تبلیغات
شعرِ آ - مطالب ابر علی دولتی
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، رد پای عدالت ، علی دولتی ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:دوشنبه 22 تیر 1394-11:06 ق.ظ

رد پای عدالت

 شعری از 

علی دولتی

 از دفتر کوتاه نوشته ها نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۲۷ شماره ثبت ۳۸۵۷۴
  بازدید : ۴۸۲   |    نظرات : ۱۲۵

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر علی دولتی

سالهاست  


رد پای عدالت


گم شده است


در آن شن زار جهل.


راستی بعد تو


عشق را


با کدام ترازو


 قسمت کرده­اند


این همه سال؟


علی دولتی

۱۶
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۵۳ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

علی غلامی

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

رحیم نیکنام

 ، 

علی دولتی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

پرستو پورقربان

 ، 

فرید عباسی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

معصومه عرفانی (عرفان )

 ، 

سیده لاله رحیم زاده(آلاله ی سرخ) 

، 

محمد صادقی راد

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

امیر جلالی( ا م دی )

 ، 

علی اسماعیلی

 ،

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

مهرداد رستم آبادی (مه)

 ، 

سمانه هروی

 ، 

علی میرزایی(هیچکاک)

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

محمد جواد پاشایی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

یاسین زمانی

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

مسیحا (یاغی)

 ، 

شکوفه مهدوی (بهارانه)

 ، 

رضا عزیزی (رهگذر)

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

قانع دستجردی

 ، 

جوادرحیمی(راحم)

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ،

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

احمد خدادادی دهکردی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ،

رضا نظری

 ، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

 ، 

جعفر محمدی (ضمیرچنارانی)

 ، 

علی ناصری(عین)

 ، 

حسین زینلی گوهری(مکنون)

 ، 

سعید چرخچی

 ، 

فریما محبوبی

 ، 

شاهین لقایی(شاهین)

علیرضا آیت اللهی
شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۰۷:۳۷
علیرضا آیت اللهی
 
تفسیری ازافراغ اندیشه   

«سپید»است .
آئینی - اسطوره ای است؛
و اسطوره دراسطوره :
پس از علی (ع) عدالت افسانه می شود .
«سالهاست 
رد پای عدالت
گم شده است »
و این نیز به دلیل جهل... که یک جامعه با اسطوره ای ابوجهلی را به تصویر می کشد : درجا درشن های جهل...
« در آن شن زار جهل » 
وهمه ی این چندعنصراساسی زندگی بشر درفقدان خوبی ، و زیبائیِ زندگی که عشق نام دارد .
« راستی بعد تو
عشق را »
بااین مقدمه افراغ اندیشه نزد شاعر صورت می گیرد ، به اندیشه کردن می پردازد ، و اندیشه ی خود را رها می سازد :
« با کدام ترازو
قسمت کرده ­اند
این همه سال؟ »
هنر ومهارت شاعر در این است که در همین چند کلمه تمام مخاطبانش را با خود همراه می سازد :
« کدام ترازو ؟ »
ومقید به زمان ؟
« این همه سال »
شاید شاعرپیامی ضمنی دراین شعر دارد ...
امٌا مهم تراین است که مخاطبان خود را درپاسخ به چنین سؤالی به تفکٌر وا میدارد : افراغ اندیشه متقابل ....
...درگستره ی نقطه ی ثقل یا تم شعر که ترازوی عدالت باشد (چون عدالت ، همیشه ودرهمه جا مورد ادٌعا بوده است ) .
درگستره ی زمان ...
درگستره ی مکان

                  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۰۸:۰۵
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
 خـــوش آمدیـــــــــد 
پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ ۱۵:۲۶
رضا نظری
 
پاسخ فاطمه توکلی به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۴ ۰۵:۰۵
فاطمه توکلی
     
    
پاسخ فاطمه ضیاالدینی به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۴ ۰۹:۰۵
فاطمه ضیاالدینی
  
پاسخ علیرضا حكیم به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۰۰
علیرضا حكیم
  
