تبلیغات
شعرِ آ - مطالب ابر روانشناسی در شعر
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (4)

تاریخ:سه شنبه 18 فروردین 1394-09:32 ب.ظ

 نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (4)
( دنباله قبل )
پاسخ فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) به نظر علی اصغر اقتداری (حرمان) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۱۶
نوروز روز شادی است ، حق را به حق منادی است   
جشن و سرور مخلوق ، دافع شود بلا را   
قدمتان       باران بر صفحه استاد   
علیرضا آیت اللهی یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۳۳
(2)
فاطمه هستی رها از قید های عیب و پستی
در سروده های خوبان شاهدی از غیب هستی
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۰۲
ای استادمـرا بــه حال ِ خـود بـاز گذار
با خلـوتِ من تو را چکار اســت ، چکار؟
بگذار به دردِ خویــش بــاشم مشغــول
بیــزارم از این جمـــع دروغــین ، بیـــزار
پاسخ فاطمه توکلی به نظر علی اصغر اقتداری (حرمان) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۲۵
«در عین تنگدستی ، در عیش کوش و مستی »
تا کور گردد آن شیخ جشن و سرور ما را
نوروز روز مستی است ، نور طلوع هستی است
خوش باش و خوش بیاسا روز عبور ما را
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۴۰
تو یک ادیب نابی ، آبی ! نه چون سرابی
« نقد» ی تفقدی کن ، در ویش بینوا را
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۰۰
تو خود استاد بزرگی ، شعر من ناقابل تو
هر سخندان این شناسد ، جاهلانی غافل تو
شعر خود چون سحر پاشی ، محفلی مسحور گشته
خلق را مجنون شعرت دیده ام ؛ کو عاقل تو ؟!
علیرضا آیت اللهی در پاسخ به فاطمه توکلی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۰۶
تو خود استاد بزرگی ، شعر من ناقابل تو
هر سخندان این شناسد ، جاهلانی غافل تو
شعر خود چون سحر پاشی ، محفلی مسحور گشته
خلق را مجنون شعرت دیده ام ؛ کو عاقل تو ؟!
عباسعلی استکی(چشمه) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۳:۲۱
 درود استاد عزیز
سروده زیبا و شیرین
پر معنی و موثر        
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر عباسعلی استکی(چشمه) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۳۳
سلام به
دوست ارجمند و شاعر گرامی
جناب آقای عباسعلی استکی ( چشمه )
از لطف همیشگی جناب عالی بسیار متشکرم
امٌا حقیقتش کدام معنی و به ویژه کدام تاثیر که خود را نباخته ایم و میدانیم که کمترینی مدار بر دور بزرگانیم و لاغیر ! :
« سرکش مشو که چون شمع ازغیرتت بسوزد »
پروانه وار هستیم ... بر گِردِ خَلفِ دارا 
در پاسخ به فاطمه رها
پس بیا برخوان که شعر چهر گلها را سرودم
داستان ، جانان ! ز قهر و مهر بلبل ها سرودم
رضا نظری شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۶:۵۵
رضا نظری
 بوی شراب کهنه مستی فزاید این سان
من مست و او شراب است-استاد آیتی را-
منگ است شاعر و باز، گفته ست یک جفنگی!
خوانده از اوستادش این دم حکایتی را
قافیه لنگ مانده! قربان قد و «وزن» اش!   
من می پذیرم این دم هر نوع شکایتی را!   
به قول میثم دانایی، انصافن حال می دهد پا توی کفش شعرا کردن!   
مخلصیم آقا...  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر رضا نظری شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۴۵
سلام به استاد نظری بسیار عزیز
بابا ایول ! دست مریزاد !
خودم هم قبول دارم که قافیه لنگ مانده...
امٌا بعضی ها طبیعیش را دوست دارند ؛ یا لااقل در وهله ی نخست ... تا بعدا" به اصطلاح بزک دوزک لازم را به عمل آورند .
حرف های میثم جان را مگر می شود رد کرد ؟! . امٌا پا را باید درکفش کسی کرد که کفش داشته باشد ! نه من پابرهنه ! .
دیوار بنده هم که از چاه خانه شما کوتاه تر است ...
تمرکزی حاصل شد درستش می کنیم ! ... فعلا" ....در آب نمک است ...
ای صاحب کرامت ، قربان آن کلامت
من پیر رو به فردوس ! معذور دار ما را
.... و ما مخلص تر تر ...
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر رضا نظری یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۳۵
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
به صفحه ی پربار استاد گرانقدرم خوش آمدید     
رضا نظری دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۳۵
به جان خود منظورم از جفنگ و منگ ولنگ شعر خودم بود  
شعرتان ذوقم را باز کرد
.... ( ادامه دارد )




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (2)

