تبلیغات
شعرِ آ - مطالب ابر دوستت دارم
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، ، دوستت دارم ، فریبا غضنفری ( آرام ) ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:چهارشنبه 31 تیر 1394-10:20 ق.ظ

دوستت دارم

 شعری از 

فریبا غضنفری (آرام)

 از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۶ تیر ۱۳۹۴ ۲۰:۰۰ شماره ثبت ۳۸۸۸۳
  بازدید : ۱۹۰   |    نظرات : ۳۴

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر فریبا غضنفری (آرام)

دوستت دارم

با همان دستان زخمی و زبرت

با همان شکم برآمده

با نوای خستگی شبانه ات



نگاهت بی رمق است؟

باکی نیست٬

مهربانی در اوست.



دنیای من قلب توست

زمانی که در سینه ات آرمیده ام٬

تازیانه روزگار زخمه ای بر من نمی نوازد.



تو

خورشید پرفروغ زندگی منی

با تو روزهایم به مهتاب نمی رسند



تو

بهار منی

با تو هر روزم نوروز است.



خوشبختی٬ تنفس لحظات باعطر توست.



غرور یعنی من با تو

من فاتح رفیع ترین قله جهانم.



کوه سر به فلک کشیده ام٬

همسرم٬

به تو می بالم.


 

۵

علیرضا آیت اللهی
یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ۱۵:۲۳
علیرضا آیت اللهی
 
دخترم ، بهترین های دنیا برای تو است    .
« دوستت دارم »
زیباست ، زیباست ، بسیار زیباست . زیباترین شعر جهان است : « دوستت دارم » همین و به تنهائی حتٌی ...
« سپید » ی واقعا" سپید است .
زبانش زیباست ...
...و اصل شعر هم همینجاست .
بیانش زیباست .
اندیشه ی پشتش زیباست .
شیوه ی تفکرش زیباست .
مقدمه و مؤلفه اش زیباست ( همین مصراع نخستش که « دوستت دارم » باشد بهترین حُسن مطلع تمام تغزل های جهان است ) .
نحوه ی چیدمان و روایتش محشر است...
جهانی است .
تصویری که ارائه شده است نیز تا حدودی .
عاشقانه است ؛ عشق است .
مهر است ؛ و به خصوص :
وفاست .
سراسر احساس ، سراسر احساس .
چه چیزی زیبا تر ازاین ؟! :
« دوستت دارم
با همان دستان زخمی و زبرت
با همان شکم برآمده
با نوای خستگی شبانه ات
نگاهت بی رمق است؟
باکی نیست »٬
.......
و امٌا یک «سپید بی تقص »؟ گمان نکم ؛ تفاوت سلیقه هائی باشما دارم 
پس : ادامه دارد !

                    

پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ۱۸:۲۴
صفیه پاپی
  
پاسخ علی دولتی به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ۲۱:۴۷
علی دولتی
   
پاسخ فریبا غضنفری (آرام) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۴۹
فریبا غضنفری  (آرام)
سلام

فوق العاده سپاسگزارم بابت محبت بی حدی که نثارم کردین
خوشحالم که نوشته ناچیزم به دل شما نشست

بی نهایت ممنونم
مانا باشید   
علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۰۹
علیرضا آیت اللهی
 
