تبلیغات
شعرِ آ - مطالب ابر نقد شعر
شعر های (ش) علی (ع) رضا (ر) آیت اللهی (آ) 1336 - 1396

نقد ادبی ، نقد شعر ، ترانه ، دری رو به فردا ، حسین احسانی فر ( رهای لنگرودی ) ، اردیبهشت 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:سه شنبه 5 خرداد 1394-08:00 ب.ظ

علیرضا آیت اللهی
شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۱۵
علیرضا آیت اللهی
 
افراغ اندیشه : نقدِ بر نقد (2)    
در ترانه هائی که در اصل « غزل » یا « مثنوی » بوده اند و « به دلایلی ... » تبدیل به ترانه شده اند معمولا" توافق نظری بین شاعر و صاحبنظر (1) نیست . در اینجا و دوجای دیگر به اظهار نظر در باره اینگونه ترانه های سه - چهارنفر از استادان - مدیران این سایت پرداخته ام که متاسفانه علاوه بر این که پاسخی قانع کننده نیافته ام از نظر ارتباطات عاطفی - اجتماعی هم عاقبت به خیر نشده ام . امٌا در این مورد شاید فرق کند . چون :
- نام دفتر « رها در خیال » است
( و لابد با پنجره ای بر باغ لایتناهی افراغ اندیشه )
- شاعر یک ادیب است 
- با سعه ی صدر و ظرفیتِ بحث ؛ با کسی چون اینجانب که پرسشگر است و نه مفتی و نه حتٌی مدٌعی . 
فصیح و بلیغ بنویسم : فکر می کنم برخی از شاعران بزرگِ سایت های شعری ، در سرودن غزل همین که به اصطلاح به خاکی می زنند و غزلشان با مثنوی ادامه می یابد نام آن را می گذارند : « غزل - مثنوی » ! یا همین که واژه مناسب به ذهن نمی رسد و قافیه تنگ می آید نام آنچه که با غزل یا مثنوی شروع شده است می شود : ترانه .
بنده نمی توانم نه سادگی منکر شعری بنام ترانه شوم چرا که :
- در همین سایت یکی از انواع شعر شناخته شده است .
- بنابه بعضی از منابع اینترنتی ظاهرا" هر شعری را که بتوان با آهنگ خواند ترانه است .
( و آیا غزلیات سعدی و حافظ که با آهنگ خوانده شده اند ترانه اند ؟ ، به ویژه غزلیات جلال الدین مولوی بلخی که غالبا" قابلیت این را دارند که به صورتی سماعی خوانده شوند ، و... ) .
امٌا بنا به همین منابع اینترنتی پر بازدید ، شقٌ دیگری هم مطرح است :
فقط هر آنچه که بنا به قواعد موسیقی ، با آهنگی خاص و منظم سروده شده باشند ، و قابل اجرای موسیقائی توسط خواننده باشند ، را ترانه می خوانند .
پس اصل بر موسیقیائی بودن است و نه شعر بودن ...
در فرهنگ شش جلدی معین آمده است :
... « تصنیفی که سه گوشه داشته هریک به طرزی : یکی بیتی و دیگری مدح ، و سوٌم تلا و تلالا ... » ؛ و البته آن را شعر نمی شمارد ...
اکثر فرهنگ های فارسی ترانه را در رده تصنیف ( که اگر هم شعر شمرده شود از ضعیف ترین انواع منظومه است ... ) و نغمه آورده اند که باز بنا بر خصلت اساسا" موسیقائی آن است .
زمانی که بنده در دبیرستان در رشته ی ادبی تحصیل می کرده ام بزرگترین متخصصان بدیع ، قافیه و عروض آن زمان ، یعنی آقایان دکتر رضا زاده شفق - استاد جلال الدین همائی - عبدالرحمن فرامرزی - دکتر ذبیح الله صفا - دکتر علی اکبر شهابی - اسمعیل والی زاده و احمد کوشا ، ترانه را یکی از انواع شعر محسوب نداشته اند ...
زمانی که در سال 1347 بنده همکاری مختصری با رادیو ایران داشتم فرهنگستان آن زمان که بسیار حقیقی تر از فرهنگستان بسیار بسیار ضعیف ِاین زمان بود از مسؤولین امر خواسته بود که در اعلام برنامه ترانه سرا را شاعر نخوانند .
در سال 1356 که در فرانسه ادبیات تحصیل می کردم ترانه سرائی در مرکز موسیقی مستقر بود و اینکه ابتدا آهنگی ساخته شود آنگاه ترانه ای به روی آن به اصطلاح سوار شود ؛ نه اینکه یکی چیزی بسراید و آنگاه خودش با آن زمزمه کند ؛ و بشود آهنگساز !
از بین اینهمه « نظر » ؟!!! ذیل سروده ی جنای عالی ، که تقریبا" سراسر به جای نظربودن در زمره ی « حشو ملیح »‌ ! می نمایند ، نظر سرکار خانم ؟ ملودی ( ترانه ) بیش از همه توجٌه ینده ی کمترین را جلب کرد 
نظر جناب عالی برای بنده بسیار ارزشمند است که اگر جز این بود باعث زحمت نمی شدم :
نظر جناب عالی چبست ؟ 
(1) البته بنده ی کمترین « صاحبنظر » باشم یا نباشم اصولا" « نظر » نه یک قانون علمی و ریاضی است و نه حتٌی در هیچ شرایطی یک حجٌت . مثلا" بنده در فلان سایتی نوشته های یک « استاد - مدیر » که نام سپید بر آنها گذاشته و بگمانم تعدادشان از هزار هم بگذرد را شعر سپید نمی دانم . امٌا این دلیل نمی شود . شاید صدها نفر دیگر تحت عنوان « اظهار نظر » آنها را سپید شناخته یا نشناخته و قبول داشته یا قبول نداشته به تحسین نشسته و هزاران « به به و چه چه » گفته باشند !!! ؛ فقط نگران این هستم که آیندگان تا چه حد به این رفتار ادبی - الکی ما تاسف خواهند خورد ... و چه بسا آنچه که معتبر بوده است هم به هیزم همان بی اعتبارها بسوزد .... یک بز گر گلٌه را گر می کند ! حال چه رسد به چند بز گر در این سال بز و بز بیاری ...
                 
پاسخ حسین احسانی فر(رهای لنگرودی) به نظر علیرضا آیت اللهیشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴ ۲۰:۵۴
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
عرض ادب مجدد حضرت استاد
در مورد ترانه نظر شخصی ام این است:
ترانه بر خلاف اشعار با زبان معیار عمر محدودی دارند.
شاید ترانه ای امروز به عنوان شعری قوی پذیرفته شده باشد اما ده سال دیگر هیچ ارزش هنری برای آن قائل نباشند.تمام اشعار کهن چون دارای وزن هستند قطعا دارای ضرب آهنگ هستند و می شود برای آن ملودی ساخت.کما اینکه خیلی از اشعار حضرت حافظ و سعدی و مولانا را با آهنگ خواندند.اما وجه تمایز ترانه ی مصطلح ، زبان شعر است.در واقع زبان ترانه محاوره ایست.همان گونه که با همسر و اطرافیان حرف می زنیم.فقط به همان وزن و ریتم می دهیم.
دلیل محدود بودن عمر ترانه نیز همین است.کیست که انکار کند زبان محاوره ای که ما اکنون از آن استفاده کرده، سخن می گوییم با زبان محاوره مثلا سی سال پیش متفاوت است؟این روند دائمی ست.بنابراین آن زبان محاوره ای که با آن ترانه سرودیم از نظر نسل آینده قابل قبول نیست.
بنابراین شعریّت ترانه را محدود به زمان می دانم و در نهایت معتقدم هنر ترانه سرا به مراتب کمتر از کهن سراست.گرچه برای تنوع بد نیست که سنگی در مرداب قوالب دیگر اندازیم.

باز هم از اینکه وقت ارزشمندتان را به این ناقابل اختصاص دادید بی نهایت سپاسگزارم.
ان شاء الله سالهای سال زیر سایه ادب و آموزگاری تان بیاموزیم.
حضورتان مایه افتخار و اعتبار است.
سپاس از حضور ارزشمندتان
  
پاسخ محمد حسین پژوهنده به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۴ ۰۷:۵۷
محمد حسین پژوهنده
درودبر شمااستاد!       



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، صدف ، سید حاج فکری احمدیزاده (ملحق) ، لندن ، 1394

تاریخ:شنبه 26 اردیبهشت 1394-06:47 ق.ظ

صدف!

 شعری از 

فکری احمدی زاده(ملحق)

 از دفتر عاشقانه های افراغ اندیشه نوع شعر افراغ اندیشه

ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۰۳ شماره ثبت ۳۶۶۷۶
  بازدید : ۹۴۶   |    نظرات : ۶۵۶

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب فکری احمدی زاده(ملحق)

صدای ارسالی شاعر:  
»»برای دانلود صدا کلیک کنید
ﻓﺮﺻﺘﯽ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺖ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻢ!

ﻭﻗﺘﯽ ﻧﮕﺎﻫﻢ؛

ﺑﻪ ﺻﺪﻑ ﻫﺎﯼ،

ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ...

ﻭ ﻣﻦ؛

ﺩﺭ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ_

ﻣﯿﺎﻥ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ،

ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ؛

ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺴﻮﺯﻡ!

ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍیی ﺧﻠﻖ ﮐﻦ_

ﮐﻪ ﺍﺯ؛

ﺳﮑﻮﻥ ﻭ ﺳﮑﻮﺗﺖ،

ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ...

ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ ﻭﺻﻞ ﮐﻦ؛

ﺗﺎ ﺍﺯ ﻓﺮﺵ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ،

ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ_

ﺍﻗﺎﻗﯽ ﺑﭽﯿﻨﻢ!

ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ _ ﻡ ﻧﮕﺬﺭ

ﭘﻠﻨﮕی _ م ﺯخﻤﯽ،

ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻬﺘﺎﺏ؛

ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ...

۳۱
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۸۷ شاعر این شعر را خوانده اند

صفیه پاپی

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

رضا نظری

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

اصغر زند

 ، 

جلیل سرچاهی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ،

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

آرمین

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

محسن افشار نادری

، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

رحیمه نیکوحرف

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

پگاه بنوان

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

علی امیری کرمانشاهی

 ، 

فاطمه رها

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

علیرضا غلامی

 ، 

علی غلامی

 ،

محمدکدخدائی

 ، 

عمران مطلبی مطلب

 ، 

مینا علی زاده 

، 

مونس ارجمندی

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

مژگان روحانی

 ، 

سمیه سلطانی (سایه ی عشق)

 ، 

فرشته شمس الدینی

 ، 

راد ( احسان )

 ، 

نیلوفر شاطری

 ، 

بهروز عسکرزاده

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

علی دولتیان

 ، 

علی دولتی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

اله یار خادمیان(صادق)

 ، 

امیدمرادی

 ، 

علی اصغر اقتداری (حرمان)

 ، 

علی زمانی

 ، 

حسین نوریان

 ، 

نادر ملایی

 ، 

محمد صادقی راد

 ، 

مازیار نظری 

، 

شبنم نیک

 ، 

مسعود عظیم پور

 ، 

سمیرا شریفی (آسمان)

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ،

محمد فروغی

 ، 

حمید ادیب

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

 ،

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

رضااشرفی فشی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ،

فرهاد مهرابی

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

علیرضا حسن شاهی

 ، 

وحید کاظمی

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

مریم حسینی

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

نرگس ارجمندنژاد(غمگین همیشه شاد)

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

حامد اکبری ولاشدی ( حانا )

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

نیلوفر جهانفر

 ، 

شاهین لقایی(شاهین)

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

سیده لاله رحیم زاده 

، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

گیتی تهامی

 ، 

مریم شجاعی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، صدف ، سید حاج فکری احمدیزاده (ملحق) ، لندن ، 1394

تاریخ:جمعه 25 اردیبهشت 1394-06:37 ق.ظ

صدف!