تاریخ:سه شنبه 18 فروردین 1394-05:00 ب.ظ

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۵۹
استاد ادیب و بزرگوار تحسین و تبریک و ارزوی سلامتی و عاقبت بخیری از ایزد منان برایتان خواهانم
نقد این شعر از :                                     
محمد رضا نظری(لادون پرند) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۸:۳۷
 درود استاد
اشعار شما همیشه متفاوت است
تفاوت خودش یک امتیاز است.
طنز تقریبا زیر بنای اکثر اشعارتان است
شاید بتوان گفت شما با طنز ادغام شده اید
خیلی حرفها را با طنز بهتر میتوان زد.بهتر میتوان پیامش را منتقل کرد
طنز نه خنداندن است.بلکه طنز حقیقی خنده ای تلخ بر لب مخاطب مینشاند و به اندیشیدن مجبورش میکند.به تفکر و دیدن لایه های پنهان ولی عمیق شعر
شما بیشتر از آنکه فرم گرا باشید معنا گرایید
معمولا شاعران فرم گرا اشعارشان در کوتاه مدت مخصوصا بر عوام تاثیر بیشتری دارد
اما شاعران معنا گرا بیشتر به ماندگاری شعرشان می اندیشند
تجربه...سواد ...شخصیت...باورها و محیط همه در شعر دخیلند
و شکر خدا شما همه را دارید
جهان بینی شما کاملا در اشعارتان پیداست.شعرتان حرفی برای گفتن دارد
و این ارزشمند است
البته نمیتوان انکار کرد که فرم هم بخشی از جادوی شعر است
فرم و معنا اگر با هم ادغام شوند شاهکاری خلق میشود
هر کدام بی وجود دیگری ناقص است
البته اینها عقیده ی شاگردی بی تجربه چون من است و بعید نیست که درست هم نباشد
این قسمت از شعر را بیشتر دوست داشتم:
«در عین تنگدستی ، در عیش کوش و مستی »
تا کور گردد آن شیخ جشن و سرور ما را     
هر چند درک همه ی شعر نیاز به خواندن چندین باره دارد
اما بی انصافی است اگر راحت از کنار اشاره های پیدا و پنهانش بگذریم
خوشحالم که هستید .
استادان بزرگواری چون شما که باشند بقیه هم یواش یواش جمع میشوند
شما اعتبارید.و حضورتان دلگرمی
در پناه حق استاد بزرگوارم...  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۵۱
علیرضا آیت اللهی
به این میگویند نقد و نظر 
سلام به استاد ارجمند و گرامی 
جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند )
بسیار متشکرم که بنده ی کمترین را شاعر می دانید ،
شعر های بنده را شعر می دانید
و به خصوص این که آنها را « متفاوت » می شمارید که به این داوری جناب عالی افتخار میکنم و بسیار دلگرم می شوم .
فکر می کنم که در هیچ نوعی از شعر تخصص نداشته باشم ؛ امٌا خود بیش از هر چیز خود را نیمائی سرا می دانم ؛ و شعر های نیمائی بنده خوشبختانه کمتر به چاله طنز ، و به خصوص هجو ( که هردو نان بُر هستند ! ) می افتند .
امٌا در غزلیات و گاه مثنوی و قطعه صد در صد حق با جناب عالی است ؛ بی اراده به دریای طنز غوطه ور می شوم ... میهمانی است ناخوانده شاید به مصداق « از کوزه همان برون تراود که در اوست » ..... 
... و البته خوشبختانه حق با جناب عالی است که :
« خیلی حرفها را با طنز بهتر میتوان زد.بهتر میتوان پیامش را منتقل کرد »
و این بیان متین آن استاد عزیز را نیز اضافه می کنم که :
« طنز نه خنداندن است.بلکه طنز حقیقی خنده ای تلخ بر لب مخاطب مینشاند و به اندیشیدن مجبورش میکند.به تفکر و دیدن لایه های پنهان ولی عمیق شعر »
به این می گویند نقد و نظر ...
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند) یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۲۷
به این میگویند نقد و نظر (2) 
سلام به استاد ارجمند و گرامی 
جناب آقای محمد رضا نظری ( لادون پرند )
در معنا گرا بودن بنده دقیقا" و صد در صد حق با جناب عالی است ؛ شاید هم ، به تعمٌد ، یک کمی بیش از حدٌ . چون :
شاعر باید حق مطلب (معنا ) را ادا کند . سخنی با محتوا داشته باشد و در ارائه ی این محتوا برحسب جوشش و بنابر این آزادانه حرکت کند ؛ کوشش به مقیٌد بودن به تصنعات و تکلٌفات شعری تمرکز شاعر و طبیعت شعر وی را به هم می زند و « آلوده » می کند . 
به علاوه ، تصنٌعات و تکلٌفات شعری از بلاغت و فصاحت پیام شعر نیز می کاهند ؛ من در این سه بخش شکل ، محتوا و پیام شعر برای شکل ، چیزی بیش از تخمینا" پنج الی ده درصد محل قائل نیستم ...
البته اگر قریحه امثال استاد بحرینی - استاد اقتداری - جناب عالی و امثالهم در میان باشد اصولا" مسئله شکل در برابر معنا یا محتوا مطرح نمی شود ؛ امٌا بنده که دارای چنین قریحه ی سرشاری نیستم موقع آمدن شعر منتظر رعایت شکل نمیمانم و آنچه را که آمد ه است می نویسم .
یکبار آنرا به صورت طبیعی مصرف می کنم 
یکبار هم پس از ویرایش و به صورت ساخته و پرداخته ای نسبتا" مصنوعی 
و اگر ، بر فرض محال ، روزی خواستم کتابی چاپ کنم آن را به دست یک « ویراستار حقیقی » و آنهم نه به دست فلان شخصی که فلان زمانی ویراستار شعرهای کودکان در فلان روزنامه ای بوده است ... می سپارم . 
ابدا" به ویرایش شعر توسط شخص شاعر معتقد نیستم .
( ادامه دارد )




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()