تبلیغات
شعرِ آ - مطالب ابر مشاعره
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب )6(

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:16 ب.ظ

علی غلامی
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۵۸
علی غلامی
 
سلام استاد

صدای تیشه های مردی می آید
در تندیس عشق دلش
جای ضخم دوران و ...
در دستهایش جای پینه هایی از...
عرق های چکیده بر کتاب...
سالهای دور وطن...
سالهای دور از وطن
.
گاهی نماد اندیشه
سهل و ممتنع...
یا همان افراغ اندیشه...
در مزامیر سخن

تا شایدش یکبار...
بلبلی بخرد که...
ندهد صدای کلاغ ...

استاد درود بر شما...    
مرز آشنا هست و در خدمتیم...    
امروز روز بانوان بود....
لذت بردند..
ما پسران را هم دریابید
   
پاسخ صفیه پاپی به نظر علی غلامیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۸:۲۰
صفیه پاپی
  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر علی غلامیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۹:۴۷
علیرضا آیت اللهی

سلام  

صدای تیشه فرهاد راگوئی ؟
صدای مضرب عشق است
بریک سنگ
که گویا این دلِ شیرین ز خاراهست
و فرهادش
چو یک مرد جوان
مردانه می جنگد !
که گوید مردِ مردَم
عشق را
مردانه می خواهم 

     

پاسخ امیدمرادی به نظر علی غلامیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۲۰:۰۲
امیدمرادی
  
علی غلامیچهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۲۱:۲۱
علی غلامی

سراغم را در کدامین غزل از خاطره ها می جویی
غزلی نیست به برم جز یک آمین که از دعاها می جویی

شرح هجرت مهر دوستان نیست فقط قصه فرهاد
آرامشم را در کدامین رقص از پروانه ها می جویی

گرچه شرح ارادت بر استاد شایدش بر دهانم نیست
بر دفتر پرغلط املای من دنبال کدامین غلط ها می جویی 

من کودک دشت بیستون زاده دیرپای تبار فرهاد هایش 
جز عشق بر استاد زازل تا به امروز کدامین عشق ها می جویی

هر چند فرهاد بود عاشق کوه کن اما نیست معصوم
نشانش آن نشان بود کفر و تیشه دیگر شیرین ها می جویی

نمی دانم کیستم اما برتر نباشد نه مرد و نه زنها
اما خدا را شکر که احوالم باشد خوب که ها می جویی

پیغمبرم فرمود که هرکس از مردها بداند خود را برتر ززنها
در میان آخرین کلمه در ززنها با صدای زنبور زنها می جویی

همین است اوصاف عروض و قافیه در این غزل ها
شکستن حس در عشاق و وزن ززنها جور کردن ها می جویی

مخلصم استاد غزل هایکو نشه فقط انشالله آخه توی کتابهای قدیم دبیرستان یعنی دوره ما قانون هفت الی بیشتر بود و الان شده پنج تا..

راستش بلدم کمی تقطیعش بکنم هجا هجا و بعد ارکان بازی و تعیین وزن مصراع اول مقصد و سپس تا آخر شعر مصراع های زوج بر همان وزن والی آخر....
اما خسته ام از این همه شعرهای
اسیر بند و قافیه....
عاشقم بر غزل های ناب با بند و قافیه.....

اما ببخشید دریافتن پسرها یعنی کل پسرها و اثری از اشکلات فراوان دخترها در اثرهای بعدی استاد

   

علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۲۲:۱۷
علیرضا آیت اللهی

   

ببین !
تقصیر از من نیست !
حواست هست ؟
ببین که تیشه فرهاااااد ...
کجاافتاد ؟!
وشیرین انسولینش را به موقع زد؟
اگر خسرو گناهی کرد ، ببر در مرز کردستان و...
... بیرون ران از این بستان ...
چرا این بیستون از هر ستونی گشته محکم تر ؟!
ببین نقشی که آن بالا ست
نقش کیست آن ؟
حالاست ؟! .

در این گرد و غبارِ شام کرمانشاه
بلیطی بهر تهران هست؟
فقط یک جا 
کناردست راننده
ویا حتی ....روی بوفه
به سوی واقعیت ها
که گرچه یک ناهاری
یا فقط یک شام شب باشد ! :
در این گرما ، قناعت میکنم به نان - پنیر و یک کمی سبزی
منم فرهاد ، امٌا بی تبر !
شیرین !
کجائی تو ؟!
که یارانه ز تو برگشته و حذفی ز هرفهرست ...
حسن رفت و امید آورد
به هر تدبیر
چون یک شیر ...
.... درون پاکت نایلون
گرانتر از شب قبل است 
تبر کو ؟
یک تبر داری ؟
چرا خونسرد ؟
ز مافیها خبر داری ؟
ولم کن با سپید حاجیه بی بی در این سایتت ! ....

     

علی غلامیچهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۲۲:۵۴
علی غلامی

در شهری که پرواز نمی کند هیچ کنجشگ
مگر نمی شنوی پچ پچ کلاغ ها را؟
در شهری که نشسته برف تا کمر
مگر نمی شنوی پارس سگ ها در زوزه گرگ ها را
جای مترسک در مزرعه های سبزشان آدم برفی نشسته
در زود آب شدنش سنگ دماغشان تی پای بد خورده
در سردی و دست نداشتن هایشان....
کله هاشان از گرمی خورشید آب جوی گشته...
ببین چگونه شال گردنش را سفت بسته! ....
جای هر آدم برفی صبح فردا....
آدم برفی دیگر با هویج گندیده دماغش نشسته
خوب می دانم از قهر روزگار
آشوب کردن در غار تنهایی ها را چه سود؟
پاداش فریاد در غار پژواک ناموزن است در سر
در بر این مردمان عاشق گل.. اما فسیل پرست
هیچ گلی نمی روید در سبدهای کاغذی به دست
سالهاست گل مرده است در سبدهای کاکوتی گل بدست
داروی بوی دهانهای پلاسیده حنجره در حلق ها
نوشیدن گلاب است در هرم عرق ها
سراغ ام را در کدامین غزل از خاطره ها می نوشی....
حرفی نیست در سوزن زدن های خیاط پیر
جز نیش سوزن بر دست او در گاه گاهایی زود و دیر
خودش لخت است لخت لخت نامش عور....
اما نمی دانم چرا هر روز ...
لباسش می دوزد بر اشک هنوزش او!