 شعری از 

فکری احمدی زاده(ملحق)

 از دفتر عاشقانه های افراغ اندیشه نوع شعر افراغ اندیشه

ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۰:۰۳ شماره ثبت ۳۶۶۷۶
  بازدید : ۹۴۶   |    نظرات : ۶۵۶

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب فکری احمدی زاده(ملحق)

صدای ارسالی شاعر:  
»»برای دانلود صدا کلیک کنید
ﻓﺮﺻﺘﯽ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺖ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻢ!

ﻭﻗﺘﯽ ﻧﮕﺎﻫﻢ؛

ﺑﻪ ﺻﺪﻑ ﻫﺎﯼ،

ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ...

ﻭ ﻣﻦ؛

ﺩﺭ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ_

ﻣﯿﺎﻥ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ،

ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ؛

ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺴﻮﺯﻡ!

ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍیی ﺧﻠﻖ ﮐﻦ_

ﮐﻪ ﺍﺯ؛

ﺳﮑﻮﻥ ﻭ ﺳﮑﻮﺗﺖ،

ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ...

ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ ﻭﺻﻞ ﮐﻦ؛

ﺗﺎ ﺍﺯ ﻓﺮﺵ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ،

ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ_

ﺍﻗﺎﻗﯽ ﺑﭽﯿﻨﻢ!

ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ _ ﻡ ﻧﮕﺬﺭ

ﭘﻠﻨﮕی _ م ﺯخﻤﯽ،

ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻬﺘﺎﺏ؛

ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ...


۸۷ شاعر این شعر را خوانده اند

صفیه پاپی

 ، 

باقر رمزی ( باصر )

 ، 

رضا نظری

 ، 

سیاوش پورافشار

 ، 

اصغر زند

 ، 

جلیل سرچاهی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ،

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی

 ، 

آرمین

 ، 

سودابه برزگر

 ، 

محسن افشار نادری

، 

حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

 ، 

رحیمه نیکوحرف

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

پگاه بنوان

 ، 

زین العابدین محب علی 

، 

علی امیری کرمانشاهی

 ، 

فاطمه رها

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

علیرضا غلامی

 ، 

علی غلامی

 ،

محمدکدخدائی

 ، 

عمران مطلبی مطلب

 ، 

مینا علی زاده 

، 

مونس ارجمندی

 ، 

غلامرضا مهدوی(مهدوی)

 ، 

یدالله عوضپور آصف

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

مژگان روحانی

 ، 

سمیه سلطانی (سایه ی عشق)

 ، 

فرشته شمس الدینی

 ، 

راد ( احسان )

 ، 

نیلوفر شاطری

 ، 

بهروز عسکرزاده

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

علی دولتیان

 ، 

علی دولتی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

اله یار خادمیان(صادق)

 ، 

امیدمرادی

 ، 

علی اصغر اقتداری (حرمان)

 ، 

علی زمانی

 ، 

حسین نوریان

 ، 

نادر ملایی

 ، 

محمد صادقی راد

 ، 

مازیار نظری 

، 

شبنم نیک

 ، 

مسعود عظیم پور

 ، 

سمیرا شریفی (آسمان)

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ،

محمد فروغی

 ، 

حمید ادیب

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

جمیله زینعلی

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

 ،

مهدی ازوج (هومن )

 ، 

رضااشرفی فشی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

محمدرضا مومنی(تینار)

 ، 

نسیم خسرونژادصبا

 ،

فرهاد مهرابی

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

عباس خوش عمل کاشانی

 ، 

علیرضا حسن شاهی

 ، 

وحید کاظمی

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

مریم حسینی

 ، 

شرمینه بهاروند

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

نرگس ارجمندنژاد(غمگین همیشه شاد)

 ، 

داریوش پورافشار

 ، 

حامد اکبری ولاشدی ( حانا )

 ، 

سید حسام حسینی ارسنجانی

 ، 

عنایت الله ایرانمنش

 ، 

نیلوفر جهانفر

 ، 

شاهین لقایی(شاهین)

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

سیده لاله رحیم زاده 

، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

گیتی تهامی

 ، 

مریم شجاعی

نقدها و نظرات
فکری احمدی زاده(ملحق)
دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۲۲:۵۲
فکری احمدی زاده(ملحق)
 
حضرت استاد ایت اللهی گرانقدر بزرگوار نجیب استاد مهر و ادب درود خدا بر شما باد استاد عزیز من شاگرد و خادم را شرمنده الطاف خود قرار دادید با تمام وقت گران بهائی که دارید وقت برای من خادم گذاشتید و دلنوشته این شاگرد را نقد و تفسیر زیبا نمودید با هیچ چیز نمی توانم از شرمندگی شما گرانقدر خارج گردم الا از خداوند منان برایتان سلامتی کامل و عاقبت بخیری درخواست نمایم یا رب خاک پای قلم نورانی تان هستم و همیشه افتخار می کنم که خادم و شاگردی در محضر بزرگانی چون شما و باقی گرانقدران می باشم            
نقد استاد به صورت کامل ویک جا تقدیم شما بزرگوارن  
______________________-
« فرﺻﺘﯽ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺖ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻢ ! »




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی : نقد شعری از علی اصغر اقتداری ؛ در سایت شعر ناب

تاریخ:یکشنبه 9 فروردین 1394-12:30 ب.ظ


آسمانی از تمنا شعری از علی اصغر اقتداری (حرمان) از دفتر آواز های زخمی نوع شعر غزل
ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۴ ۱۳:۳۵ شماره ثبت ۳۵۶۹۳   بازدید : ۴۱۱   |    نظرات : ۲۵۷
عید فصل آشتی ها شد نمی آیی هنوز
هر چه زخم من شکوفا شد نمی آیی هنوز
آسمان برچید اخم تلخ خودرا وبهار
مثل چشمانت فریبا شد نمی آیی هنوز
ای پرستوی مهاجر! چشم من رقص تورا
آسمانی از تمنا شد نمی آیی هنوز
یک شب بی روزن وقطبی ترین فصل زمین
نام من این گونه معنا شد  نمی آیی هنوز
تا به جرم مستی یاد تو تعزیرم کند
درد از هر گوشه پیدا شد نمی آیی هنوز
در پی ای در کوچه های ممتد دلواپسی
چشم من چشم زلیخا شد نمی آیی هنوز
مثل یک فواره در بهت نگاه عابران
قامتم از اشک بر پا شد نمی آیی هنوز
چون درخت از میان پوسیده وبی ریشه ای
فرصتمرگم مهیا شد نمی آیی هنوز
۱۷
  شاعر درخواست نقد دارد

۴۱ شاعر این شعر را خوانده اند
فاطمه سادات بحرینی ، اله یار خادمیان(صادق) ، علیرضا آیت اللهی ، جمیله عجم(بانوی واژه ها) ، محمد ایثاری نیا (جوینی) ، غلامرضا مهدوی(مهدوی) ، جعفر جمشیدیان تهرانی ، صفیه پاپی ، نادر ابراهیمیان ، علی اصغر اقتداری (حرمان) ، علیرضا حكیم ، نجمه طوسی (تینا) ، مهرداد حاجی پور ، زینب جعفری(تارا) ، علی ناصری(عین) ، فرهاد مهرابی ، فاطمه توکلی ، بتول عباسی ، عباس خوش عمل کاشانی ، جواد مهدی پور ( آزاده ) ، ابراهیم حاج محمدی ، سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق) ، فرمیسک(هاوار هه لوی) ، فرزان رادفر ، باقر رمزی ( باصر ) ، محمد حسین اخباری ، منوچهر مجاهدنیا ، سید حسام حسینی ارسنجانی ، سودابه برزگر ، شاهین لقایی(شاهین) ، فروزان شهبازی ، صدف عظیمی ، طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) ، ناصر جعفری(کوه) ، فاطمه رها ، موسی عباسی مقدم ، فرحناز راسخ ، فاطمه خواجویی راد ، لیلا شریف ، مینا علی زاده ، مسعود احمدی

نقدها و نظرات
...
علیرضا آیت اللهی دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ۱۱:۲۲
سلام مجدد ! ،
توجٌه خاص ٌ چند نفر از شاعران ارجمند به این شعر را در زمانی که خود ، در آثار تابعه کهولت و نیاز های پیآمد ، نقب و نقوبی به تفریح و تفنٌن می زنم ، و اصولا" ارائه « نظرات » واقعی و سازنده روز به روز بیش از پیش کیمیا می شوند ... را اگر تحسین نکنم چه کنم ؟ .
سالهاست که ما این بحث را داریم که دریافت خواننده ی شعر الزاما" منطبق با مقصود شاعر نیست ؛ و ممکن است خواننده ، بدون توجه به اصل مشعور شدن با خیر ، استنباط شخصی خود را از شعر داشته باشد . در مورد این غزلِ بسیار زیبا ، لطیف و به مفهوم نخستین و واقعی ِ غزل ، عاشقانه ، خوشبختانه درِ بحث باز شده است ؛ و گرچه همچنان به اصل « هرکسی از ظنٌ خود ... » وفادارم ؛ امٌا به طور کلٌی دانشجو .
... و باز دانشجو بیشتر در عالم هنر و ادبیات که نه چون علم بر منطق و تجربه ، بلکه بسیار بیشتر بر زیبائی و سلیقه بنا می شود .
از جمله در تفاوت سلیقه خواننده باشاعر :
- نام شعر میتوانست « نمی آئی هنوز » باشد ؛ چون شاید نقطه ثقل مفاهیم اصولی شعر در این مفهوم باشد ؟ .
- مصراع دوٌم می توانست « زخم ، زخم من » باشد ؛ و باز می توانست « عُفن زخم » من باشد که این دوٌمین در غزلی ظریف و لطیف چون این غزل پسندیده نیست .
- تقریبا" مطمئن هستم که مصراع نخست ازبیت پنجم ، شامل تعزیرم که بسیار درست و به جا بکار رفته است ؛ امٌا مجموعا" مهجور است و پس از انقلاب مفهومی بیشتر در راه احتساب و وظیفه ی محتسب یافته است ، را بعدا" تغییر خواهید داد ...
- « ایراداتی سختگیرانه » بر شعر چه بسا از این حکایت کنند که چون در بیت ماقبل آخر قامتم در « اوٌل شخص مفرد » و به صورت معرفه بکار رفته است در بیت مقطع نیز باید « بی ریشه ام » بیاید ... حال آنکه از نظر هنر و ادبیات ، شاید زیبائی و سلیقه ارجحیت می یابند و بنظر بنده ی کمترین هم « بی ریشه ای » زیباتر ، و روانتر ، و بدون کوچکترین ایراد دستوری و ساختاری ، می نماید . ضمن این که مفهومی عام را نیز حکایت می کند : غالب درختان به تدریج که پیر می شوند حجم ریشه خود را نیز در نقصان می یابند . 
- احتمالا" در ابتدا رنگ زرد را به عنوان سمبل جهانی آن که از جمله نومیدی و دلواپسی است بکار برده اید ؟ ...
باقی بقایتان . التماس دعا 



