است امشب عرش اعلا را
اگر شوریده تر بودی به دنیا دل نمی بستی

که او مست و جهان مست و تمام شاعران مست اند
و پاداشت فزون باشد چو بر دلداده پیوستی

قابل جناب عالی را ندارد . بداهه است سروده شده میان صبحانه ی امروز . فرصت و سعادتی باشد راست و ریستش می کنم انشاء الله . 

                  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ ۰۵:۲۸
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر شما استاد 
چقدر شیوا و دلنشین 
حقا که استادید
   


نوع مطلب : شعر من  سرودن شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، نسک ، سیده نسترن طالبزاده ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:پنجشنبه 21 خرداد 1394-06:35 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۵۹
علیرضا آیت اللهی
 
سلام به شاعره بزرگ ، بزرگوار و ادیب  
سرکار خانم نسترن طالب زاده  
سروده های بسیار زیبای شما عوامانه که نیستند ، هیچ ؛ حتی آنچنان عمومی هم نیستند . خاصٌ خوانندگانی واقعا" تحصیلکرده ، فهیم و به طور کلٌی با فرهنگ اند ...  
شعر آیندگان اند ... 
و امٌا غالبا" بنا بر سراپای عبرت تاریخ ....
... روایت هائی تاریخی ...
... که البته آگاهی از این روایت های تاریخی لازمه در یافت این شعر اند .
( من آنچه را که لازم می شود در اینترنت جستجو می کنم )
بزرگان تاریخ بشری : اسطوره ها 
و به این ترتیب خود اسطوره اند .
سمبولیسم ....
و امٌا سمبولیسم کم نظیر زیبا و مثبت . 
شاید مکتبی خاص در شعر سپید - سمبولیسم - اساطیری فارسی ایجاد کرده باشند ....
در زبان فارسی کنونی بسیار به ندرت « سپید » ی اینچنین اصیل و زیبا خوانده ام 
یک کلاس درس است ...
...و یاد آوری اینکه سپید هم قریحه و استعدادی والا می خواهد 
و می تواند اینچنین به کمال باشد ؛ به ویژه با موسیقی درونی
جوانتر ها اگر دقت فرمایند به خصوص یه نوع واژه ها ، انتخاب واژه ها ، و پس و پیش کردن های واژه ها ، بخشی از اصول سرودن شعر سپید را در اینجا در می یا بند .
چند بار خواندم ؛ لذٌت مکرر بردم و بازهم برای خواندن می آیم
استوار و پایدار باشید انشاء الله  

                  
پاسخ سیده نسترن طالبزاده به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ ۰۰:۲۴
سیده نسترن طالبزاده
تقدیم ادب فروتنانه و احترام بلند پایـه جناب پروفسور آیت اللهی گرانقدر 
بسیار خوش آمدید استاد گرانمایه 
بنده سراینده ای مبتدی هستم 
ادیب نیز نیستم گرانقدر فرزانه
بزرگواری و نگاه ارجمند حضرت عالی مغتنمست.
درخاطر ندارم مخاطبانم تاکنون سرایش بنده را عوامانه تلقی کرده باشند، گرچه نظرات متفاوتست و قطعا شایسته ی احترام.
و البته لطف نظرتانست بزرگوار ،
واقفم که به دیده ی اغماض خوانش می فرمایید و 
شاگردنوازی بسیار، سپاسهای کلان
کماکان می آموزم 
بستـــه به اینکه اکثر آثار بداهه هستند در ادیت زمــــــان خاصی به آنها تعلق نمیگیرد...
از نقصان سرایشات به زیبایی نگاه ار زنده ی جنابتان چشـم پوشی فرموده اید، قطعا
قلـم رنجه فرمودید بـــــــاز ،دگرباره سپاس 
با تقدیم درودهای زرین و سبـــــز 
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، افکار شعری ، رضا نظری ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:پنجشنبه 21 خرداد 1394-11:48 ق.ظ

محمد رضا نظری(لادون پرند)
دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲ ۰۹:۴۱
محمد رضا نظری(لادون پرند)
 
درود رضای عزیز 

بسیار زیبا بود.آفرین      

از این کارها هم بلدی؟؟؟  
خیلی به دلم نشست.ب   بعضی جاها گیر کردم اما همینکه قلمتو مرور کردم با اینهمه احساس و اندیشه لذت بردم.   

کارت خیلی قشنگ و متفاوت بود.باز هم آفرین       

بیا که سیزده به درو تقدیمش کردم به تو  

پاسخ رضا نظری به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند)دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲ ۱۳:۰۰
رضا نظری
درود داداش...