مردمان یزد نامشان یاد باد
امروز این شعر را فی البداهه برای خانوم توکلی نوشتم که البته اینجا با تغییراتی برای شما.پاسخ آخرین شعر شما انشالله در غزل بعدی که تقدیم محضر استاد خواهم کرد.بعد از این تقدیمی.
   

پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر علی غلامیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۶
علیرضا آیت اللهی

   

سلام به شاعر اندیشمند

از قدیم گفته اند :

« کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من »

     
روح اله عسگری
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۸:۰۰
روح اله عسگری
 
درود بزرگوار       
پاسخ صفیه پاپی به نظر روح اله عسگریسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۸:۲۰
صفیه پاپی
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر روح اله عسگریسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۹:۵۸
علیرضا آیت اللهی

سلام  

درود بردرودت ، ای روح پاک الله
بارد ز وی به رودت ، ازما دعاست والله

     

علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۷
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، غزل ، یک لحظه ، نرگس بهارلوئی ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:دوشنبه 5 مرداد 1394-11:51 ب.ظ

یک لحظه

 شعری از 

نرگس بهارلویی

 از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۲:۵۴ شماره ثبت ۳۹۰۲۵
  بازدید : ۲۰۵   |    نظرات : ۵۲


دفاتر شعر نرگس بهارلویی

یک لحظه تو را دیدم و مجذوب شدم من

درجنگ غم عشق تو مغلوب شدم من


من فکر تو و یاد تو بودم همه ی عمر

افسوس که دل کندی و مغضوب شدم من


چشمان تو انگار نمیخواست که باشم

از سیل نگاه تو چه مخروب شدم من


تا کی به غم دوری تو صبر کنم من

اینجا که به هجران تو ایوب شدم من


باشد که خدا چاره کند کار دل ما

چون غرق تماشای تو محبوب شدم من

نرگس بهارلویی
علیرضا آیت اللهی
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۱۷
علیرضا آیت اللهی
 

سلام  

مغلوب چرا ؟! ، غمزه نما خوابش کن !
با عشوه ی خود مستِ می نابش کن !

یک گوشه چشمی که در آن افسون است
بنمای و ز عشقت به تک و تابش کن!

هر مرد اگر به دل طلای ناب است
آتش به دمِ کوره نما ... ، آبش کن !

یک جرعه ز عشق خود به خمٌ وی ریز
وین خم همه را پر به لب و بابش کن

چون مست تو شد به خانه ات آواره است
« سلفی » به سند گرفته و قابش کن !

     
پاسخ نرگس بهارلویی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۰۲:۴۸
نرگس بهارلویی
به به 
چقدر زیبا بود و دلنشین این شعر
درود برشما جناب آیت اللهی عزیز
سپاسگزارم


نوع مطلب : شعر من  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، نیمائی ، عشق اصلا" چیست ؟ ، صفیه پاپی ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب )1(

تاریخ:یکشنبه 4 مرداد 1394-11:25 ب.ظ

عشق اصلا چیست؟

 شعری از 

صفیه پاپی

 از دفتر شعرناب نوع شعر نیمائی

ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۳ ۰۹:۵۰ شماره ثبت ۲۷۲۲۳
  بازدید : ۲۷۲۶   |    نظرات : ۱۰۳۴

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر صفیه پاپی

عشق اصلا چیست؟


لذت خوردن یک بستنی سرد وخنک!؟


یا هوا کردن یک بادکنک!؟


یا لب آب و می ناب و...اَلَخ


هرکسی تعرفه خاص خودش را دارد


به دل من اما


جَرَیانیست شگفت،


و یقینا پر بار:


تکه ای کربن نرم


شود الماس درخشنده و تقدیم به یار...

پ.ن1

باید از کربن دل الماسی درخشنده ساخت تا قابلیت پذیرش عشقی ناب را بدست آورد.

پ.ن2


حقیقت یا مجاز


عشق می رویـــــــد درون جان ما


تا کجاهـــــا می برد ایمــــــــان ما


یا شوی ساقــــــه به بالا می روی


یا چو ریشه ره به سفلی می بری


گر شوی ســــــاقه غذایت نور پاک


ریشه باشی بهره ات از کود و خاک


ساقه شو بالـــــــــــندگی آغاز کن


در هـوای نـــــور او پـــــرواز کن  ...



نوع مطلب : شعر شناسی  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، غزل ، آوازه مجنون ، جواد مهدی پور ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-08:22 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۸:۳۸
علیرضا آیت اللهی
 

سلام  

به جناب دکتر ، ادیب و شاعر

منم روزی جوان بودم 

و شعرعاشقانه را

به جای عین معشوقم 

پرستشها همی کردم 

به شب 

یا روز

شد من را یکی معشوق ؛

بطن زندگی ، 

عمرم !

ولی معشوق یک بود و

چنین شعری هزاران ها 

به هم کوبیدم این دفتر !