نوع مطلب : نقد شعر  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (9)

تاریخ:شنبه 18 مهر 1394-11:51 ب.ظ

(دنباله )
فاطمه توکلی یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۱۶
 سلام و درود جناب آیت اللهی استاد بزرگوارم
سکوت بره های جاناتان دمی غمگین است ... اینجا گرگی ست که از پوست تن بره ها برای خود لباس می دوزد و من می ترسم از روزی که گرگ با لباس میشی مغز شنگول ها را بخورد و من بی قصه بمانم تمام تاریخ نوروزم را...  
استاد گرانقدرم چنان طنازانه و اندیشمندانه سروده اید که غرق واژه به واژه ی سروده تان شدم در هر بار خواندن دریچه ای نو پیش چشمم گشوده شد... هر بار کلام تازه ای به دلم نشست و با روحم درآمیخت ...و پریشان به دیوار قفس کوبیدم جانم را ... می ستایم کلک توانمند و هنرآفرین تان را و می آموزم در مکتب اندیشه تان آزادی و آزادگی را       
ما می توانیم مدعی شویم كه جسم وجود ندارد و همچنین ادعا كنیم كه جهانی نیز وجود ندارد... اما هرگز نمی توانیم ادعا كنیم كه من وجود ندارم؛ زیرا من می توانم در حقیقت سایر اشیاء شك كنم .دکارت       
همیشه باشید و بسرایید
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فاطمه توکلی یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۳۹
سلام به ادیب بزرگوار 
و شاعره ارجمند و گرامی
سرکار خانم فاطمه توکلی
استاد ، سرکار عالی هستید و بنده ی کمترین فقط استفاده میکنم ؛
امٌا قدر شناسم !
منتهی زبانم در مقابل اینهمه لطفی که فرموده اید قاصر است ....
چه بگویم ؟
آرزوی بهترین ها را برایتان دارم                                  
محمد رحیم کاظمی دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴ ۱۰:۲۵
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴ ۲۱:۲۲
طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)
 استاد ارجمند جناب آیت اللهی
سروده ی زیبای شما را خواندم و بهره ی وافر بردم
استاد مدتها چشم انتظار حضور پرمهرتان بودیم .خوش آمدید.
دیریست که از حال ِ دل ِ ما نشنیدی
طعمی ز شراب ِ غزل ِ ما نچشیدی
بهاران بر شما مبارک.
طول عمر همراه با سلامتی و سر سبزی شما آرزوی من است
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی) سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۲۸
هرچند هم بکوشم ، از جام می ننوشم
« ساقی بشارتی ده ، رندان پارسا را »
اکرم حاج ابراهیمی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۰۰:۰۴
اکرم حاج ابراهیمی
 سلام ودرود بر استاد ایت اللهی
بی نهایت عمیق و با مفهوم بود بزرگوار  
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر اکرم حاج ابراهیمی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۵:۳۱
علیرضا آیت اللهی
سلامی بیش و درودی افزون
از بنده که اینچنین شرمنده لطف خود فرموده اند
حضور شاعره گرامی سرکار خانم ابراهیمی
سلامت و سعادت سرکار عالی در سال جدید را آرزومندم
و با تشکرات فائقه
پایان این شعر ؛ و نقد ها و نظرات مربوط به آن




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد و نظر ادبی ، نقد شعر ، نقد ادب ( اخلاق شعری ) ، روانشناسی شعر روئی به آیتی کن.... (8)

تاریخ:شنبه 18 مهر 1394-11:30 ب.ظ

(دنباله )
جعفر جمشیدیان تهرانی شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۰۹:۴۴
جعفر جمشیدیان تهرانی
 درود استاد بزگوار
زیبا سرودید. 
موفق باشید
هر کسی از ظن خود شد یار من
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر جعفر جمشیدیان تهرانی شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۰:۵۱
« آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است »
یا شعر خوان « نظر » ده ! یا « ایها السکارا »   
(8)
این گل تو همچو اکسیری گران و خلق بلبل
کی تواند که بپردازد یهائی را به این گل
جمیله عجم(بانوی واژه ها) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۰:۱۵
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
درود استاد بزرگوار
بسیار زیبا قلم زدید       
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر جمیله عجم(بانوی واژه ها) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۲۱
آنچه زیبا هست چشمانی است زیبا بین خاص
خواهمت نقد و نظر بانو ! به حدٌ التماس !
کرده بن بستی برای عاشقان سینه چاکش
بس هواخواهان مجنون در ره آن ذات پاکش   
 این داستان ادامه دارد ...
محسن افشار نادری شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۲:۵۸
 جناب استاد آیت اللهی عزیز درود بر شما
بسیار زیبا و دلنشین غزلی بود 
چند بار خواندم و لذت بردم قلمتان مانا و در پناه حضرت حق باشید                                           
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر محسن افشار نادری شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۲۳
بیش از حدٌ شرمنده می فرمائید . نا قابل است
من در کشا کش دل ، زین فکرهای باطل ؟
بربند بار و محمل ، زین شهر بُطل یارا
ضمنا" هربار که نام جناب عالی را می بینم به یاد استاد عزیزم در آنتروپولوژی ، دکتر نادر افشار نادری ، هم می افتم .
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۷:۲۰
فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)
 سلاممممممممممممممممممممممم استااااااااااااااااااااااااااد   
قدمتان           باران
خوبید؟
بهار برشما و بانوی ادیبم مبارک           
زیبا کلام جایتان خیلی خالی بود
خوشحالم و کیفور از حضورتان         
اسب چموشم خوب امدید   
بابا سلام میرسونه و برایتان بهترین ها را آرزو داره و می گه هنوز :
التماس دعا داره       
عزیزید...همین  
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۴۷
مریم شجاعی شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۲۳
 درود بر شما جناب آیت اللهی
غزل نابتان را خواندم ... بسیار زیبا بود...
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر مریم شجاعی شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۵۲
علیرضا آیت اللهی
سلام به سرکار خانم شجاعی
ناب ؟ که نبود ؛ این نظر لطف سرکار عالی است
با یک دنیا امتنان
پاسخ فاطمه توکلی به نظر مریم شجاعی یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۲۷
فاطمه توکلی
♔ ♕ ♖ ♗ ♘ ♙ ♚ ♛ ♜ ♝ ♞ ♟ ♠ 
«در عین تنگدستی ، در عیش کوش و مستی »
تا کور گردد آن شیخ جشن و سرور ما را
نوروز روز مستی است ، نور طلوع هستی است
خوش باش و خوش بیاسا روز عبور ما را
♔ ♕ ♖ ♗ ♘ ♙ ♚ ♛ ♜ ♝ ♞ ♟ ♠
علیرضا آیت اللهی سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۱۴:۴۸
فرمیسک(هاوار هه لوی) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۴۹
فرمیسک(هاوار هه لوی)
 درود بر شما 
سروده ی زیبایی بود
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر فرمیسک(هاوار هه لوی) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۲۲:۱۵
سلام به شاعر ارجمند و گرامی
زیبائی در مرام تام و تمام سرکار عالی و سایربزرگواران شعر ناب است
با کمال امتنان و تشکر
احمد رشیدی مقدم (گمنام) شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ ۲۳:۰۹
احمد رشیدی مقدم (گمنام)
 بادرود فران به نشان بی مثال خداوند استاد ارجمند
لذتی وافر نصیبم شد که در عین عرض سلام بداهه ای 
به ذهنم خطور کرد تقدیم ومیدانم مشکل است که مورد 
قبول قرار گیرد 
دستم بگیر استاد ، در چشم کن تو اوتاد 
تابی نمانده مارا؛ نادیده است رضا را 
دست حق نگهدار         
سودابه برزگر یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۱۹:۲۸
سودابه برزگر
 درود استاد بزرگوارم جناب آیت اللهی
خوشحالم که سعادت خواندن این سروده بسیار زیبا و طنز ولی عمیق وپر از رمز و راز نصیبم شد .
پاینده و سراینده باشید        
پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر سودابه برزگر یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۱۱
قدم رنجه فرمودید ومرا از حضور چنان شاعره ارجمندی در دفتر خود بسیار خوشحال کردید .
این غزل « خود آمده » ! قابل سرکار عالی و سایر بزرگان سایت را نداشت و ندارد .
استوار و پایدار باشید انشاء الله




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، غزل ، ماه من ، زهرا ضیایی ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:سه شنبه 20 مرداد 1394-07:01 ب.ظ

ماه من

 شعری از 

زهرا ضیایی

 از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۶:۳۵ شماره ثبت ۳۹۴۹۶
  بازدید : ۲۳۳   |    نظرات : ۵۹

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر زهرا ضیایی



ﻣﺎﻩ ﻣﻦ ﺍﻣﺸﺐ ﺳﺮﺍﺳﯿﻤﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭﺭﻓﺖ

ﺫﻫﻦ ﭘﺮﻧﻮﺭ ﻣﺮﺍ ﻏﺮﻕ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭﺭﻓﺖ

ﺭﻭﺯ ﻭﺷﺐ ﺑﺎﺧﺎﻃﺮﺵ ﻏﺮﻕ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻣﯿﺸﻮﻡ

ﺍﻭﻣﺮﺍ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺮ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻭﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

ﻣﻮﺟﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺭﻭﯼ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﮐﺸﯿﺪ

ﺗﻮﯼ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺮﺩﻝ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭﺭﻓﺖ

ﺑﻮﺳﻪ ﯼ ﭘﻨﻬﺎﻧﯿﺖ ﺭﺍﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺎﻩ ﻣﻦ

ﺣﺲ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﭼﻪ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ﺗﺒﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭﺭﻓﺖ

ﻣﻦ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻃﻌﻢ ﺟﻔﺎﺣﻘﻢ ﻧﺒﻮﺩ

ﺍﻭﻣﺮﺍﻣﻈﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

ﻫﺮﻋﺰﯾﺰﯼ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﺳﻬﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻍ ﻋﺸﻖ

ﺳﻬﻢ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺑﯽ ﻣﺮﻭﺕ ﮐﻮﻩ ﺁﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭﺭﻓﺖ

۱۴
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۳۹ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

احمد خدادادی دهکردی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

سپیده ی صبح

، 

لیلا ابراهیمی

 ، 

زهرا ضیایی

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

میثم گنجی(آرمان تویسرکانی)

 ، 

آقای احمدرضا

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

سید مصطفی طباطبایی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

علی دولتی

 ، 

سارا

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

مسیحا (یاغی)

 ، 

جهانشاه تاج مرادی

 ، 

مینو غ س

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

عظیمه ایرانپور

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

لیلا شریف

 ، 

سمیرا حاجی کمالی

 ،

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

نیره ناصری

 ، 

طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

 ،

منصور دادمند

 ، 

رحیم نیکنام

 ، 

علی غلامی

 ، 

مرضیه دانایی

 ، 

شریف شریفیان

 ، 

محمد علی نعمتی (حقیر)

 ، 

محمد جواد شاه بنده

 ، 

علی نعیم

 ، 

حامد خنجری عیدنک

 ، 

امیر جلالی( ا م دی )

علیرضا آیت اللهی
یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۵۵
علیرضا آیت اللهی
 
     

سلام  

نخستین غزلی که ازسرکارعالی دراین سایت دیدم بسیار خوشحال شدم از اینکه یک « شاعر حقیقی» دیگربه سایت اضافه شده است با قریحه ای سیٌال ، لطیف ، ظریف و به طور کلٌی رمانتیک ؛ و بنابر این :
- شعرهائی حقیقی ؛ یعنی شعر هائی تقریبا" به طور کامل جوششی
و از این نظراست که می گویم « شاعر حقیقی »
اگر یک شاعر مجازی ، نیمه مجازی یا به اصطلاح کوششی و از خیل شعر سازان کتاب « بدیع و قافیه و عروض» در دست ! به جای سرکارعالی بود سعی می کرد چون در چنین کتابهائی نوشته اند غزل باید بین 7 تا 14بیت داشته باشد حتما" و با « کوشش » ! یک بیت هفتم ، حتی زائد ! به این غزل زیبا ودل انگیز اضا فه کند.
احسنت ، احسنت ، احسنت به شاعر خوش قریحه وحقیقی سایت که در آب بستن به غزل خود و ساختگی کردن آن نکوشیده اند . زنده باد . زنده باد . زنده باد .
میهمان برایم رسید . برمی گردم انشاء الله . 