علی دولتی
یکشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۰:۲۵
علی دولتی
 
درود جناب آیت اللهی عزیز و سپاس از شما و سایر دوستان بابت توجه به شعر "رد پای عدالت" 
     

علی (ع ) آمده بود تا در فضای جامعه اسلامی « عدالت » را طنین اندازد و همه جلوه ها و ابعاد آن یعنی عدل اقتصادی عدل سیاسی عدل اجتماعی و عدل اخلاقی را به تجلی درآورد. از همان ابتدا با رنج و درد و تحمل جهل و جمود مواجه گشت كه همواره جان او را خست و شیرازه تدبیرهایش را گسست . علی با تیغ « جهل » كشته شد و به وسیله جاهلان و متحجران » و در « مسجد » و در حال « نماز . وقتی در گوشه ای از جامعه اسلامی خبر كشته شدن امام (ع ) را در مسجد و در حال نماز شنودند با تعجب و شگفتی پرسیدند : مگر علی نماز هم می خواند!!! 
یكی از رنج های بزرگ و طاقت فرسا كه همواره جوامع اسلامی را با مشكل و مانع مواجه ساخته و آزادگان و فرزانگان را به غربت نشانده و در اندوه فرو برده و خانه نشین نموده و یا از حضور و فعالیت جامع و فراگیر و متناسب با دانش ها و بینش ها و تدبیر و تجربه ها و مدیریت های كارآمد و تاثیرگذارشان بازداشته و به حداقل نقش آفرینی رسانده است فقدان « شناخت و بصیرت و آگاهی » و حضور« جهل و جمود و تحجر » است . جهل رنجی اندك نیست و عارضه ای كوچك به شمار نمی رود و مانع و مشكلی حقیر و سست نمی باشد. 
این رنج بزرگ از صدر اسلام و با فعالیت مخرب جاهلان و قشری گرایان آغاز گردید و تا امروز در قالب طالبان و داعش ادامه دارد و همچنان مشكل و سختی می آفریند و از رشد و پویایی باز می دارد و مانع وسعت تلاش های صادقانه و سازنده وارستگان و آزادگان فكور و بصیر می شود كه از مشاهده تنگناهای فقر و محرومیت در زندگی مردم مغموم و اندوهناكند و به عدالت می اندیشند و جستن راه های تحقق عینی آن در همه ابعاد و جلوه ها به منظور آماده كردن زمینه های مساعدی كه هم معرفت های دینی را به تزاید می رساند و هم سلامت معنوی می آفریند و هم سعادت مادی و رونق اقتصادی به بار می آورد. 
جهل به درد و بیماری فرسوه و كهنه ای می ماند كه سالهای مدید از عمر آن سپری گشته و در مان آن سخت و دشوار گردیده و هر روز در مملكت وجود پیشروی می كند وزیان و خطر می آفریند. جامعه مبتلا به جهل و فعالیت های ناسالم و فاسد جاهلان به همان پیكری می ماند كه غده ای سرطانی درحال نفوذ و چنگ اندازی به همه یاخته ها و سلول ها برای فروپاشی و انهدام آن می باشد و تا مرگ و نابودی كامل همچنان شتاب می گیرد و آسیب می آفریند. 

در غیاب عدالت است که : 

نهان گشت کردار فرزانگان 
پراگنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادویی ارجمند 
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز 
به نیکی نرفتی سخن جز به راز

فردوسی 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، تبر خسته ، علی دولتی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (5)

تاریخ:یکشنبه 31 خرداد 1394-10:53 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۴۳
علیرضا آیت اللهی
 