از نوشته های چهار سال پیش است... در سه مرحله نوشته شد! در سه روز متفاوت! اما هرگز خودم نفهمیدم که هر روز تا کجا نوشته ام... می نوشتم بدون این که فکر کنم... فقط در مصراع دوم دست بردم(دیشب)..
کمی آهنگ نوشته های من سخت است (نوشته های قدیمی تر) بعضی مصراع ها گاها تا چهار برابر معمول بلند می شوند...

خاکتیم... بی تعارف...
عباسعلی استکی(چشمه)
دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲ ۱۶:۲۰
عباسعلی استکی(چشمه)
 
درود زیبا بود
ولی با موارد زیر با لحاظ معنی موافق نیستم
"فکر من روز و شب از دایره ی محصورش، پای ، بیرون ننهد چون افلیج

-خود ، خدا بود و همه ، بنده ی بی فهم و شعور-"   
پاسخ رضا نظری به نظر عباسعلی استکی(چشمه)دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲ ۱۷:۲۳
رضا نظری
سپاس بزرگوار...

4سال پیش بود که این قطعه را نوشتم...
آن زمان دچارغرور کاذب شده بودم،گمان میکردم عالی ترین و ناب ترین افکار از آن من است...
تا اینکه دیوار های خودساخته ی اطرافم به ناگاه فرو ریختند.
آن قسمت هم که شما فرمودید،نشان از دید مطلق گرای محض نگارنده بود...
حقیر هم آن طرز تفکر را نمی پسندم...
و این شعر در واقع در رد این نوع تفکر نوشته شد...
سپاس از حضور و توجه تان...  


یادداشت های دیگری هم از جمل از آقای علی غلامی هست ؛ و :

علیرضا آیت اللهی
پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۰۸:۴۶
علیرضا آیت اللهی
 

 

سلام  

به خواننده ی شعر جناب نظری بسیار عزیز

تا آنجا که بنده ی کمترین جناب رضا نظری را شناخته ام رها است ؛

هیچ قید و بندی خارج از اخلاق و انسانیت را نمی پذیرد . خود را به ظواهر مقیٌد نمی کند . کوچک ها را می گذارد و به بزرگ ها می پردازد . دنیایش وسیع است ....

فکر را پرواز می دهد و پرواز می دهد و آنقدر پرواز می دهد که دیگر در دنیای واقع نیست که آن را به شعری چون دیگران در آورد . اندیشمند است . باور نمی کنی ؟ نگاه کن !.

با بهانه ای یا واقعه ای فکر را پرواز می دهد ...

فقط باید بتوانی با او پرواز کنی.... و این پرواز در معنی است که یک شعر است...

و اگر دریابی میتوانی در شعر او پرواز کنی ...

ماشاء الله

ذهن می طلبد .

         


پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۵۵
رضا نظری
سپاس جناب آیت اللهی...

نظرتان را چند بار خواندم...

چند بار هم به خودم نگاه كردم! 

آقا من در این اندازه ها نیستم!  

شرمنده نفرمایید...

ک



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر خوانی ، تفسیر شعر ، سپید ، فریاد فریاد ، فاطمه توکلی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:پنجشنبه 21 خرداد 1394-05:26 ق.ظ

فریاد فریاد

 شعری از 

فاطمه توکلی

 از دفتر مزامیر نوع شعر افراغ اندیشه

ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۴۲ شماره ثبت ۳۷۶۰۸
  بازدید : ۲۹۵   |    نظرات : ۱۳۷

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر فاطمه توکلی

« فریاد فریاد »


آسمانه ترین بانگ شبانه ام


از گلوی تو پایین می رود


نیم چاشتِ روزی که


کوهی از مشکل


برایِ طلوع روزانه ات نداشته باشم


آبِ خوش سیری چند ؟!


تو به مُهنّایی فریادم دل بسپار


اگر نه این فولادزره مادر را


نه تو خواهی وُ نه من


ما همه


از فتنه یِ فردایِ فریبش


فغانِ مرغانِ هواییم


همان آسمانه ترین فریاد !