                   
پاسخ زهرا ضیایی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴ ۰۰:۲۳
زهرا ضیایی
سلام ودرود برشما استاد بزرگوارم .. ممنون که اینگونه صادق وبی ریا برایم نوشتید بزرگوار ... من سالها باید در محضر چون شما استادان شاگردی کنم تا بتوانم لایق این بیانات با ارزش شمابشوم .. به هر حال مهرتان راسپاس میگویم و لطفتان را ارج می نهم ... درودتان باد گرانقدر



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، بی وفائی ، اصفهان ؟ ، عباسعلی استکی ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:سه شنبه 20 مرداد 1394-06:00 ق.ظ

بی وفایی

 شعری از 

عباسعلی استکی(چشمه)

 از دفتر عاشقانه نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۴۴ شماره ثبت ۳۹۵۰۶
  بازدید : ۴۳۲   |    نظرات : ۵۶


دفاتر شعر عباسعلی استکی(چشمه)

مثل هر روز


امروز هم


به تو فکر می کردم


فریاد می زدم


تو را می خواستم


توجهی نکردی


ناگهان قلبم از تپش ایستاد


به اورژانس زنگ زدم نیامد


می گفت:


ما را با دلشدگان کاری نیست

۲۲
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۴۹ شاعر این شعر را خوانده اند

محمد یزدانی جندقی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

رضا نظری

 ، 

سیده لاله رحیم زاده(آلاله سرخ) 

، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

تاراز (امین افضل پور)

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

احمد خدادادی دهکردی

 ، 

لیلا ابراهیمی

 ، 

امیر جلالی( ا م دی )

 ، 

سپیده ی صبح 

، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

نیره ناصری

 ، 

آزیتا احمدی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

خداداد آدینه (آدینه)

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

محمد محسن خادم پور

 ، 

سلبی ناز رستمی 

، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

سلیم

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

مسیحا (یاغی)

 ، 

فرهاد مهرابی

، 

حسین راستگو

 ، 

مریم شجاعی

 ، 

شریف شریفیان

 ، 

قانع دستجردی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

علی دولتیان

 ، 

طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

 ، 

پرستو پورقربان (آنه)

 ، 

مریم شجاعی(بشارت )

 ، 

علی غلامی

 ، 

منصور دادمند

 ، 

جواد مهرگان مجد

 ، 

رحیم نیکنام

 ، 

روح اله عسگری

 ، 

ابوالفضل خداوردی پور

 ، 

مرضیه دانایی

 ، 

محمد علی نعمتی (حقیر)

 ، 

ماهان محمدی شکیبا 

، 

حسین شفیعی بیدگلی

 ، 

عباس وهاج

 ، 

مینو غفوری


علیرضا آیت اللهی
یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۱۹
علیرضا آیت اللهی
 
« آنی دارد » .    سپیدی را عرض می کنم که تحت عنوان « بیوفائی » ازشاعر ارجمند وگرامی جناب عباسعلی استکی روی سایت مشاهد می فرمائید و باوجود آنکه نخستین بار ی است که در صفحه ی اوٌل سایت آمده است و عنوان شعر ، یعنی« بیوفائی » ،هم در مکتب شعری ما عنوانی کلاسیک ومعمولی است شاید به دلیل « جذٌابیت» اخلاقی و رفتاری شاعر ، گروهی قابل نوجٌه را به خود جذب کرده است ؛ و
نسبت نظردهندگان به شرایط انتشارشعرنیز چشمگیر ، وحاکی از«جذٌابیت» شعراست ؛امٌا
نه درباره عنوان شعر ، و نه در باره محتوای اصلی شعر!
این شعر «آنی » دارد که در مقطع شعر آمده است و به صورت یکی ازصناعات ادبی خوانندگان را ، که به خصوص شاید دریک « سپید » چنین انظاری نداشته اند ، به صورتی غافلگیرانه خوش آمده است ، « جذب »کرده است و لقب «جذٌاب » یافته است : صنعت یا خصیصه ای که در ادبیات غربی وجود دارد و درادبیات کلاسیک ایران نیزرایج بوده است ؛ امٌا امروز کمتر متداول است . صنعت ؟
شما بفرمائید !

                    
/
/


نوع مطلب : شعر شناسی  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در باره مهدی اخوان ثالث و شعر هایش

تاریخ:جمعه 9 مرداد 1394-09:44 ب.ظ

منزلی در دوردست

 شعری از 

علیرضا آیت اللهی

 از دفتر آیتِ ایران نوع شعر نیمائی

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۳۸ شماره ثبت ۳۹۱۵۲
  بازدید : ۲۸۰   |    نظرات : ۶۴

منزلی در دوردست
علیرضا آیت اللهی
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۲۳
علیرضا آیت اللهی
 

مهدی اخوان ثالث ( م . امید ) - 1 .    

بین کوته بینان ، کوته فکران ، و حرٌافان حریفی که بدون دانش و بینش کافی در سیستم مجازی فارسی به گمان خود نقد شعر و به طور کلٌی نقد ادبی می نویسند مشهور شده است که :
« شعر رانقد می کنند نه شاعر را » ؛
امٌا مگر چنین چیزی دردنیای نقد ادبی امکانپذیراست و به فرض امکان نیز تا چه حدٌ می تواند صحٌت و اعتبارداشته باشد ؟!.
در نقد شعر شاعران متوفٌی ، و معاصر ، و به خصوص شاعران حیٌ و حاضردو مسیرمتفاوت ممکن است طی شود :
- شناخت شاعر و آنگاه نقد شعر وی
- نقد شعر ، و از آنجا پی بردن به شخصیٌت ومحیط زندگی شاعر
به نظر من درباره شاعران معاصر و به اصطلاح نوسُرا ، نخستین راه بسیار ارجح برراه دوم است ؛ زیرا غالبا" :
- شاعر به مثابه ی یک ریا ضیدان ابتداء به ساکن و ساده انگارانه خود را بروز نداده است ؛ تا منطق و به اصطلاح پیام خود را برساند ؛ بلکه با طرح مسئله و به نوعی تشکیل فرضیه ، و چه بسا قضیه ، خواسته است با پژوهش و بنا به رهیافتی معیٌن ، به یک راه حل و نتیجه نهائی برسد . پس :
شاعر نیز ، گاه نا خود آگاه ، طرح مسئله می کند ، فرضبه می سازد ، و آنگاه بنا بر آن حرکت می نماید .
پدر و پیشروی این طرح شعر در ایران ، و به زبان فارسی ، حکیم عمر خیام نیشابوری است که ما در همین سایت شعر ناب ؛ ازوی گفتگوکرده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که عمر خیٌام :
- مسلمان بوده است 
امٌابرخی معتقدند که وی جبرگرابوده است؛ امٌا بنا به پژوهش ما-فقطنمی خواسته است که هر موضوعی را چشم و گوش بسته و بدون چون و چرا بپذیرد
- به خصوص در متافیزیک
و 
- اصولا" عشق مطالعه در متافیزیک داشته است .
برخی از معاصران چون صادق هدایت و احمد شاملو و تا حدودی مهدی اخوان ثالث تحت تاثیر عمر خیام و نظایر وی قرار گرفته اند و در اینجا به دو طیف اصلی تقیبم می شوند :
- طیقی بیشتر معتقد به جبر مطلق که گاه به مرز خروج از دین کشیده شده اند ؛ مثلهمان هداست و شاملو ..
- برخی که به نظر می رسد نه تنها از دین مبین اسلام ، مذهب شبعه دوازده امامی ، خارج نشده اند (1) در درون این مکتب و با توجٌه به « روش مباحثه در حوزه های دینی ما » به غور و تفحٌص در متافیزیک - دین - و جبر و اختیار پرداخته اند و با همان پیشفرض های پیشگفته .
یکبار دیگر شعر « منزلی در دور دست » از مهدی اخوان ثالث را بخوانیم :
(1) در نیمه دوٌم دهه 1350 که بیشتر مرا یک دانشجوی منتقد اجتماعی و مطبوعاتی می شناختند با برخی از شاعران و هنرمندان در دانشگاه تهران همدانشگاهی و آشنا بودم مثل حمید مصدق که می خواست کتابهائی برایش چاپ کنم و با اصرار زیاد بالاخره شماره تلفنی از اخوان ثالث به من داد که البته به ندرت می توانستم با وی تماس حاصل کنم و حدس می زدم که خشک و ظنین با من برخورد می کند تا سومین بار از سه مرتبه به طور کل که متوجه شد خویشانی گسترده در مشهد دارم و به ویژه خود یزدی هستم ؛ و اوهم خودش را اصالتا" یزدی معرفی کرد که گمان میکردم پدرش ازدهج ( در شرق یزد ) بوده است و حال می خوانم که ازاردکان ) در غرب یزد ) بوده است . یکبار که تلفن زدم خانمی ، که فکر می کردم همکارش باشد ، چون کمی رسمی در باره وی حرف می زد ، گفت : دارند نماز می خوانند ، نیم ساعت دیگر تلفن بزنید . البته این موضوع را وقتی در محل کار سیاوش کسرائی برای وی و محمود مشرف تهرانی ، که آنجامیهمانش بود ، تعریف کردم هردو خند ید ند و من ندانستم و نمیدانم چرا ) .
( ادامه دارد ) 

                    

علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۱۶
علیرضا آیت اللهی
 
مهدی اخوان ثالث ( م . امید ) - 2 .   