خریدم دسته گل با کیک

و پاهایم همی خود رفت ...

تا برمنزل معشوق ....

...و شد ملموس عشق من !

دگر شعری نمی گویم ....

و در راهش همی پویم ...

نتیجه همچنان عالی است ...

نه شعری و نه فالی و نه خوابی و نه رؤیائی

که معشوق هم همین جوید

و او هم در همین پوید ...

نباید منتظر بود و سرود و این و امٌا کرد 

که باید جرئتی کرد و ...

... چنان که خلق می گویند : 

پدر را دید و مادر ؛ 

وآنگهی

یک

دست

بالا

کرد ....

                  
پاسخ امیدمرادی به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۲۰:۱۰
امیدمرادی
 
پاسخ جواد مهدی پور به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۰۷:۳۹
جواد مهدی پور
سلام و عرض ادب استاد
ممنونم از مهرتان 
از شاگرد نوازیتان بی اندازه سپاسگزارم 
افتخار میکنم که از محضرتان می آموزم
درود بر شما
    
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیجمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۴۵
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
 خوش آمدیـــــد 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، غروبی که رسیدم ، سپید ، علی غلامی ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب (2)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-04:12 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۲۲:۳۰
علیرضا آیت اللهی
 

     

ببین !
تقصیر از من نیست !
حواست هست ؟
ببین که تیشه فرهاااااد ...
کجاافتاد ؟!
وشیرین انسولینش را به موقع زد؟
اگر خسرو گناهی کرد ، ببر در مرز کردستان و...
... بیرون ران از این بستان ...
چرا این بیستون از هر ستونی گشته محکم تر ؟!
ببین نقشی که آن بالا ست
نقش کیست آن ؟
حالاست ؟! .

در این گرد و غبارِ شام کرمانشاه
بلیطی بهر تهران هست؟
فقط یک جا 
کناردست راننده
ویا حتی ....روی بوفه
به سوی واقعیت ها
که گرچه یک ناهاری
یا فقط یک شام شب باشد ! :
در این گرما ، قناعت میکنم به نان - پنیر و یک کمی سبزی
منم فرهاد ، امٌا بی تبر !
شیرین !

کجائی تو ؟!
که یارانه ز تو برگشته و حذفی ز هرفهرست ...
حسن رفت و امید آورد
به هر تدبیر
چون یک شیر ...
.... درون پاکت نایلون
گرانتر از شب قبل است 
تبر کو ؟
یک تبر داری ؟
چرا خونسرد ؟
ز مافیها خبر داری ؟
ولم کن با سپید حاجیه بی بی در این سایتت ! ....
ویا آن پیرمردی که ، تمسخر میکند ما را
و آن دختر و استشهاد شعرش از در و دیوار
سپبد گچ ، درون سر، چه غوغا می کند امروز
عجب به به !
عجب چه جه !
گُمی تو دردرون این هیاهو ها .... 

        



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، غروبی که رسیدم ، سپید ، علی غلامی ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-04:08 ب.ظ

غروبی که رسیدم.....

 شعری از 

علی غلامی

 از دفتر غرور پاییز نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۴ ۱۶:۰۶ شماره ثبت ۳۸۹۰۷
  بازدید : ۳۱۹   |    نظرات : ۹۲

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر علی غلامی

در ساحل ها.....


ﺑﺎ ﻗﺎﯾﻖ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ


ﻣﯽ ﺁﻣﺪﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿﺰﻫﺎ


ﺩﻝ ﺍﺳﯿﺮ ﺷﻌﺮﻫﺎ


ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺵ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﻫﺎﯾﯽ.....


ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ..... 


.


ﻣﺤﻮ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﻏﺮﻭﺏ


ﺁﺳﻤﺎﻥ.....


ﺩﺭ ﻣﺠﺎﻝ ﺗﻨﮓ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ


ﻟﺐ ﭘﺮﯾﺪﻩ..... 


ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻧﻪ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑﻮﺩ.


.


ﻧﻮﺭ ﺻﺮﻑ ﻣﺤﻮ


ﺯﻣﺎﻥ.....


ﺫﺭﻩ ﺑﻪ ﺫﺭﻩ ﺩﺭ.....


ﻟﺨﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺷﻚ


ﺍﺳﯿﺮ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﺑﻮﺩ..... 


.


ﺍﺯ ﺑﺎﻡ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﻮﺭ..... 


ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ


ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ..... 


ﺩﺭ ﺧﻠﻖ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺷﺐ.


.


ﺩﺭ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎﯾﯽ ﭼﺸﻢ


ﻫﺮ ﻧﮕﺎﻩ..... 


ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ


ﺩﺭ ﺗﻤﻨﺎﯾﯽ ﭼﻮ  ﺁﺭﺯﻭﯼ 


ﻧﻮﺭ ﭼﺮﺍﻍ ﺑﻮﺩ..... 


.


ﺩﺭ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻛﻮﺭﯼ ﻫﺎ


ﺑﻬﺎﻧﻪ..... 


ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻏﺮﻭﺏ ﺑﻮﺩ


و ﻫﺒﻮﻁ ﺯﺍﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﺪ


ﺍﺯ ﻧﻄﻔﻪ ﺩﺭﺩ..... 


.


در غروب بی باور شهر


در سایه ای از..... 


نمناکی های باران


ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯿﺪﻡ


ﮔﻞ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺯﺩﻩ را..... 


ﻣﺤﻮ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺑﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ


ﺷﺒﻨﻢ ﻫﺎﯼ ﺑﻨﻔﺶ..... 


ﻟﻨﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ


ﺩﺭ ﺳﺎﺣﻞ هر ﻏﺮﻭﺏ.....


پ .ن


غروب تو.....