۲۱

۴۴ شاعر این شعر را خوانده اند

سیده لاله رحیم زاده 

، 

صفیه پاپی

 ، 

محسن افشار نادری

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

علی غلامی

 ، 

علی اکبر فلاحی

 ، 

لیلا ابراهیمی

 ، 

رضا نظری

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

آرمین بهــــــروزی 

، 

جامی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

، 

شرمینه بهاروند

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

رضا جوکار

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

امیر جلالی 

، 

سعید احمدجامی (خواجه)

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

سهیل اروندی

 ، 

آرزو نوری

 ، 

مسیحا الهیاری

 ، 

میثم دانایی

 ، 

کیوان رادفر

 ، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

زینب جعفری(تارا) 

، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

مصیب اشرف زاده ( صبور )

 ،

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

احمد پناهنده

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ،

هما تیمورنژاد

 ، 

فاطمه فتحی ساران

 ، 

احمد کاظمیان (شهاب ) 

، 

داریوش پورافشار

 ، 

احمدخدادادی دهکردی تخلص احمد

علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۳۲
علیرضا آیت اللهی
 
سلام  
« کفٌاره شرابخوری های بسیار
مخمور در میانه رندان فتادن است »
آنقدر که ، با وجود ممنوعیت از کار توسط پزشکان ، ذیل شعرهای شما چند نفر نوشتم ( دستم نشکند ! ) سبب شد که حال حدود یک هفته است حال و احوال پاسخ دادن به کامنت های ذیل آخرین شعرم را نداشته باشم :
- دستم کاملا" فاقد پتاسیم شده است .
- درجه حرارت دلم به صفر نزدیک شده است 
- چون چیزی نشنیده ام الحمدلله برخلاف سابق که گوشم با شنیدن دروغهای شاخدار به شدٌت درد می گرفت ، کمتر مسئله دارد ؛ امٌا چشمانم در عین آنکه دارند از شدٌت تعجب از حدقه در می آیند ... به شدٌت کم سو شده اند .
- زبانم بسته شده است و دیگر نمی دانم چه بگویم .
- دکتر می گوید شامٌه ات ضعیف است ! ؛ و به بهانه عدالت نه تنها دوغ و دوشاب را از یکدیگر تمیز ندادی ! بلکه نا آگاهانه طرف دوغ را گرفتی ! ( خدای من ! دوغ چیه ؟ بوغ کیه ؟! ) ؛ و حالا که چشمانت هم ضعیف شده سوراخ دعا را گم کرده ای ! .
- در مورد سردرد هم می گوید ناشی از دردِدل است ؛ و از آنجاست که برای خود درد سر فراهم کرده ام .
- بنزین دستم برای برخی از شعرها تمام شده است ؛ و دستم پیش نمی رود . اصل مسئله باز در کمبود پتاسیم آن است .
دکتر می گوید شعر را رها کن ! که سرت را نجات بدهی ! از اوٌل هم نمی خواستم دچار درد سر بشوم ؛ امٌا :
« من دل سپرده بودم - او سر سپرده می خواست » ! 
بدبختی این است که هرچه چشمانم کم سو تر می شوند ؛ چشم دلم روشن تر می شود!
« ز دست دیده و دل هردو فریاد ! ... »
برای ساخنن خنجر به آهن فروشی رفتم و کناب جامعه شتاسی ام را بردم که گرو بگذارم ؛ آن را به زباله دانی انداخت و گفت بیا خلاصه اش را من برایت بگویم :
« خلایق ، هرچه لایق » !
و حالا من از خود می پرسم این شعر از کیست ؟ :
« از آن روزی که عالم را نهادند
به هرکس هرچه لایق بود دادند » ....
فقط یک کلمه باقی مانده است که آن را هم ، انشاء الله ، بعدا" خدمتتان عرض می کنم .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، غزل آمدنت ، طلعت خیاط پیشه ( طلای کرمانی ) تهران ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (4)