در شعر مهدی اخوان ثالث ، « منزلی در دور دست » شاید بتوان نه تنها بنیان ایمانی - مذهبی وی را بازشناخت ؛ بلکه بتوان به حریم گسترده اعتقادات بنیانی وی راه یافت ؛ به ویژه که این سروده سرآغاز دفتر شعر « از این اوستا » ست که به رساله ای تحت عنوان « مؤخره » پایان می یابد که شاید مانیفست اصلی مهدی اخوان ثالث و شعر های وی باشد :
دین را می پذیرد که اگر جز این بود به « معاد » ( منزلی در دور دست = بهشت ؟ ) اعتقاد نداشت :
« منزلی در دوردستی هست بی‌شك هر مسافر را،
اینچنین دانسته بودم ، وین چنین دانم »
قبول وجود خدا در چهارچوب« حق » شناسی ؛ و پذیرش برتری نیکو کاری ، یا به طور کلٌی نیکی که آن را حتی به دورانی باستانی و باستانی ترین دوران دینی ایران یعنی دین زرتشت ، که به تعبیری همان حضرت ابراهیم (ع) است ، می برد .
امٌا بنا به فرضیه پردازی در مطالعه یا غیر از آن ، خود را به تجاهل می زند یا به تجاهل خود اذعان می کند :.
« لیك،
ای ندانم چون و چند! ای دور »
خیٌام و خیٌامیان نیز همین را عنوان می کنند ....
اخوان ثالث نه تنها دین را پذیرفته است ؛ بلکه به صورتی ضمنی به برتری اسلام نیز اشارتی دارد :
تو بسا كاراسته باشی به آیینی كه دلخواه‌ست« 
دانم این كه بایدم سوی تو آمد، لیك
كاش این را نیز می‌دانستم، ای نشناخته منزل!
كه از این بیغوله تا آنجا، كدامین راه
یا كدام است آن كه بیراه‌ست »
کنکاش اخوان ثالث در مذهب است ؛ و راه رسیدن به حق یا راه رستگاری که نمی خواهد چشم بسته و « حسب الامر » چیزی را و آنهم بین اینهمه مذهب !!! بپذیرد که خواجه حافظ شیرازی در باره ی آنها گفته است : « جنگ هفتاد و دو ملٌت همه را عذر بنه - چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند » و البته حال که از هفتاد و دو ملٌت نیز گذشته است و به هزاران ملٌت و مذهب رسیده است ...
تجاهل م . امید در تواضع وی است و تواضع وی در تجاهل یا یهتر بگوئیم اذعان به جهل وی که این جهل سبب کنکاش وی به سوی یافتن راه درست شده است و در این خصوص نه تنها به « اوامر » دیگران وقعی نمی نهد بلکه به صورتی تلویحی به تقبیح کسانی که خود را در درجه ای والاتر از سایر ابناء بشر قرار می دهند می پردازد و انگشت به روی منم های آنان و گزافه گوئی هایشان می گذارد . برای اخوان ثالث « من » و « من ها » ( و از آنجمله خود بزرگ بینی ها و خود برتر بینی ها ) تا زمانی که تبدیل به « ما » ( خرد جمعی ) نشوند در هیچ مذهب و مسیر و مسلکی جائی ندارند و اتفاقا" از همینجاست که تصادمات وی با من ها ، خود بینان ، خود بزرگ بینان و مستکبران شروع می شود .

                  
این مبحث به دلیل رفتار عجیب و غریب مدیران سایت ناب رها گردیده است .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، ، گیتار زخمی ، لیلا رنجبران ، مرداد 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:پنجشنبه 8 مرداد 1394-09:30 ب.ظ

گیتار زخمی/ از دفتر نجوای سیمیا

 شعری از 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 از دفتر نجوای سیمیا نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴ ۱۰:۳۷ شماره ثبت ۳۹۱۱۹
  بازدید : ۲۳۴   |    نظرات : ۴۸

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر لـــــــــــــــیلا رنجبران
آخرین اشعار ناب لـــــــــــــــیلا رنجبران


حرف به حرف


کلمات پشت سر هم می میرند


کمی قبل از سطر آخر


روی  خون آبی کاشی ها منتشر می شوم...


 


نام کوچک مرا به ریشه ی کلمات،


گره ای نابلد بزن.


 


روی ریلهای بخواب رفته ی دفتر


چشم هایم مات مانده،


هجای نام تو شعر است.


بر هجا هجای  زخم من


عقیقی از شعر بیاور.


۹

۳۳ شاعر این شعر را خوانده اند

محمد دهقانی هلان

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ، 

علی دولتی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

مهدی نعیم (خیال)

 ،

سیده لاله رحیم زاده(آلاله ی سرخ) 

، 

علی غلامی

 ، 

رضا نظری

 ، 

امیدمرادی

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

امیر جلالی( ا م دی )

 ، 

علی میرزایی(هیچکاک)

 ، 

کریم لقمانی سروستانی

 ، 

مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

سپیده 

، 

شاهین لقایی(شاهین)

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

محمد رضا نظری(لادون پرند)

 ،

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

مینا علی زاده

 ، 

سعید چرخچی

 ، 

ترانه رفیع نظر

 ، 

لـــــــــــــــیلا رنجبران

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

حسین سعیدی

 ، 

زهرا قمری فتیده

 ، 

امیر جاویدی

 ، 

شاهدخت

 ، 

مجید اسکندری

علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۵۸
علیرضا آیت اللهی
 

نقد محتوائی - تفسیری به شعر   

حضور ذیجود یرکار خانم رنجبران ، شاعره بزرگ و بسیار گرامی    

رنج برآن رنج نِه ، رنج بر آن را بساز
رنج بر این رنج نِه ، رنجبران را بساز

حرف به حرفت گل اند ، زنده و جاوید باد
شمع ِ تو پروانه است ، غنج بر آن را بساز

لیلیِ لیلای شب ، هرچه بگوئی رطب
واژه به واژه بگو ، سنج بر آن را بساز

شعرِتو دریایِ عشق ، شعرِ من ازجورو فسق
ذات خدایت یکی است ، پنج برآن را بساز

بس که طنین دارد این ، لیلیِ دریا ....! ببین !
غرق در این ورطه ایم... ، لنج بر آن را بساز 

کاشی آبی کجاست ؟ شعر عقیقی است سرخ
پس به سرودی به طنج ؛ گنج بر آن را بساز

چشم تو بیدار شد ؟ عشق تو تبدار شد ؟ ...
پس بسرا باز هم ؛ گنج نهان را بساز ... 

                   


پاسخ علیرضا کاشی پور محمدی به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۱۳
علیرضا کاشی پور محمدی
       
پاسخ لـــــــــــــــیلا رنجبران به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴ ۱۷:۳۳
لـــــــــــــــیلا رنجبران
     



نوع مطلب : تفسیر شعر  شعر من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، ، محشر آخر ، مسیحا ، تیر 1394، سایت شعر ناب

تاریخ:شنبه 3 مرداد 1394-11:46 ق.ظ

محشر آخر

 شعری از 

مسیحا(ناجی)

 از دفتر صلیب رنج نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ۱۳:۴۱ شماره ثبت ۳۸۹۳۷
  بازدید : ۴۱۱   |    نظرات : ۱۸۸

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر مسیحا(ناجی)

چند بار مگر دنیا آمدیم ...

كه این همه میمیرم ....




انگار همین فردا بود .سوز سرما تا ته مانده های گور كهنه


ای را در مینوردید ...




هیچ كجا امن نبود ...زمین در هم آمیخته بود ..و كوهها مدام


زیر پایم زمین میخوردند...




تازه فهمیدم چقدر حقیر بودیم ...اما كمی دیر بود.... دیگر


زبان كسی خار نداشت ....




بوی  تعفن شهوت پرستان  پاك نهاد كلافه كرده بود كركسان


خیابانی را ....




دیگر سگی پارس نمیكرد  كه گرگ در دخمه ترسان خویش


زوزه به دادم برسید سر میداد.




داد زدم سهراب  قایقت را نگه دار من از این همه مرگ كه در


كوچه های كلاسیك  شهر سپید مینوازد میترسم ..




سهراب رفته بود حتی فروغ كه بی خیال داشت با جزامیان


وفادارش  الكلنگ بازی میكرد ...چقدر نمیترسید این فروغ ...




هیچ كس مرد نبود هیچ كس زن نبود ..


جز سایه ای از اوهام اندكی اندیشه  در سراپرده ذهن..




تیك تاك دندانهای خورشید كه از سرما بهم میخوردند تنها


منظره آشنای شهر بود ...




كسی به زندگی نمی اندیشید ...هیچ كس در نوبت نان  نبود.....


عده ای شاعر كه سراسیمه به شعرهایشان آویزان بودند...




و نیوتون  را كه از درخت سیبی دار زده بودند ...




انگار ادمها داشتند از درون من  عبور میكردند مثل یك سایه


ای در اوهام خماری یك متعاد   ولی من كه آلیس نبودم ..


من حتی خواب نبودم ..




من به تنهایی خود معتادم  بودم .....  




من روی مرده ها راه میرفتم ..




 همه یكی بود. یكی همه.  تازه خدا هی دورتر میشد ...




تنها مترسك بود كه داشت به همه میخندید ...


تا چشم كار میكرد كلاغ بود ...




ادمها شكم نداشتند ...وحشتناك بود ...


هی گردباد بود كه دفترهای شعر م را كله پا میكرد ..




برای اولین بار داشتم از خدا میترسیدم ...




همه چیز سایه ای بود از هیچ ..




تنها چیزی كه ازش نترسیدم برق دو چشم سیاهی بود كه


  پشت دیواری از  شعر گم شد ..دیگر ندیدمش ...




مادران پریشان داشتند  گوشت دلبندانشان را میجویدند ....




كسی عاشق نبود درست مثل امروز ....




مثل كابوسی بودیم در رویایی كه خداوند می دید ....


نه از سیب خبری بود نه از وسوسه ... حتی درخت هم نبود ...


 

واقعیت ترسناكیست نبودن...




تعبیر بدی داشت زندگی...... چقدر  زود دیر شد ....




چشمانم را مالیدم ...صدایی از دور جاری میشد صدایی


آشنا ...اون صدا من بودم




در شكل پیرمردی كه هی داد میزد فرار كنید قیامت شده 


بلاخره  تمام شد محشره ....




قیامت شده ....قیامتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/




آژانس مسافرتی  تابوت پیما .به مدیریت  مسیحا    تمام


قسط دربست




به علت نزدیكی سونامی قیامت قبلا رزرو فرمایید .




مسافرین محترم لطفا قبل از سوار شدن فرمهای زیر را پر


كنید ...طبق نمونه




نام : انسان     نام خانوادگی : خاكزاده               نام پدر : آدم                  نام مادر حوا             محل سكونت:  كره خاكی  

كشور هستی  جنب  دریای سرخ نرسیده به زهره




توجه فرمایید آوردن هر گونه بار غیر مجاز از قبیل:




حق یتیم ..بیت المال ....خیانت ....بد عهدی .....مال حرام


...حسادت ... خیانت .... ریا .....ظلم به ضعیف ممنوع میباشد .




مسافریت عزیز این سفر برگشتی ندارد پس لطفا با دقت آذوقه و بار مجاز با خود برای طول سفر بردارید:




بار مجاز: صداقت ..سخاوت ..وفاداری ..ایمان ... خوش


خلقی ...بخشش ...عبادت ....