انگاره رویش من است


فی البداهه گویمش.....


که یکی از هزارمین جمله من است.


-----------------------


زندگی هر روز.....


تکرار چیزی است.....


که هیچ تکراری در آن نیست!


....


هر کجا می روند شادی و غم ها.....


تکلف نکن ...بگذار بی تردید تر از همیشه بروند


مساله حل نشده در دفتر ما.....


درد زندگی است.....


دردهایی که داغ زندگی است.....


داغ هایی که درد زندگی است.....


بنشین و آرام باش!


---------


چشم هایت را ببند


برای یک لحظه.....


در باز کردن چشم.....


اولین چیزی که می بینی خداست.....


آری همان که ......


خداست........

۹
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۳۸ شاعر این شعر را خوانده اند

علی غلامی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

پرستو پورقربان

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ،

محمدمهدی اورسجی

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

سیده لاله رحیم زاده(آلاله ی سرخ) 

، 

ایوب آگاه

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

یاسین زمانی

 ، 

مسیحا (یاغی)

 ، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

میثم دانایی

 ، 

امیر جلالی( ا م دی )

 ، 

رحیم نیکنام

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

محمد مهدی (هوشیار) فرازمند

 ، 

فروزان شهبازی

 ،

فاطمه توکلی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

سمانه هروی

 ، 

میترا دل داده 

، 

روح اله عسگری

 ، 

رضا عزیزی (رهگذر)

 ، 

محمد رضا نظری(لادون پرند)

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

سعید چرخچی

 ، 

علی دولتی

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

حنظله ربانی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

آرش غفاری درویش(منتظر)

 ، 

سپیده ی صبح




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (14)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:43 ب.ظ

کریم لقمانی سروستانی
یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۲۰
کریم لقمانی سروستانی
 
سلام استادآیت اللهی گرانقدر
قربان چه کنم راه دور است وپر ازسنگلاخ تا به شهر برسم
این بودکه تاخیر درکلاستان داشتم البته کمی هم همراه با کاهلی 
بسیار خوشحال شدم سعادت حضوردرمحضرتان بعدازمدتها پیدا کردم برای آموختن
بسیار بسیار زیبا .اندیشمندانه وهنرمندانه به تصویر کشیدید
لذت بردم ومی آموزم استاد
شادزی 
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر کریم لقمانی سروستانیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۳۴
علیرضا آیت اللهی


سلام  

به استاد ارجمند و گرامی  

ناب سرای بزرگ نیمائی  

جناب آقای استاد کریم لقمانی سروستانی بسیار بسیار عزیز  

واقعا" دفتر حقیر بنده را منٌور فرمودید . چند مرتبه بر اشعارتان کامنت گذاشتم که چون پاسخی نیافتم حدس زدم که کسالت دارید و نگران احوال شریفتان . به هرحال بنده هم تقریبا" هم سنٌ جناب عالی هستم وحال آن جناب را به خوبی درک میکنم . یک پاسخ هم که بفرمائید برای بنده هزار پاسخ است .    

یک دنیا امتنان و سپاس و تشکر . الطافتان مستدام  

با آرزوی بهترینها برای جناب عالی و اینکه هر گزندی از وجود مبارک دور باد  

همچنان شمارا می خوانم.  

    
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)
یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۴۵
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)
 
استاد ارجمند
جناب دکتر آیت اللهی بزرگوار
در کلاستان می آموزم و از شیرینی کلامتان بهره می برم.
برایتان طول عمر همراه با سلامتی و سرسبزی آرزو دارم.
یک چمن عطر گل ها ی بهاری تقدیم قلم توانای شما باد.
          
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۴۵
علیرضا آیت اللهی

سلام  


به غزلسرای بزرگ و ارجمند

سرکارخانم طلعت خیاط پیشه ( طلای ناب کرمانی)  

بیهنایت ممنون و متشکرم  

الطاف عالی مستدام  

استوارو پایدار باشید انشاء الله  

     

مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)
دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۰۰:۳۶
  مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)
 
مرحبا استاد 
استفاده ها بردم 
       
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۲۷
علیرضا آیت اللهی

سلام  

ممنونم از لطف جناب عالی

     


ش سپیده ی صبح
سه شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۰
 ش سپیده ی صبح
 
    
نیلوفر جهانفر
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۲۵
نیلوفر جهانفر
 
استاد عزیز درود بر شما بی نهایت زیبا بود و لذت بردم   



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (13)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:41 ب.ظ

الناز مهدوی
یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۰۵
الناز مهدوی
 
سلام استاد عزیزم
بسیار زیبا و جالب سروده اید 
بنده حقیر هم جسارت کرده و سرودم امیدوارم مقبول افتد

اگر روزی ز تو عشق و لطافت خواست
بگو اینها همه حرفست و در نطفه خفایش کن

اگر روزی ز تنهایی شکایت کرد
بگو آها،هوای دیگری داری، رهایش کن

اگر شعری سرود و گفت تقدیمت
بگو با او مگر نان میشود شعرت،تمامش کن

ببین با او چه کردی تو،دگر این حرفها کافیست
همه عمرت فدای آن صفا و آن وفایش کن

بداهه بود کم و کاستی اش را به بزرگی اتان ببخشید
همیشه باشید و بسرایید    
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر الناز مهدویدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۴۴
علیرضا آیت اللهی

سلام  

به شاعر ارجمند و گرامی

سرکار خانم الناز مهدوی  

بسیاربزرگوارید    

خلوص شاعرانی چون سرکار عالی فراتر از هر جواهر است    

خواندم و از مضون شیرین آن بسیار لذٌت یردم    

بهترین ها را برایتان آرزو دارم  

     