« تبر خسته » و حسادت بر انگیز   
توصیف و روایت خستگی تبر با کم ترین ، ساده ترین و گویا ترین واژه ها صورت گرفته است : خیر الکلام قلٌ و دلٌ .
بهترین معماری شعر در این است که با کم ترین واژه ها بیشترین محتوا و معنا را بیاورد ؛ و البته به صورت کامل که در اینجا چنین مرادی حاصل شده است : گویا و شیوا . نماد آفرینی ، تمثیل و تشبیه شعر نیز خیال انگیزی آن را کامل می کند : زیبا
حال با این نمادیگری ؛ تشبیه و تمثیلِ خیال انگیز خواننده روایت خستگیِ تبر می تواند هر گونه خیال و تفسیری در باره این خستگی داشته باشد . چرا که پیام شعر در اشتباه ناشی از خستگی است ؛ و امٌا این خستگی ناشی از چه ؟ ( می تواند نقش تبر را به نقش یک نفر در جامعه تعمیم دهد ... ) و آیا این خستگی ناشی و معلول است یا علٌت ؟ و چرا ؟
خسارت اشتباه ناشی از خستگی ، یا خستگی ناشی از تبر را چه کسی یا چه کسانی می پردازند ؟ این اشتباهات تا کجا ادامه خواهد داشت ؟ و این تفسیر و تعبیر تنها از یک خواننده شعر است و تنها در یک بُعد از آن که بُعد عمومی اجتماعی باشد حال آنکه ممکن است به تعداد هر خواننده ای تعبیر و تفسیر وجود داشته باشد ...
مسئله قیاس را مطرح نمی کنم . 
شاعر موفق شده است که خواننده ( ی البته داری شعور دریافت شعر ) را به تفکر وادارد ...
و اگر خواننده به مقتضای زندگی و برداشت خود از این شعر به نتیجه ای هم برسد شاعر در رسالت خود موفق گردیده است .
امٌا ناقد هنوز موفق نگردیده است ؛ چرا که این بحث ادامه دارد ...
امٌا توان فیزیکی ناقد ؟ خیر ... والسلام .

پایان 

                   
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۴۸
صفیه پاپی
  
گ
گ



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، تبر خسته ، علی دولتی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (4)

تاریخ:یکشنبه 31 خرداد 1394-09:50 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۰۵
علیرضا آیت اللهی
 
شاعرادیب با « تبر خسته » !   
تبر شاید تبری باشد که بسیاری از شعرهای سپید ما را چون فیلم هائی نا کار آ تبری ساخته است !(1)
اصولا" در ادبیات بحث بر « اسم » و « فاعل » نیست ؛ ادب و زیبائی در « عمل » است و شاعر و نویسنده به « وصف یک عمل » می پردازد .
امٌا می بینیم که در شعر سپیدِ به بیراهه رفته و شکست خورده یِ دو - سه دهه ی اخیر ما اکثر قریب به اتفاق مدعیان شاعری در این رشته بر « اسم » و « فاعل » تاکید دارند و این به دو دلیل اساسی است :
- اصولا" توجٌه به شخص و « کیش شخصیت » در ایران ِ خانخانی و ایلخانی و ... رضاخانی ژنتیک شده است و درمان آن شاید چند دهه طول بکشد ...
در هرکجا که خان بیشتری وجود داشته است ، ایلات و عشایر و روستاها و ... این مرض ، به ویژه خود بینی و خود محوری ، مزمن تر است که احساس تملک و تعلق به اشیاء را بالا می برد ، حال آنکه در مناطقی باستانی تر و شهری شده تر چون جنوب ایران ، از خوزستان و فارس شهری گرفته تا یزد و کرمان این تعلق بسیار کمتر است و شاید به همین دلیل باشد که « کاکو »ی شیرازی به دنیا آنده است ، یزدی ها در تحقیر افراد و اشیاء ، بلکه در کم اهمیٌت شمردن آنان در مسیر زندگی خود ،به آخر نام آنان یک « ک » تصغییر اضافه می کنند و کرمانی ها مثل جناب دولتی یک « و » تصغییر ... و شاید از اینجاست که شاعران جنوب خراسان ( چون استاد شفیعی کدکنی بسیار عزیز ) ، کرمان ، یزد ، فارس ، و خوزستان و بالای خوزستان بیشتر به عمل اشخاص و اشیاء کار دارند تا خود آنان و در این عمل نیز آنچنان که اقتضاء می کند به توصیف عمل ... به زیبائی و شیوائی ...
- ناشاعران ؟ یا کم شاعرانی که به خصوص یه دلیل عدم توانائی در حوزه شعر کهن به شعر سپید روی آورده اند ، به تصوٌر خود برای شعر ساختن کلامشان به اسامی عجیب و غریب و کلمات غلمبه و سلمبه متوسل می شوند ... (2)
و امٌا علی دولتی هم طبع و قریحه شعر سپید را دارد و هم از مردم شریف و خونگرم کرمان است که نژادا" پیرو مکتب اصالت عمل اند و از خطه ی سعدی و حافظ و خواجو و وحشی بافقی . (3)
« تبر » به سادگی و نه هیچ چیز اضافی بر آن . چون اصل بر تبر نیست بلکه بر عمل تبر و « خستگی » ناشی از آن است . ساده ، زیباست و شیوا . یا به قول قدیمی ها و تقریبا" : فصیح و بلیغ .
(1) وقتی یک فیلم از حیٌز انتفاع خارج شد ، یا اصولا" مناسب تشخیص داده نشد ، طی مراسمی آن را با تبر خرد می کنند .
(2) این بحث جدای از کاربرد کلماتی خاص و گاه عجیب و مهجور در برخی از شعبات شعر سپید که سیاسی تر مینمایند ، شاید چنین اقتضا آتی داشته باشند و نزد دوشاعره گرامی و شهیر سایت وجود دارند می باشد . 
(3) و اینجاست که ناقد ادبی ناچار به شناخت فضای اجتماعی - فرهنگی شاعر و تولد شعر اوست .