مدارك مورد نیاز جهت راحیتی سفر..




نماز اول وقت ..... پرهیزكاری ....روزه  بی ریا ...قرآن ...




مسافرین محترم در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر به  سایت


.... بقره ..انسان ....التوبه .....حمد .....مراجعه نمایید ..




لطفا قبل از حركت تكلیف ...مال و دارایی .....خانه ...ماشین


....و همه دلبستگی های دیگر را مشخص كنید ..




ظرفیت تا پنجشنبه بعد  تكمیل است ....




توجه : اعضا سایت ناب  از تخفیف ویژهای  برخوردارند . برای ثبت نام




به دفتر هواپیمایی مسیحا مراجعه نمایید ...




در هنگام ثبت نام  1- كارت ملی ..2- شناسنامه باطل شده


..3- پارچه سفید (ترجیحا دو متر 9 )




با آرزوی سفری  بی تروریست و انفجار و چنگال انتحاری نكیر


و منكر




مسافرین محترم لطفا موقع ورود رمز كاربری خود را وارد


فرمایید تا در هواپیما باز شود...  رمز - لا اله الا الله




مسافرین عزیز در پاكت بغل دستتان  مایع سدری كافور


وجود دارد در موقع به هم خوردن حالتون استفاده نمایید.




تذكر... در این سفر مترجم لازم نیست ....حق انتخاب ندارید


....اعتراض موقوف .... تا ثبت پرونده منتظر باشید تا دانلود


شوید

.
..درها بسته چرخها باز حركت انا لا لله انا الیه راجعون.................

من به قیامتم رسیدم مرا حلال كنید دوستان پیش كش دلتان یادگاری از مسیحا ....به درود


 

۱۶

۵۲ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

امیدمرادی

 ، 

علی غلامی

 ، 

قانع دستجردی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

سیده لاله رحیم زاده(آلاله ی سرخ) 

، 

علیرضا حكیم 

، 

صفیه پاپی

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

سکینه تاجمیری (نوا)

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

رضا نظری

 ، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

امیر جلالی( ا م دی )

 ، 

شقایق بنی اسدی 

، 

مسیحا (یاغی)

 ، 

علی میرزایی(هیچکاک)

 ، 

سمانه هروی

 ، 

رضا عزیزی (رهگذر)

 ، 

سیده نفس احمدی

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

رحیم نیکنام

 ،

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

طلعت خیاط پیشه (طلای كرمانی)

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

محمد رضا نظری(لادون پرند)

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

بهرام مهرآوران

 ، 

علی دولتی

 ، 

مینا علی زاده

 ، 

امیرحسین شهبازی

 ، 

سامان سولقانی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

یاغمور

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

حنظله ربانی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

الناز مهدوی

 ، 

زهرا قمری فتیده

 ، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

مهناز نصیرپور

 ، 

الهام راسخی

 ، 

زهرا ضیایی

 ، 

روح اله عسگری

 ، 

محمود محجوب

 ، 

مرضیه دانایی

 ، 

محمد ممبینی

پاسخ علیرضا آیت اللهی به نظر میثم داناییپنجشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۱۲
علیرضا آیت اللهی
 
مسیحا دم چودم آید ، به روح من بیافزاید
به روح من بیافزاید ، مسیحا دم چودم آید
علیرضا آیت اللهی
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۲:۳۲
علیرضا آیت اللهی
 

سلام به مسیحای بزرگ    

سیلی بد نیست ....
خوب است !
با سیلی می توانی صورتت را سرخ نگهداری
حیف که
آبی بین ها
سرخ را بنفش می بینند ! .

بنفش ، رنگ خدعه است
بریک زرد اصیل
زرد را ، و امٌا ، چاره ای نیست جز سرخ ناچاری ...
و بنفش ، خدعه ای است بنام امید
بنام تدبیر!
حالا دیگر سالهاست ....

                  


پاسخ مسیحا(ناجی) به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۶:۴۲
مسیحا(ناجی)
یا استاد بودنتان جز مرحمت الهی چه چیز دیگری میتواند باشد سپاس از خدا برای خلق شما 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، ، در سر خود موی اسب می کارند ، فرحناز راسخ ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:جمعه 2 مرداد 1394-11:38 ق.ظ

در سر خود موى اسب مى كارند!

 شعری از 

فرحناز راسخ 

از دفتر گم گشته نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ۱۲:۲۵ شماره ثبت ۳۸۹۳۵
  بازدید : ۲۰۳   |    نظرات : ۹۴

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر فرحناز راسخ

ایرانم ،وطنم

فرزندان ات  جاى چشمها  دهن مى كارند...

در سر خود موى اسب مى بافند

ونجابت را دور مى زنند...!

و دماغشان را هر روز كوتاهتر مى كنند

تا خاك كنند سلولهاى خاكسترى مغز شان....!

انسان اسیر دست نسیان گشته

افیون در جانش ریشه دوانده 

از خود گریز و مردم گریز

و حرف اول و اخر در روح و جسمش را 

كاغذهاى تنهایى به زبان فریاد خواهد زد

و او فقط نشئه و وامانده....!

با دستانى پر از حرص

پر از سرخى و اماس

تا تسخیر كند حقى دیگر را...!

  ناحق...!

و بر قامت خدا لباس مى fپوشانند

و با بزكى ناهمگون جلف

و بعد به عبادتش مى پردازند

با مراسم و آداب

و در دل مى خندند به او

و وضع میكنند قانون و حكمت را

دوباره براى قرن ها...! 


 


 

۸
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۳۰ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

امیدمرادی

 ، 

فرحناز راسخ 

، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

علی غلامی

 ، 

علیرضا کاشی پور محمدی

 ، 

امیر جلالی( ا م دی )

 ، 

سیده لاله رحیم زاده(آلاله ی سرخ) 

، 

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)

 ، 

احمد خدادادی دهکردی

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

عباس وطن دوست

 ، 

سیدعلمدارابوطالبی نژاد

 ، 

روح اله عسگری

 ، 

میثم دانایی

 ،

بهرام مهرآوران

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

عیسی نصراللهی( تیرداد)

 ، 

قانع دستجردی

 ، 

رضا عزیزی (رهگذر)

 ، 

بهنام مرادی ( بهی )

 ، 

سعید چرخچی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

مهدی حسین زاده

علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۳۶
علیرضا آیت اللهی
 

سلام به سرکار خانم راسخ

شاعر ارجمند و گرامی    

زیبا سروده اید  

به آسیب شناسیاختماعی بسیاربه جائی پرداخته اید  

واقعا" مستفید شدم .  

منتهی من این را غزل نمی بینم ؛ چون :

در قالب غزل به تعاریف شعر کلاسیک نیست  

درشعرسپید نیز از موضوعی عاشقانه نسروده است که غزل باشد  

در محتوا به خوبی مسئله را دیده اید و زیبا توصیف کرده اید .    

احسنت ، احسنت ، احسنت . .... منتهی جوانان ما معلول اند نه علٌت ...و علٌت را باید در آموزش مستقیم و غیر مستقیم ما دید که ...

بهترین ها را برایتان آرزومندم .    

                  
پاسخ فرحناز راسخ به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ ۲۳:۵۵
فرحناز راسخ
درود جناب ایت اللهى عزیز و گرامى
نوع شعر سپید است و من این قسمت را متاسفانه ندیدم و غزل قید شده است 
       
سپاس از شما


نوع مطلب : نقد شعر  تفسیر شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، ، دوستت دارم ، فریبا غضنفری ( آرام ) ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:چهارشنبه 31 تیر 1394-11:20 ق.ظ

دوستت دارم

 شعری از 

فریبا غضنفری (آرام)

 از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۶ تیر ۱۳۹۴ ۲۰:۰۰ شماره ثبت ۳۸۸۸۳
  بازدید : ۱۹۰   |    نظرات : ۳۴

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر فریبا غضنفری (آرام)

دوستت دارم

با همان دستان زخمی و زبرت

با همان شکم برآمده

با نوای خستگی شبانه ات



نگاهت بی رمق است؟

باکی نیست٬

مهربانی در اوست.



دنیای من قلب توست

زمانی که در سینه ات آرمیده ام٬

تازیانه روزگار زخمه ای بر من نمی نوازد.



تو

خورشید پرفروغ زندگی منی

با تو روزهایم به مهتاب نمی رسند



تو

بهار منی

با تو هر روزم نوروز است.



خوشبختی٬ تنفس لحظات باعطر توست.



غرور یعنی من با تو

من فاتح رفیع ترین قله جهانم.



کوه سر به فلک کشیده ام٬

همسرم٬

به تو می بالم.


 

۵

علیرضا آیت اللهی
یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ۱۵:۲۳
علیرضا آیت اللهی
 
دخترم ، بهترین های دنیا برای تو است    .
« دوستت دارم »
زیباست ، زیباست ، بسیار زیباست . زیباترین شعر جهان است : « دوستت دارم » همین و به تنهائی حتٌی ...
« سپید » ی واقعا" سپید است .
زبانش زیباست ...
...و اصل شعر هم همینجاست .
بیانش زیباست .
اندیشه ی پشتش زیباست .
شیوه ی تفکرش زیباست .
مقدمه و مؤلفه اش زیباست ( همین مصراع نخستش که « دوستت دارم » باشد بهترین حُسن مطلع تمام تغزل های جهان است ) .
نحوه ی چیدمان و روایتش محشر است...
جهانی است .
تصویری که ارائه شده است نیز تا حدودی .
عاشقانه است ؛ عشق است .
مهر است ؛ و به خصوص :
وفاست .
سراسر احساس ، سراسر احساس .
چه چیزی زیبا تر ازاین ؟! :
« دوستت دارم
با همان دستان زخمی و زبرت
با همان شکم برآمده
با نوای خستگی شبانه ات
نگاهت بی رمق است؟
باکی نیست »٬
.......
و امٌا یک «سپید بی تقص »؟ گمان نکم ؛ تفاوت سلیقه هائی باشما دارم 
پس : ادامه دارد !