اگربه جای شما بودم    
اگربه جای شما بودم به جای « باکی نیست » می نوشتم : « چه باک » . چون فکر میکنم « چه باک » آهنگین تر از « باکی نیست » باشد و درشعر سپید هم که آهنگین بودن بسیارمطرح است ؛ و حتی برخی می گویند یک اصل اساسی است . من فکرمی کنم احمد شاملو در شعر هایش ازاین فن « پس و پیش کردنِ واژه ها » بهره جسته است تا به شعرهایش آهنگ ، یا آهنگ بهتری ببخشد .
اگربه جای شما بودم به جای « دنیای من قلب توست » می آوردم : « دل من ، دنیای توست » چرا ؟ . زیرا :
واژه دل :
- شاعرانه تر از واژه قلب است .
- فارسی تر ازواژه قلب ( اصلا" عربی ) است ؛
به علاوه ، به گمانم شاعرِعاشق ازدل خود می گوید و می سراید و نه از دل یار ؛ پس :
« دل من دنیای توست » : تو در دل من هستی ، در دل من زندگی می کنی ...
و شاید به دنبالش بیاید :
« زمانی که در سینه ام شعله می کشی ...
یا
« زمانی که در سینه ام پرسه می زنی ....
به خصوص که ما در عشق ، « سکون » نداریم ؛ و حتی اگر بیقرار نباشیم همه چیز در حرکت است ؛ اگرچه آرمیدن به معنی رضایت ، کامیابی و آرامش خاطر شما باشد .
مصراع مکملتان در اینجا عالی است ؛ یک تشبیه و یک استعاره بسیارعالی :
« « تازیانه روزگار زخمه ای بر من نمی نوازد
توصیفاتتان از این عشق مقدس ، و در حقیقت بسیار مقدس ، را هممی پسندم ؛ امٌا ؟
( ادامه می دهم انشاء الله )

                    
علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ ۱۸:۳۵
علیرضا آیت اللهی
 
اولین ویرایش شعر سپید بهتر است که فوری باشد   
در توصیف باید دقیق باشیم و آنهم نه موقع سرودن که ممکن است سر رشته کلام به اصطلاح ازدستمان خارج شود ؛ بلکه بعد از یادداشت کردن شعر و اینکه نظرچند نفر را در باره آن جویا شدیم و به ویرایش نشستیم .
اگر لطف فرموده قبول کنید که بنده ی کمترین یکی از آن چند نفر باشم :
خورشید که کم فروغ و پر فروغ ندارد .پس شاید بتوان گفت :
تو خورشید منی ، فروغ زندگی ام .
که هم فروغ وهم زندگی در ساختار توصیف ، زائد می نمایند ؛ امٌا برای وزانت بیشترشعرآمده اند .
و ای کاش تمام مخاطبان شعری به این زیبائی متوجه نکته یا در واقع تشبیه بسیارلطیف و ظریف این مصراع بشوند که : 
« با تو روزهایم به مهتاب نمی رسند »
یعنی اینکه همیشه از نور خورشیدی تو برخوردارم .
بخش بعدی توصیف نیز گرچه چندان آهنگین و شاعرانه نیست ( و موجب تطویل کلام است که این روزها در حوصله ی خوانندگان نیست ....) ؛ امٌا خارج از توصیف هم نیست :
« تو
بهار منی
با تو هر روزم نوروز است.
خوشبختی٬ تنفس لحظات باعطر توست »
که تشبیه موجود در این آخرین مصراع را می پسندم.
« غرور یعنی من با تو » به نظرم زائد می نماید ...
« من فاتح رفیع ترین قله جهانم » یا منم بر بلندای رفیع ترین قلٌه جهان
« کوه سر به فلک کشیده ام » یاای کوه سربه فلک کشیده ام و باز من این دو مصراع آخرین راابدا" ضروری نمی بینم :
« همسرم٬
به تو می بالم »
به نظرم کافی است که بر فراز نام شعر بیاورید : برای همسرم .
مجموعا" عالی است ؛ عالیِ عالی . شما در این سپید زیبا لا اقل به یکی پیام داده اید ؛ و آنهم به زبانی فصیح و بلیغ .... و تاثیر یا نتیجه ی مثبت پیام شما نیز کاملا" محتمل است ؛ نه فقط برای یک مخاطب که شوهر ارجمند و گرامیتان باشند ؛ بلکه چون یک الگو برای بسیاری دیگر ....
سلام بر تو ای منادیِ زیبائی ِ زندگی. نمینویسم که بهترین ها رابرایت آرزو میکنم . چون : « دخترم ، بهترین های زندگی از آن توست . » . افزون باد ..

                  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()