                  
علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۱۵
علیرضا آیت اللهی
    
پاسخ جمیله عجم(بانوی واژه ها) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۰۵
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۵
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، تبر خسته ، علی دولتی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (3)

تاریخ:یکشنبه 31 خرداد 1394-09:48 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ ۰۶:۳۹
علیرضا آیت اللهی
 
شاعرِ آگاه و تبر خسته     
شعر ، احساس است ، سیٌال است ، خود روست و خود رو تقریبا" همچنان یک خودرو ( اتو موبیل ) ؛ خود می آید و خود حرکت می کند ... و امٌا شاعر چون راننده ای است که هر چه بافرهنگ تر ، منطقی تر و ماهر تر باشد هم محتوای شعر را غنی تر می کند ، هم سیر آن را تسهیل می کند و شعری روان ،زیبا، شیوا ، متین و دلنشین .... پدبد می آورد و هم به مقصدی مطلوب تر که پیامی پربار تر باشد می رساند .
ذهن شاعر وقتی شاعر ( با شعور ) باشد سیری را که پدید می آورد و مسیری که می سازد « منطقی » است ؛ شامل :
مبتدا و خبر یا :
مقدمه ( موضوع ) 
متن
نتبجه یا پیام 
مطلع شعر معمولا" علاوه بر این که مبتدا و مقدمه شعر است طرح موضوع آن هم هست . بحث شعر تبر خسته بر نقش و جایگاه تبر است . 
درشعر اگر منطق به زبانی زیبا بیاید و تاثیرگذار تر شود فبها . امٌا معمولا" شعر ، هنر است و بسیاربیش از آتکه یک آموزش ( آِشعار ) کلاسیک باشد یک زیبائی برخاسته از احساس است ؛ و برای زیبا سازی است که مکاتب متعدد ادبی به وجود آمده اند و از آن جمله سمبولیسم یا نماد گرائی .
تبر می تواند یک انسان یاشد ؛ یک قاضی ... و یایک انسانِ قاضی و تصمیم گیرنده در هر پست و مقام (1)
و چون در ادبیات ، بر خلاف علم و منطق که در آنها اصل بر تحلیل برای اثیات یاشناخت است ، در ادبیات اصل بر توصیف است شاعر تمام توصیف خود را در کمترین کلام و تنها در یک واژه آورده است : 
خسته !
خسته از چه ؟
(1) به یاد داشته باشیم که ناقد ادبی سر انجام یک مفسر است و نه یک مرور گر و خواننده دقیق ذهن شاعر ... ناقد ادبی برداشت و به اصطلاحِ منطقیون « استنباط » خود را از شعر می نویسد و نه اینکه حقیقت وجودی شعر را تعریف کند . 
( ادامه دارد انشاء الله )