زهرا ضیایی
یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۵۵
زهرا ضیایی
 
سلام ودرود برشما استاد بزرگ و گرانقدرم ... زبان شعر شمابسیار زیبا و منحصر بفرد است گرانقدر ... کاش لایق باشم و در جوارتان بتوانم بیاموزم
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر زهرا ضیاییدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۵۴
علیرضا آیت اللهی

سلام  

به شاعر ارجمند و گرامی

سرکار خانم زهرا ضیائی  

ازالطاف سرکار عالی بسیار ممنون و متشکرم . علاوه بر تغزل های زیبایتان همین دو سطر حاکی از مراتب ادب و فرزانگی و شایستگی نزد سرکار عالی است . به دلیل احساساتی بودنم و تلون احساسات ، زبانم در غالب شعر ها متفاوت می شوند و خدای بزرگ را از اینجهت هم سپاسگزام .  

با آرزوی بهترین ها برای آن غزلسرای گرامی  

     

پرستو پورقربان (رها)
یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۸:۰۳
پرستو پورقربان (رها)
 
سلام و عرض ادب خدمت جناب آیت اللهی عزیز و بزرگوار  

چه غوغایی به پا کردید استاد  

الحق نابِ ناب است آثارِ قلم بی نظیرتان........................  

چه بگویم که قلمتان زیبائی وصف ناممکنی را خالق است .....   

پااااینده باشید 
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر پرستو پورقربان (رها)دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۲۱
علیرضا آیت اللهی

سلام  

به دخترمهربان و بسیار خوش قریحه ام
سرکار خانم پرستو پورقربان  

غوغا را بنده به پا کردم یا شما که هنوز از گرد راه نرسیده حرارت سایت ناب را تا نزدیک 45 درجه بالا بردید ؟!!!    

نظر من رابخواهید : ناب ، طبع و قریحه ی شماست    

یک دنیا امتنان و تشکر  

با آرزوی بهترین ها برای شما و خانواده محترم  

     



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (12)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:38 ب.ظ

نجمه طوسی (تینا)
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۱۱
نجمه طوسی (تینا)
 
       
سلااامت می کنم از جان تو ای استاد خوش نقشه 
خوب فکری بید احسنت . نیازی نیست بنگی شون کنیم از اول که به دنیا اومدن گیج بودن    
خانوما پرچممون خیلی رفت بالا 
       
       
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر نجمه طوسی (تینا)یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۳۸
علیرضا آیت اللهی

سلام  

نظرلطف شماست

ممنون و متشکرم .

استوار وپایدار باشید انشاء الله  

    
سعید چرخچی
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۵۵
سعید چرخچی
 
مثل همیشه عالی 
پیروز باشید 
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر سعید چرخچییکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۳۸
علیرضا آیت اللهی

سلام  

نظرلطف شماست

ممنون و متشکرم .

استوار وپایدار باشید انشاء الله  

     
محمد مهدی (هوشیار) فرازمند
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۱۷
محمد مهدی (هوشیار) فرازمند
 
سلام استاد
لذت بردیم
دلنشین و زیبا و غم انگیز و طنز بود.
   
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد مهدی (هوشیار) فرازمندیکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۳۹
علیرضا آیت اللهی

سلام  

نظرلطف شماست

ممنون و متشکرم .

استوار وپایدار باشید انشاء الله  

     
مریم شجاعی
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۴۸
مریم شجاعی
 
درود بر شما استاد خوبم...
بسیار زیبا بود..
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر مریم شجاعییکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۴۰
علیرضا آیت اللهی

سلام  

نظرلطف شماست

ممنون و متشکرم .

استوار وپایدار باشید انشاء الله 

     
مژگان روحانی
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۲۲:۲۹
مژگان روحانی
 
درود بزرگوار  
بسیار ناب بود شعرتان  
مانا باشید و قلمتان همیشه رقصان   
گرفتی همسری چون گل برو مسجد دعایش کن  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر مژگان روحانییکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۴۱
علیرضا آیت اللهی

سلام  

نظرلطف شماست

ممنون و متشکرم .

استوار وپایدار باشید انشاء الله  

     



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (10)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:33 ب.ظ

جعفر جمشیدیان تهرانی
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۵:۵۸
جعفر جمشیدیان تهرانی
 
درود استادگرامی
لذت بردم. زیبا بود
  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر جعفر جمشیدیان تهرانیپنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۵۸
علیرضا آیت اللهی

سلام  

لطف عالی مستدام

« اگر خوش بود این شعرم ز قبلی ها سوایش کن ! »

با کمال تشکر

     

پاسخ صفیه پاپی به نظر جعفر جمشیدیان تهرانیشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۵۱
صفیه پاپی
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۲۲
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  
جواد مهدی پور
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۸:۱۷
جواد مهدی پور
 
سلام و عرض ادب محضرتان استاد ارجمندم
زیبا و دلنشین بود 
درود بر شما
  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر جواد مهدی پورپنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۵۹
علیرضا آیت اللهی


سلام  

لطف عالی مستدام

« اگر خوش بود این شعرم ز قبلی ها سوایش کن ! »

با کمال تشکر

     
پاسخ صفیه پاپی به نظر جواد مهدی پورشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۵۱
صفیه پاپی
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۲۲
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  
علیرضا کاشی پور محمدی
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۹:۰۵
علیرضا کاشی پور محمدی
 
سلام و درودها استاد
  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر علیرضا کاشی پور محمدیپنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۵۹
علیرضا آیت اللهی


سلام  

لطف عالی مستدام

« اگر خوش بود این شعرم ز قبلی ها سوایش کن ! »