                    

پاسخ صفیه پاپی به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ۱۸:۲۴
صفیه پاپی
  
پاسخ علی دولتی به نظر علیرضا آیت اللهییکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ۲۱:۴۷
علی دولتی
   
پاسخ فریبا غضنفری (آرام) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۴۹
فریبا غضنفری  (آرام)
سلام

فوق العاده سپاسگزارم بابت محبت بی حدی که نثارم کردین
خوشحالم که نوشته ناچیزم به دل شما نشست

بی نهایت ممنونم
مانا باشید   
علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۰۹
علیرضا آیت اللهی
 
اگربه جای شما بودم    
اگربه جای شما بودم به جای « باکی نیست » می نوشتم : « چه باک » . چون فکر میکنم « چه باک » آهنگین تر از « باکی نیست » باشد و درشعر سپید هم که آهنگین بودن بسیارمطرح است ؛ و حتی برخی می گویند یک اصل اساسی است . من فکرمی کنم احمد شاملو در شعر هایش ازاین فن « پس و پیش کردنِ واژه ها » بهره جسته است تا به شعرهایش آهنگ ، یا آهنگ بهتری ببخشد .
اگربه جای شما بودم به جای « دنیای من قلب توست » می آوردم : « دل من ، دنیای توست » چرا ؟ . زیرا :
واژه دل :
- شاعرانه تر از واژه قلب است .
- فارسی تر ازواژه قلب ( اصلا" عربی ) است ؛
به علاوه ، به گمانم شاعرِعاشق ازدل خود می گوید و می سراید و نه از دل یار ؛ پس :
« دل من دنیای توست » : تو در دل من هستی ، در دل من زندگی می کنی ...
و شاید به دنبالش بیاید :
« زمانی که در سینه ام شعله می کشی ...
یا
« زمانی که در سینه ام پرسه می زنی ....
به خصوص که ما در عشق ، « سکون » نداریم ؛ و حتی اگر بیقرار نباشیم همه چیز در حرکت است ؛ اگرچه آرمیدن به معنی رضایت ، کامیابی و آرامش خاطر شما باشد .
مصراع مکملتان در اینجا عالی است ؛ یک تشبیه و یک استعاره بسیارعالی :
« « تازیانه روزگار زخمه ای بر من نمی نوازد
توصیفاتتان از این عشق مقدس ، و در حقیقت بسیار مقدس ، را هممی پسندم ؛ امٌا ؟
( ادامه می دهم انشاء الله )

                    
علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ ۱۸:۳۵
علیرضا آیت اللهی
 
اولین ویرایش شعر سپید بهتر است که فوری باشد   
در توصیف باید دقیق باشیم و آنهم نه موقع سرودن که ممکن است سر رشته کلام به اصطلاح ازدستمان خارج شود ؛ بلکه بعد از یادداشت کردن شعر و اینکه نظرچند نفر را در باره آن جویا شدیم و به ویرایش نشستیم .
اگر لطف فرموده قبول کنید که بنده ی کمترین یکی از آن چند نفر باشم :
خورشید که کم فروغ و پر فروغ ندارد .پس شاید بتوان گفت :
تو خورشید منی ، فروغ زندگی ام .
که هم فروغ وهم زندگی در ساختار توصیف ، زائد می نمایند ؛ امٌا برای وزانت بیشترشعرآمده اند .
و ای کاش تمام مخاطبان شعری به این زیبائی متوجه نکته یا در واقع تشبیه بسیارلطیف و ظریف این مصراع بشوند که : 
« با تو روزهایم به مهتاب نمی رسند »
یعنی اینکه همیشه از نور خورشیدی تو برخوردارم .
بخش بعدی توصیف نیز گرچه چندان آهنگین و شاعرانه نیست ( و موجب تطویل کلام است که این روزها در حوصله ی خوانندگان نیست ....) ؛ امٌا خارج از توصیف هم نیست :
« تو
بهار منی
با تو هر روزم نوروز است.
خوشبختی٬ تنفس لحظات باعطر توست »
که تشبیه موجود در این آخرین مصراع را می پسندم.
« غرور یعنی من با تو » به نظرم زائد می نماید ...
« من فاتح رفیع ترین قله جهانم » یا منم بر بلندای رفیع ترین قلٌه جهان
« کوه سر به فلک کشیده ام » یاای کوه سربه فلک کشیده ام و باز من این دو مصراع آخرین راابدا" ضروری نمی بینم :
« همسرم٬
به تو می بالم »
به نظرم کافی است که بر فراز نام شعر بیاورید : برای همسرم .
مجموعا" عالی است ؛ عالیِ عالی . شما در این سپید زیبا لا اقل به یکی پیام داده اید ؛ و آنهم به زبانی فصیح و بلیغ .... و تاثیر یا نتیجه ی مثبت پیام شما نیز کاملا" محتمل است ؛ نه فقط برای یک مخاطب که شوهر ارجمند و گرامیتان باشند ؛ بلکه چون یک الگو برای بسیاری دیگر ....
سلام بر تو ای منادیِ زیبائی ِ زندگی. نمینویسم که بهترین ها رابرایت آرزو میکنم . چون : « دخترم ، بهترین های زندگی از آن توست . » . افزون باد ..

                  



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، ، ... ، پرستو پور قربان ( آنه ) ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:پنجشنبه 25 تیر 1394-09:24 ق.ظ

...

 شعری از 

پرستو پورقربان (رها)

 از دفتر قانونِ بی وجدان نوع شعر دلنوشته

ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۲۰:۲۱ شماره ثبت ۳۸۶۸۶
  بازدید : ۴۰۶   |    نظرات : ۱۷۶

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
آخرین اشعار ناب پرستو پورقربان (رها)

قانونِ بی وجدان 1


 


زمان،جهان،جان...همگی تهدید است


که دگر رخست کج فهمی نیست


که مرا داغِ فراقت کافی است...


تو اگر یادِ کلامت، درد است


و چنین جای حضورت خالی است


پس دگر جایگهت کلبه ی افکارم نیست....


ای جهان زخم مرا مرهم نیست


ای زمان از حرکت باز بایست.....


شِکوه ام از سر بیکاری نیست


بلکه آن از سببِ هشیاری است


من دلم تنگ از این آبادی است


که در آن ناله ی مرغان هوا،فلسفه ی آزادی است!!


 




قانونِ بی وجدان 2


 


مگر ای باد صبا از خاطرت افتاده ام


که در این سوی دگر قاصدگی نیست؟


یا که ای چرخ زمان ما را تو خود بلعیده ای؟!


 هر چه می جویم مرا از خود اثر نیست!


گویا که هر عان خفته ام


هر دم که بر هم میزنم پلکی،خبر نیست....


کاروان زنده اینجا مرده اند!


از زندگان باید،ولی از مردگان جای حذر نیست ....


 


                   


پ.ن


و این هم نمونه ای از هذیانم هایم! که اندکی بیشتر در 


بند قاعده و اصول کنار هم چیده شده اند...! خندانک


اما این که به کدام قالب میتوانند نزدیک تر باشند،با نقد های


ارزشمندتان مشخص خواهد شد.


بزرگواران و استادان عزیز، شوقِ بی نهایتِ سرودنم را


با نقدها و نظرات ارزشمندتان اوج دهیـــــــــد خندانک


سپاس از بی کران الطافتان.....اندیشه تان آباد مهربانان ....خندانکخندانک

۱۴
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۴۲ شاعر این شعر را خوانده اند

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

امیدمرادی

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

محمد مهدی (هوشیار) فرازمند

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

رشید حیدری(نادرگلی)

 ، 

سیده لاله رحیم زاده(آلاله ی سرخ) 

، 

پرستو پورقربان

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

جوادرحیمی(راحم)

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ، 

رضا عزیزی (رهگذر)

 ، 

علی دولتی

 ، 

علی غلامی

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

سمانه هروی

 ، 

آرش غفاری درویش(منتظر)

 ، 

مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)

 ، 

رضاناظمی

 ، 

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

رحیم نیکنام

 ، 

زهرا ضیایی

 ، 

امیر شمشیریان

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

محمد صادقی راد

 ،

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

میترا دل داده 

، 

سمیه سلطانی (سایه ی عشق)

 ، 

محمد رضا نظری(لادون پرند)

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

خداداد آدینه (آدینه)

 ، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

بانو ابراهیمی(هیما)

 ، 

میثم دانایی

 ،

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

محمد دهقانی هلان

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

محمدعلی جعفریان(عاشق)

 ، 

سپیده

علیرضا آیت اللهی
دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴ ۱۲:۱۳
علیرضا آیت اللهی
 
سلام به دخترم ، دردانه ی سایت ناب   

شعر ، هنراست ، علم نیست ، به خصوص از علوم محض مثل ریاضی که قانون دار باشد و مثلا\\" در آن 2 ضرب در 2 ، در هر زمان و هرمکان و توسط هرکس که محاسبه شود بشود 4 . شعر ، نظری است ، سلیقه ای است و از همین ابتدا من با صنایع شعری که می خواهند شعر را مقیٌد به قوانینی چون بحر و ردیف و قافیه بکنند نه آنکه به طور کامل موافق نباشم ؛ امٌا به طور دربست همموافق نیستم .همین پریروز که من روی سایت بودم غزلی از بحر الغزل که خود را صد در صد مقیٌد به قوانین شعری ( بدیع ، قافیه و عروض ) نکرده اند حدود پنجاه خواننده داشت و غزل شاعری که به رعایت این قوانین پافشاری میکنند فقط حدود ده خواننده ! . بنظرم در شعر نباید صد در صد مقیٌد به قوانین شعری بود . رعایت صد در صد قوانین شعری در اکثر قریب یه اتفاق موارد از زیبائی شعر و نهایتا\\" دلنشینی و دل انگیزی و پذیرش و تاثیر آن بر مخاطب می کاهند . حال ممکن است کامنتی که بنده ذیل شعر شما می گذارم با کامنت آن شاعر تقیٌد گرا و قانونگرا یا بسیاری ازدیگر شاعران متفاوت باشد ؛ و شما را به اصطلاح گیج کند که کدامیک درست می گویند . امٌا با خواندن هریک به یاد بیاورید که اینجا دو ضربدر دو چهارتا نمیشود ؛ در عالم شعر و هنر ، بیشتر سلیقه و نظر مطرح است تا قاعده و قانون ؛ و شما می توانید با پسندیدن نظرات برخی عملا\\" با آنان هم مکتب و هم نظر شوید ؛ و مسیر شعری خود را بیابید .
به نظر بنده کمترین :
از نظر محتوا ، تقریبا\\" تمام سروده های شما غزل و در واقع تغزل اند . تغزل یعنی عاشقانه ... یعنیبروزوالاترین احساسات شخصیِ شاعر .
از نظر شکل تصور می کنم که شما در ابتدا یک نیمائی سرای خوب ، در رده استاد علیرضا کاشی پور محمدی ، بشوید و بعد غزلسرائی چون استاد فاطمه بحرینی ؛ و در جوار آن سپید هایتان را هم داشته باشید ....
همین شعر نخست امروز شما را من تقریبا\\" نیمائی می بینم که ای کاش جناب کاشی پور هم نظر بدهند . هر شعری که کاملا\\" در قالب شعرهای کلاسیک نباشد ؛ امٌا وزن داشته باشد مجموعا\\" و در نظر نخست « نیمائی » محسوب می شود ....
... و باز به نظر من در نیمائی به جای آوردن کاما یاید کلمه یا عبارت را در سطر ( مصراع ، بند ) بعدی بیاورید : مثلا : 
زمان
جهان
جان...
همگی تهدید است
امٌا چون این چهار سطر در واقع در یک سطر هستند ، بنابه یبک متداول نگارش نیمائی ، از کلمه یا عبارت دوٌم هریک را کمی جلو تر می آورید :
زمان
جهان
جان...
همگی تهدید است
البته اگر امکانات فنٌی سایت ، مثل این سایت ، این اجازه را به شما بدهند .
انشاء الله ادامه میدهم . شما که نمیدانم کجا هستید ؛ امٌا من در تهران هستم با گرمای 40 درجه و هوای بسیار آلوده در این حال و در این سنٌ و سال . 

                    
پاسخ پرستو پورقربان (رها) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴ ۱۶:۵۳
پرستو پورقربان (رها)
✿ ✿ سلاااااااااااااااااام و هزاران هزار درود بر استاد عزیزم ✿✿

شعر ، هنراست ، علم نیست

سپاسگزارم استاد،بی اندازه خدا را شاکرم که افتخار آموختن از شما بزرگوار مهربان را دارم ...