                  
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۴۸
صفیه پاپی
  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۵
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، تبر خسته ، علی دولتی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:یکشنبه 31 خرداد 1394-08:45 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۰۲
علیرضا آیت اللهی
 
شاعر « تبر خسته »    
علی دولتی شاعری است ؛ که بیگمان :
- قریحه دارد
- اندیشه دارد
- زبان سرایش دارد
- دچار لفٌاظی نمی شود
- می داند که چه می خواهد بگوید و به خصوص برخلاف برخی « به اصطلاح سپید سرایان !!! حاضر در سیستم مجازی فارسی » می فهمد که چه می گوید و به خوبی به مخاطب میفهماند که این « اِشعار » وظیفه اصلی هر شاعر است :
پس پیام دارد و پیامش را عرضه می کند و نه خودش را ... (1) ؛ که ضرب المثل انقلابیون فرانسوی این بوده است که ما فقط کارمان را می فروشیم و نه خودمان را ...
( گرچه با وجود تمام حرمتی که برای حجب و تواضع ایشان قائلم امیدوارم روابط عمومی قوی تری برای خود دست و پاکنند .... ) 
و با چنین شرایطی است که شعر « تبر خسته » پدیدار شده است ....
(1) می بینیم که برخی با یک دوبیتی یا یک سه گانی و امثال آن که شاید بیش از ده واژه اصلی نداشته باشد چگونه بارها و بارها به منبر می روند و به خود نمائی ( کاین منم طاووس علیین شد ه ؟! ) . به یاد گفته م.ا. تهرانی شاعر شوخ طبع شعر نو ، در حوالی 1350 در انستیتو گوته افتادم که وقتی در همایشی از شاعران ، پشت میکروفون قرار گرفت در برابر شوخی نسبتا" زننده شاعره ای جوان ( حسادت در این کشور حتی نسبت به بزرگان ! و نشناختن حدٌ و اندازه ی خود ! بیداد می کند .... ) گفت ( نقل به مضمون ) : خانم ... فلان ! من نان زیبائی چهره روتوش کرده ام را نمی خورم ، نان اندام در گن پیچیده ام را هم نمیخورم ! و چون گویا بغض کرد یکی از شاعران بزرگ ردیف جلو گفت : نان شعرش را می خورد ! ؛ که در اینجا گفت : به خدا قسم نانخور شعرم هم نیستم ... و من که در ردیف انتهائی بودم ( آن روزها رعایت بزرگتری - کوچکتری ، پیشکسوتی و امثال اینها به اندازه کافی وجود داشت ) و متوجٌه نشدم ؛ امٌا پس از خاتمه جلسه گفته می شد که با این حرف بسیاری از شاعر های ردیف های اوٌل و دوٌم ؛ نظیر شاملو و سیاوش کسرائی ، بغض کرده بودند ... آنهم در آن زمان که به شعرای حقیقی توجٌهاتی می شد ؛ و....
(2) و از اینجاست که یک نا قد ادبی نمی تواند به اصطلاح « چشم بسته غیب بگوید » و بنده در حتی اظهار نظر برروی شعر شاعرانی با پروفایلی سراسر « فاقد اطلاعات » خود را تا حدودی دست بسته می بینم ... 
( ادامه دارد انشاء الله ) 

                   

پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۳۴
رضا نظری
 
پاسخ فاطمه توکلی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۱۵
فاطمه توکلی
  
علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۱۴
علیرضا آیت اللهی
     

شرمنده می فرمائید . ببخشید که ادا کردن حق مطلب دشوار می نماید      
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۴۸
صفیه پاپی
  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۴
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، تبر خسته ، علی دولتی ، خرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:یکشنبه 31 خرداد 1394-07:40 ب.ظ

تبر خسته 

شعری از 

علی دولتی

 از دفتر کوتاه نوشته ها نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ ۰۲:۴۹ شماره ثبت ۳۷۸۱۸
  بازدید : ۳۶۱   |    نظرات : ۱۶۱

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر علی دولتی

تبر خسته

باز ایستاد

چند بار شمرد

دایره ها را

باز هم اشتباه کرده بود

این روزها

درختان هم جوان تر از آن اند

که چهره اشان می گوید.