با کمال تشکر

     
علیرضا کاشی پور محمدیشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۰۳
علیرضا کاشی پور محمدی
سوا نتوان سوا نتوان بگو بی انتهایش کن
         
پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا کاشی پور محمدیشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۵۱
صفیه پاپی
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۲۳
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  
اله یار خادمیان(صادق)
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۲۳:۱۳
اله یار خادمیان(صادق)
 

سلام و درود بر شما استاد و سرورم جناب آیت اللهی معطر شدم از گل اندیشه ی شماباغ وجودت بی خزان ترانه هایت با طراوت آ وا هایت روحبخش جاودانه باشی جوانه خیز تاهمیشه         
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر اله یار خادمیان(صادق)پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۰۴
علیرضا آیت اللهی

سلام  

لطف عالی مستدام

« اگر خوش بود این شعرم ز قبلی ها سوایش کن ! »

با کمال تشکر

     

پاسخ صفیه پاپی به نظر اله یار خادمیان(صادق)شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۵۱
صفیه پاپی
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۲۳
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  
علی اکبر فلاحی
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۲۳:۲۴
علی اکبر فلاحی
 
درود بر استاد بزرگوار 
از این که هستید و از وجودتان بهره می بریم مفتخریم     
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر علی اکبر فلاحیپنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۰۴
علیرضا آیت اللهی

سلام  

لطف عالی مستدام

« اگر خوش بود این شعرم ز قبلی ها سوایش کن ! »

با کمال تشکر
     
پاسخ صفیه پاپی به نظر علی اکبر فلاحیشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۵۱
صفیه پاپی
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۲۴
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  


نوع مطلب : شعر من  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (9)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:29 ب.ظ

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۲:۵۷
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
 

سلام استاد بزرگوارم  
خیلی قشنگ بود  
واقعا با طرح همسرایی تان کمک بزرگی به قلم جوان ترها و روحیه ی ما پیرترها می کنید
ممنونم  

بگرد و از میان بهترین زن ها سوایش کن
چنان دلخوش به عشق و مستی و شور و صفایش کن

دروغت را نمی فهمد، خیالت تخت، راحت باش
به اسم زندگی در پیله ی مردن رهایش کن

بزن سیلی به روی آن که روزی نوعروست شد
به هر بیماری و درد و بلایی مبتلایش کن

نداری عرضه تا نان آور یک زندگی باشی
جهازش را حراج و ساک او بردار و دایم جابجایش کن

اگر بیچاره کفش خوشکلی دید و تمنا کرد
بخر دمپایی طبی و با منت به پایش کن

تو مردی، زور داری، حق چندین زندگی داری
اگر پول و طلایی خواست فورا کله پایش کن

هزاران بار باید دق کند از دست اعمالت
ولی گاهی نگاهی هم به ایثار و وفایش کن

خواهشا به دل نگیرید استاد
با شما نبودم  
برقرار باشید 
 

پاسخ جعفر جمشیدیان تهرانی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۵:۵۴
جعفر جمشیدیان تهرانی
   
  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۴:۴۰
علیرضا آیت اللهی


سلام  

من خسته و وامانده ام ، دیر آمدی ای دخترم
مخمور دیر آهنگها ، من بسته ام این دفترم

     


پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۴:۴۲
علیرضا آیت اللهی

سلام  

سلام به بحر الغزل که کم است ؛ به اقیانوس الغزل . باعث و بانی اصلی طرح همسُرائی در غزلیات ( که هم اکنون در دفتر بنده و طی غزل « دعایش کن » مطرح است ) خود شما هستید که لطف فرمودید و نخستین غزل همسرائی را سرودید و پس از آن آقای دکتر مهدی پور و برخی دیگر از شاعرانی که آن روز روی سایت شعر داشتند و باخبر شدند . منتهی هم باید رئیس سایت به این امر چراغ سبز نشان دهند و هم اینکه نه همیشه ، امٌا بیشتر موارد ، در دفتر شاعر بزرگی که دارای محبوبیت کافی و روابط عمومی والائی باشد ، مثل سرکار ، صورت گیرد .
البتٌه غزلیٌات بنده ی کمترین هم اکثرا" دارای قابلیت همسُرائی هستند و سعی می کنم که همه را به همسرائی بگذارم .
معتقدم که همسرائی ذیل غزل هر غزلسرای دیگری هم می تواند صورت گیرد و از آنجمله آقایان دکتر مهدیپور - استاد اقتداری - جمشیدیان تهرانی - حکیم - خادمیان - کاشیپور محمدی -لرستانی -مسیحا - نظری ها و سایر عزیزانی که متاسفانه هم اکنون نام مبارکشان را حاضر الذهن نیستم ...
یا خانم ها ارجمندی - خیاط پیشه - طوسی- عجم - قانع - هروی و.... سایر سروران ارجمند .... 

     

پاسخ علی غلامی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۲۱:۳۸
علی غلامی
سلام استاد بحرینی (بحرالغزل)

نخیر اصلا قبول نیست این که رکب بود و حمله از پشت سر......

فمنیستی کامل بود .....