✦ ✦حضور شما جناب آیت اللهی عزیز، هماره سبب آرامش و شادکامی من است .... ✦ ✦

سپاس سپاس و سپااااس که حضور پرمهرتان را از کلبه ی
افکار بنده ی حقیر دریغ نمی کنید ...✿◕ ‿ ◕✿

نیمائی قالبی است که به اندازه ی کافی در مورد آن اطلاع ندارم ...لازم شد در این باره هم به مطالعه بنشینم ...

حتما پیرو فرمایشات شما خواهم بود ..."شعر ، هنراست ، علم نیست..."

آموخته ام که شعر جوششی ایست نه کوششی!! و این دقیقا هماهنگ با کلام شماست... آنچه که جوششی است کمتر در بند قاعده و قانون است ...........

و چه ناب است لحظات جوشش و فورانی یک شاعر .............

♥ ♥ ♥ استاد مهربانم شاااااااااااااااد باشید و پاینده ♥ ♥ ♥

╞╟╚╔╩╦ ╠═ ╬╧╨╤╞╟╚╔╩╦ ╠═ ╬╧╨╤╞╟╚╔╩╦ ╠═ ╬╧╨╤

و تو ای حضرت آدم برخیز

که جهان ملک شقاوت شده است...

و زمین جایگه نا امنی

از زر و سیم و خیانت شده است...

دهر آرام گَهِ بی مغزان

و جهالت شَهِ دنیا شده است...

دلم از بابِ جهانم لرزان

که جوانی خمِ شیطان شده است...

کفر می تازد زمان

گویا نجابت خارِ این میدان شده است!!

دلم آشفته از این احوال است

منِ من غرقه ی طوفان شده است....

╞╟╚╔╩╦ ╠═ ╬╧╨╤╞╟╚╔╩╦ ╠═ ╬╧╨╤╞╟╚╔╩╦ ╠═ ╬╧╨╤
پاسخ امیدمرادی به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴ ۱۷:۲۷
امیدمرادی
دراینجا دو ضربدر دو چارتا نمیشود....  
پاسخ محمد صادقی راد(رادحافرس) به نظر علیرضا آیت اللهیدوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴ ۲۰:۵۸
محمد صادقی راد(رادحافرس)
خوش آمدید
    
   
  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۴ ۲۰:۵۳
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
   



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقد ادبی ، نقد شعر ، سپید ، رد پای عدالت ، علی دولتی ، تیر 1394 ، سایت شعر ناب

تاریخ:دوشنبه 22 تیر 1394-11:06 ق.ظ

رد پای عدالت

 شعری از 

علی دولتی

 از دفتر کوتاه نوشته ها نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۲۷ شماره ثبت ۳۸۵۷۴
  بازدید : ۴۸۲   |    نظرات : ۱۲۵

سبک نوشتار
قلم:F
اندازه:  
شعر :       
زمینه:       
دفاتر شعر علی دولتی

سالهاست  


رد پای عدالت


گم شده است


در آن شن زار جهل.


راستی بعد تو


عشق را


با کدام ترازو


 قسمت کرده­اند


این همه سال؟


علی دولتی

۱۶
 ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :  |  |  |  |  | 
۵۳ شاعر این شعر را خوانده اند

فاطمه ضیاالدینی

 ، 

امیدمرادی

 ، 

علی غلامی

 ، 

عباس زارع میرک آبادی

 ، 

رحیم نیکنام

 ، 

علی دولتی

 ، 

عباسعلی استکی(چشمه)

 ، 

پرستو پورقربان

 ، 

فرید عباسی

 ، 

فرهاد مهرابی

 ، 

معصومه عرفانی (عرفان )

 ، 

سیده لاله رحیم زاده(آلاله ی سرخ) 

، 

محمد صادقی راد

 ، 

فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)

 ، 

امیر جلالی( ا م دی )

 ، 

علی اسماعیلی

 ،

سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

 ، 

مهرداد رستم آبادی (مه)

 ، 

سمانه هروی

 ، 

علی میرزایی(هیچکاک)

 ، 

موسی عباسی مقدم

 ، 

محمد جواد پاشایی

 ، 

میثم دانایی

 ، 

فاطمه توکلی

 ، 

یاسین زمانی

 ، 

فروزان شهبازی

 ، 

جعفر جمشیدیان تهرانی

 ، 

منصور شاهنگیان

 ، 

صفیه پاپی

 ، 

منوچهر مجاهدنیا

 ، 

مسیحا (یاغی)

 ، 

شکوفه مهدوی (بهارانه)

 ، 

رضا عزیزی (رهگذر)

 ، 

جواد مهدی پور ( آزاده )

 ، 

قانع دستجردی

 ، 

جوادرحیمی(راحم)

 ، 

مونس ارجمندی

 ، 

علیرضا آیت اللهی

 ،

جمیله عجم(بانوی واژه ها)

 ، 

علیرضا حكیم 

، 

احمد خدادادی دهکردی

 ، 

نجمه طوسی (تینا)

 ، 

سیده نسترن طالبزاده

 ،

رضا نظری

 ، 

سمیرا حاجی کمالی

 ، 

فرهنگ باریکانی (صالح)

 ، 

احمد رشیدی مقدم (گمنام)

 ، 

جعفر محمدی (ضمیرچنارانی)

 ، 

علی ناصری(عین)

 ، 

حسین زینلی گوهری(مکنون)

 ، 

سعید چرخچی

 ، 

فریما محبوبی

 ، 

شاهین لقایی(شاهین)

علیرضا آیت اللهی
شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۰۷:۳۷
علیرضا آیت اللهی
 
تفسیری ازافراغ اندیشه   

«سپید»است .
آئینی - اسطوره ای است؛
و اسطوره دراسطوره :
پس از علی (ع) عدالت افسانه می شود .
«سالهاست 
رد پای عدالت
گم شده است »
و این نیز به دلیل جهل... که یک جامعه با اسطوره ای ابوجهلی را به تصویر می کشد : درجا درشن های جهل...
« در آن شن زار جهل » 
وهمه ی این چندعنصراساسی زندگی بشر درفقدان خوبی ، و زیبائیِ زندگی که عشق نام دارد .
« راستی بعد تو
عشق را »
بااین مقدمه افراغ اندیشه نزد شاعر صورت می گیرد ، به اندیشه کردن می پردازد ، و اندیشه ی خود را رها می سازد :
« با کدام ترازو
قسمت کرده ­اند
این همه سال؟ »
هنر ومهارت شاعر در این است که در همین چند کلمه تمام مخاطبانش را با خود همراه می سازد :
« کدام ترازو ؟ »
ومقید به زمان ؟
« این همه سال »
شاید شاعرپیامی ضمنی دراین شعر دارد ...
امٌا مهم تراین است که مخاطبان خود را درپاسخ به چنین سؤالی به تفکٌر وا میدارد : افراغ اندیشه متقابل ....
...درگستره ی نقطه ی ثقل یا تم شعر که ترازوی عدالت باشد (چون عدالت ، همیشه ودرهمه جا مورد ادٌعا بوده است ) .
درگستره ی زمان ...
درگستره ی مکان

                  
پاسخ فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل) به نظر علیرضا آیت اللهیشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۰۸:۰۵
فاطمه سادات بحرینی(بحرالغزل)
 خـــوش آمدیـــــــــد 
پاسخ رضا نظری به نظر علیرضا آیت اللهیسه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ ۱۵:۲۶
رضا نظری
 
پاسخ فاطمه توکلی به نظر علیرضا آیت اللهیچهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۴ ۰۵:۰۵
فاطمه توکلی
     
    
پاسخ فاطمه ضیاالدینی به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۴ ۰۹:۰۵
فاطمه ضیاالدینی
  
پاسخ علیرضا حكیم به نظر علیرضا آیت اللهیپنجشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۰۰
علیرضا حكیم
  
علی دولتی
یکشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۴ ۰۰:۲۵
علی دولتی
 
درود جناب آیت اللهی عزیز و سپاس از شما و سایر دوستان بابت توجه به شعر "رد پای عدالت" 
     

علی (ع ) آمده بود تا در فضای جامعه اسلامی « عدالت » را طنین اندازد و همه جلوه ها و ابعاد آن یعنی عدل اقتصادی عدل سیاسی عدل اجتماعی و عدل اخلاقی را به تجلی درآورد. از همان ابتدا با رنج و درد و تحمل جهل و جمود مواجه گشت كه همواره جان او را خست و شیرازه تدبیرهایش را گسست . علی با تیغ « جهل » كشته شد و به وسیله جاهلان و متحجران » و در « مسجد » و در حال « نماز . وقتی در گوشه ای از جامعه اسلامی خبر كشته شدن امام (ع ) را در مسجد و در حال نماز شنودند با تعجب و شگفتی پرسیدند : مگر علی نماز هم می خواند!!! 
یكی از رنج های بزرگ و طاقت فرسا كه همواره جوامع اسلامی را با مشكل و مانع مواجه ساخته و آزادگان و فرزانگان را به غربت نشانده و در اندوه فرو برده و خانه نشین نموده و یا از حضور و فعالیت جامع و فراگیر و متناسب با دانش ها و بینش ها و تدبیر و تجربه ها و مدیریت های كارآمد و تاثیرگذارشان بازداشته و به حداقل نقش آفرینی رسانده است فقدان « شناخت و بصیرت و آگاهی » و حضور« جهل و جمود و تحجر » است . جهل رنجی اندك نیست و عارضه ای كوچك به شمار نمی رود و مانع و مشكلی حقیر و سست نمی باشد. 
این رنج بزرگ از صدر اسلام و با فعالیت مخرب جاهلان و قشری گرایان آغاز گردید و تا امروز در قالب طالبان و داعش ادامه دارد و همچنان مشكل و سختی می آفریند و از رشد و پویایی باز می دارد و مانع وسعت تلاش های صادقانه و سازنده وارستگان و آزادگان فكور و بصیر می شود كه از مشاهده تنگناهای فقر و محرومیت در زندگی مردم مغموم و اندوهناكند و به عدالت می اندیشند و جستن راه های تحقق عینی آن در همه ابعاد و جلوه ها به منظور آماده كردن زمینه های مساعدی كه هم معرفت های دینی را به تزاید می رساند و هم سلامت معنوی می آفریند و هم سعادت مادی و رونق اقتصادی به بار می آورد. 
جهل به درد و بیماری فرسوه و كهنه ای می ماند كه سالهای مدید از عمر آن سپری گشته و در مان آن سخت و دشوار گردیده و هر روز در مملكت وجود پیشروی می كند وزیان و خطر می آفریند. جامعه مبتلا به جهل و فعالیت های ناسالم و فاسد جاهلان به همان پیكری می ماند كه غده ای سرطانی درحال نفوذ و چنگ اندازی به همه یاخته ها و سلول ها برای فروپاشی و انهدام آن می باشد و تا مرگ و نابودی كامل همچنان شتاب می گیرد و آسیب می آفریند. 

در غیاب عدالت است که : 

نهان گشت کردار فرزانگان 
پراگنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادویی ارجمند 
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز 
به نیکی نرفتی سخن جز به راز

فردوسی 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...