علی دولتی

۱۹
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۴۳ شاعر این شعر را خوانده اند

محمد ایثاری نیا (جوینی)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

علی غلامی

 ، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

مونس ارجمندی

 ،

سیده لاله رحیم زاده 

، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

رضا نظری

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

امیر جلالی(میر دی ) 

، 

میثم دانایی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

شاهین لقایی(شاهین)

 ،

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

ابوالفضل خداوردی پور

 ، 

وحید کاظمی

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

حدیثه نق

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

علی دولتی

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

رشید حیدری(نادرگلی)

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

علی اسماعیلی

 ، 

جعفر محمدی (ضمیرچنارانی)

 ، 

مسیحا

 ، 

پژمان صالحی

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

کیوان رادفر

 ، 

حسین راستگو

 ،

سیده نفس احمدی

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

سپیده ی صبح

علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۰۷:۳۰
علیرضا آیت اللهی
 
ابعاد « تبر خسته »   
قصد این که شعر « تبر خسته » از علی دولتی ، این شاعر عزیز ، و به گمان من آزاده ، محجوب ، متواضع ، صادق ، و چون همه ی کرمانی ها خونگرم ، .. را نقد کنم ندارم . چون هنوز غرق شعرهایش نشده ام . شعرهایش را مختصر و مفید (1) می آورد ؛ و تقریبا" هر شعر بهتر از شعر قبلی . امٌا می دانم که نهایتا" این نوشته را نقد تلقی می فرمائید و چه باک .
البته در یک نقد شعر نه تنها شعر مورد نظر ، بلکه باید :
شعرهای متعددی از شاعر را شناخت
شخصیٌت شاعر را در نظر داشت (2)
رویٌه شاعری وی رالحاظ کرد
... و به ویژه انگیزه ویا انگیزه هایش را ! ... (3)
... تا محتوا و پیام شعر را دریافت .
و الٌا این شعر سپید که من با توجٌه به موسیقی لازم برای « سپید » آن را بیشتر شعر آزاد ( از مکتب فرانسویِ شعر سپید ) تلقی می کنم ، از نظر شکلی بحثی ندارد .
(1) نوشته هائی قطره چکانی به عنوان شعر سپید و در واقع عوامفریبانه به نام « سپید » را شعر نمی دانم و نمی خوانم ، بلکه « سیاه » ! .
(2) ای بسا شاعرانی خوش سخن امٌابسیار بی شخصیٌت که نهایتا" این بی شخصیتی و چه بسا بی ادبیشان در شعرشان متجلٌی می شود .
(3) مثل همین علی دولتی که نه مامور شعر دادن است ! نه برای کسب شهرت و تبلیغ چهره اش شعر می دهد ، نه محض پشتوانه و برای تبلیغ شغل و کسب و کارش ، و.... 
( ادامه دارد انشاء الله )

                   
پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۲۲
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
  
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۴۵
صفیه پاپی
   
پاسخ محمد ایثاری نیا (جوینی) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۳۳
محمد ایثاری نیا   (جوینی)
  
پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۳۵
رضا نظری
 
پاسخ فاطمه توکلی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۱۴
فاطمه توکلی
  
پاسخ عباسعلی استکی(چشمه) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۵۹
عباسعلی استکی(چشمه)
درود استاد عزیز
بهره بردم بزرگوار
خسته نباشید
امید که همیشه خوش و خرم باشید   
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۴
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()