تاریخ:دوشنبه 18 خرداد 1394-09:52 ق.ظ

علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۳۸
علیرضا آیت اللهی
 
لطفا" برگردید بخوانید !   
هنر شعر نمی تواند از صنعت نشر و تبلیغات نشر آن جدا باشد . امروز نیز در اینتر نت و اینترانت های شعر و ادب شاعرانی شناختع شده تر هستند که در « داغ کن » ها ممارست و مهارت بیشتری داشته اند : استادان بزرگ بازارگرمی و لایک ، و بازدید و نظر . حال آنکه برخی ، مثلا" در حوزه شعر نو ، اصولا" شاعر نیستند .
امٌا هخامنشی ، آزادگی ، عزٌت نفس ، مناعت طبع ، و مجموعا" شرافت و بزرگواری شاعری چون طلای کرمانی به زیان وی نمی شود ؛ چرا که نهایتا" و در دنیای امروز طلا ماندگار است امٌا هیزم و هیمه سوخت می شود ، و خس و خاشاک علاوه بر آنکه اه هوا می رود ، به چشم مردم می رود ...
طلا میماند و « غزلِ آمدنت » جاودانی می شود خسارت را خواننده ای می بیند که یک کانون متین و منیع شعر و ادب را فقط و فقط محل ٌ رقابت در شهرت و به واقع محل نوعی بازی و یرگرمی می بیند و غزلهای خوب و به طورکلٌی شعرهای خوب را نمی خواند تا :
- روح و روانش تازه شود
- قریحه اش بارورنر گردد 
- ایده های جدید بگیرد 
و
- شعر ، و البته شعر خوب ملکه ی ذهنی او شود . مثل ، در این چند روز ؛ و به ترتیب تاریخی که آمده اند :
شوق وصال از آقای محمد حسین پژوهنده
بی تو هرگز از آقای جواد مهدی پور
درد لب و دل از آقای روحیا لرستانی
طنز اجتماعی از آقای احسانی فر
روزهای نرسیده از خانم لیلا رنجبران
فانوس دل از آقای جواد رحیمی
جاستیتیا از خانم نسترن طالب زاده
چشمهایت از آقای فردوس اعظم
ملامت از آقای جمشیدیان تهرانی
خدای خورشید از خانم فاطمه توکلٌی
نمی دانم از بحر الغزل
جهاد خنده از استاد احمدی زاده
...و البته من خود هنوز شرح آفتاب - منجی عالم و آدم - مرد برتر - دختر خشت زن ( که اینگونه شعر ها چند و چندین بار می آیند ) - و... را نخوانده ام و نظرات در باره « شرم دارم که بگویم » را در نیافته ام .
( ادامه دارد انشاء الله ) 
                   
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۵۴
صفیه پاپی
  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۴۶
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
    



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، غزل آمدنت ، طلعت خیاط پیشه ( طلای کرمانی ) تهران ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (3)

تاریخ:دوشنبه 18 خرداد 1394-08:48 ق.ظ

علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۵۴
علیرضا آیت اللهی
 
شاعر و ادیب یا لمپن و مردم فریب ؟  
در هنر اصل بر قریحه است که نزد هر بیسواد ، کم سواد ، بی ادب ، کم ادب و... می تواند وجود داشته باشد ؛ و البته که ایشان هنر مند است ! ؛ هرکسی می تواند قریحه ی زیبانویسی و منظومه سرائی داشته باشد و « شاعر و هنر مند » معرفی شود ...
امٌا در ادبیٌات ، اصل بر ادب است و ادیب بودن :
- داشتن شخصیت
- صفای باطن
- خلق خوش
- بینش قوی
- مثبت اندیشی
- تفکرات زیبا
- دانش و آگاهی لازم ( ذات نایافته از هستی ، بخش ، کِی تواند که شود هستیبخش ؟! )
- مردم دوستی و رعایت حال دیگران
و....
حال شما اگر یک هکر نسبتا" زیبانویس یا منظومه سرا را دیدید که با هک کردن شعر شفیعی کدکنی اثر خود را به جای آن نهاده است وی را به عنوان ادیبی چون شفیعی کدکنی می پذیرید ؟ !
به قول خواجه حافظ شیراز :
« نه هر که سر بتراشد قلندی داند »
اصل بر این است که خانم طلعت خیٌاط پیشه ( طلای کرمانی ) اگر چه هنرمند و سراینده هم هستند امٌا مهم تر و بسیار مهم تر از آن « ادیب » اند ؛ ادب و دانش و بینش ایشان در سروده ها و نوشته هایشان متجلی می شود ؛ و بنابر این فقط یک نوشته زیبا یا سروده منظم نیست ؛ بلکه به مفهوم واقعی این اصطلاح ، « شعر » است .
اجازه بفرمائید من این اشعار را بخوانم . دوباره خدمت می رسم :
عروس چمن از آقای محمد رضا عمادی
دیدار در سپیده دم از آقای حجت الله بعقوبی
تصویر یک غروب از خانم فاطمه توکلی
اقاقیا از آقای علیرضا کاشی پور محمدی
بغض از آقای حمید رضا نادری
و....
( ادامه دارد انشاء الله )

                    
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۱۹
صفیه پاپی
  
پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۰۳
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
سلام و عرض ادب استاد بزرگوارم
آموختن از محضرتان سعادت بزرگی ست که بحمد الله در حد توان حقیر میسر شد.
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3