حرف به در و لگدمال کردن دیوار بود.....     
پاسخ بتول عباسی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۱۸
بتول عباسی
بانووووووووووو                  
علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۱۰
علیرضا آیت اللهی
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ۰۴:۴۹
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

سلام بر استاد آیت اللهی بزرگوار 
شرمنده ام می فرمایید و باور کنید لایق این همه محبت و لطفتان نیستم 
در محضرتان می آموزم و گاهی درس پس می دهم
سپاسگزارم استاد
  

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ۰۵:۱۸
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

سلام برادر بزرگوارم علی غلامی عزیز 
حمله از پشت نبود، دفاع از روبرو بود....  
با مظلوم نمایی آقایان عزیز هم شعرم را پس نمی گیرم....  
ممنونم از توجهتان
  

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ۰۵:۲۰
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بر شما جناب جمشیدیان بزرگوار  
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ۰۵:۳۱
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

درود بانو عباسی عزیزم   

پاسخ مونس ارجمندی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۷:۳۳
مونس ارجمندی
      
پاسخ الناز مهدوی به نظر فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۰۶
الناز مهدوی
    
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۰۹
علیرضا آیت اللهی
خطر !شما نزدیک مرز کردستان قرار دارید .... 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (8)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:25 ب.ظ

فاطمه توکلی
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۲۲:۵۱
فاطمه توکلی
 
سلام و درود جناب آیت اللهی استاد بزرگوارم
آویزه ی گوشم کردم اندرزهای تان را اگر مجنون نشد یک به یک این اعمال شاقه انجام می پذیرد    
بسیار زیبا و عالی سروده اید    
همیشه باشید و بسرایید
   
################################################
اراده از آن مرد کور نیرومندی است که بر دوش خود مرد شل بینایی را می برد تا او را رهبری کند. شوپنهاور
################################################
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه توکلیچهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۱:۲۵
علیرضا آیت اللهی

سلام  

هرآن«آویزه گوش » ی که توداری زینتش گوش است
چرا که همنشین با یک سر زیبا  و با هوش است

     
پاسخ علی غلامی به نظر فاطمه توکلیچهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۲۳:۴۷
علی غلامی
همشهری بازی را اینجا یعنی می شود کامل دید
بین استاد و یک شاگرد و شاگرد حسود کامل دید
علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۲۱
علیرضا آیت اللهی

   

تو خوش تیپی عزیز من ، حسادت در مرامت نیست
اگر هم تکٌه ای گفتی .... شماتت در کلامت نیست  

     
پاسخ صفیه پاپی به نظر فاطمه توکلیشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۵۰
صفیه پاپی
 
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۲۱
علیرضا آیت اللهی
   
استادانش شما دونفر هستید و شاگردش بنده ی کمترین ...
  
سیدعلمدارابوطالبی نژاد
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۰:۰۷
سیدعلمدارابوطالبی نژاد
 
سلام استاد آیت اللهی عزیز 
زیبابود
برقرارباشید
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر سیدعلمدارابوطالبی نژادچهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۱:۲۷
علیرضا آیت اللهی


سلام  

گرعلمدارم تو باشی تابه روزحشرهم
میسرایم ناب ِناب و می نمایم نشر هم 

     
پاسخ صفیه پاپی به نظر سیدعلمدارابوطالبی نژادشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۵۰
صفیه پاپی
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۲۱
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  
سعید چرخچی
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۱:۵۰
سعید چرخچی
 
درود بر شما 
عالی بود 
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر سعید چرخچیپنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۵۷
علیرضا آیت اللهی

سلام  

لطف عالی مستدام

« اگر خوش بود این شعرم ز قبلی ها سوایش کن ! »

با کمال تشکر

     
پاسخ صفیه پاپی به نظر سعید چرخچیشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۵۰
صفیه پاپی
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۲۱
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  
میثم دانایی
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۲:۳۷
میثم دانایی
 
درودوسلام برحضرت دوست ...احسنت استاد لذت بردم ...زنده باشید درپناه خدا   
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر میثم داناییپنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۵۸
علیرضا آیت اللهی

سلام  

لطف عالی مستدام

« اگر خوش بود این شعرم ز قبلی ها سوایش کن ! »

با کمال تشکر

     
پاسخ صفیه پاپی به نظر میثم داناییشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۰۹:۵۱
صفیه پاپی
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۲۲
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب )5(

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:09 ب.ظ

امیر جلالی( ا م دی )
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۳:۵۴
امیر جلالی( ا م دی )
 
جناب آیت اللهی همچون همیشه با دست پر می آیید. درود بر شما زیبا بود
پاسخ صفیه پاپی به نظر امیر جلالی( ا م دی )سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۱
صفیه پاپی
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر امیر جلالی( ا م دی )سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۸:۰۸
علیرضا آیت اللهی

سلام  

دستم پرازشکنجه شاهست و شاهیان
پایم بریده اند ... و نصیبی ماهیان
یکبار گفته ام که درودت سه رود باد
امٌا درود برتو ! ... پناهِ پناهیان

     

علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۳
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  
قانع دستجردی
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۵:۴۹
قانع دستجردی
 
درود
عاااالی استاد دستمریزاد
   
پاسخ صفیه پاپی به نظر قانع دستجردیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۱
صفیه پاپی
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر قانع دستجردیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۸:۱۴
علیرضا آیت اللهی

سلام  

آنکه عالی شد جمال توست کاندردشت شعر
چون گلی شد نغمه خوانش بلبلی از عشق ومهر 

     
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۴
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  
ادرینا(سمانه هروی)
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۶:۰۹
ادرینا(سمانه هروی)
 
 
درود استاد أیت الللهی گرامی
به به چه شعر طنزی
 

پاسخ صفیه پاپی به نظر ادرینا(سمانه هروی)سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۱
صفیه پاپی
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر ادرینا(سمانه هروی)سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۸:۲۲
علیرضا آیت اللهی

سلام  

طنزآن باشد که درشب گل کند
عاشق و دلداده را بلبل کند!  

     

علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۴
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (4)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:04 ب.ظ

جمیله عجم(بانوی واژه ها)
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۵۳
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
 
  
   
درود استادبزرگوارم
زیبا وطنازانه بود    
حالا منظورتون کدوم خانم بود ؟   
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر جمیله عجم(بانوی واژه ها)سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۱۱
علیرضا آیت اللهی

سلام  

این که منظورم کدامین بُت بود
ازسوی فرمانده ام بایکوت بود
گر تفکٌرها نمائی زین مقال ...
ازتمام سمفونی یک نُت بود
وآن ، همین فرمانده عالی مقام
کاین وجودم نزد او یک پُت بود
آاااا

     
پاسخ صفیه پاپی به نظر جمیله عجم(بانوی واژه ها)سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۲۹
صفیه پاپی
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۰
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  
صفیه پاپی
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۵۸
صفیه پاپی
 
..................  ..........................

هزاراااان درود استاد زیبااااکلامم   

نصایح جالبی بودند    

  
 

صفیه پاپیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۱
صفیه پاپی
زیبااااااست استاد عزیزم    
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر صفیه پاپیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۲۰
علیرضا آیت اللهی

سلام  

گر کلامم زیپ زیبائی ... ندارد عیب نیست
آنچه عریان است یعنی شاهدی ازغیب نیست

     
پاسخ صفیه پاپی به نظر صفیه پاپیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۲:۰۹
صفیه پاپی
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۱
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  
احمد خدادادی دهکردی
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۳۳
احمد خدادادی دهکردی
 
بسیار زیبا بود استاد درود برشما
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر احمد خدادادی دهکردیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۸
علیرضا آیت اللهی

سلام  

دال هایت را شمردم هفت گر شد داده است
ورنه هر دهکردیی اندر جهان آزاده است !  

     

پاسخ صفیه پاپی به نظر احمد خدادادی دهکردیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۲:۰۹
صفیه پاپی
احمد خدادادی دهکردیشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۵۰
احمد خدادادی دهکردی
خیلی زیبا بود استاد چه کنم خدا فقط تا توانسته به من دال داده است
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۲
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  
فرهاد مهرابی
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۳:۲۱
فرهاد مهرابی
 
 
                   
 

سلام بر استاد آیت الهی گرامی
غزل بسار زیبایی سرودید
لذت بردم 
موفق باشید

 
                   
پاسخ صفیه پاپی به نظر فرهاد مهرابیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۳۱
صفیه پاپی
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فرهاد مهرابیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۵۶
علیرضا آیت اللهی

سلام  

آنکه زیبا بود حوری شد و رفت اندربهشت
و آن پریرو دانه ای گندم برای ما نکشت  

     

علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۳
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشاعره ، همسُرائی ، غزل ، دعایش کن ، خانم ! ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب (3)

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-03:01 ب.ظ

محمد رضا نظری(لادون پرند)
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۲۱:۱۵
محمد رضا نظری(لادون پرند)
 
درود جناب آیت الهی عزیز

چه خوب که میتونم نظر بدم.
البته بهتره زیاده گویی نکنم چون ممکنه باز برم تو لیست!!!  

همیشه ارادت داشته و داریم
حتما میدانید که چقدر دوستتان دارم  

از شعرتان لذت بردم         
پاسخ میثم دانایی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند)چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۲:۳۷
میثم دانایی
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محمد رضا نظری(لادون پرند)چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۱۲:۳۵
علیرضا آیت اللهی

سلام  

دل به دل راه دارد و راهی
که نه چاره شناسد و چاهی
گر زمانی شود به ما مسدود
لابدش حکمتیست سوی ودود
هیچ راهی تمام و صاف نبود
دشت مهری بدون قاف نبود
پس به حکمت سپرده ام خود را
برحذر دارمم ز بیخود را
نظری جان تو واقعا" جانی
مردی و اهل عهد و پیمانی
درتمام حواشی این سایت 
نا سر انجامی است می دانی ...

     

رضا نظری
شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۲۳:۴۵
رضا نظری
 
سلام و عرض ادب و این تعارفات!
آقا خواستم چیزی بنویسم، دیدم هر چی بنویسم نوشتم ولی اون نوشته ارزش خوندن داره یا نداره؟! اصلا چرا بنویسم؟! 
اینجا جایی ست برای خواندن و آموختن...
پس بخونم و بخونم و بخونم و... اگه تونستم یاد بگیرم... نه فقط شعر، که پاسخ های زیبای شما زیر نظرات دوستان...
  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر رضا نظریدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۰۳
علیرضا آیت اللهی

سلام  

تو بزرگی وهمین بس که بزرگ
بنماید همه اعمال سترگ

دفتر من که چو یک دفتر چه ست
درحضورت به مثال بچٌه ست !

خوب بنگر چو معلم بر من
چون خوری بر علف دشت و دمن 

که نیازم به همه نور وی است
بی نیازیم... کجاهست و کی است ؟!

     

مونس ارجمندی
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۲۹
مونس ارجمندی
 
سلام استاد عزیز چه شعر بامزه ای            نصایح شما رو به گوش جان میشنویم         
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر مونس ارجمندیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۰۷
علیرضا آیت اللهی


سلام  

با مزه آن است کآمد روی لب
میدهد طعم هلاهل ... با رطب
وآن هلاهل اصل ِکلٌ ماجراست
گرچه میگویند بوسه چون رطب !
دخترم ! من گشته ام پنهان زغیر
لو نده مخفیگه ام را زیرلب ...
گوکه شعری هست ازاقصای شام
شهری اندر جنگ با نام حلب   

     
پاسخ جمیله عجم(بانوی واژه ها) به نظر مونس ارجمندیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۵۳
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
پاسخ صفیه پاپی به نظر مونس ارجمندیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۲۸
صفیه پاپی
علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۰
علیرضا آیت اللهی
ممنون از لطف سرکار عالی  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2